1- به انتخابات مجلس هفتم نزدیک می شویم و طبیعی است که سیاستمداران و احزاب آنان به میدان سخنوری و تبلیغ قدم بگذارند و این تلاشها قطع نظر از نتایج برد و باختی آن
کد خبر: ۲۷۷۳۸
برای پیشبرد و توسعه هنر خوب زیستن جمعی برکات فراوان دربر دارد ، اما برخی از دوستان ما در جبهه دوم خرداد داستان را به نحوی آغاز کرده اند که شاید در تاریخ مطایبات سیاسی کم نظیر باشد!.
2- عزیزی از این دست ، خردمندانه گفته است که حضور قوی مردم و حمایت قاطع آنان از حکومت ، بازدارنده اصلی و اساسی دشمنان در تهاجم علیه کشور و ملت ما باید محسوب گردد، لیکن ظاهرا ایشان این امر را مشروط به انتخاب دوستان هم جناح خود کرده اند! یعنی اگر در خرداد 1376
مردم به همین حدت و شدت جناح دیگری را برای حکومت برمی گزیدند ، احتمالا موشکهای کروز باز هم به سمت ایران شلیک می شد ، لذا رندانه نتیجه می گیرند که اگر امروز هم مردم دوست ندارند نیروهای امریکایی به کشور ما قدم بگذارند باید همین آقایان از صندوق ها سردرآورند!
3- البته از معجزات انقلاب اسلامی این است که دوستان بشدت رادیکال دهه اول انقلاب ، پرچم داران پرحرارت دمکراسی (آن هم از نوع لیبرال آن) در دهه بعد شده اند و تا آنجا پیش رفته اند که حتی درستی یا نادرستی مواضع کارشناسی را هم با ملاک «رای» محک می زنند. به عنوان مثال اگر در فواید یا مضار پیوستن به پروتکل الحاقی مناقشه ای فنی پیدا شود، دوستان ما می گویند که تنها «صاحبان گروه های سیاسی بهره برده از رای بیست میلیونی انتخابات 76 آقای خاتمی» حرف درست می زنند و دیگران اول باید ثابت کنند که چقدر رای دارند! البته تاریخ ، علم سیاست دمکراسی به این ظرافت را ثبت نکرده است و تمام 17 و 18 نوع دمکراسی های رکورد شده مربوط به نحوه تصمیم سازی است نه کشف واقعیت!.
4- برخی از رهبران گروههای دوم خردادی دردمندانه از عدم اعتماد مردم می نالند! که تا حد زیادی درست است ، اما هرگز نمی خواهند از خود بپرسند که چرا مردم «می بایست اعتماد بالا نسبت به این جناح حاکم» داشته باشند؛ کدام طرح مشعشع و یا ایده برجسته و یا کارآمدی نفس گیر را از این همه وزیر و وکیل و مدیر هم خط دیده اند؛ آنچه مردم از این جناح به یاد دارند «غرغر» مداوم و «طلب کاری بی حد و حصر» و «فرار از مسوولیت» بوده است . جناحی که شان خود را فراموش کرد و به جای پرداختن به امور مملکت ، سالها را در مغازله سیاسی سپری نمود و مداوم تئوری های کافه ای در آداب و احکام مملکت داری ، دین داری ، سیاست خارجی عرضه کرده است و همواره تلاش نموده در سایه یک «دیو خیالی» که رقیب باشد زندگی کند.
5- قبول دارم که تنور انتخابات باید گرم شود و اگر هر مورد از روند رای دادن مردم همراه با نقد عملکردها و ارزیابی افکار و افراد جدید باشد ، مسلما دمکراسی و زندگی مدنی و نظام اسلامی ما یک مرحله جلوتر می رود لیکن آنچه از کمدی های سیاسی نوظهور ملاحظه می کنم بیشتر حکایت از سرهای گرم دارد تا تنور انتخابات !