جانشین مبارک راه دشواری در پیش دارد

کودتای مصری

اولین سفر حسنی مبارک، رئیس‌جمهور مصر به ایالات‌متحده پس از 5 سال در حالی روز جمعه گذشته به پایان رسید که هیاتی بزرگ متشکل از چند وزیر،‌ مشاوران رئیس‌جمهور و حتی چهره‌هایی که در دولت هیچ نقشی ندارند او را همراهی می‌‌کردند.
کد خبر: ۲۷۵۶۴۶

با وجود آن که بیش از 20 نفر با مبارک به واشنگتن، پایتخت آمریکا رفته بودند اما تنها 2 تن از آنها در کانون توجه رسانه‌ها قرار گرفتند. دلیل این توجه رقابت دیرینه این 2 تن برای به دست گرفتن سکان هدایت مصر پس از مبارک 81 ساله است که به احتمال زیاد قبل از آن که چشم از دنیا فرو بندد درصدد واگذاری قدرت به جانشین خود برخواهد آمد.

اولین چهره‌ای که مورد توجه قرار گرفت جمال مبارک، پسر ارشد مبارک بود که اگرچه هیچ سمت رسمی‌ای در ساختار دولت مصر ندارد لیکن همراه پدرش در واشنگتن حضور یافته بود. جمال در حال حاضر دستیار دبیرکل حزب حاکم ناسیونال دموکرات مصر (NDP) است. چهره دیگر که البته حضورش در آمریکا منطقی به نظر می‌‌رسید کسی نبود جز عمر سلیمان، رئیس سازمان اطلاعاتی مصر که بیشتر با نام «مخابرات» شناخته می‌شود.

بیش از یک دهه است که از جمال مبارک و عمرسلیمان به عنوان جانشینان احتمالی مبارک -که در طول نزدیک به سه دهه زمامداری نه معاون رئیس‌‌جمهور برگزیده و نه رغبتی به تعیین جانشین برای خود نشان می‌دهد- نام برده می‌شود.

گمانه‌زنی‌ها در داخل مصر بیشتر حول محور جمال دور می‌زند. ورود جمال به صحنه سیاست در اوایل دهه جاری موجب شد فعالان اپوزیسیون اقدام به تشکیل «جبهه کفایه» کنند که مواضعی در مخالفت با زمامداری مبارک دارد.

با وجود همه این گمانه‌زنی‌ها کم نیستند کسانی که می‌گویند رئیس‌جمهور بعدی مصر از دل ارتش سر بر می‌آورد و در بین امرای ارتش بیشترین شانس را سلیمان دارد. این رویکردی غالب در مصر است. دلزدگی و خستگی مردم مصر از حاکمیت مبارک به نوعی آن‌ها را که احساس می‌کنند مبارک چندان بی‌رغبت نیست زمامداری را به تبعیت از سوریه موروثی کند و پسرش را در مسیر احراز قدرت پس از مرگ و شاید حتی در دوران حیاتش قرار دهد برآشفته است.

به اعتقاد فعالان سیاسی مصر باب شدن قاعده جانشینی پسر به جای پدر برای این کشور که از دیرباز داعیه رهبری جهان عرب را داشته به نوعی تحقیرآمیز است. در حال و هوای سیاسی کنونی مصر که به‌رغم خواست مردم برای تغییر به نظر می‌رسد فضای سیاسی قفل شده سلیمان می‌تواند تنها گزینه برای جانشین مبارک فرتوت باشد اما واقعا این ژنرال کهنه‌کار کیست و آیا به قدرت رسیدنش به منزله آغاز عصری نو در مصر خواهد بود؟

سلیمان به‌سان مبارک با بالا رفتن از پلکان ترقی در ارتش به چهره‌ای شناخته شده در سطح ملی تبدیل شد. روندی که او برای رسیدن به موقعیت کنونی‌اش طی کرد بی‌شباهت به تاریخ معاصر مصر نیست.

او در دهه 1960 میلادی در دانشکده نظامی فرونزه اتحاد جماهیر شوروی درس خواند همانطور که مبارک چند سال پیش از او از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شده بود و به پیاده‌نظام ارتش پیوست. او هم چون مبارک در 2 جنگ 1967 و 1973 با اسرائیل به عنوان افسر ستاد مشترک ارتش مصر حضور و مشارکت داشت.

وقتی مصر اواخر دهه 70 میلادی تغییر مسیر داد و با پشت سر گذاشتن دوران ائتلاف با روس‌‌ها به اردوگاه واشنگتن پیوست سلیمان برای پشت سر گذاشتن آموزش‌های تکمیلی به مدرسه جنگ جان‌اف‌‌ کندی و مرکز آموزش‌های نظامی فورت‌براگا در کارولینای‌شمالی رفت. در همین دوره بود که او با گروهی از افسران اطلاعاتی ارتش آمریکا رابطه برقرار کرد که به‌رغم گذشت ربع قرن هنوز این رابطه را حفظ کرده است.

ظهور سلیمان

سلیمان به عنوان رئیس مخابرات طیف وسیعی از کارکردهای نظامی و سیاسی را در کارنامه خود به ثبت رسانده است. این سازمان درواقع مسوولیت‌های اطلاعاتی و اجرایی را یکجا بر عهده دارد و کارکرد آن در واقع معادل تلفیقی از سرویس مخفی، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) و آژانس امنیت ملی این کشور (NSA) است و حتی دستی هم در دیپلماسی دارد.

مخابرات کارکردهای دیگری که منحصر به رژیم‌های خودکامه‌ است نیز دارد. این سازمان واحدی برای نظارت داخلی و جلوگیری از وقوع کودتا علیه حاکمیت دارد. این سازمان درواقع مهم‌ترین نهاد دولتی در مصر است که پیوندهایی عمیق با دولت و روابطی نزدیک با سرویس‌های اطلاعاتی همگرا در خارج دارد.

همین پیوندها موجب شده سلیمان به یکی از معدود مقامات مصری تبدیل شود که علاوه بر در اختیار داشتن درجه نظامی [سرتیپی] در هیات دولت مصر هم عضویت دارد. به طور معمول هویت روسای سازمان‌های اطلاعاتی در کشورهای عرب و دیگر کشورهای خودکامه مخفی نگاه‌داشته می‌شود لیکن پس از سال 2001 و به دنبال واگذاری پاره‌ای مسوولیت‌های دیپلماتیک از سوی وزارت امور خارجه به مخابرات او به ناگاه در کانون توجه رسانه‌ها قرار گرفت.

در همان سال برای اولین بار عکس و نام او در روزنامه دولتی الاهرام منتشر شد. حتی برای اولین بار عکس او در نیم‌تای صفحه اول این روزنامه که معمولا فقط به تصویر مبارک در چنین ابعادی اختصاص می‌یابد، انتشار یافت.

از آن زمان تاکنون نام و چهره سلیمان به‌واسطه پرونده‌های سنگینی که به او و سازمان تحت مدیریتش واگذار شده بارها به رسانه‌ها راه یافته است. او برای پایان دادن به درگیری‌های داخلی در سودان و برقراری صلح بین دولت و گروه‌های مخالف مداخله کرده است. میانجی بین عبدالله بن‌عبدالعزیز، پادشاه عربستان‌سعودی و معمر قذافی، رهبر لیبی بوده که روابط‌شان به‌دلیل گمانه‌زنی‌هایی که از تلاش قذافی برای ترور ملک‌عبدالله حکایت داشت، مخدوش شده بود و مدت‌هاست در حال اعمال فشار بر سوریه است تا دمشق را به کاهش مداخلاتش در لبنان ترغیب کند.

ماموریت بزرگ

بزرگ‌ترین مسوولیتی که تاکنون بر دوش سلیمان قرار داده شده میانجی‌گری در مناقشه اسرائیل و فلسطینی‌ها بوده که طی سال‌های اخیر به اولویت اول در برنامه امنیت ملی مصر تبدیل شده است.

پس از غلبه ژوئن 2007 حماس بر غزه و تشدید تنش‌ها بین حماس و فتح بود که قاهره وارد میدان شد تا این دو گروه را با هم آشتی دهد. هرچند تلاش‌های مصر تا این مقطع دستاوردهای اندکی به همراه داشته است که بخشی از آن به‌دلیل خصومت مصر نسبت به حماس است لیکن اقدامات انجام شده از حمایت ایالات‌متحده و اتحادیه‌اروپا برخوردار بوده است.

با فرتوت شدن مبارک به نظر می‌رسد سلیمان از حمایت مقامات سیاسی دو سوی طیف سیاسی مصر برخوردار شده است

غلبه حماس بر فتح در غزه شکستی بزرگ برای سلیمان بود که عوامل سازمان تحت امرش به‌رغم حضور و فعالیت در قلمرو غزه نتوانسته بودند بروز درگیری بین حماس و فتح را پیش‌بینی کرده و بر نتیجه مناقشه تاثیر بگذارند. در مراحل بعدی هم مخابرات مصر ناموفق بود چون تلاش‌های این سازمان برای آشتی دادن حماس و فتح با شکست مواجه شد که همین مساله، شهرت و اعتبار سلیمان را تا حدود زیادی زیر سوال برد.

حمله اسرائیل به غزه در واپسین روزهای سال گذشته میلادی موجب شد سلیمان اعتبار از دست رفته خود را بازیابد. مصر در پس این جنگ بار دیگر در قامت میانجی اصلی رایزنی‌های پشت‌پرده برای حل مناقشه خاورمیانه ظاهر شد. به‌واقع در مقطع کنونی سلیمان از نگاه غربی‌ها یکی از برجسته‌‌ترین مقامات اطلاعاتی منطقه و فردی توانمند در حل و فصل مشکلات و بحران‌ها تلقی می‌شود.

در چنین شرایطی اصلا عجیب نیست که هر از چندگاهی از او به عنوان جانشین مبارک یاد می‌شود. جوانان مصری در فیس‌بوک، تویتر و وبلاگ‌ها از سلیمان به عنوان رئیس‌جمهور بعدی مصر یاد می‌کنند. این رویکرد به همان اندازه که موید حمایت مصری‌ها از اوست عمق نارضایتی و تنفر آنان از مبارک را هم انعکاس می‌دهد.

تمامی روسای‌جمهور مصر پس از سال 1952 میلادی از افسران ارتش بوده‌اند و هنوز هم ارتش قدرتمندترین نهاد در مصر است. همین مساله به خودی خود موید شانس بیشتر سلیمان برای احراز ریاست‌جمهوری پس از مبارک در رقابت با جمال مبارک است.

چراغ سبز سیاسیون

با فرتوت شدن مبارک و افزایش مباحثات مربوط به جانشینی او به نظر می‌رسد سلیمان از حمایت مقامات سیاسی دو سوی طیف سیاسی این کشور نیز برخوردار شده است.

عبدالحلیم قندیل، رهبر جناح چپ جنبش کفایه بارها از لزوم نجات کشور از خاندان مبارک توسط ارتش سخن به میان آورده است. اسامه غزالی، از فعالان سیاسی مستقل که در گذشته از دوستان جمال مبارک بود و بعدها با فاصله گرفتن از او به صف مخالفان پیوست و حزب جبهه دموکراتیک ملی را بنیان نهاد حامی پر و پا قرص واگذاری قدرت به ارتش و ایجاد دولت نظامی انتقالی برای حرکت به سمت دموکراسی است. هشام کاظم، رئیس سازمان حقوق بشر مصر هم به صراحت می‌گوید رئیس‌جمهوری سلیمان را بر روی کار آمدن یک مبارک دیگر ترجیح می‌دهد.

با این حال اصلاحات انجام شده در قانون اساسی مصر در سال‌های 2005 و 2007 احتمال به قدرت رسیدن سلیمان را از طرق قانونی و دموکراتیک کاهش داده است.

در این چارچوب افراد در حال خدمت ارتش حق عضویت در احزاب سیاسی را ندارند. این بدان معناست که سلیمان پیش از نامزدی برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری باید از سمت کنونی‌اش استعفا دهد.

اصلاحیه دیگری که تقریبا دست و پای سلیمان را به طور کامل می‌بندد شرط نامزدی ریاست‌جمهوری را عضویت در عالی‌ترین نهاد حزبی از حد‌اقل یک سال قبل از برگذاری انتخابات تعیین کرده است. علاوه بر آن قانون به گونه‌ای اصلاح شده که امکان حضور نامزدهای مستقل در انتخابات ریاست‌جمهوری تقریبا صفر است.

نامزدها برای راهیابی به انتخابات باید حمایت پارلمان را نیز کسب کنند. با توجه به در اکثریت قرار داشتن نمایندگان حزب حاکم در پارلمان که اکثرشان به جمال مبارک وفادار هستند احتمال این‌که سلیمان بتواند از این سد بگذرد تقریبا صفر است.

تلفیق این عوامل نشان می‌دهد سلیمان برای آن‌که بتواند پس از مرگ مبارک قدرت را در دست بگیرد راهی جز انجام کودتا نخواهد داشت که البته این کودتا می‌تواند در شکل نرم آن و با انجام اصلاحات در قانونی اساسی انجام شود.

نکته عجیب اینجاست که به نظر می‌رسد اغلب مصری‌‌ها برای پذیرش چنین کودتایی آمادگی داشته و تا حدود زیادی آن را مشروع می‌پندارند اگر چه به قدرت رسیدن سلیمان به معنای اصلاح امور در این کشور و برآورده شدن خواست مردم نخواهد بود.

مترجم: رضا سادات
منبع: msnbc

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها