در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نظریهای که جرقههای اولیه آن توسط جک هورنر از کارکنان مرکز تحقیقاتی پارک ژوراسیک و در واقع مشاور فیلمنامه فیلم پارک ژوراسیک با انتشار کتابی با عنوان «چگونه میتوان دایناسور ساخت؟» شکل گرفت.
در واقع مطالب مطرح شده از سوی این محقق پروفسور دیرینهشناس کانادایی یعنی هانس لارنس را بر آن داشت که طی یک طرح 10 ساله روی ایجاد موجوداتی که از نظر خصوصیات آناتومی و مورفولوژی مشابه حیوانات منقرض شده ماقبل تاریخ یعنی دایناسورها باشند، کار کند. با این حال ادعای بزرگ ایشان که در حال حاضر ریاست مرکز تحقیقات تکامل موجودات غولپیکر دانشگاه مک گیل را به عهده دارد مبنی بر طرح تولید دایناسور از جوجه ما را بر آن داشت تا پای صحبت دکتر مهدی توتونچی، دکتری بیولوژی تکوینی و از همکاران گروه ژنتیک و سلول پژوهشکده رویان بنشینیم.
خبر منتشر شده از سوی دانشمند یک دانشگاه معتبر کانادایی، این پرسش را برای چندمین بار مطرح کرد که آیا امکان احیای موجودات منقرض شده غولپیکر با استفاده از دستورزیهای ژنتیکی وجود دارد؟
ابتدا باید تاکید کنم متاسفانه هم اخبار ترجمه شده داخلی از این خبر و هم اصل خبر منتشر شده بیشتر از آنکه بر پایه مستندات علمی باشد، براساس سازوکارهای رسانهای منتشر شده است.
مساله این است که گروه تحقیقاتی پروفسور لارنس به عنوان تنها گروه اصلی که روی طرح احیای حیوانات منقرض شده ماقبل تاریخ یعنی دایناسورها کار میکنند، درصدد به وجود آوردن مجدد دایناسورها نیستند.
وی نیز حتی از عملی بودن چنین طرحی هرگز صحبت نکرده است، بلکه این محقق معتقد به نظریهای است که میگوید جد تمام موجودات کنونی به موجودات غولپیکر ماقبل تاریخ بازمیگردد. به این ترتیب میتوانیم تصور کنیم چه حیوانی به دایناسورهای پرنده بازمیگردد. در واقع وی تصمیم دارد با شناسایی تغییرات و جهشهای ژنی که منجر به ایجاد تغییرات در شکل ظاهری و آناتومی این حیوانات در طول قرنها شده است، این تغییرات ژنتیکی را احیا کند و جوجه بزرگی را به وجود آورد، نه یک دایناسور پرنده را!
در واقع این گروه از دانشمندان اصلا به دنبال دسترسی به دیانای موجودات ماقبل تاریخ و احیای آنها از طریق شناخت توالی ژنتیکی نیستند.
دقیقا همین طور است، چراکه اینها اصولا به دیانای موجودات منقرض شده برای طرح خود نیاز ندارند. همان طور که گفتم لارنس معتقد به نظریه اشتقاق نوع گونههای جانوری است و تنها در پی کشف تغییرات ژنتیکی است که منجر به ایجاد تغییرات عمده در مورفولوژی و آناتومی این موجودات و تبدیلشان به حیوانات کنونی شده است. به بیان دیگر، هدف دانشمندان تولید موجودات کنونی با ابعادی مشابه اجداد ماقبل تاریخشان است.
آیا از نقطهنظر یک متخصص ژنتیک، بازسازی مجدد این تغییرات ممکن است؟
اگر ما سلول تخم هر موجود را در نظر بگیریم و آن را در رحم مادر قرار دهیم، این سلول با تواناییهایش شروع به تقسیم سلولی میکند و سلولهایی را به وجود میآورد که از نظر مورفولوژی، شکل ظاهری و عملکرد با هم شباهت ندارند، کما این که سلول عصبی با سلول پوستی یا کبدی متفاوت است، ولی نکته این است که وقتی به ژنوم همین سلولها نگاه کنیم متوجه میشویم اینها در 9/99 درصد ژنوم یکسان دارند، یعنی سلول تخم اولیه با ژنوم خاص خودش این سلولهای مختلف را با عملکردهای متفاوت به وجود آورده است. این دقیقا همان چیزی است که دیرینهشناسان طرح مورد نظر در مورد موجودات دارند.
در واقع این اتفاق الان در طرح سلولهای بنیادی و در پژوهشکده رویان با تولید سلولهای پرتوان القایی از سلولهای پوستی میافتد. یعنی ما یک سلول پوستی را میگیریم، برنامه ژنتیکی آن را تغییر میدهیم و از آن سلولی میسازیم که قابلیت تبدیل به هریک از سلولهای بدن را دارد.
به عبارت دیگر، با بهرهگیری از نیروی اپی ژنتیک یا فراژنتیک، یعنی مکانیسمی که ژنتیک را تحت کنترل خود دارد، از طریق یک سلول انسانی که 35 هزار ژن دارد به بیان تعدادی سلول پوستی و تعدادی سلول عصبی و... در همه سلولهای بدن میپردازد. حال اگر ما بتوانیم این روند را بهم بزنیم میتوانیم سلول مورد نظر خود را تولید کنیم.
با تمام این تفاسیر آیا از نظر علمی پتانسیل تولید موجودات کنونی در ابعاد بزرگ وجود دارد؟
این مساله را تکمیل طرح کنونی محققان ثابت خواهد کرد؛ البته تحقق آن هم در صورت عملی شدن، ابعاد مثبت و منفی خود را خواهد داشت. در مثبتترین شکل آن ما قادر خواهیم بود اجداد قبل از خودمان را به وجود بیاوریم، ولی این مساله به چه دردی میخورد؟ آینده باید پاسخی برای آن پیدا کند.
البته همانطور که پیشتر هم تاکید کردم هدف دانشمندان این نیست که یک دایناسور کامل بسازند، بلکه میخواهند حیوانات کنونی را که در این تحقیق جوجه مورد مطالعه قرار گرفته است، آن هم به دلیل اطلاعات کاملی که از ساختار ژنتیکیاش در دست است، در اندازهای بزرگ بسازند.
یعنی در واقع لارنس معتقد است اگر موجود ماقبل تاریخی دارای یکسری ژنها بوده ما طی روند تکامل، برخی ژنها را از دست داده یا در آنها جهش ایجاد شده یا در میزان بیان ژنها تغییری به وجود آمده است. به این ترتیب موجود جدیدی داریم. اگر این دانشمندان بتوانند بفهمند چه تغییراتی طی این مدت در این ژنها به وجود آمده، میتوانند آنها را برگردانند.
پونه شیرازی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: