لطفا کمی مکث کنید

لطفا اگر در این موقعیت‌ها قرار گرفتید، لحظه‌ای مکث کنید:«پیدا کردن جای پارک برای خودرویتان واقعا دشوار است و 2 بار خیابان را رفته و برگشته‌اید تا بالاخره جای خالی پیدا کردید، طبق عادت، کمی جلوتر می‌روید تا پارک دوبل کنید.
کد خبر: ۲۷۶۱۱۶

به ثانیه نرسیده که خودروی دیگری با این که چراغ دنده عقب خودروی شما روشن بوده، براحتی از سمت دیگر پارک می‌کند و راننده بدون این که پاسخ بوق و اعتراض شما را بدهد، پیروزمندانه از خودرویش پیاده و دور می‌شود.»

«صف‌های اتوبوس معمولا غروب‌ها بیشتر از همیشه کش می‌آید، نیم ساعتی هست که منتظر مانده‌اید، تردید دارید که حتی اگر اتوبوس به مبدا برسد، باز هم جایی برای نشستن نصیب شما شود، اتوبوس به آرامی همیشه سر می‌رسد، یکباره ابتدای صف شلوغ می‌شود، چند نفر را که اصلا ندیده بودید، مثل برق سوار می‌شوند و حالا روی صندلی نشسته‌اند و لبخند پیروزمندانه می‌زنند.»

«این پمپ بنزین همیشه شلوغ است حتی تا نیمه‌های شب از حجم خودروهای در صف بنزین کم نمی‌شود. هر چه به پمپ نزدیک‌تر می‌شوید به علت کش آمدن دقیقه‌ها و طولانی شدن زمان صف ماندتان بیشتر پی می‌برید، هر از چند گاهی خودرویی آرام از غفلت اتومبیل عقبی استفاده می‌کند و وارد ابتدای صف می‌شود. حالا هر چه بوق و چراغ و نور بالا بزنید، انگار نه انگار... اگر کمی حوصله داشته باشید و پیاده شوید و آرام تذکر دهید که «خانم! آقا کارتان اشتباه است» می‌شنوید: «من توی صف بودم، شما ندیدید.» یا این که «ببخشید عجله دارم....»

و سرانجام این که «سوار تاکسی می‌شوید، آن هم در مسیری که بارها رفته‌اید و برگشته‌اید. بنابراین نرخ کرایه از روز برایتان روشن‌تر است. کرایه را که می‌دهید، راننده 50 تومان بیشتر طلب می‌کند. اگر بی‌حوصله باشید از 50 تومان می‌گذرید، ولی اگر کمی سماجت کنید و قسم و آیه بیاورید که آقای راننده یا خانم راننده این مسیر فلان نرخ را دارد، حتما کار به هتاکی می‌رسد و آن‌وقت اعصابی است که از شما خرد می‌شود.»

بعید است، ساکن یکی از شهرهای بزرگ باشید و با این صحنه‌ها روبه‌رو نشوید. ندادن بلیت، در رفتن از دادن کرایه به اتوبوس، آشغال ریختن در خیابان، پرت کردن زباله در گوشه پیاده‌رو در روز روشن، حمله کردن برای گرفتن اجناس رایگان حتی در صورت عدم نیاز، سبقت نابجا از سمت راست، دویدن روی پله برقی مترو... این موارد شاید هیچ ربطی به هم نداشته باشد ولی در یک چیز مشترک است، و این که عامل به این امور یا قانون‌گریز است یا قانون‌ستیز، یا حس می‌کند حقی از او خورده شده و باید او هم از حق دیگران بدزدد. پس جامعه را به خود بدهکار می‌داند. این افراد به چنان خودشیفتگی دچارند که این امور را نوعی زرنگی و مهارت تلقی می‌کنند، از جنبه روانی معمولا دچار حسرت نسبت به موقعیت دیگرانند و هتک قانون، ارزش‌ها و عبور از دیگران را راهی برای جبران عقب‌ماندگی‌ها تلقی می‌کنند.

این موقعیت‌ها هرچند قابل سنجش کمی نیست، وی نشانه وجود بیماری پنهانی است که شاید تمام جامعه را تهدید می‌کند و در نهایت نتیجه‌ای جز بی‌نظمی اجتماعی ندارد.

کتایون مصری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها