کسی فکر نمیکرد 11هزار و 321 روز بگذرد و باز هم کسی نفهمد که چه سرنوشتی برای مسافر ایرانی پرواز لبنان لیبی رقم خورده است؛ مسافری که گفته میشد، لیبی را به مقصد ایتالیا ترک کرده اما کنکاشها نشان داد او هیچوقت پایش به ایتالیا نرسیده است.
کسی فکر نمیکرد داستان امام موسی صدر با این پایان ناتمام ادامه یابد، اما ادامه یافت. سالها پشت سر هم آمدند و رفتند و این علامت سوال لعنتی پاک نشد که نشد.
گاهی مثل سال 1376 با شنیدن خبری که از حضور او در زندانهای لیبی حکایت داشت، شاد شدیم و گاهی... اما باز هم معلوم نشد که نشد.
روحانی خوشپوش و خوشسیمایی که خرداد 1307 در قم به دنیا آمد تا 31 سال بعد راهی سرزمین لبنان شود. سرزمینی که ساکنانش خیلی زود او را پذیرفتند و شیفتهاش شدند. نه فقط شیعههای لبنان او را میستودند که مسیحیان این کشور هم او را امتداد روح مسیح میدانستند.
امام موسی صدر از سال 1338 تا سال 1357 در این کشور ماند،هم مراکز تحصیلی برای مردم راه انداخت، هم مجلس اعلای شیعیان را سامان داد و هم جنبش امل را پایه گذاشت. هر جا رفت، از برادری و دوستی و محبت حرف زد و خشونت را در هر شکل و لباسی نکوهش کرد. شاید به خاطر همینها بود که نامش در قلب مردم لبنان حک شد؛ مردمی که عاشقانه دوستش داشتند و کلامش را میشنیدند وعمل میکردند.
سیاستمداران لبنانی هنوز هم خاطرات زیادی از این مرد دارند؛ از کسی که هم مومن بود و معتقد و هم نوگرا بود و انساندوست. از کسی که رفتارش ترجمه رحمانیت اسلام بود.
ای کاش یکی از همین روزها خبری از او بشنویم و تصویری تازه از او ببینیم، تا دیگر روز 9 شهریور اینقدر برای ما تلخ و آزاردهنده نباشد.
ای کاش یکی از همین روز ها...
رضا رستمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم