در ایران نیز با توجه به آمارها متوسط مصرف آب بیش از منابع است و البته در نقطه بحرانی قرار دارد. این شرایط در برخی مناطق همین امروز نیز بحرانی است و در بعضی مناطق هم مدتهاست از مرز بحران عبور کرده و فرابحرانی شده است. از اینرو توجه به تامین آب و حفظ منابع موجود و بویژه بازیافت منابع مصرف شده و بازگرداندن آن به چرخه طبیعت در دورهای معین میتواند آینده روشنتری برای کشور رقم زند.
متاسفانه با وجود واقع شدن کشور در منطقهای کمآب و با پیشبینی شرایطی بحرانی هنوز هم آب در اذهان عمومی کالایی معمولی و بیارزش محسوب شده و فرهنگ حفظ و نگهداری آن هنوز از جایگاه مهمی برخوردار نیست. با اینکه طی دهه اخیر تلاشهای فراوانی صورت گرفته و تغییرات مهمی در فرهنگ عمومی مردم قابل لمس و مشهود است، اما هنوز هم مشکل تامین آب حل نشده است.
از طرفی نرخ رشد جمعیت به طور طبیعی و گسترش شهرها و توسعه جغرافیایی آنها تقاضای مصرف منابع آب را در کشور افزوده و شرایط بحرانی در بخش آب را نزدیکتر و به جامعه تحمیل میکند. براساس آخرین آمارهای موجود تا سال 1384 جمعیت تحت پوشش شبکه آب در کشور در شهرها حدود 5/45 میلیون نفر و در روستاها7/21 میلیون نفر بوده و به این معناست که در شهرها 2/89 درصد و در روستاها 3/65 درصد از پوشش آب شرب برخوردارند.
این خود بیانگر آن است که با وجود تلاشهای بسیار، شرایط مطلوبی از نظر پوشش جمعیتی در کشور وجود ندارد و هنوز بخشهایی از جمعیت کشور از دسترسی به منابع آب محروم هستند.
امروزه با اینکه در زمینه احداث سد در کشور رشد قابل توجهی به وقوع پیوسته و توان فنی ذخیرهسازی منابع آب جاری کشور که پیش از این به دریا ریخته میشد و به هدر میرفت و امکان ذخیرهسازی و مدیریت نداشت مهیا شده است، اما این تحول بدون عنایت به برنامهریزی برای توزیع مناسب و بازیافت آب، شرایط بحرانی در بخش آب را کاهش نمیدهد.
اصولا توزیع مناسب و به موقع آب به ایجاد شبکههای توزیع و پاییندستی سد نیاز دارد که در این زمینه البته کم کار شده و در سالهای اخیر نیز برنامهریزیهایی برای ایجاد تاسیسات پاییندست سدها شده که متاسفانه هنوز آمار و اطلاعات روشن و دقیقی از آنها منتشر نشده است. فقدان برنامهریزی و تهیه طرحهای آمایش سرزمین و اجرا نکردن آن به آینده نامعلومی در مناطق روستایی و کشاورزی کشور منجر شده که سرنوشت شهرهای بزرگ امروز را در این مناطق نوید میدهد.
با وجود تمام برنامهریزیها اما هنوز صنعت آب در کشور همانند بسیاری از بخشهای خدماتی که تحت کنترل و مدیریت دولتی است، اقتصادی نیست. براساس گزارش سازمان آب و فاضلاب کشور در سال 1385 متوسط هزینه تولید یک مترمکعب آب شهری در شرایط واقعی 2 هزار و 56 ریال بوده، در حالی که براساس هزینههای دفتری، هزینه یاد شده یکهزار و 163 ریال بوده است.
براساس همین گزارش، متوسط هزینه تولید یک مترمکعب آب در روستاهای کشور نیز 2 هزار و 555 ریال محاسبه شده که هزینه دفتری در سازمانهای آب و فاضلاب کشور 2 هزار و 335 ریال محاسبه میشده است.
تفاوت قیمت واقعی با قیمت و هزینههای پیشبینی شده در بودجههای دولتی یک معضل مهم و اساسی است. دولت با محاسبه نکردن قیمت واقعی آب در بودجههای سالانه در حقیقت بیارزش بودن آب را با وجود ارزش واقعی آن در اقتصاد کشور تزریق کرده، بنابراین محاسبه ارزش واقعی آب در چرخه اقتصاد کشور فرآیندی است که باید با دقت و شدت دنبال شود و با حرکت به این سو اقتصاد این بخش را سالمسازی کرده تا از این رهگذر امکان مدیریت دقیق و کارشناسانه در زمینههای لازم مهیا شود.
این مساله صرفا به معنای افزایش قیمت برای مصرفکنندگان نبوده، بلکه با اعمال این روش ارزش واقعی آب در اقتصاد و بودجههای دولتی محاسبه شده و این کالای بیبدیل و پرارزش از منظر اقتصادی باارزش حقیقی محاسبه شده و به این ترتیب برنامهریزیها و طرحهای در دست اجرا ارزش و بازده واقعی خود را در عرصه اقتصادی کشور نشان خواهند داد و لذا دیگر طرحهای آب و فاضلاب کشور مورد بیمهری و کمتوجهی واقع نخواهند شد.
دکتر فریبرز درجزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم