در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حمایت تلویزیون از رونق گرفتن سینماها نشان میدهد که تلویزیون وابسته سینما نیست چون هیچگاه سینما نمیتواند مخاطب میلیونی تلویزیون را از این رسانه بگیرد.مردم هرچند از طرفداران پروپاقرص سینما باشند اما بیشترین وقت خود را در کنار رسانه دیداری میگذرانند چون نمیتوانند تمام وقت فراغت خود را با سینما پر کنند.سینما یک تفریح است اما تلویزیون رسانهای است که اطلاعرسانی رکن اساسی آن است و در کنار این اطلاع رسانی با پخش سریالهای نمایشی و دیگر برنامهها مردم را تبدیل به مخاطبان خود میکند.
از زمانی که تلویزیون، تولید فیلمهای تلویزیونی و به اصطلاح 90 دقیقهای را در برنامههای خود گنجاند همواره برخی از سینماگران این پرسش را مطرح کردهاند که تلویزیون بهتر است فیلمهای مورد نیاز خود را از سینما خریداری کند و خودش فیلم تولید نکند چون به این وسیله سینمای ایران رونق بیشتری میگیرد. اما هفته گذشته رئیس سازمان صدا و سیما به این پرسش همیشگی هم پاسخ قانع کنندهای داد. نکته مهمی که در این پاسخ به چشم میخورد این بود که تلویزیون رسانهای فراگیر است که طیف زیادی از مردم با سلیقهها و نوع تفکرات مختلف مشتری آن هستند به همین دلیل باید تلویزیون در انتخاب آثارش یک سطح عمومی را در نظر بگیرد تا بتواند همه مخاطبان را راضی کند، در حالی که رفتن به سینما یک علاقهمندی شخصی است و مخاطب میتواند دیدن یک فیلم را انتخاب کند یا نکند. بنابراین وقتی قرار است از تلویزیون فیلمی پخش شود باید عمومیت آن در نظر گرفته شود و نمیتوان هر فیلمی را از این رسانه پخش کرد. فیلمهایی، بخصوص ایرانی،معمولا در اولویت پخش قرار میگیرند که به حساسیتهای جامعه توجه بیشتری کرده باشند. البته سینماگران معتقدند که سینما، سینماست و آنها نمیتوانند برای اینکه فیلمشان از تلویزیون پخش شود قواعد سینما و جذابیتهای آن را در نظر نگیرند، این حرف هم درست است اما همه سینماگران میدانند که گاهی با توجه به نکات خیلی کوچک میتوان نمایش یک فیلم را از تلویزیون هم میسر کرد. مثلا فیلمی مانند «زمانی برای دوست داشتن» ساخته ابراهیم فروزش فیلمی آموزشی و برای خانوادهها بسیار مفید است. این فیلم سال گذشته توانست چندین جایزه از جشنواره فیلم همدان را از آن خود کند. اما این فیلم چون در زمان اکران در سینماها مخاطب فراگیر نخواهد داشت تاکنون نتوانسته اکران عمومی شود بنابراین این فیلم برای پخش از تلویزیون بسیار مناسب است اما تنها چیزی که شاید نمایش فیلم زمانی برای دوست داشتن را در تلویزیون با ممانعت روبهرو کند نوع حجاب بازیگران زن این فیلم است. در صورتی که این بازیگران از بازیگران پرکار فیلمها و سریالهای تلویزیونی هستند و مردم به دیدن آنها با حجاب معمول این رسانه عادت دارند و حتی نوع پوشش آنها در سینما هم نمیتواند به جذابیتهای این فیلم بیفزاید چون ماجرای اصلی این فیلم داستان یک کودک معلول است که با بازی عالی علی شادمان آنقدر خوب از کار درآمده است که همه بازیگران بزرگسال این فیلم را تحتالشعاع قرار داده است. به هرحال تجربه نشان داده است که سینما و تلویزیون کشور ما بشدت به هم متکی هستند. رابطه تلویزیون و سینما در ایران بهگونهای است که مدیران نیز در این رسانه و هنر مدام در حال رفت و آمد هستند و معمولا مدیران تلویزیون برای مدیریت بخشهای مختلف سینما به وزارت ارشاد و ادارات تابعه میروند و در ازای آن کارگردانان، بازیگران، تهیهکنندگان، فیلمنامهنویسان سینما برای تولید به تلویزیون میآیند همانگونه که اکنون تعداد زیادی از کارگردانان سینما در تلویزیون مشغول کار هستند و طبق شنیدهها قرار است تعدادی از مدیران تلویزیون که در 4 ساله گذشته به سینما رفته بودند دوباره به این رسانه برگردند.
کاش فقط شایعه نبودند
هفته گذشته در برخی از رسانهها این خبر منتشر شد که «علیرضا رضاداد» قرار است معاونت سینمایی را در دوره جدید به عهده بگیرد. در این خبر آمده بود که سید محمد حسینی که برای نشستن بر کرسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مجلس معرفی شده است قرار است معاونت سینمایی را به رضاداد بسپارد که چند سال پیش مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی بود و بین فیلمسازان از محبوبیت ویژهای برخوردار بود اما معلوم نیست به چه دلیل حدود 3 سال پیش تصمیم گرفت استعفا بدهد و از مدیریت سینما فاصله بگیرد. سابقه مدیریت رضاداد به رسانه ملی برمیگردد و او را میتوان از مدیرانی دانست که از تلویزیون به سینما رفتهاند. رضاداد در دوره مدیریتش در بنیاد سینمایی فارابی توانست تعامل خوبی با سینماگران برقرار کند و همین تعامل خوب است که از رضاداد مدیری برجسته ساخته است که اکثر سینماگران تمایل دارند او سکوی معاونت سینمایی را در دست بگیرد چون میدانند در این شرایط همه طیفهای سینماگران میتوانند در سینما به تولید فیلم بپردازند. اگر این شایعه درست باشد میتوان نتیجه گرفت که وزیر جدید فرهنگ و ارشاد اسلامی نگاهی همه جانبه به هنر و بخصوص سینما دارد و میتوان امیدوار بود که سینمای ایران روزهای خوبی داشته باشد.
شبهای رمضان با چاشنی سینما
ما خودمان تا حالا ماه رمضان در خارج از کشور و کشورهای اسلامی که ماه رمضان برایشان خیلی مهم است نبودهایم اما شنیدهها حاکی است که در این ماه شبهای این کشورها حال و هوای دیگری به خود میگیرند. مردم که در روزهای روزهداری بیشتر اوقات خود را در خانه و یا در زیر سقف و چاردیواری میگذرانند ترجیح میدهند که شب و بعد از افطار از مکانهای سربسته بیرون بیایند و به تفریح و خرید بپردازند. به همین دلیل در این کشورها معمولا تا سحر مراکز تفریحی و خرید باز هستند و چون ماه رمضان ماه شادی است از هر گوشه و کنار این شهرها صدای شادی به گوش میرسد. اما در کشور ما مردم در ماه رمضان مثل بقیه سال بیشتر در روز فعالیتهای شهری و بیرونی خود را انجام میدهند و شب هنگام و بعد از افطار ترجیح میدهند که در خانه بمانند و استراحت کنند به همین دلیل مراکر خرید و تفریحی در ایام ماه رمضان رونق خود را از دست میدهند. اما دنیا عوض شده است، اقتصاد و تفریح برای مردم مهم شده است. اگر تا چند سال پیش کسبه ترجیح میدانند ماه رمضان را در حالت نیمه تعطیل سپری کنند اما اکنون آنها میدانند که نیمه تعطیل بودن یعنی رکود سرمایه و شکست تجاری بخصوص اینکه ماه رمضان به ماههای تابستان و تعطیلی مدارس نقل زمان کرده است ؛ماههایی که برای کسبه از هر نوعی که باشند ماههای پرسودی است به همین دلیل امسال که ماه رمضان ماه آخر تابستان را فتح کرده است اهل بازار هم به فکر چاره افتادهاند و میخواهند هر طور که شده جلوی رکود اقتصادی این ماه را بگیرند. سینماگران از اولین کسانی بودند که به فکر چاره افتادند به همین دلیل قبل از آغاز ماه رمضان طرح «اذان تا اذان» را پیشنهاد کرد که مورد استقبال هم قرار گرفت. در این طرح سینماها از اذان مغرب تا اذان صبح فیلم نمایش میدهند که البته بعد از بررسی این طرح قرار شد که چند سینمای محدود از اذان مغرب تا ساعت 2 بامداد فیلم نمایش بدهند.در ادامه این طرح شورای صنفی نمایش طرح نیم بها شدن بلیط سینماها را در ماه رمضان به تصویب رساند. چنین پیشبینی میشود که این طرح با استقبال مردم روبهرو شود چون خانوادهها در زمان تابستان و تعطیلی مدارس معذوریتی برای شب زنده داری ندارند و چون محصلان لازم نیست که شب زود بخوابند تا صبح فردا به مدرسه بروند مردم میتوانند تا پاسی از شب بیدار بمانند، سحری بخورند و بخوابند. به طور یقین وقتی شبهای سینماها رونق بگیرد کسب و کارهای دیگر هم گرم میشوند مثلا اغذیه فروشیها میتوانند به کار خود در شب ادامه بدهند حتی مراکز تجاری هم میتوانند از حضور مردم در خیابانها استفاده کنند و شبهای بازار را رونق بخشند.
بازیگران خارجی به ایران نمیآیند
در ماههای اخیر آنقدر اسم جومونگ را شنیدیم که به اصطلاح نسبت به این اسم حساسیت پیدا کردیم و نزدیک است که با شنیدن «جومو...» کهیر بزنیم. این حساسیت زمانی به اوج رسید که بازیگر نقش «جومو...» به ایران آمد و مردم برای دیدن این بازیگر کرهای چنان خودشان را به آب و آتش زدند که «جومو...» که تاکنون در عمرش با این ازدحام استقبال روبهرو نشده بود جا خورد و گفت من نمیدانستم که در ایران اینقدر طرفدار دارم چون طبق اخبار واصله مردم کره ترجیح میدهند به جای اینکه برای یک بازیگر نه چندان خوش قیافه و خوش تیپ وطنی سر ودست بشکنند برای بازیگران معروف هالیوود نوشابه باز کنند و برای گرفتن عکس یادگاری با یکی از این بازیگران که گاهگداری به کره میآیند خود را هلاک کنند.اما ایرانی جماعت با همین شورهای هیجانی معروف است و برای دیدن یک بازیگر نه چندان معروف کرهای میرود فرودگاه چنان او را گلباران میکند که خود بازیگر و اطرافیاش از تعجب میخکوب میشوند. شاید یکی از دلایل استقبال بینظیر از بازیگر نقش جومونگ این باشد که بازیگران خارجی معمولا به ایران سفر نمیکنند و ایرانیان کمتر موفق میشوند یک بازیگر خارجی را از نزدیک ببینند. در صورتی که رفت و آمد بازیگران خارجی به دیگر کشورها امری معمول است چون فیلمهای خارجی در سینماهای این کشورها اکران میشود و بازیگران آن فیلمها برخی اوقات همراه تهیهکننده و کارگردان به کشورهای مختلف سفر میکنند تا در تبلیغات آن فیلم شرکت کنند اما از آنجا که در کشور ما فیلمهای خارجی کمتر اکران میشوند بازیگران خارجی هم به ایران نمیآیند مگر اینکه اتفاق ویژهای رخ دهد مثل همانی که چند سال پیش رخ داد و «شان پن» به عنوان خبرنگار یک روزنامه آمریکایی به ایران آمد و به نماز جمعه رفت و در آنجا بود که توسط یک خبرنگار کشف شد و مردم متوجه شدند شان پن بدون اینکه خواسته باشد کسی او را بشناسد به ایران آمده است. البته بعد از این کشف بود که خانه سینما این بازیگر را به موزه سینما دعوت کرد و برای عموم بارعام داد اما واقعیت این است که مردم آنقدری که برای بازیگر «جومو...» سر و دست شکستند برای شان پن خود را به آب و آتش نزدند آنهم به یک دلیل ساده؛عموم مردم «جومو...» را میشناسند و به او علاقهمند هستند اما شان پن را فقط سینما دوستان حرفهای میشناسند و میدانند که او در عالم سینما چه گوهر نابی است.
به هر حال امیدواریم با آمدن «جومو...» به ایران تب این بازیگر کرهای برای همیشه در ایران فروکش کند البته تحقق این خواسته تقریبا محال است چون هنوز هم مردم زیادی روزانه به روزنامه تماس میگیرند و میپرسند که آیا «جومو...» رفته یا هنوز در ایران است؟ از طرفی برخی میخواهند ما در روزنامه بنویسیم که ای کاش دفعه بعد که «جومو...» به ایران آمد «سوسانو» را هم با خود بیاورد!!!
سارا بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: