در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما قرار نیست برای «خانهداری» کردن حتما خانهدار به دنیا آمده باشید تا بدانید چه باید کرد. از خروسخوان سحر تا آخر شب جارو -خاک انداز دستتان باشد و بروبید و بشویید و از این کار لذت نبرید. اصلاً اگر از کاری لذت نمیبرید کنارش بگذارید. اگر حوصله آشپزی ندارید،غذا نپزید که خودتان بهتر میدانید غذای خوشمزهای نخواهد شد. چون هر چه از دل برآید بر دل مینشیند دیگر، نه؟ حالا میخواهیم در این گزارش به شغل شما دخترها و عده کمی از شما پسرها در تابستان بپردازیم.
اگر بخواهم یک تعریف علمی از خانهداری ارائه کنم باید بگویم به مجموعه کارهای مربوط به گرداندن امور یک خانه، خانهداری میگویند. عجب تعریفی! کارهایی مثل آشپزی، نظافت خانه، شستشوی ظرفها و لباسها، اتوکشی، تربیت بچهها و حتی باغبانی و خرید منزل هم بخشی از امور مربوط به گرداندن خانه و زندگی هستند.
قدیمترها انجام کارهای خانه سختتر از امروز بود. آب گرم لولهکشی وجود نداشت. خیلی قدیم تر سینکهای ظرفشویی در واقع بستر رودخانهها بودند یا لگنهای بزرگی که احتمالا از آب چاه پر میشدند. البته بعدتر از آن دنیا پیشرفت بیشتری کرد و زنها و دخترها در جایی که اسمش را از مطبخ به آشپزخانه تغییر داده بودند، ظرف و ظروفشان را میشستند و آبگوشتشان را بار میگذاشتند. بعد به سرعت جارو را دستشان میگرفتند، پارچهای دور سر و روی دهانشان میبستند و تمام سوراخ سنبههای خانه را از شر گرد و خاک راحت میکردند.
چیزی که وظیفه خانمهای خانهدار را سختتر میکرد انجام همزمان وظیفه بچهداری بود.
زندگی شهرنشینی اوضاع را در حوزه شغل خانهداری تا حد زیادی تغییر داد. زندگی در شهر، تحصیل و شکلگیری نوع جدیدی از ارتباطات، در فرهنگ خانوادهها تاثیرات زیادی گذاشت و وظایف خانه را که روزگاری فقط زنها به عهده داشتند، بین اعضای دیگر خانواده تقسیم کرد.
خانهداری مدرن
برای خانهداری در دنیای مدرن هم تعریفهایی وجود دارد. دیگر قرار نیست خانه دارهای قرن بیست و یکمی علاوه بر اینکه تعداد زیادی بچه به دنیا میآورند، صبحشان را با غرولندهای مردی که میخواهد برود مزرعه یا راننده تاکسی است شروع کنند و سر اینکه نان صبح شان «داغ نیست، که حتی بیات هم شده»، غرولند دم دستی مخصوص صبحشان را هم بشنوند. این شیوه خانهداری، امروزه منسوخ شده و دیگر زنها میدانند که میتوانند خانهداریشان را به عنوان یک کار دارای ارزشهای اجتماعی جلو هر غرولندی علم کنند.
این روزها دیگر مردها دستکش دستشان میکنند و ظرف میشویند و اسمشان هم «زی ذی» نیست. خیلی از مردها میدانند که چطور باید پوشک بچه شیرخواره را عوض کنند و اگرچه قورمهسبزیهایشان خوب جا نمیافتد، اما از سر هم کردن هیچ گونه قاطی پلویی که به اسم غذای جدید به خورد دیگران میدهند فروگذار نمیکنند.
علاوه بر تغییرات فرهنگی که در تفکر جوامع انسانی نسبت به «کار در خانه» ایجاد شده است، این روزها خانهداری با یک سری تکنولوژیها در هم آمیخته شده و این کار طاقت فرسا را به یکی از سادهترین امور روزانه تبدیل کرده است.
مایکروویو، تستر، ماشین ظرفشویی، ماشین لباسشویی، جارو برقی، پلوپز، مخلوط کن و دهها دستگاه دیگر که به قدم اختراع مبارک ادیسون کار خانهداری را به یک سرگرمی گران تبدیل کرده است.
استفاده از وسایل برقی علاوه بر اینکه کار را سادهتر و خستگی را کمتر میکند، از نظر زمانی میتواند شما را ساعتها جلو بیندازد. مگر یک خانم خانهدار، در شبانه روز چقدر وقت دارد که بخواهد به جز تمیز کردن خانه، ظرف و لباس شستن و غذا پختن کار دیگری بکند؟ کارهایی که با این ماشینهای همه کاره، با زمانی چند برابر کمتر از قبل انجام میشوند.
اگر در روزگاران قدیم کسی برای دستهای ظریف زنانهای که در میان آب و کف و صابون روز به روز زبرتر و زمختتر میشد دلش نمیسوخت و به قول معروف برایش تره هم خرد نمیکرد، دیگر این روزها باید برای راحتی دستها قیمت بالایی پرداخت. منظورم خرید وسایل برقی آشپزخانه است که واقعا گران هستند.
علاوه بر ذخیره زمان، این ابزارهای برقی زحمات شما را هم به حداقل رساندهاند. فقط کافی است دکمه روشن و خاموش موتورها را بزنید و حواستان باشد که مثلا ظرفها را حتما پیش از گذاشتن در ماشین از تکههای غذا تمیز کنید، تایمر پلوپز را تنظیم کنید یا اینکه به موقع دکمه خشک کن ماشین لباسشوییتان را بزنید.
گاهی به نظر میرسد ماشینها کار را برایمان پیچیدهتر میکنند و تمرکزمان را به هم میریزند، اما جای نگرانی وجود ندارد. ما در دنیایی زندگی میکنیم که مغزهای متفکر هر روز چیز جدیدی در زمینه امور خانهداری اختراع میکنند. این روزها خانهداری مدرن با رباتهای خانه دار کار بسیار سادهای به نظر میآید.
ربات «پیشخدمت» کمک خوبی برای خانمهای خانه دار است. کافی است نمکدان را کف دستش بگذارید. او راهش را به سمت جایی که نمکدان باید برده شود میداند. این ربات حتی به مهمانها خوشامد هم میگوید و آنها را به محل پذیرایی راهنمایی میکند. آلمانیها حتی پا فراتر گذاشتهاند و نمونه آزمایشی ربات خانهداری را به بلندی یک متر و 45 سانتیمتر ساختهاند که میتوانید او را با صدایتان کنترل کنید.
خانهداران واقعی
خانهداران واقعی که نمونه جوانشان این روزها کم پیدا میشود، اصول و آدابی را میدانستند که امروز دخترها دیگر ضرورتی برای انجامشان نمیبینند. این اصول از قلقهای بهتر جارو کردن شروع و تا پختن غذاهای سخت و حتی رسیدن به مقام دست بردن در دستور پخت غذاها را شامل میشد.
مادرهای ما و مادران هم نسل آنها جزو آخرین دسته خانهداران واقعی هستند که به چشم خودشان انقراض این شیوه زندگی را میبینند. ذهن کودکی و نوجوانی ما پر است از خاطراتمان، از خانههای همیشه تمیز و سفرههای نهاری که به موقع پهن میشد، غذاهای با طعم واقعی، مخلفات ثابت سفره مثل سبزی تازه، ماست تازه و نان تازه، پارچ بلوری که یک یخ درشت در آب آن در حال تابخوردن است، لباسهایی که همیشه بوی تمیزی میدادند و کیفهای مدرسه که موقع بیرون رفتن از خانه به دستمان داده میشد.
مادرهای ما خانهدارهای واقعی بودند. منظورم از واقعی یک جور نگاه سنتی به بحث خانهداری است. مفهومی که امروز جای اصطلاحی به نام «خانهداری» را میگیرد، با معنای سنتی آن فاصله بسیار زیادی دارد.
مثلا خانهداری در معنای سنتیاش شاهد هیچ گونه مشارکتی از طرف مرد خانه نبود. همانطور که هزار بار این داستان را شنیدهاید آن زمانها مرد فقط در بیرون از خانه کار میکرد. این زن خانه بود که همه امور منزل را به قول معروف رتق و فتق میکرد و چون کار دیگری برای انجام دادن نداشت خانه را هر بار به شکل جدیدی میچید و دستور پخت غذاهای جدید را از در و همسایه و فامیل میگرفت.
البته تا شما چشمتان را باز کنید زنها از خانه بیرون آمده بودند، دانشگاه میرفتند و کار میکردند. اگر علاقهای هم به داشتن دستور غذاهای جدید در آنها وجود داشت، حالا علایق مهمتری بودند که وقت بیشتری را هم میطلبیدند. خانهداری واقعی مفهومی است که دیگر نمیتوانید انتظار تولد دوبارهاش را داشته باشید.
خانهدارهای پرمشغله
بعضی از خانهدارها بسیار پر مشغله هستند. یا نقاشند یا به صورت حق التحریری روزنامه نگاری میکنند یا اینکه وقتشان را صرف نوشتن و ترجمه کردهاند. گاهی ممکن است برای اینکه دستشان توی جیب خودشان باشد در جایی به صورت پاره وقت زبان درس بدهند یا اینکه در کلاسهای فن بیان برای تکمیل دورههای بازیگریشان شرکت میکنند، اما این را هم همیشه به یاد دارند که خانهداری آش کشک خاله است و راه فراری از آن نیست.
این دسته از خانهدارها شیوههای مخصوص خودشان را برای کار در خانه دارند. برای ظرف شستن و لباسها را پهن کردن روشهای سریع و مرموزی دارند و غذا پختنشان طوری است که در کمترین زمان ممکن بتوانند پایشان را از آشپزخانه بیرون بگذارند و خودشان را به کار مورد علاقهشان مشغول کنند.
البته این شیوه معمولا با کثیف کاری زیاد، شکستن ظرف و ظروف آشپزخانه، عجیب و غریب شدن طعم غذا، ایجاد سر و صدای بسیار و گاهی سوختن و جزغاله شدن همه زحماتشان روی اجاق گاز همراه است، اما از آن گریزی نیست. اینها اتفاقاتی هستند که میشود اسم «درس عبرت» را رویشان گذاشت. این حوادث هر روز در زندگی این دسته از خانه دارها در معرض وقوعاند.
شستن همه چیز و مخصوصا پردهها از بزرگ ترین عذابهای روزگار به حساب میآیند. گاهی ممکن است مساله شستن آنقدر با روحیات آنها درگیر شود که مجبور شوند مثلا بعضی لباسها را که مدتها از کثیفی شان گذشته دور بیندازند یا اینکه پردهها را پایین بیاورند و جایشان را با پوسترها و نقاشیهای خودشان پر کنند و زحمت شستنش را از دوش خودشان بردارند.
حتی راههای سادهتری هم وجود دارد. لازم نیست حتما یکی از آن پردههای ضخیم و بزرگ سلطنتی جلوی پنجره آویزان باشد و برای هر بار کنار زدنش هزار وات انرژی مصرف کنید. میتوانید در یک ابتکار کم خرج، کمزحمت و بسیار زیبا یکی دو تا از آن روسریهای خیلی بزرگ جمعه بازاری تان را که معمولا در بساط همهمان هم پیدا میشود با پونز به دیوار بالای پنجرهها آویزان کنید. به این ترتیب شما یک پرده چند تکه، زیبا و قابل حمل و نقل و شستشوی آسان دارید.
با وجود همه تهمتهایی که به این دسته از خانهدارها زده میشود، آنها هم به هر حال یک جورهایی خانهدار به حساب میآیند. ممکن است کارها و رفتارهایشان چندان با معیارها و آرمانهای مفهوم خانهداری جور در نیایند و لقب «کدبانو» را نشود به آنها نسبت داد، اما کسی نمیتواند انکار کند آنها دارند کارهای خانه را به روش آزمون و خطا و گاهی بسیار خلاقانه انجام میدهند.
سیما دهقان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: