در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گفتار و کردار احدالناسی بیحکمت نیست. منتها باید که اهل تحقیق و تتبع و اینجور چیزها باشید. اینکه روی کاناپه (زیر کرسی سابق)! رو به قبله دراز بکشید و در حال میل کردن شیرموز خواسته باشید سر از حکمت و معرفت در بیاورید؛ خواب دیدید خیر باشد. نخیر جانم، باید دود چراغ موشی کممصرف بخورید و زانوی تلمذ بغل بزنید.
فرمایش مولوی:
گر تو این انبان ز نان خالی کنی / پر ز گوهرهای اجلالی کنی
در حاشیه: شاید به همین خاطر است که روزنامههای روز پنجشنبه خبر از گران شدن رسمی نان فانتزی به خاطر قطع آرد دولتی از صبح امروز داده بودند. البته این مقولات فانتزی به ما نیامده است. فلذا ما به شرح و بسط همان عرایض حکیمانه خود میپردازیم ببینیم از توش چی در میآید.
بله، داشتیم عرض میکردیم که هر چیزی یک حکمتی دارد. حتی همین عرایض معقول ما که سراسرش حکمتآمیز است. ما الکی حرف نمیزنیم. هیچ چیزی هم از خودمان در نمیآوریم. از ابتدا تا انتهای عرایض ما کمپلت مستند و معقول و مدلل است. به خاطر اینکه از روی حساب و کتاب حرف میزنیم. حرف مفت نمیزنیم که...! در یونان قدیم که امکانات کم بود و حتی اهل نظر نمیتوانستند بروند یاهو مسنجر با هم چت کنند؛ بالاجبار میرفتند به بعضی از آکادمیهای زیر نظر بقراط و سقراط و ارسطاطالیس معروف و به صورت فیس تو فیس گفتگو میکردند؛ اما بعضا چون هنگام حرف زدن، راه هم میرفتند، لهذا به آنها «مشائیون» میگفتند. طرفداران حکمت مشائی. یک مشت آدم سخنور که راه میرفتند و حرف میزدند.
کاری به حکمت مشائی خودمان که در مقابل فلسفه اشراقی قرار میگیرد، نداریم. خیلی تازه است. ما داریم پیشتر از آن را بررسی میکنیم که سر راه به یونان برخوردیم. مکتب مشائیون بر پایه انتقال مفاهیم و پیامها با نزدیکترین، صریحترین و سیخکیترین بیان ممکن استوار بود. ارسطو، بنیانگذار مکتب مشائی یونانی، معتقد بود که: «علت ندانستن، نفهمیدن نیست؛ نشنیدن است.» طرف خودش را به نشنیدن میزد و در ادامه سر از تجاهلبازی درمیآورد. هرچه به طرف میگفتند هر حرفی را نزن؛ به گوشش نمیرفت که نمیرفت. در عمل انگار که یک گوشش در بود و یک گوش دیگرش دروازه.
در راستای گوش بازیگوش:
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من
آنچه البته به جایی نرسد فریاد است
مشائیون جدید: هرچند که از دوره یونان باستان و مشائیون خدابیامرز و مکتب قدیمی مشائی خیلی گذشته؛ اما به گواه برخی شواهد و قرائن موجود، در روزگار ما نیز هستند کسانی که مشائیاند و در حال مشی کردن و راه رفتن حرف میزنند (و معمولا هم هر حرفی را که میلشان کشید، بدون فکر کردن به تبعات منفی آن، میزنند.) مشائیون نیز کسانیاند که طرفدار این فلسفه مشائی هستند. منتها تفاوت اصلی و اساسی مشائیون عصر حاضر با مشائیون یونان باستان در اینجاست که مشائیون آن موقع هنگام راه رفتن در روی زمین حرف میزدند، اما مشائیون فعلی، بعضا، همانطور که دارند روی هوا راه میروند، حرف میزنند. (و این یعنی که تفاوت از زمین تا آسمان است).
یک نمونه از مشائیون تازه: این مورد را ما از خودمان عرض نمیکنیم که روی هوا یک چیزی گفته باشیم که فردا مدعیالعموم یا شاکی خصوصی پیدا کنیم، بلکه استناد به اطلاعیه اخیر دفتر آیتالله هاشمی رفسنجانی میکنیم که در راستای یکی از این مشائیون مورد بحث و برخی سخنان اخیر وی صادر شده که مدام بزرگان کشور، همگان را به پرهیز از دامن زدن به این قبیل حرفهای اثبات نشده فرامیخوانند. در بخشی از این اطلاعیه چنین آمده است: «سابقه آقای مشائی در اظهارنظرهای غلط و سخنان غیرمنطقی آنقدر آشکار است که نیازی به پاسخ ندارد، اما با توجه به عقبه بسیار عمیق این سخنان و دروغپردازیهای عمیقتر و تلفیق آن با چاشنی توهین که توسط کسی انجام میشود که قرار بود معاون اول رئیسجمهور شود و نشد و امروز رئیس دفتر رئیس جمهور است؛ توضیحاتی عرض میشود...» که ما به این توضیحات کاری نداریم و شما را به اخبار جراید کثیرالانتشار حواله میدهیم. زیادی حرف بزنیم، خوف آن میرود که روی هوا حرف بزنیم؛ اما ما که طرفدار حکمت مشائی نیستیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: