در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
2 پیروزی خوب اولیه هم مهر تاییدی بر این باور میزد و حتی درخشش علی کریمی در 2 بازی اول هم در سایه پیروزیهای این تیم چندان مورد توجه قرار نگرفت، ولی اولین مانع جدی استیل آذین یعنی ذوب آهن توانست پای زشت طاووس را نمایان کند. شاگردان منصور ابراهیمزاده برای پیروزی مقابل استیل آذین هیچ کارشاقی انجام ندادند. آنها همان تیم منظم و با برنامه فصل گذشته بودند و در این میان با تدابیر ویژه کادر فنی خود بدون روی آوردن به روشهای ایذایی، ضد فوتبال یا خطاهای مکرر، علی کریمی را تا حدود زیادی بیاثر کردند تا در یک بازی نه چندان دشوار،مقابل صدرنشین لیگ صاحب پیروزی 3 یک شوند.
شاید این شکست در هفتههای ابتدایی لیگ بیشتر از ضرر برای حمید استیلی در اولین تجربه سرمربیگریاش منفعت داشته باشد، چون حالا تجربه کرده که محول کردن تمام برنامههای تیمی به یک نفر - حتی اگر آن بازیکن سوپراستاری به نام علی کریمی باشد - آخر و عاقبت خوبی نخواهد داشت. استیل آذین آنقدر مهره کارآمد در خط میانیاش دارد که در صورت تقسیم اصولی وظایف بتوانند توجه حریفان را از علی کریمی به خود برگردانند و اجازه دهند تا جادوگر بتواند تکنیک و هنر ناب فوتبالی خود را راحتتر در اختیار برنامههای تیمی قرار دهد.
عاقبت قدرنشناسی
فولاد خوزستان در لیگ هشتم، تیمی خوب و دارای هویت و شناسنامه مستقل و در خور توجه فوتبالی بود. قرمزهای اهوازی با مجید جلالی عملا در بیشتر بازیها میدانستند چه میخواهند و برای رسیدن به خواسته خود هم برنامه مشخصی داشتند. هر چند این تیم در پایان لیگ هشتم نتوانست به عنوانی بهتر از هفتم دست پیدا کند ولی به شهادت دوست و دشمن، سبک بازی فولاد بسیار موجه و قابل قبول بود که به لطف همین پشتوانه منطقی و تاکتیکی توانستند در پایان فصل هم نقش موثر و ویژهای در تعیین قهرمان ایفا کنند، ولی معلوم نشد مسوولان فولاد برای چه جلالی را که با حال و هوای اهواز آشنا شده و جایگاهی نزد هواداران متعصب خوزستانی برای خود دست و پا کرده بود، کنار گذاشتند و بار دیگر به لوکا بوناچیچ روی آوردند؛ بیتردید بوناچیچ از لحاظ فنی مربی قابل اعتمادی است و این مهم را با رساندن سپاهان به فینال لیگ قهرمانان آسیا هم نشان داد، ولی مرد کروات از لحاظ پیشینه اخلاقی و رفتاری وضعیت جالبی ندارد و در باشگاههایی که مدیریت خیلی قوی نداشته باشند، خود او میتواند با عصبانیتهای مداوم و کارهای عجیب و غریبش یکی از عوامل ایجاد حاشیه و تنش باشد. ترکیب نامانوس فولاد و تعویضهای عجیبتر این تیم را با دوران آقامجید مقایسه کنید و بعد نتیجه بگیرید که این کروات عصبانی چه مزیتی بر جلالی داشته است؟ لطفا بحث کاهش بودجه را پیش نکشید، چون جذب نفراتی چون علوی، آشنا، شیرزاد، موجیری، ابوالهیل و... مسلما هزینه کمتری نسبت به نفرات فصل گذشته نداشته است.
هشدار
شاید کسب 7 امتیاز از 3 مسابقه و حضور در جمع صدرنشینان برای خیلیها دلیل موجهی باشد که از عملکرد استقلال و کادر فنی و بازیکنانش دفاع کنند و اسم آن را فوتبال نتیجهگرا، اقتصادی یا هر چیز دیگری بگذارند، بخصوص که آبیهای پایتخت در این 3 مسابقه موفق شدهاند دروازه خود را هم بسته نگه دارند و از این لحاظ منحصر به فردترین تیم لیگ هستند، ولی همین حالا هشدار میدهیم که استقلال به رغم غیرقابل مقایسه بودن بضاعت انسانی و وضعیت مدیریتیاش با لیگ ششم، دقیقا جا پای همان تیم در دوره اول سرمربیگری عبدالصمد مرفاوی گذاشته است. بدون تعارف استقلال اصلا متناسب با داشتههای خود بازی نمیکند و در فوتبال نتیجهگرای این تیم تواناییهای فردی بازیکنان اصلا لحاظ نمیشود. در همین وضعیت است که دیگر از ارسالها و پاس گلهای خسرو حیدری خبری نیست. دیگر اثری از شوتهای رحمتی و کاظمی نیست، برهانی و عنایتی جز در موقعیتهای تصادفی صاحب فرصت گلزنی نمیشوند و... حاصلش هم همین میشود که استقلال به عنوان یکی از تیمهای تهاجمی و پرطرفدار تاریخ فوتبال ایران طی 3 مسابقه فقط 2 گل میزند و در کنار این مساله طی 3 مسابقه به اندازه یک بازی فصل قبلش صاحب فرصت گلزنی نمیشود. هشدار میدهیم که این استقلال با ادامه روند فعلیاش در روزهای آینده باعث تکدر خاطر و ناامیدی طرفداران پرشمارش خواهد شد، چون قرار نیست تا آخر فصل گردونه حوادث و اتفاقات به نفع این تیم بچرخد. استقلال با این مهرههای سرشناس باید فوتبالی به مراتب بهتر از این ارائه کند.
آرش رستمنمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: