جام جم آنلاین - غور یکی از فقیرترین و پرت ترین استان های افغانستان است و جاده آن تا کابل خاکی و بسیار ناهموار است به طوری که با خودروهای محکم چهار روز تا کابل فاصله دارد.
کد خبر: ۲۷۸۶۷
در اینجا فقر ، مثل
بسیاری از نقاط دیگر افغانستان امری عادی و همیشگی است این منطقه از وقتی که جاده ابریشم
جای خود را به مسیر دریایی داد ، رنگ خوشبختی و رفاه به خود ندیده است .
بیشتر از سه هزار نفر بیسواد در غور هستند که با جادوگری و طلسم زندگی بخور و نمیری دارند. اینجا
فقط پنج پزشک و ده امدادگر خارجی حضور دارد ; که بیشترشان فرانسوی هستند. بسیاری از 750 هزار
سکنه آن آوارگانی هستند که بتازگی بازگشته اند.
آنان تقریبا هیچ چیز ندارند دشت های آن از شدت خشکسالی ترکیده و تف کرده است . چهارپایان
آن مرده یا فروخته شده اند کشاورزان ، یعنی تقریبا همه ساکنان آن ، بشدت بدهکارند ناامیدترین شان دختران خود را فروخته اند بقیه خشخاش کاشته اند
اما حتی خشخاش هم به دلیل نامساعد بودن زمین به بار ننشسته است . یخ زدن بی موقع - غور در ارتفاعات واقع شده
است - قبل از این که بتوان محصول را برداشت باعث خشکیدن بوته ها شد و تقریبا تمام
محصول از دست رفت . به این علت بدهی کشاورزان رو به افزایش است و آنان مجبورند برای این که بدهی دلالان را بدهند سال بعد خشخاش بکارند.
دیدار اخیر من از «چاقچاران» با سفر برنامه ریزی شده کرزای همزمان شد. استقبال گرمی از او به
عمل آمد که نشانه یکپارچگی ملی بود.
سرشناسان غور با فهرستی از مشکلات را تهیه
کنند که احتمال داشت کرزای بخواهد آنها را برطرف کند آمده بودند بی سوادی و فقدان آب در بالای این
فهرست ذکر شده بود. حرفی از کشت تریاک زده نشده بود زیرا روحانیون گفتند تریاک سم است اما
شاید کرزای درک کند که مردم چاره دیگری ندارند.
یکی از آنها گفت : «در کشورهای دیگر از
تریاک برای تفریح استفاده می کنند اینجا تریاک عمل می آورند تا فرزندانشان نمیرند».
گروهی از زنان از ترس این که مستقیما شکایات خود را با کرزای در میان بگذارند مخفیانه حرف
زدند. حالا تعداد کمی از زنان کار می کنند و می توانند آزادانه از روی پل عور کنند. (در زمان طالبان باید از داخل جریان آب می رفتند تا مردان را تحریک نکنند!؛) جز این تغییر چندانی به چشم
نمی خورد شاید فقط 50 زن در این استان سواد خواندن و نوشتن دارند دختران هنوز برای درس
خواندن مشکل دارند. دختران هنوز از اموال منقول خانواده به شمار می آیند که می توان آنان را در مقابل سود یا بدهی معامله کرد یا برای حل خصومت های خونی آنان را معاوضه کرد.
کرزای آن روز به گفته امریکایی ها به علت بیماری ، و به گفته دفتر خود او به دلیل عدم وجود هواپیما ، نیامد. بزرگانی که منتظرش بودند ناامیدانه با موتور سیکلت به روستاهایشان بازگشتند.
رئیس جمهوری هفته بعد آمد شبه نظامیان جلوی او رژه رفتند اما برای دیدن «مهمان گل» خیلی
دیر شده بود. این دخترک 15 ساله را پدرش از روستا به بیمارستان غور آورده بود تا کرزای را ببیند اما حدود یک ساعت پس از اعلام خبر نیامدن کرزای متاسفانه به علت تیفویید و گرسنگی مرد.