در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در واقع در این مرکز قرار بر این بود تا آن دسته از زندانیانی که آزاد میشوند ولی با مشکلات دست و پنجه نرم میکنند و حامیای ندارند، به مرکز مراقبتها بیایند و با دریافت برخی خدمات از پیش تعریف شده راهی برای برون رفت از مشکلات پیدا کنند.
البته با وجود تاسیس چنین مرکزی، در ابتدای کار ماهیت آن برای زندانیان زیاد شناخته شده نبود ولی با جرات میتوان گفت در دو سه سال اخیر به خاطر اطلاع رسانیهایی که در زندانهای کشور انجام شده، این مرکز حضوری پررنگتر از قبل یافته است.
آنگونه که حمید رضا خرمگاه، رئیس مرکز مراقبتهای پس از خروج استان تهران به «جامجم» میگوید، در حال حاضر بیشتر خدمات این مرکز خدمات مشاورهای و مددکاری است که مشاورهها، مسائل خانوادگی، مشکلات مالی و حتی ارتباط گرفتن با کانون وکلا را اگر هنوز مددجویان پروندهای داشته باشند، شامل میشود. همچنین در بحث نوجوانان، به مسائل روانی و مشکلات خانوادگی آنها پرداخته میشود و اگر تیم مددکاری تشخیص بدهد که نوجوانان بهخاطر مشکلاتشان نمیتوانند به خدمت سربازی بروند، این مرکز نظر کارشناسی میدهد و مسائلشان را پیگیری میکند. همچنین پرداخت هزینههای آموزشی، بیمه خدمات درمانی برای مددجویانی که بیماریهای خاص دارند و مکاتبه و ارجاع به مراکز حمایتی و پیگیری جزو کارهایی است که در مرکز مراقبتهای پس از خروج از زندان انجام میشود.
در بخش مشاوره، فردی که به این مکان مراجعه میکند مصاحبه ای با مددکار انجام میدهد و شرح مشکلاتش از زبان خودش شنیده میشود و با مصاحبهای که انجام میشود و سوابقی که بررسی میشود در کمتر از یک هفته بازدید از منزل و مشاوره با خانواده در کنار بررسی مواردی که منجر به ارتکاب جرم شده انجام میپذیرد، ضمن آنکه از خانوادهها نیز راهکار حمایتی گرفته میشود و متناسب با آن کارهایی اعم از کاریابی، مکاتبه و ارجاع صورت میگیرد. در حال حاضر این مرکز قراردادهایی نیز با کمیته امداد دارد به صورتی که کمکهای بلاعوض در حد 150 هزار تومان به مددجویان داده میشود همچنین ودیعه اسکان تا سقف یک میلیون تومان و جهیزیه در حد تهیه 3 یا 4قلم کالا نیز جزو کارهای در دستور است.
البته خرمگاه در حالی خدمات مرکز را به این ترتیب بر میشمرد که به گفته خودش هر چند که مددکاران مرکز مراقبت های پس از خروج سعی در راهنمایی و حل مشکلات زندانیان آزاد شده دارند، اما دست آنها از برخی ابزارها کوتاه است که او مهمترین این ابزارها را کمکهای مالی میداند.
او میگوید: ما هر چه قدر بیاییم و بگوییم مشاوره اصل کار مددکاری است، ولی مددکار ابزار در اختیار نداشته باشد ثمری ندارد. پس تا موقعی که این ابزارها بویژه ابزارهای مالی پررنگتر نشود، هر چقدر هم که ما بهترین نیروها را اینجا جمع کنیم اما نشود که از ابزارهای حمایتی که در سطح اجتماع هستند استفاده شود، نتیجه همانی است که ما میبینیم. اگر قرار است بهزیستی کاری انجام دهد، باید شفاف مشخص کند اگر مجوزی داده است، امکاناتش هم داده شود و این وظیفه بهزیستی است. درست است که گفته شده تصدیگری دولت باید کم شود اما باید جلوتر از آن مقدماتش فراهم شود، بنابراین باید هزینه بشود نه اینکه هزینه نمیشود اما شاید الان به وقتش انجام نمیشود، پس آن نتیجهای را که باید بگیریم نمیگیریم.
پس آنچه مسلم است اینکه مرکز مراقبتهای پس از خروج به واسطه ساختار تشکیلاتی اش که در حد یک مرکز تعریف شده است، تنها میتواند خدماتی محدود به مددجویان متقاضی آن هم در حد انجام مشاوره، ارجاع و پیگیری ارائه کند؛ بهطوری که اگر خدمات این مرکز با پشتیبانی جدی ومستمر نهادهای حمایتی چون بهزیستی و کمیته امداد و سازمانهای مردم نهاد همراه نباشد، راهبهجایی نخواهد برد.
واقعیت این است که وقتی مجرمی راهی زندان میشود البته غیر از مجرمان حرفهای که آمدن به زندانها را به اهداف دیگری دنبال میکنند فارغ از انگیزه ای که برای جرمش داشته است، بی شک بهدلیل غیبتی که در زندگی داشته، پس از خروج از زندان با مشکلاتی بیشتر از قبل روبهروست. این در حالی است که بسیاری از کسانی که راهی زندانها میشوند، بستر نامناسب اجتماع و محیط زندگیشان به ویژه شرایط نامطلوب خانوادگی از آنها افرادی مجرم ساخته، پس ضروری است نهادهای حمایتی بیش از پیش به پا خیزند و در جهت حمایت از آنها اقدام کنند.
البته خرمگاه در گفتگویش با «جامجم» هر چند رضایت نسبی خود را از عملکرد نهادهای حمایتی اعلام میدارد؛ ولی در عین حال معتقد است: خدماتی که این مراکز ارائه میکنند هم زمانی طولانی را میطلبد و هم میزانش پاسخگوی مددجویان نیست به طوری که گاه روند ارائه خدمات آنقدر طولانی میشود که شاید دیگر کار از کار گذشته باشد.
او در این باره توضیح میدهد: در یک سال گذشته، پس از جلسات و مشکلاتی که با بهزیستی داشتیم، معرفیهای ما به این سازمان هر چند مورد نظر ما نیست و سریع انجام نمیشود، اما به نتیجه رسیده است. من فکر میکنم علت این موارد را باید از مسوولان بهزیستی پرسید، اما شاید این تعللها به خاطر دفاتر متعددی باشد که بهزیستی دارد، شاید هم مددجویی را که ما معرفی میکنیم، از نظر بهزیستی به آنها مربوط نباشد اما به هر حال در یک سال گذشته، نتیجه بهتر بوده ولی خدماتی که ارائه میکنند آنطور که باید وشاید نبوده است و شاید خدمات زمانی باشد که برخی مددجویان از دست رفته باشند.
این اظهارات بخوبی نشان میدهد اگر چه نهادهای حمایتی موجود برای حمایت از افراد نیازمند خدمات اجتماعی راهاندازی شده اند اما بروکراسیهای اداری و زمان بر شدن روند حمایت از مددجویان نیازمند سبب میشود تا خدمات ارائه شده که میزان آنها بویژه درباره کمکهای مالی هرگز دردی از مددجویان دوا نمیکند به نوشداروی پس از مرگ سهراب بدل شود. برای اثبات این ادعا نیز کافی است، به آمار بازگشت دوباره مجرمان به زندانها با همان جرایم گذشته و حتی جرایمی شدیدتر از قبل استناد کرد؛ آماری که نشان میدهد اگر نهادهای حمایتی بخوبی از پس حمایت این افراد بر میآمدند و مشکلات آنها را به صورت ریشهای حل میکردند، هرگز دوباره آنها مرتکب جرائمی جدید نمیشدند و به زندانها باز نمیگشتند.
به گفته خرمگاه، بررسی آمار سالهای قبل نشان میدهد که از هر صد نفری که زیر پوشش خدمات مرکز مراقبتهای پس از خروج قرار گرفته، تنها 3 در صد آنها به زندان بازگشتهاند، در حالی که این رقم برای زندانیان آزاد شدهای که به مرکز مراجعه نکردهاند، رقمیمعادل 20 تا 35درصد بوده است.
حال اگر این آمارها را در کنار نتایج یک تحقیق قرار دهیم که نشان میدهد هزینه نگهداری روزانه یک زندانی 30 تا 40 هزار تومان است، به واقعیتی دیگر پی میبریم که نشان میدهد انگار هزینه کردن برای نگهداری زندانیان در زندانها راحت تر از هزینه کردن برای حمایت از آنها و جلوگیری از بازگشت مجدد آنان است.
مریم خباز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: