در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قدم زدن در خیابانهای صداوسیما در لحظات نزدیک افطار، حال و هوای دیگری دارد. روز شنبه 7شهریور از روزنامه جامجم برای تهیه گزارش از پشت صحنه برنامه ماه عسل به صداوسیما رفتم. بعد از طی مسیری که ترافیک سنگین موقع افطار را پشت سر میگذاشت، بموقع به محل قرار با پیام ابراهیمپور، تهیهکننده برنامه و دیگر عوامل رسیدم. با نزدیک شدن به استودیو 11؛ استودیویی که ماه عسل در آن ضبط میشود، مسائل مختلفی از ذهنم عبور میکرد. قبل از ورود به استودیو در طبقه همکف ساختمان تولید انگار همه شبکهها با هم ادغام شده بودند. علی درستکار، مجری برنامه «این شبها» مشغول صحبت با سردار رویانیان بود که به اتفاق همسرش مهمان برنامه «نان و ریحان» بودند. داریوش فرضیایی (عموپورنگ) هم بعد از تمام شدن برنامه کودک که راهی منزل بود، با دیدن سردار به این گروه ملحق شد که این جمع با اعلام ساعت پیام ابراهیمپور خیلی سریع متفرق شدند و هریک به سمت استودیوی برنامه خود حرکت کردند.
در کنار استودیو 11 اتاقکی بود برای جمع شدن گروه برنامهساز در کنار هم و مرور آنچه قرار بود در برنامه بازگو شود. در حین رفتن به استودیو در راهروی منتهی به استودیو 11 احسان علیخانی، مجری و یکی از تهیهکنندگان برنامه ماه عسل با دیدن پیام ابراهیمپور، دیگر تهیهکننده برنامه، درباره بخشهای مختلف برنامه با هم مشورت کردند. من هم تا شروع برنامه 15 دقیقهای فرصت داشتم که در این فرصت، با پیام ابراهیمپور، درباره برنامه صحبت کردم.
در حین گفتگو با تهیهکننده، متوجه تعجب عوامل برنامه شدم که بهتزده به مهمان برنامه که از در وارد شده بود نگاه میکردند. بله، مهمان برنامه مرتضی مهرزاد با 2 متر و 50 سانتیمتر قد، بلندترین مرد ایران، مهمان برنامه هم رسیده بود. به اتفاق مادر و خاله و شوهرخالهاش که به نوعی تکیهگاه حرکت مرتضی بودند. مادر مرتضی با چهرهای که در آن مهربانی و نگرانی موج میزد، نمونه بارز یک مادر فداکار را به نمایش میگذاشت. مرتضی به دلیل این که عصایی در حد و اندازه خودش نداشت، با تکیه به مادرش حرکت میکرد که به گفته علیخانی، مرتضی به جای این که عصای دست مادر باشد، مادرش عصای دست اوست.
پیام ابراهیمپور با دیدن مرتضی مهرزاد، که مهمان برنامه روز شنبه ماه عسل بود، درباره چگونگی انتخاب مهمانان برنامه گفت: پیش از شروع ماه عسل فهرستی شامل 40، 50 نفر مهمان پیشنهادی آماده و تحویل شبکه شد که از میان آنها تعدادی انتخاب شدند که با همفکری گروه، با توجه به جذابیت رسانهای و خواستههای مخاطبان این افراد نهایی میشوند. ابراهیمپور در ادامه گفت: هر روز دوستان و همکاران و حتی مردم، افراد مختلفی را معرفی میکنند که به دلیل ازدیاد سوژهها و افراد کار انتخاب ما هم سخت میشود و ما برای حل این مشکل قرار شد به زندگی این افراد نزدیک شده و از شرایط زندگی آنها تصاویری تهیه کنیم و بر اساس فیلمهایی که از این افراد تهیه میشود، مهمانان انتخاب و به برنامه دعوت میشوند. تهیهکننده ماه عسل در ادامه یادآور شد: مثلا مهمان امروز ما 7 سال بود که خودش را در خانه حبس کرده و با همه کس و همه چیز قهر کرده بود و ما با توجه به شرایط خاصی که او دارد تصمیم گرفتیم با دعوت کردن مرتضی به برنامه او را با دنیای بیرون آشتی دهیم. همچنین ابراهیمپور درباره اجرای احسان علیخانی گفت: من خودم هم کار اجرا انجام میدهم، به همین دلیل میدانم چقدر سخت است که مجری برنامه زنده، تهیهکننده برنامه هم باشد اما احسان علیخانی چون کارش را بلد است و تمام فنون این حرفه را میداند، میتواند از عهده همه کارهایی که به او واگذار شده است، برآید. او 6 سال است به نحو احسن با ماه عسل همکاری میکند. توانایی دارد یک ساعت برنامه را 40دقیقهای تمام کند یا 40 دقیقه برنامه را تا یک ساعت ادامه دهد.
سر ساعت 19 برنامه با صدای آمادهباش عذرا آبزری منشی صحنه آغاز شده و طبق برنامهریزی مهرداد طاهری، کارگردان برنامه قرار شد ابتدا دعای فرج با صدای احسان علیخانی بدون تصویرش پخش شود و در ادامه علیخانی برنامه را با شعری آغاز کرد: میگن برگ سبز درخت، معرفت آفریدگار است، اما برگ زردش....
برنامه ماه عسل آغاز شده بود و 4 دوربین از زاویههای مختلف تصاویر موردنظر را میگرفتند تا بتوانند تنوع لازم را به برنامه بدهند.
اما این کادرهای زیبا هیچکدام نمیتوانستند جای حسی را که چهره مجری به مخاطبان القا میکرد، بگیرد. علیخانی رودرروی مرتضی و مادرش نشسته بود و با آنها صحبت میکرد. چشمان پراشک علیخانی نشان میداد که از این رودررویی منقلب شده است. اشکهای او از روی تظاهر نبود، چون مانند اشکهای او، در آن سوی استودیو از چشمان دیگر عوامل هم جاری بود. علیخانی داشت با کلماتش مرتضی را وادار میکرد تا به پرسشهای او پاسخ دهد و بگوید چرا 7سال خودش را در خانه حبس کرده، چرا لحظهای در این سالها به مادرش فکر نکرده که با چه دشواریهایی روبهرو بوده و چه سختیهایی را تحمل کرده است.
علیخانی از مرتضی میپرسد چرا به جای پررنگ کردن ناتوانیهایت از تواناییهای خودت استفاده نکردهای و مثلا تلاش نکردهای در مسابقههای پارالمپیک راه پیدا کنی؟
برنامه در جریان است و علیخانی با مرتضی در حال صحبت کردن است اما همه برنامه ماه عسل آن چیزی نیست که به روی آنتن میرود.
در پشت صحنه، اتفاقات جالبتری در حال رخ دادن است. تلفنهای برنامه مدام زنگ میزنند. مردم با مرتضی و مادرش همدردی میکنند.
یک نفر تماس میگیرد و اعلام میکند که مرتضی و مادرش را به زیارت کربلا میفرستد، اما کفاش تبریزی حواسش جمعتر از بقیه است، علیخانی در جایی از برنامه دلیل این که مرتضی با دمپایی به برنامه آمده است را چنین عنوان میکند: تاکنون هیچ کفاشی حاضر نشده است برای پاهای بزرگ مرتضی کفشی بدوزد، اما کفاشی تبریزی به برنامه زنگ میزند و اعلام میکند برای او کفش خواهد دوخت.
این کفش از بزرگترین کفشهای دنیا خواهد بود که با یک دنیا مهر پاهای بزرگ را پناه خواهد داد، تا دیگر افسوس نداشتن پاپوش را نچشند. پزشک هوشمندی همکلام علیخانی را دریافت کرده است که از پزشکان کشور خواسته تا برای بیماری مرتضی فکری کنند و او را در درمان یا هزینه درمان یاری دهند. در پشت صحنه ماهعسل توانمندان دست نیازمندان را میگیرند و انسانیت خود را به نمایش میگذارند و اصل و ذات تولید برنامهای مانند ماهعسل همین است:
چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار
در همین حین، فضلالله شریعتپناهی مدیر گروه اجتماعی شبکه 3 و ناظر پخش در استودیو حضور دارد تا مبادا کوچکترین مشکلی برای برنامه پیش آید.
او سالهاست برنامه ماه عسل را حمایت میکند. از او درباره تداوم برنامهای مانند ماهعسل پرسیدم و او گفت: با توجه به این که در سالهای گذشته برنامه ماه عسل یکی از بهترین ویژهبرنامههای افطار شناخته شده، دوستان پیشنهاد دادند این برنامه دوباره تکرار شود با همان اسم، چون مردم نسبت به این اسم ذهنیت خوبی دارند، که اگر اسم عوض شود، برنامه کاملا تحتالشعاع قرار میگیرد. من هم با توجه به استقبال مردم و مطلوبیت برنامه دلیلی نمیدیدم این برنامه نباشد، البته اجرای آقای علیخانی تاثیر زیادی در موفقیت ماه عسل دارد.
شریعتپناهی دلیل خاص بودن موسیقی تیتراژ برنامه ماه عسل را صدای مهدی یراقی دانست و گفت: مخاطبان صدای این خواننده را کمتر شنیدهاند، به همین دلیل برای آنها جذابیت دارد.
ناظر پخش برنامه ماه عسل یکی دیگر از دلایل موفقیت برنامه ماه عسل را انتخاب یک کارگردان ثابت برای آن دانست و گفت: کارگردان یک برنامه ظرایف کار را از نظر فنی بهتر میشناسد و در این شبها که به طور ثابت از آقای طاهری استفاده کردیم با کار آشنا شده و در طول برنامه راحتتر کار میکند.
دکور برنامه ماه عسل همه سالها جذابیت خاص خود را برای مخاطب داشته است، اما امسال دکور این برنامه نتوانسته نظر مخاطبان را با خود همراه کند، ولی پیمان قانع طراح دکور ضمن رضایت از کار امسالش در برنامه ماه عسل گفت: رنگهایی را استفاده کردیم که شادی و انرژی را به مخاطب القا کند. من اعتقادی به این گفته ندارم که برای القای روح معنویت باید از رنگهای تیره استفاده کرد! البته قبول دارم دکور امسال به جذابیت دکور فیروزهای 2 سال گذشته نیست، اما آن سال ما مکان خوبی داشتیم، استودیو 14 فضای خوبی بود که بتوانیم دکور لازم را در آن بسازیم، اما امسال این استودیوی کوچک به دو بخش تقسیم شده و دست ما را بسته است. ما در این دکور فضا را به گونهای طراحی کردهایم که به فضای جوان و شادابی بیشتر نزدیک شویم. احسان علیخانی صحبتهای قانع را کامل کرد و گفت: امسال هنوز به دکوری که مد نظرمان است نرسیدهایم. اما طراح دکور هم هنوز دست از خلاقیت برنداشته و در حال کامل کردن دکور است.
برنامه با همه هیجاناتش به دقایق آخر نزدیک میشود. اما یک ساعتی که من در استودیو و فاصله چندمتری این برنامه به تماشای آن مشغول بودم، خیلی زود گذشت. اما شاید باورتان نشود که چهره سراسر نگران مادر مرتضی در انتهای برنامه، تبدیل به موجی از امید و لبخند و شکوفایی شده بود؛ طوری که انگار با یک شخصیت دیگری روبهرو شده بودیم. قدمهای مرتضی بلندتر از یک ساعت قبل بود، دیگر از سنگینی جثهاش بر دوش مادرش کم شده بود. با هم بر سر سفره افطار نشستیم. آقای علیخانی مدام میگفت: مرتضی آمادهباش میخواهیم برویم پیش علی کریمی، علیخانی میخواست در اولین گام یکی از مهمترین آرزوهای مرتضی را برآورده سازد و او را ببرد تا از نزدیک کریمی را ببیند و به اولین آرزوی فوتبال خود برسد.
سر سفره افطار علیخانی میگوید: این بهترین افطاری است که میخورم، چون کنار مرتضی و مادرش هستم و میبینم امید به زندگی به آنها راه یافته است، میبینم مرتضی دیگر نمیخواهد خودش را در خانه حبس کند، بگذار برخی بگویند علیخانی تظاهر میکند، اما مهم این است که من به نیت خود جامه عمل پوشاندهام و نشان دادهام که ماه رمضان، ماه خداست، ماهی که باید به دیگران کمک کرد.
زینت پستادست
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: