در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در فیلمنامههای شخصیت محور، شخصیتها بر اساس عقاید خود عملی را انجام میدهند و بازتاب عمل را میگیرند و با این بازتاب بقیه مسیر را طی میکنند.
اصلا شخصیت برای دریافت همین بازتابهاست که دست به عمل میزند چون میخواهد به مقاصد خود که برای همه آنها برنامهریزی کرده، برسد. این مقدمه را گفتیم تا نگاهی داشته باشیم به سریالهای ماه رمضان امسال که سازندگان آنها مدعی هستند که آنها را براساس فیلمنامههای شخصیتمحور ساختهاند.
در سریالی مانند «پنجمین خورشید» کارگردان که خود نویسنده سریال هم هست از همان ابتدا با مرزبندی شخصیت ها و تقسیم آنها به خوبان و بدان همخیال خود را راحت کرد و هم خیال مخاطب را از این بابت که دیگر لازم نیست بنشیند و بادقت نگاه کند تا متوجه شود که چرا مثلا محسن، هما یا مریم دست به کاری میزنند یا چرا همایون تبدیل به آدم بدی میشود. بیننده با مشخص شدن رده شخصیتها به دنبال ماجراهایی است که این شخصیتها به وجود میآورند،ماجراهایی که سرانجام آنها را رقم میزند.
سریال «عبور از پاییز» هم سریالی شخصیت محور است که کارگردان آن تلاش کرده به ساختار و روایت اینگونه فیلمنامهها پایبند باشد. در این سریال هم میتوان خطی را که آدمهای خوب را از بد جدا میکند، دید اما در سریال عبور از پاییز، فرخ کامیاب، شخصیتی است که توانسته سریال را از تیپسازی و مرزبندی نجات دهد.
شخصیت او کاملا براساس فرمول سریالهای شخصیت محور نوشته شده است؛ او تمام جریانات را به گونهای برنامهریزی میکند تا به نتیجه دلخواه برسد اما به این نتیجه نمیرسد چون شخصیتهای دیگر سریال خیلی بدتر از او عمل میکنند، همه آنها به نوعی دست به دست هم میدهند تا کامیاب را شکست دهند.
این هم داستانی به این دلیل نیست که آنها تصمیم گرفتهاند یک آدم بدجنس و متکبر را از پا در آورند بلکه به این دلیل است که آنها زیادهخواه هستند و تلاش میکنند به صورت پنهانی علیه کامیاب توطئه کنند. تا این جای سریال اگر کامیاب با پنهانکاری و طرح و توطئه میخواهد خود را از مخمصهها نجات بدهد، توران و پوران، دختران او، یکی از دامادهایش، مباشرش و همه کسانی که او به نوعی به آنها اعتماد دارد در تلاش هستند تمام دارایی او را از آن خود کنند. به همین دلیل هر کدام به روش خود به او خیانت میکنند بنابراین میتوان به نتیجه رسید که سریال عبور از پاییز یک بدمن ندارد بلکه اکثر شخصیتهای این سریال بدمن هستند و آنقدر بدی آنها پر رنگ است که یک جاهایی دل مخاطب برای کامیاب میسوزد؛ چون میبیند که اطرافیان او بدون اینکه منتظر عمل او باشند به صورت پنهانی به او ضربه میزنند؛ همسر دوم کامیاب یکی از این شخصیتهاست، او زندگی و شخصیت پنهانی دارد که کامیاب اصلا از آن خبر ندارد اما این زن مدام در حال ضربهزدن به همسر خود است. در لایه ظاهری سریال عبور از پاییز شخصیت کامیاب منفی به نظر میرسد اما با دقت به کنشها و واکنشهای دیگر شخصیتها، کامیاب تبدیل به مردی میشود که زندگیش را دیگران اداره میکنند و او فقط بازیچهای است که خیلی گل درشت به مخاطب ارائه شده است.شاید کارگردان این سریال خواسته با این پر رنگ نمایی کامیاب نشان دهد که هیچ وقت یک نفر به تنهایی نمیتواند بد مطلق باشد. وقتی او پا به مسیر تاریکی میگذارد، دیگران آنقدر برای این مسیر هیزم میآورند تا او را بسوزانند و از آتش این سوختن خودشان گرم شوند.
میگویند شخصیتهای منفی، دست نویسنده،کارگردان و بازیگر را بیشتر از شخصیتهای مثبت باز میگذارند چون با شخصیت منفی هر بازی را میتوان شروع کرد و برای او هر سرنوشتی را میتوان رقم زد اما واقعیت این است که کار به همین راحتیها هم نیست، اگر به شخصیت منفی به اندازه کافی نزدیک نشوی و نتوانی شخصیت پردازی درستی را برای او طراحی کنی، شخصیت منفی تبدیل به یک تیپ تکراری میشود که براساس عادات و بدون تفکر دست به کاری میزند و نتیجه کار برایش چندان مهم نیست.
در صورتی که شخصیتهای منفی با کارهای خود سرنوشت جامعه را رقم میزنند. میگویند امسال شخصیت های منفی در سریالهای ماه رمضان زیاد شدهاند، شاید این گفته درست باشد اما این کاراکترها، شخصیت نیستند که برای آنها طراحی خاصی در نظر گرفته شده باشد، آنها تیپهایی هستند که آمدهاند تا به اصطلاح درام را جذابتر کنند.
آنها از ابتدای درامپردازی بوده و خواهند بود، میآیند چند صباحی به روی آنتن هستند و با پایان یافتن سریال هم به پایان میرسند اما اگر سازندگان آثار زحمت شخصیتپردازی به خود بدهند، آدم بدها هم شناسنامهدار میشوند و آن وقت بزودی فراموش نمیشوند و شخصیت منفی اصلی در زیر سایه بدمنهای حاشیهای قرار نمیگیرد.
زیادهخواهی انسانها روزبهروز فزونی میگیرد اما قبول کنیم که این زیادهخواهی را تیپهای منفی نمیتوانند باورپذیر کنند؛ سرنوشت، امکانات، روابط یک انسان و تصمیماتی که او میگیرد، یک آدم را به شخصیتی زیادهخواه تبدیل میکند که برای رسیدن به خواستههایش دست به هر کار بدی میزند، مسلما با گذاشتن چند دیالوگ تکراری نمیتوان شخصیتهای باورپذیر و تاثیرگذار به سریالهای تلویزیونی راه داد. به همین دلیل نباید زیادی نگران پررنگ شدن شخصیتهای منفی در سریالها بود چون آنها با اتمام آنتن به پایان میرسند و آمدهاند تا فقط درام را پر کنند.
طاهرهآشیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: