در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آرمین عزیزم، اتفاقی که افتاده اتفاق خوبی نیست، اما این حق را نداری که همه انسانها را زیر سوال ببری. باید یاد بگیریم گاهی اوقات نگاهی هم به خوبیها بیندازیم. چه خوبیهایی؟ مثلا این که مردم محل و همسایهها تا وقتی که آن همسایه پیر در خانهاش بود نمیگذاشتند به قول خودت آب در دلش تکان بخورد و مدام از او مواظبت میکردند. مثلا این که مادرت هر روز صبح به جای درست کردن بساط صبحانه، اول سری به او میزد و بعد که خیالش راحت شد تازه به کار خانه و زندگیاش میرسید. یادت باشد آرمین عزیز وظیفه ما رنجه شدن صرف از بدیها نیست. وظیفه ما این است که بدیها را به خوبی تبدیل کنیم... چه شعارهای از مد افتاده و تکراری میدهم نه؟ خودم هم میدانم که گاهی این حرفها فقط و فقط شعار است، اما چون گاهی شعار است نباید بهشان تن داد؟ چرا به جای این همه غصه خوردن یا عذاب دادن خودت، تصمیم نمیگیری فکری برای آن پیرزن بیچاره کنید؟ اصلا بگو ببینم طی مدتی که او در آسایشگاه سالمندان است هیچ به فکر افتادهای بروی و سری به او بزنی؟ چرا همه جمع نمیشوید و نمیروید با بچههایش صحبت کنید تا از خر شیطان پایین بیایند؟ هزار جور فکر و راهحل برای از بین بردن این بدی وجود دارد به شرط این که تو و آدمهایی مثل تو به جای دست روی دست گذاشتن و غصه خوردن و تهمتزدن کمی به خودشان تکان بدهند و سعی کنند تاثیرگذار باشند. امیدوارم از حرفهای من ناراحت نشده باشی و آنها را حمل بر بیادبی نکنی، اما دوست من نگاه کردن به واقعیت یک چیز است و تن دادن به آن چیز دیگر. این خیلی خوب است که ما واقعیتها را همان جور که هست ببینیم، اما این که از واقعیت برای خودمان غولی بسازیم که نمیشود شکستش داد، درست همان انفعالی است که باعث شد آن واقعیت نادرست شکل بگیرد. خلاصه از ما گفتن بود. مرا از حال خودت و آن پیرزن بیخبر نگذار.
خب شترگاوپلنگیها، ما رفتیم. تا هفته بعد درود و بدرود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: