در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قدر مسلم این است که «دا» از آخرین و بهترین آثاری است که در زمینه مقاومت مردم خرمشهر به فرهنگ و هنر کشور هدیه شده است. کتابی که نمیدانیم نامش را تاریخ مستند جنگ بگذاریم یا خاطره، یا رمان، یا فیلم مکتوب یا... «دا» همه این خصائص را توامان داراست. هم باب میل آنهایی است که حقایق تاریخی را در وقایع اتفاقیه جستجو میکنند، هم آنان که حقیقت را در جان انسانهای جنگ و نه در توپ و تانک و کشتار جمعی نهفته میانگارند و هم آنها که تاریخ حقیقی بشر را تاریخ منعکس در ادبیات و داستانها میدانند، نه تاریخ مبتنی بر اسناد مکتوب و منقول.
درهمتنیدگی همه این جوانب نیز به گونهای است که نمیدانیم صاحب اصلی اثر را خانم سیدهزهرا حسینی بدانیم یا خانم سیدهاعظم حسینی. از طرفی آنچه میخوانیم، خاطراتی است که از ذهن برآمده و از طرف دیگر روایت دراماتیک محکم و قدرتمندی هم دارد. از سویی، زبان خاطره دارد و از سوی دیگر نثر حرفهای رماننویسی. پیداست که این، تصمیم عامدانه گردآورنده محترم بوده که به روال پسندیده و متاسفانه فراموش شده آثار دفاع مقدس، در روایت فتحی که میکند خود را نه صاحب؛ بلکه تنها موظف به ادای تکلیف بنمایاند و بس.
بیادعایی و خلوص، سنت فراموش شده روایتگری جنگ است و «دا» بازگشتی دوباره به سالهای آغازین فتح که اسلوب حاکم بر آثار هنریاش همین سنتی بود که از جنس روحیات همان آدمهایی است که این حماسه را رقم زدهاند. این ابهام در تشخیص صاحب کتاب «دا» در راستای همان گمنامی رزمندگان جنگ است و این ما دورشدگان از فرهنگ رسالت و شهادتیم که دفتر معاملات ملکی بازکردهایم و به دنبال سند مالکیت آثار هنری هستیم.
استقبال گسترده هنرمندان و سینماگران از «دا» موید دیگری است بر این مدعا. داریوش مهرجویی درباره «دا» گفته بود: «این کتاب، کتابی است که بسیار گیرا و جذاب است و ساختار قشنگی دارد و یکی از رمانهای خیلی قوی ادبیات کنونی ماست، بخصوص صحنهپردازیهای واقعگرایانهای دارد که خیلی کم در سایر رمانها دیده میشود. نوعی ناتورالیسم خیلی شفاف و گیرا در این رمان وجود دارد که براحتی با خواننده رابطه برقرار میکند... این کتاب یک تجربه غنی هنری، تاریخی، فلسفی، فکری و فرهنگی به انسان میدهد و تصویری درخشان از موقعیتی را به نمایش میگذارد که ما در آن گرفتار شدیم، بدون این که گناهی کرده باشیم.» و در ادامه نسبت به ساخت قسمتی از این کتاب هم ابراز تمایل میکند.
برخی البته نسبت به این اظهارات مهرجویی انتقاد کردند و گفتند: «تعجب میکنم از آقای مهرجویی که میگوید، این از بهترین رمانهایی است که خواندهام؛ چطور این کارگردان مطرح سینما از اثری در حوزه خاطرهنویسی به عنوان رمان یاد میکند یا اینکه در جایی دیگر میگوید من در این کتاب، رگههایی از ناتورالیسم دیدم.»
احمد شاکری، نویسنده کتاب «انجمن مخفی» در ادامه این انتقاد خود گفته بود: «کتاب «دا» را باید ستود؛ اما نسبت به آن نباید دچار اغراق و کلیگوییهای غیرعالمانه شد.» اما در جواب ایشان میشود پرسید اینکه اثری را به صرف خاطره بودن، در حوزه خاطرهنویسی جای دهیم و چون ادعای رمان بودن ندارد، آن را رمان ندانیم و اینگونه به تحسین گسترده از آن واکنش نشان دهیم، آیا این کلیگویی غیرعالمانه است یا توصیفات روشن و مشخصی که داریوش مهرجویی درباره کتاب ارائه داده است؟ در این بین به نظر میرسد بهترین تعبیر برای کتاب «دا» تعبیر «رمان مستند» است که احمد طالبینژاد در ستایش آن به کار برده است.
«دا» چنانچه از تمایل فیلمسازان به اقتباس از آن پیداست، گذشته از ارزشهای ادبیاش، از قابلیتهای سینمایی و تلویزیونی بالایی نیز برخوردار است. حجم وقایع داستانی کتاب، قصه و درونمایهای کافی برای ساخت سریالی طولانی از آن را فراهم میسازد و عمق معنایی و شدت تاثیر حوادث نیز اقتباسهای متعدد تکقسمتی از بخشهای مختلف رمان را امکانپذیر میسازد. دیگر ویژگیهای کتاب که داستان آن را مناسب برای روایت در مدیوم سینما و تلویزیون نموده، پرداخت تصویری یا در اصطلاح، سینمایی حوادث داستانی است. غالب توصیفاتی که پیکره رمان را شکل داده، توصیف وقایع بیرونی یا به عبارت دیگر وقایع تصویری و قابل روِیت است و در نگارش آن از تکیه بر حالات روانی شخصیت و توصیفاتی که تنها در ادبیات امکان پرداختن به آن وجود دارد تا حد زیادی اجتناب شده است.
البته شایان ذکر است که این ویژگی نهتنها به ارزشهای هنری کتاب لطمهای وارد نکرده؛ بلکه حجم زیاد آن را نیز تحملپذیرتر و منطقیتر جلوه داده است. مخاطب کتاب «دا» به هیچ وجه نمیتواند با خود بگوید میشد این کتاب را در حجم کمتری نوشت، میشد توصیفات را کمتر کرد و بهتر بود ماجرا خلاصهتر روایت شود. خواننده «دا» هرگز نمیتواند نویسنده را متهم به درازنفسی (که خصلت ثابت حتی برخی از بهترین رمانهای تاریخ ادبیات است) نماید. شاید بتواند حسرت بخورد از اینکه این یا آن حادثه جای پرداخت مفصلتر و بیشتری داشت؛ اما نمیتواند اثر را با وجود حجم زیادش به اطناب بیهوده متهم کند. اینها همه ویژگیهایی است که اقتباس سینمایی و تلویزیونی از کتاب «دا» را ممکن و حتی وسوسهانگیز مینماید.
اما اقتباس از «دا» چگونه باید باشد؟ پیشتر در نوشتاری تحت عنوان «سریالهای تاریخی، جذاب یا وفادار؟» گفتیم یکی از راههای نیل به این موفقیت (اقتباس خوب از وقایع تاریخی) انتخاب موضوعات محدودتر و گزیدهتر به جای کلیات پراکنده و گسترده است. مثلا پرداختن به برههای خاص از زندگی پیامبران، ائمه و شخصیتهای علمی و مذهبی تاریخی؛ نه روایتی زندگینامهای که بخواهد پرونده یک موضوع را برای همیشه ببندد و ادعا کند توانسته مثلا همه آنچه در تاریخ درباره زندگی فلان امام همام آمده را به تصویر بکشد و از هیچ واقعهای فروگذار نکند. این سخن در اینجا نیز صادق است. مهرجویی انتخاب درستی دارد که میگوید تمایل با ساخت تنها بخشی از این کتاب دارد؛ اگرچه او دلیل این گزینه را حجم زیاد کتاب عنوان میکند؛ ولی ما دلیل دیگری داریم. انتخاب همه داستان برای اقتباس، متضمن ریسک بالایی درخصوص موفقیت یا عدم موفقیت اثر اقتباسی است و در کشور ما هم عادی نیست داستانی را چند بار بسازند. اگر اثری که با اقتباس از تمام این کتاب ساخته میشود، ناموفق از آب دربیاید دیگر نمیتوان به سراغ اقتباس از همه یا حتی بخشی از این کتاب رفت و در این صورت جفای زیادی در حق این اثر هنری کمنظیر دفاع مقدس صورت خواهد گرفت. بهتر است یا از این کتاب، فیلم و سریالی نسازیم یا اگر میسازیم پیشتر، عواقب عدم موفقیت آن آثار غیراورژینال و ضربه احتمالی آنها را به منبع اصلی مورد اقتباس در نظر بگیریم. با این همه امیدواریم فیلمنامه «تنهایی پرهیاهو» که به قلم تهمینه میلانی به نگارش درآمده بتواند حق مطلب را در مورد این کتاب ادا کند و یا اگر نتوانست، تلاش اول و آخر پنداشته نشود و خودش فتح بابی باشد برای توجه بیشتر و درخورتر به این رمان مستند ارزشمند.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: