گفتگوی توهمی با تیمور لنگ

قرمه قرمه‌ات می‌کنم

بیچاره ایادی مشت بر دهان خورده. این بار واقعا دلمان برایش می‌سوزد. همه‌اش تقصیر این جناب سردبیر است که برایش هی خواب‌های رنگی می‌بیند. حالا ایادی بیچاره باید تا آخر عمر با این قلدرهای تاریخ سر و کله بزند. چنگیزخان کم بود، این بار ایادی گیر تیمور لنگ افتاد. خدا می‌داند هفته دیگر کدام یک از این خونخواران تاریخ می‌خواهد وبال گردن این ایادی مشت بر دهان خورده شود. عجالتا مصاحبه‌اش با تیمورخان را بخوانید تا بعد ببینیم چه پیش می‌آید. فعلا که تا اطلاع ثانوی از شعاع 10 کیلومتری‌اش هم نمی‌شود رد شد. خودش برای خودش یک پا خونخوار شده است. کمال همنشین است دیگر‌،‌ چه می‌شود کرد؟
کد خبر: ۲۷۵۸۹۰

تیمور: ما آمدیم.

ایادی:‌ ... .

تیمور: با تو هستیم. می‌گویم ما آمدیم.

ایادی: کجا؟

تیمور: نزد تو!

ایادی: کی گفت بیای داداش؟

تیمور:‌ شخص شخیص‌مان.

ایادی: اوهوک!

تیمور:‌ با ما بودی؟

ایادی: آرررره.

تیمور: جلاااااااااااااااااااد!

ایادی: کی؟

تیمور:‌ جلاااااااااااااااد!

ایادی: واسه چی آخه؟

تیمور: گستاخی را به بی‌نهایت رسانده‌ای. پوستت را که جلاد زنده زنده کند، می‌فهمی با ما چگونه سخن بگویی!

ایادی: جلادتون رفته مرخصی! الان دارند اون دنیا روی آتیش کبابش می‌کنند که بعد چند تا جک و جانور محترم بزننش به بدن همچین سر دماغ بشن.

تیمور: یادمان نبود... راست می‌گویی... خب... پس خودمان دست به کار می‌شویم.

ایادی:‌ عجب احمقیه! مرد حسابی اگر منو بکشی کی باهات مصاحبه کنه؟

تیمور: هاااا!‌ این را هم راست می‌گویی. خب... پس اول مصاحبه کن،‌ بعدا تو را می‌کشیم.

ایادی: باآآآآآآآشه!

تیمور: ما حاضریم.

ایادی: باش.

تیمور: چی؟

ایادی: حاضر دیگه!

تیمور:‌ خب... .

ایادی: خب؟ ... .

تیمور: خب سوال بپرس.

ایادی: چی بپرسم؟

تیمور: بپرس ما که بودیم از کجا آمده بودیم چه کارها کرده بودیم... .

ایادی: ای بابا اینها که پرسیدن نداره همه می‌دونن چه خل و دیوونه‌ای بودی دیگه. یکی مثل همون فامیل‌تون!

تیمور: نخیر!‌ ما از چنگیزخان بهتر بودیم. بی‌رحم‌تر،‌ خونخوارتر،‌ وحشی‌تر... .

ایادی: و چلاق‌تر!

تیمور: چه گفتی؟

ایادی: نشنیدی؟ نکنه کر هم بودی ما نمی‌دونستیم؟

تیمور: قرمه قرمه‌ات می‌کنم.

ایادی: ‌من قیمه رو بیشتر دوست دارم ها!

تیمور: ... ولی ما قرمه را ترجیح می‌دهیم.

ایادی: ای ول باشه بابا تو همون قرمه رو درست کن.

تیمور:‌ بسیار خوب!‌ مواد لازم: چند کیلو گوشت آدمیزاد،‌ مقداری نمک، سس خون با فلفل سیاه... صبر کن ببینم ما را مسخره کرده‌ای. می‌گویم با ما مصاحبه کن.

ایادی: خب چی بپرسم؟ اه... هی عربده می‌کشه.

تیمور: بپرس ما کیستیم!

ایادی: تو کیستی؟

تیمور:‌ منم تیمورخان! کسی که 3 بار به ایران حمله کرد و مردم اصفهان را به تمامی از تیغ گذراند. کسی که... .

ایادی: بنده به شما هم پیشنهاد می‌کنم مثل اون فامیل‌تون که رفت نیشابور،‌ شما هم یک سری به اصفهان بزنید ببینید چه خبره،‌ بعد بیاین باد تو گلو بندازین که منم حمله‌کننده به اصفهان!

تیمور: نخیر،‌ نمی‌رویم، تحمل دیدنش را نداریم.

ایادی: خب حالا که روت کم شد بیا در مورد پسرهات صحبت کنیم.

تیمور: سکوت کن ای نابخرد مشت بر دهان خورده. نام آنان را نزد من نیاور که آنان نیز مایه ننگ من‌اند.

ایادی: ببخشید من درست متوجه نشدم شما مایه ننگ اونایی یا اونا مایه ننگ تو؟

تیمور: سفسطه نکن. شما ایرانی‌ها... شما ایرانی‌ها... .

ایادی:‌ بوگو بابا جان،‌ بوگو... نذار حرف توی دلت بمونه،‌ بوگو.

تیمور: شما تمام دارایی من یعنی پسرانم را از من گرفتید و از آنها نیز تمام دارایی‌شان یعنی خوی وحشی‌گری و بی‌رحمی... .

ایادی: آخی... دیگه ازشون چی گرفتیم؟

تیمور: هر چه که فکرش را بکنی. دلمان از دست شما ایرانی‌ها خون است. باید به حرف آن فامیلمان گوش می‌دادم و بی‌خیال شما می‌شدم. او گفته بود که شما زیادی زیرکید، اما ما باورمان نشد.

ایادی: خب تو از اون اولش هم مخ‌ات مثل پات لنگ می‌زد داداش!

تیمور:‌ این نوادگان ما جگرمان را خون کرده‌اند.

ایادی: خوب کاری کردند.

تیمور: دیگر تحمل این سرافکندگی را نداریم.

ایادی: آخی... .

تیمور: دلمان می‌خواهد برویم یک جایی که هیچ کس نباشد و فقط‌های‌های گریه کنیم... .

ایادی: راست می‌گی؟‌ ببین من یه جای خوبی بلدم که فقط به درد همین کار می‌خوره. می‌خوای ببرمت؟

تیمور: راست می‌گویی؟

ایادی:‌ آره بابا جان!‌ هفته پیش هم همون فامیل‌تون چنگیزخان رو بردم. خیلی خوشش اومد... .

تیمور: ‌پس ما را هم با خودت ببر... .

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها