در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نمایش کمدی و طنز در میان برخی هنرمندان گونهای ساده در ساختار و اجرا فرض میشود و گاهی همین نگاه باعث ناموفق شدن آثار تولیدی در این نمایشها میشود. اما اینگونه نمایشی فاصله و مرز کوتاهی با ابتذال دارد . همین مرز محدود باعث میشود نمایشهایی که در اینگونه ساخته میشوند، حد وسطی نداشته باشند یا بخوبی از عهده انتقال پیام و شاد کردن مخاطب بر میآیند یا در حد لودگی فقط به خنداندن سطحی مخاطبش بسنده میکنند.
مرثیهای برای یک سبک وزن در این تقسیم بندی در جایگاه اول قرار میگیرد و ایوب آقاخانی جوان توانسته است با استفاده از متنی خوب، مخاطبش را سر ذوق بیاورد .
هر چند برخی منتقدان و کارشناسان تئاتر، نظر دیگری دارند. مثلا در یادداشتی سایت ایران تئاتر، درباره مرثیه برای یک سبک وزن آمده: « نوشتهها و اجراهای پیشین آقاخانی نشان میدهند که داستان در آنها تکیهگاه و بستر اصلی همه عناصر و مولفههای تئاتری قرار گرفته و مهمترین اولویت در فرآیند تولید و اجرا محسوب میشده است. اما جدیدترین نمایش آقاخانی به گونهای متفاوت جایگاه و اهمیت ساختار داستانی را کاهش داده و در حد موقعیتی داستانی آن را در محور پردازش یک نمایش کمدی تنزل بخشیده است.»
آقاخانی، یکی از نویسندگان و کارگردانان جوان تئاتری است که جایگاهی مناسب در تئاتر ایران به خود اختصاص داده است. او که آثاری چون «روزهای زرد»، «زمین مقدس»، «رویاهای رامنشده»، «تمام صبحهای زمین»، «فصل خون» و... را در عرصه نمایشنامهنویسی و کارگردانی تجربه کرده، این بار فضایی متفاوت از آثار قبلی خود را تجربه میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: