در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پس از این تماس، ماموران انتظامی تهران به مغازه مرد طلافروش در غرب پایتخت اعزام شدند و پی بردند که وی با کمک اهالی محل موفق به دستگیری یک زن سارق شده است.
به این ترتیب، زن سارق از سوی ماموران بازداشت شد و همراه مرد طلافروش برای ادامه تحقیقات به اداره آگاهی پایتخت انتقال یافت. ماموران ابتدا به تحقیق از مرد طلافروش شاکی پرداختند که وی در اظهاراتش به پلیس گفت: در حال ارائه خدمات به مشتریان بودم که زنی جوان به مغازه آمد و پس از مشاهده طلاهای ویترین مغازه، از من خواست یک دستبند طلا برای وی بیاورم که پذیرفتم و یک رشته دستبند را روی پیشخوان گذاشتم.
شاکی ادامه داد: زن جوان هنگام مشاهده دستبند طلا، از من خواست 2 مدل دیگر را در اختیارش قرار دهم. به دنبال این درخواست، با 2 رشته دستبند دیگر به سمت زن مشتری بازگشتم و طلاها را به وی نشان دادم که متوجه شدم دستبند طلایی که ابتدا به وی داده بودم، روی پیشخوان مغازه نیست، وقتی از او درباره دستبند طلا پرسیدم، عنوان کرد که آن را تحویلم داده است.
با شنیدن این حرف، به او مشکوک شدم و خواستم اجازه دهد کیفش را بازرسی کنم، که داد و فریاد راه انداخت و بسرعت از مغازهام خارج شد که دیگر مطمئن شدم وی دستبند را به سرقت برده است.
بنابراین با داد و فریاد همسایهها را خبر کردم و با اطلاع موضوع به آنها ، راه فرار زن سارق را سد و او را دستگیر کردیم.
به دنبال اظهارات مرد شاکی، زن سارق مورد بازجویی قرار گرفت و به سرقت از مرد طلافروش اعتراف کرد.
علاقه به طلا، نقشه سرقت را رقم زد
شیوا متهم به سرقت در اظهاراتش به پلیس گفت: من علاقه بسیاری به طلا دارم و هر بار که پولی به دست میآورم، طلاهای گرانقیمت میخرم. یکماه قبل وقتی به مغازه مرد طلافروش رفته بودم، متوجه یک رشته دستبند طلای مدل جدید داخل ویترین مغازه شدم بنابراین تصمیم به خرید آن گ رفتم، اما پولم برای خرید آن، کافی نبود تا این که پس از یک هفته کلنجار با خودم، تصمیم به سرقت آن گرفتم.
بنابراین گزارش، زن سارق با قرار قانونی روانه زندان شد و تحقیقات تکمیلی از وی ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: