درباره سریال پنجمین خورشید

ارابه زمان از روی اراده ما عبور می‌کند

اگرچه در دنیای واقعی نمی‌توان بر فراز تاریخ نشست و از مرز زمان گذشت، اما دست‌کم در عالم خیال و دنیای مجازی می‌توان این رویای دیرینه آدمی را محقق ساخت.
کد خبر: ۲۷۸۱۷۳

علیرضا افخمی اگرچه امسال با ساخت سریال «پنجمین خورشید» این بار به سراغ سوژه‌های ماورائی نرفته، اما بازهم یک تجربه متافیزیکی را دستمایه کار خود قرار داده که سویه غیررئالیستی به اثرش بخشیده است. در سریال «پنجمین خورشید» عتیقه‌ای که محسن پیدا می‌کند، شبیه غول چراغ است که آرزوی صاحبش را برآورده می‌کند. محسن به واسطه این عتیقه، بیست و چند سال به جلو پرتاب می‌شود تا تقدیر زندگی اطرافیانش را قبل از آن‌که اتفاق بیفتد و خود تجربه کنند، ببیند.

این تجربه سوای این‌که چگونه روایت می‌شود و به تصویر درمی‌آید، هیجان انگیز و جذاب است و تعلیق زمانی عمیقی را شکل می‌دهد که به رمز گشایی پیچیده‌ای نیازمند است. چه تعلیقی از این بالاتر که بین زمان طرح داستان 24 سال فاصله ایجاد شود. این تعلیق زمانی، حفره‌های زیادی در قصه ایجاد می‌کند که پر شدن تدریجی آن می‌تواند به قصه ، جذابیت ببخشد و در این سفر زمانی مخاطب را سوار بر نوستالژی گذشته از یک سو و تماشای آینده از سوی دیگر همراه کند. البته افخمی از تکنیک‌های بصری و جلوه‌های ویژه ، متناسب با محتوای قصه بخوبی استفاده نمی‌کند و فرم داستان خیلی عقب‌تر از محتوای آن حرکت می‌کند. در حالی که او از تمهیدات بصری در «او یک فرشته بود» استفاده بهینه‌ای کرده بود، به طوری که بخشی از جذابیت قصه در ساختار روایی آن به دست می‌آمد، اما در پنجمین خورشید هیچ نشانه‌ای از این خلاقیت‌های بصری و فنی به چشم نمی‌خورد . در حالی که بخش عمده‌ای از جذابیت قصه‌های غیر رئالیستی و خیال‌پرورانه به بازنمایی بصری خیال برمی‌گردد. اتفاقا قدرت و قابلیت سینما در همین بازنمایی تکنیکال نهفته است. فرق رمان و سینما دقیقا در همین پردازش بصری قصه نهفته است وگرنه خواندن یک رمان تخیلی ، لذت‌بخش‌تر از تماشای یک اثر سینمایی و تلویزیونی خواهد بود.

پنجمین خورشید در بستر یک تجربه فردی از سفر زمان به بازنمایی و قیاس دو دوره تاریخی و اجتماعی هم می‌پردازد که اتفاقا بخشی از جاذبه‌های سریال که کنجکاوی مخاطب را هم برمی‌انگیزد، همین حاشیه‌های فراتر از داستان است که به تفاوت‌های زیست اجتماعی در این فاصله20 ساله می‌پردازد. مثل تغییر اتومبیل‌ها، استفاده از موبایل، تحولات شهری و تکنولوژی و غیره که البته می‌توانست ابعاد بیشتری هم داشته باشد و مثلا تغییر نوع پوشش و آرایش مردم را در این فاصله بیست و چند ساله مورد توجه قرار دهد، اما اینها همه حاشیه‌های جذاب‌تر از متن است که ربط چندانی به خط اصلی داستان ندارد، به این معنی که کارگردان قصد نداشته است از طریق تصرف زمان صرفا به مقایسه زندگی اجتماعی در 2 دهه مختلف بپردازد. در واقع بیش از طرح مسائل اجتماعی، افخمی بنا به اقتضای سریال‌های مناسبتی، انگار‌ه‌ها و ارزش‌های اخلاقی را به عنوان درونمایه اثر در درون این فرم زمانی، بازنمایی و یادآوری می‌کند. این تاویل اخلاقی را در دو زمینه می‌توان توجیه کرد، یکی به تحولات اخلاق اجتماعی در این بیست و چند سال که کمتر می‌توان از سادگی، صداقت و پاکی در آن سراغ گرفت و دیگری به وابستگی تقدیر آدمی و آینده او به رفتار و منشی که امروز و اکنون دارد. در واقع این تبیین اخلاقی به واسطه جهش زمانی که اتفاق می‌افتد، در دو ساحت فردی و اجتماعی ردیابی می‌شود که البته نسبت منطقی با هم دارند. همایون بعد از 24 سال به جایی رسیده است که نتیجه منطقی، راه و روشی بود که از ابتدا برگزیده بود. این‌که بار کج به منزل نمی‌رسد و آدمی همانی می‌شود که می‌خواهد. گزاره‌های اخلاقی و ارزشی مثل عاقبت به خیری، آینده نگری و تقدیرگرایی از جمله مفاهیمی هستند که در این داستان به عنوان زیر ساختارهای معنایی قصه حضور دارند و پیام اخلاقی داستان را بازتاب می‌دهند. بدیهی است براساس این ساختار معنایی، قرار است مخاطب از این موقعیت خیالی برای فهم وضعیت واقعی خود استفاده کند به این معنی که فردای من نتیجه منطقی رفتار امروز من است و سعادت فردای مرا رفتار امروز من رقم می‌زند.

این نتیجه‌ای است که محسن، قهرمان داستان از تجربه عجیب خود در سفر زمان به دست می‌آورد. اگرچه این سکه زمان یک روی دیگر هم دارد و آن باور به نوعی تقدیرگرایی است. محسن خیلی تلاش می‌کرد تا خواهرش با انوش ازدواج نکند، اما پرتاب شدن او به آینده نشان داد که تقدیر، کار خودش را می‌کند و ارابه زمان از روی اراده ما عبور می‌کند.

پنجمین خورشید بازی کردن با مفهوم زمان و تاریخ است تا با تصرف در ساحت انتزاعی آن، جهان را از زاویه فردا و از افق آینده نگریست. مفهوم انتزاعی زمان پیش از آن‌که در عالم مجازی تصویر بشکند، در ساحت ذهنی خیال می‌شکند و آدمی بیش از آن‌که در زمان واقعی زندگی کند در زمان خیالی و انتزاعی سر می‌کند لذا تجربه محسن چندان هم عجیب به نظر نمی‌رسد چه بسا که در پایان مخاطب متوجه شود همه این اتفاقات نه از سر خاصیت آن عتیقه و پرتاب محسن به زمان آینده، که نتیجه خیالپردازی‌های او در عالم ذهن بوده که به تصویر کشیده شده است زمان همواره در ذهن ما سیال است و در کالبد تاریخ نمی‌گنجد.

حبیب حداد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها