زن ؛ نقش اول 2 کانون

میلاد راز جاودانه هستی و زهره درخشان عصمت ، فاطمه (س) ظهور «حقیقتی دیگر» و «هویتی ممتاز» است که این فرصت را به دست می دهد تا با تصحیح نگرش ها و تطهیر در زلال همیشه جاری اش به چهره ای پاک و تصویری روشن و ماندگار از «زن» دست یابیم.
کد خبر: ۲۷۸۲۱
بی شک آن چه فاطمه را، به رغم کوتاهی عمر و محدودیت اسناد تاریخی ، الگویی بی بدیل ساخته است ، «جامعیت شخصیت » و هماهنگی کامل نقش های فردی ، خانوادگی و اجتماعی اوست . فروغ شخصیت معنوی ، آثار جاویدان علمی ، استقامت رای و خودباوری در حیات سیاسی و اجتماعی ، فضایل و کمالات اخلاقی و حضور موثر در خانواده به عنوان «همسر» و «مادر» چنان ترسیمی از شخصیت فاطمه (س) ارائه می دهد که می توان از ترکیب عناصر ماندگار شخصیت او با ظرفیت ها و ویژگی های زمان و مکان به الگویی جامع از شخصیت زن دست یافت و چارچوب ها و شاخصه های «برنامه عمل ملی زنان در نظام اسلامی» و «منشور هویت زن مسلمان در عصر حاضر» را تدوین کرد. امروزه به جرات می توان ادعا کرد که منشا بسیاری از مشکلات اجتماعی ، ناکارآمدی خانواده است . چنانچه تغییر نگرش ها نسبت به زن ، اصلاحات اجتماعی و حتی حضور جدی نظام در عرصه های بین المللی مرهون کارآمدی خانواده است.

خانواده کارآمد

کارکرد زیستی خانواده ضامن بقای جامعه انسانی است و کارکرد پرورشی آن زمینه ساز تربیت فرزندانی است که برای ساختن جامعه فردا آماده می شوند. تعادل روانی ، استحکام شخصیتی و قوت اراده ، دیگرگرایی ، قدرت رویارویی با مشکلات و صبر بر ناملایمات ، میل به تلاش و تمایل به سازندگی و ابتکار، ارتباط با خداوند و میل به عبودیت ، همگی صفاتی اند که در شکل گیری و تقویت آنها خانواده مهمترین نقش را ایفا می کند و در یک کلام می توان خانواده سالم را بهترین بستر رشد فرهنگی و سلامت جسم و روان و مهمترین عامل انتقال ارزش ها و پرورش عاطفی و مهمترین عامل کاهش آسیب های اجتماعی و ارتقای امنیت هر جامعه دانست و زن به عنوان عنصری پرورش دهنده و فرهنگ ساز مهمترین عامل در تحقق این آثار شگرف است . آسان سازی تشکیل خانواده ، متعادل ساختن انتظارات از یکدیگر، رابطه مسوولانه والدین نسبت به یکدیگر و فرزندان بویژه ایفای نقش مدیریت فعال و شایسته توسط پدر و ایفای نقش سازنده عاطفی و تربیتی توسط مادر، تلطیف روابط حقوقی با حسن خلق ، ارتباط خویشاوندی مسوولانه به منظور برخورداری از حمایت ها و هدایت ها و تقویت نشاط در زندگی ، توجه به شرایط اجتماعی و انعطاف در فعالیت ها و نقش ها به منظور حل مشکلات اجتماعی ، توجه به پرورش دینی و اخلاق و آداب اجتماعی و هماهنگی با نهادهای آموزشی و پرورشی از مواردی است که خانواده ها را برای انجام رسالت تاریخی خود توانمند می سازد. اما نقش عوامل بیرونی را در استحکام و کارآمدی یا تزلزل و ناکارایی خانواده ، هم به عنوان مانع یا تقویت کننده عملکرد والدین و هم به عنوان تاثیرگذار در شخصیت و کارکرد آنان ، نمی توان از نظر دور داشت . آن چه امروزه برای نظام اسلامی حائز اهمیت است ، اتخاذ سیاست ها و روش هایی است که فعالیت کلیه نهادها را در جهت ارتقای جایگاه خانواده هماهنگ و تقویت کند و موانع کارآمدی را تا حد امکان از میان بردارد. ناکارآمدی خانواده و نمودهای آن نتایج نگران کننده انجام شده در مجامع علمی و آمارهای مختلف ، نشان از آسیب پذیری و حرکت خانواده ایرانی به قهقرا دارد. نمودهای ناکارآمدی را می توان در موارد زیر مشاهده کرد:
1- کم شدن تمایل به تشکیل خانواده : آمارها نشان می دهد که سن ازدواج دختران به مرز 24سالگی و پسران به مرز 27سالگی رسیده است .
مهمترین عوامل افزایش سن ازدواج : تغییر فرهنگ اقتصادی ، افزایش سطح انتظارات از ازدواج ، نظام تحصیلی موجود، بیکاری مردان و اشتغال زنان ، وجود زمینه های ارتباط جنسی بدون نیاز به ازدواج ، ترویج فرهنگ بیگانه ، به ویژه در رسانه های جمعی مبنی بر لزوم حفظ استقلال و آزادی های فردی و فرار از محدودیت های ازدواج است .
2- عدم تناسب در ازدواج : طبق آمار ارائه شده از سوی برخی نهادهای دولتی زنان ، در سال 1380 ، 41درصد از دختران روستایی زمینه ازدواج را از دست داده اند. به نظر می رسد مهمترین عامل آن ، مهاجرت پسران به شهرها برای تحصیل ، اشتغال و میل به همسرگزینی از جامعه شهری است . از سوی دیگر ، استقلال پسر و دختر در تصمیم گیری و کم شدن نقش سازنده و هدایتگر والدین در ازدواج آنان که هم در کم شدن نقش حمایتی والدین از فرزندان موثر است و هم در رعایت نشدن تناسبات خانوادگی ، از جمله عوامل بروز ناسازگاری و آسیب پذیری خانواده است . امروزه یکی از عوامل رشد آمار طلاق ، کم رنگ شدن نقش والدین در ازدواج ها و در نتیجه رعایت نشدن تناسبات فرهنگی و خانوادگی است.
3- عدم تعادل در پیوندهای جنسی و عاطفی : امروزه به دلیل ناآشنایی با تاثیر روابط جنسی سالم در تقویت پیوندهای عاطفی و نشاط روحی ، اشتغالات خسته کننده زوجین ، به ویژه در مورد زنان که بار سنگین فعالیت خانگی را نیز بر دوش می کشند ؛ فقدان آموزش های موثر و صحیح ، و حاکمیت نگاه منفی و زهدگرایانه به روابط جنسی ، زوجین در ایجاد روابط جنسی سالم و ایجاد رابطه کلامی و برقراری ارتباط موثر با یکدیگر ناتوانند و این خود در کاهش رضایت مندی از زندگی تاثیرگذار است . 4ضعف بنیان های پرورشی و تربیتی : خانواده هایی را مشاهده می کنیم که فاقد مدیریت منسجم و عنصر هماهنگ کننده ، نظارت و هدایت صحیح است و والدینی را می یابیم که رسیدگی به معیشت و سپردن فرزندان به مراکز رسمی آموزشی ، تنها دغدغه آنان است . آموزش «چگونه زیستن» ، «چگونه آموختن» ، «چگونه ساختن» و «چگونه شکیبا بودن» کم کم از صورت ذهنی والدین محو می شود. دستگاه های فرهنگ ساز نیز به جای آشنا کردن والدین با مسوولیت های خود و ایجاد پیوند میان دو نسل ، بی تفاوتی و تک روی را به نسل جوان می آموزند. از سوی دیگر، عدم حضور کافی والدین در کنار فرزندان به کاهش بعد نظارتی و هدایتی و ضعف پیوندهای عاطفی می انجامد.

عوامل ناکارآمدی خانواده

ناکارآمدی خانواده به عوامل بسیاری وابسته است که جامعه کارشناسی کشور باید به دقت ، تمامی آنها و میزان تاثیرگذاری هر یک را شناسایی کند. آنچه در این مجال مدنظر است ، اشاره به برخی از این عوامل است ؛ عواملی که بیشتر از زاویه برنامه ریزی اجتماعی و فرهنگ سازی به آنها توجه می شود. بی شک یکی از وظایف نخبگان آسیب شناسی خانواده از منظر کارکردی و کارآمدی به منظور دستیابی به سیاست های روشن و برنامه های هماهنگ است .
1- ناهماهنگی گروههای مرجع : خانواده در جوامع سنتی ، هم در آموزش و هم در پرورش مهمترین نقش را ایفا می کرد. با صنعتی شدن جوامع و پیچیدگی مقوله آموزش و تربیت ؛ نهادهای آموزش ، رسانه ها، نهادهای ورزشی ، احزاب و گروههای سیاسی و اجتماعی ، نقش پررنگ تری یافته و بسیاری از فضاهایی را که قبلا در کنترل و حاکمیت خانواده بود، اشغال کرده اند ، به گونه ای که گاه فرزندان ، پدر و مادر خود را با الگوهای ارائه شده از نهادها می سنجند. چنین روندی گرچه لازمه پیچیده شدن شرایط اجتماعی است ، اما مشکل آن گاه ایجاد می شود که ارزش های حاکم بر نهادهای تاثیرگذار با ارزش های خانوادگی ناهمسو و در تعارض باشد. امروزه به جای آن که نهادهای دیگر نقش مکمل خانواده را ایفا کنند ، والدین به دنبال آنند که مکمل نقش نهادهای دیگر و کارگزاران رسانه ها و نهادها باشند، از این رو معضلات پیچیده خانواده ها پژواک ناهمگونی سیاست ها و تعارض و ضعف برنامه های نهادهاست.
2- ترویج فرهنگ بیگانه : دستگاه سیاست گذاری و برنامه ریزی کشور و رسانه ها ، بویژه از اوایل دهه دوم انقلاب اسلامی و آغاز عصر سازندگی ، برای جذب مولفه های فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی غرب ، بویژه مدل های ارائه شده توسط مجامع بین المللی اهتمام کردند. الگوی توسعه غربی که با هدف تامین رفاه مادی و توسعه تمایلات ، شکل گرفته و مفاهیمی چون فردگرایی ، کام جویی ، حقوق محوری ، نسبیت گرایی و ارزش زدایی را در درون خود می پرورد، آثار عمیقی بر خانواده بر جای گذاشت . از یک سو، رسانه ها به ترویج مصرف گرایی و تجمل گرایی پرداختند و برخورداری از امکانات اقتصادی کافی را از ضرورت های آغاز زندگی مشترک قلمداد کردند و نمونه هایی از روابط زناشویی بیگانه از فرهنگ دینی را به نسل جدید ارائه دادند. از سوی دیگر ، نظام برنامه ریزی کشور هم براساس الگوهای وارداتی ، به سمت حذف نگرش های مبتنی بر جنسیت ، اهتمام کرد.
3- فقدان سیاست های روشن در مورد خانواده : آنچه به وضوح از لابه لای شعارهای خانواده محوری ، دفاع از زن و ضرورت حضور زنان در عرصه های اجتماعی ، اقتصادی و مدیریتی می توان دریافت آن است که در چند دهه گذشته ، هیچ تصویر روشنی از خانواده متعادل و نقش زن در خانه و اجتماع ارائه نشده است تا بتوان مقیاسی برای ارزیابی سیاست ها ، روش ها و سنجش پیشرفت ها و عقب گردها تعیین کرد و آنچه مبنای قانونگذاری و برنامه ریزی بوده است از نگاهی منسجم و اندیشه ای استوار حکایت نمی کند. تاسف بار آن است که هر یک از نهادهای مختلف نیز با تاکید بر ضرورت نگاه نظام مند ، نهادهای دیگر را مسوول تدوین الگو و ترسیم دیدگاه ها دانسته و همت خود را به امور دیگر معطوف می کنند. کارشناسی سطحی ، فقدان آموزش های کافی ، ناآشنایی با فرهنگ دینی و عدم پیوند علمی با نخبگان ، دستگاه برنامه ریزی کشور را از نگاه اصولی ، کلان و برنامه ای نسبت به زن و خانواده بازداشته است.

بایسته ها

اگر بر این باوریم که در عصر جهانی سازی ، خانواده یکی از مهمترین سنگرهای مقاومت و مرزبان ارزش هاست و می توان با کارآمدی خانواده ، بویژه با ارتقای جایگاه و نقش زنان ، تحولات اجتماعی و تاریخی را به نفع توسعه ارزش های انسانی و مفاهیم جاودانه اسلامی جهت داد، باید نظام اسلامی با نگاهی آسیب شناسانه بر عملکرد گذشته خویش ، راهی به سوی اصلاح خانواده و بهینه سازی کارکردهای آن بیابد. تدوین منشور خانواده ، اصلاح الگوی مشارکت اجتماعی زنان ، اصلاح نظام آموزشی ، اصلاح الگوهای فرهنگی اجتماعی ، تقویت کانون های مشاوره و توجه خاص دستگاه قضایی از جمله راهکارهای اساسی در بهبود اصلاح وضعیت و جایگاه خانواده در جامعه است . آنچه گفته شد تنها بخشی از نکته های مهم درباره کارآمدی خانواده ، بحران های پیش رو و بایسته هاست . بی شک همت نخبگان کشور و اندیشمندان مسلمان ، طلیعه های شکوفایی و کارآمدی را بیش از گذشته فراروی ما قرار می دهد.

دفتر مطالعات و تحقیقات زنان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها