گفتگو با اریک بانا، بازیگر «مردم با‌نمک»

خیلی‌با نمک نیستم

اریک بانا بازیگر استرالیایی‌تبار سینما طی 10 سالی که از فعالیت‌های سینمایی‌اش می‌گذرد در نقش‌ها و فیلم‌های متفاوتی بازی کرده است. از حضور در نقش ابرقهرمان سبز رنگ فیلم «هالک» تا شخصیت تاریخی قدیمی «تروا.» این بازیگر نشان داده که دوست دارد کاراکترهای متفاوتی را روی پرده سینما در معرض نمایش بگذارد. با مقایسه این نقش‌ها با ایفای نقش یک مامور ضدجاسوسی معاصر در «مونیخ»( که براساس یک ماجرای واقعی ساخته شد)، می‌توان به موضوع تنوع‌طلبی این بازیگر پی برد. امسال هم او 2 فیلم کاملا متفاوت را در فاصله کوتاهی از یکدیگر، روانه پرده سینماها کرده است. بعد از موفقیت کلان مالی فیلم علمی تخیلی «سفرهای ستاره‌ای / پیشتازان فضا» در اوایل فصل تابستان، چند هفته قبل کمدی سیاه «مردم بانمک» از این بازیگر به نمایش درآمد. در فیلم اول او نقش کاراکتر منفی و شرور قصه را دارد که می‌خواهد سفینه معروف اینترپرایز را از بین ببرد و در دومی، در نقش دوست صمیمی آدام سندلر ظاهر می‌شود. سندلر در قصه فیلم کمدینی است که ناگهان متوجه می‌شود بیماری سختی دارد و به زودی می‌میرد. اریک بانا هر دو فیلم را از کارهای مطرح خود می‌داند و از حضور در هر دوی آنها دفاع می‌کند. این بازیگر زمان زیادی از اوقات خود را در استرالیا می‌گذراند و هنوز آنجا را خانه اصلی‌اش می‌داند، وی در یک گفتگوی جدید اینترنتی درباره فیلم‌های امسال خود و همچنین کارهایی که به زودی آماده نمایش می‌کند، حرف می‌زند.
کد خبر: ۲۷۵۸۷۹

با توجه به نمایش عمومی موفقیت‌آمیز دو فیلم شما در سال جاری، می‌توان گفت امسال سال شماست. حتی قرار است همین روزها فیلم دیگرتان «همسر مسافر زمان» هم اکران عمومی شود. خودتان چقدر از این که 3 فیلم در فصل تابستان سینما دارید، شگفت‌زده هستید؟

خب، خیلی‌ها از من این سوال را می‌پرسند. خودم هم اصلا تصورش را نمی‌کردم که ناگهان 3 فیلم از من در یک فاصله کوتاه و به نوعی پشت‌سر هم روی پرده سینماها بروند. این مساله یک جورهایی مرا می‌ترساند. «سفرهای ستاره‌ای / پیشتازان فضا» قرار بود برای ایام کریسمس اکران عمومی شود. «همسر مسافر زمان» هم تا یکی دو هفته قبل اصلا معلوم نبود چه زمانی روی پرده سینماها خواهد رفت. فقط تاریخ دقیق اکران عمومی «مردم بانمک» از قبل به صورت دقیق، تعیین شده بود. به همین دلیل وقتی این اتفاق افتاد و قرار شد این فیلم‌ها در فاصله کوتاهی از یکدیگر به نمایش عمومی درآیند، خودم هم شگفت‌زده شدم. تصور خودم این بود که هر یک از آنها، با یک فاصله 6 ماهه از یکدیگر روی پرده خواهند رفت، ولی وقتی به نوع اکران عمومی آن نگاه می‌کنم، احساس می‌کنم یک جورهایی خوب شد که این طوری به نمایش عمومی درآمدند. علتش هم این است که من تا قبل از این، هیچ وقت فیلم‌هایم را به این صورت اکران عمومی نکرده بودم. معمولا تماشاگران سینما هر بار مرا با یک فاصله 18 ماهه، در یک فیلم جدید سینمایی روی پرده می‌بینند. ولی می‌بینیم که این فاصله خیلی کوتاه شده و با وجود کم شدن این فاصله، تماشاگران باز هم برای دیدن من و فیلم‌هایم پول پرداخت می‌کنند( !می‌خندد)‌

شما تا قبل از این در هیچ فیلم کمدی بازی نداشته‌اید. واکنش‌تان زمانی که پیشنهاد بازی در «مردم بانمک» را دریافت کردید، چه بود؟

بشدت تعجب کردم. فکر کردم اشتباهی با من تماس گرفته‌اند و این نکته را به آنها گفتم. ولی در عین حال، خیلی هم خوشحال شدم. فرصت خوبی برایم فراهم شده بود تا در فیلم و نقشی بازی کنم که برایم تازگی داشت و در آن سابقه‌ای نداشتم. جاد آپاتو کارگردان فیلم کاملا با پیشینه کاری‌ام آشنا بود و به همین دلیل، دقیقا می‌دانست با انتخاب من برای فیلمش دارد چه کار می‌کند. البته او نمی‌دانست من چقدر دوست دارم در چنین فیلمی بازی کنم. وقتی با وی صحبت کردم، ترس و اضطرابم بیشتر شد. متوجه شدم چه توقعات و انتظاراتی از من دارد و نگران بودم که نتوانم تمام آنها را برآورده کنم. از حرف‌هایش این طور استنباط کردم که حساب ویژه‌ای روی توانایی و ظرفیت من باز کرده است و اگر نتوانم خواسته‌هایش را عملی کنم، خیلی بد می‌شود. با این حال، همکاری با او بازی در این فیلم برایم افتخار بزرگی بود. چند سال قبل، زمانی که «چهل ساله مجرد» او اکران عمومی شد، آن را خیلی دوست داشتم و فیلم منتخب سال من بود.

چه چیز «مردم بانمک» بیشتر از همه توجه‌تان را به خودش جلب کرد؟

عمق دراماتیک آن. در ظاهر قضیه شما با یک فیلم کمدی سروکار دارید، ولی وقتی ماجراها جلو می‌رود، چیزهای تازه‌ای را در دل آن کشف می‌کنید. آپاتو خیلی خوب می‌داند دارد چه کار می‌کند و با ظرافت خیلی زیادی بخش درام قضیه را از درون کمدی بیرون می‌کشد.

یک بار گفتید اگر کاراکترتان در فیلم اصلیتی استرالیایی داشت، می‌توانستید او را خیلی بانمک‌تر از آن چه که حالا هست، به تصویر بکشید. درست است؟

بله، من چنین چیزی را گفته‌ام. کاراکتر من در فیلم تاحدودی دیوانه و خل و چل است و من می‌توانستم او را دیوانه‌تر از آنچه که هست به نمایش بگذارم، اما حالا که شما کاراکتر مرا نگاه می‌کنید، می‌بینید که به بانمکی بقیه کاراکترها نیست. در حقیقت او تنها کاراکتر قصه فیلم است که موجود بامزه و بانمکی نیست. ولی اگر او اصلیتی استرالیایی داشت، آن وقت می‌شد یک کارهایی با این شخصیت کرد تا شلوغ‌تر و هیجان‌انگیزتر شود. احساس شخصی خودم این بود که در چنین شرایطی، او تبدیل به موجود معرکه‌ای می‌شد و برای تماشاچی جذابیت بیشتری می‌داشت. اگر آپاتو دیدگاه و حرف‌های مرا قبول می‌کرد، من ایده‌های زیادی برای این کاراکتر داشتم.

نگران آن نبودید که با حضور آدام سندلر در فیلم، گفته شود شما نقش دوم فیلم را دارید؟

وقتی بازی در فیلم به من پیشنهاد شد، در وهله اول فکر کردم باید نقش دوم را بازی کنم. ولی پس از خواندن فیلمنامه، متوجه شدم موضوع چیز دیگری است. درست است که سندلر در فیلم حضور دارد و خط اصلی قصه درباره بیماری اوست، ولی کاراکترهای قصه نقش یکسانی دارند و نمی‌توان گفت کدام یک بر دیگری مقدم است. «مردم بانمک» از آن دسته فیلم‌هایی است که بازیگران مختلف آن نقش‌هایی به اندازه یکدیگر دارند. به همین دلیل، نمی‌توان برای آن لفظ‌هایی مثل نقش اول و مکمل را به کار برد.

در آینده باز هم در نقش‌های کمدی بازی خواهید کرد؟

«مردم بانمک» تجربه خیلی خوبی بود و مرا به این ژانر سینمایی علاقه‌مند کرده است. در آینده حتما در فیلم‌های کمدی بیشتری بازی خواهم کرد. ولی نکته اصلی این است که فیلمنامه خوبی داشته باشد و کاراکترم را در آن دوست داشته باشم.

منبع: آسوشیتدپرس
مترجم: مهبد آستانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها