در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این روز، فرصت مغتنمی است که به جایگاه و مشکلات شغل پزشکی در کشورمان دگرباره توجه کنیم. پزشکی فرصتی گرانبهاست برای کسی که بخواهد معرفت به آیات الهی پیدا کند. پزشک همواره با یکی از پیچیدهترین مخلوقات الهی سر و کار دارد و دائم قدرت و حکمت خدایی را در آیینه وجود انسان تماشا میکند. به همین علت معرفتی که پزشک به حکمت و علم خداوندی دارد، قابلقیاس با دیگران نیست. به همین دلیل پزشکی با حکمت و فلسفه همیشه در طول تاریخ همراه بوده است و این همراهی انتظاراتی را از پزشک به وجود آورده است، انتظاراتی همچون اخلاق رازداری و صبر.
پزشکی و اخلاق، پیوندی مقدس و ناگسستنی دارد. پزشکی به سلامت انسان میاندیشد و اخلاق، سعادت انسان را هدف خویش میداند. پزشکی پاسدار جسم است و اخلاق، نگهبان روح. یکی فضای زندگی فیزیکی را تلطیف میکند و دیگری فضای روابط اجتماعی و زندگی فرهنگی را. نگاه تکبعدی به زندگی انسان، گاه تن را به فراموشی سپرده و نعمت بزرگ سلامت را از بشر گرفته و گاه انسانیت انسان را دستخوش نسیان کرده و روح ملکوتی وی را نادیده انگاشته است. چه نیکوست که پزشک، افزون بر سلاح مادی و دارو، مسیحی دم و عیسی نفس باشد و با کلام و خلق نیک، تاعمق جان بیمار نفوذ کند و بیماری را شفابخش باشد. در طول تاریخ، پزشکی شغلی مقدس بوده و بسیاری از طبیبان روزگاران کهن، از عالمان دینی و اولیای الهی بودهاند و با همگامی پزشکی و اخلاق، با شفادهی بیماری جسمی بیماران، آن را وسیله جذب و هدایت مردم به سوی ارزشهای معنوی قرار دادهاند.
یاد خدا در پزشکی نقش برجستهای به عهده دارد. آنگاه که بیمار در مراحل شدید و بحرانی قرار گرفته و پزشک مضطرب و نگران است، تنها امید بخش دل او، اطمینان به قدرتی بیپایان و هستیبخش است که بر سراسر وجود بیمار حکومت میکند و درمان واقعی به دست توانای اوست؛ چنان که حضرت ابراهیم علیهالسلام میفرماید: «در هنگام بیماری، او شفابخش من است.» پزشک با ایمان هیچ گاه به بن بست ناامیدی نمیرسد و همواره به خدای توانا متکی است و اگر خود را برای درمان ناتوان ببیند، بیمار را به طبیب واقعی همگان، خدای متعال راهنمایی میکند.
راز بیماران
راز داری یکی از وظایف اخلاقی و دینی هر مسلمانی محسوب میشود. این فریضه اخلاقی در مورد پزشک، بنا به اقتضای شغلی از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ زیرا با ایجاد اعتماد، بیمار با خیال آسوده، بیماری خویش را بیان و درمان را ساده میکند. حضرت علی علیهالسلام در این مورد میفرماید: «کسی که زوایای پنهان بیماریاش را کتمان کند، پزشکش از معالجه وی عاجز میماند.» در این خصوص، در سوگندنامه پزشکی بقراط حکیم آمده است: «آنچه در حین انجام دادن حرفه خود و حتی خارج از آن، درباره زندگی مردم خواهم دید یا خواهم شنید که نباید فاش شود، به هیچ کس نخواهم گفت؛ زیرا این قبیل مطالب را باید به گنجینه اسرار سپرد.»
چهره باز پزشک و خوش خلقیاش، نیمی از درمان است و زبان خوش او، دوای بیمار. پزشک بداخلاق، تحمل شنیدن درد دل و سخنان بیمار را ندارد و به او فرصت سخن گفتن نمیدهد و این، باعث درمان ناموفق میشود. ولی نیک خلقی، هم باعث آرامش و راحتی پزشک است و هم بیمار او. امام علی(ع) در روایتی گهربار، از پزشک به عنوان رفیق نام برده و میفرماید: «مانند پزشکی رفیق باش که دوا را آنجا و آن گونهای قرار میدهد که مفید باشد.» پس بر پزشک است که با نیک خلقی در دل بیمار جا باز کند و خود را رفیق و همدم او بداند تا بیمار هم او را یار و دوست خود بداند و از او کمک بطلبد.
صبر
یکی از صفات ضروری و والا برای پزشکان، بردباری است. پزشک به اقتضای شغلش همواره با اشخاص و افرادی روبهروست که بر اثر بیماری و گرفتاری، صبر و طاقت از کف دادهاند و ممکن است کمترین برخورد تند و نامناسب، آنان را بشوراند. از این رو، کمتر حرفهای است که به اندازه پزشکی، نیازمند بردباری و خویشتنداری باشد.
پزشکان بیکار
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران کار برای همه و ایجاد اشتغال کامل را از وظایف دولت میداند. مطابق اصل 28 قانون اساسی، هر کسی حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست، برگزیند. دولت موظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون، برای همه افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را به منظور احراز شغل ایجاد کند.
آموزش عالی در ایران طی 2 دهه اخیر گسترش سریعی یافته است. افزایش ظرفیتهای آموزش عالی از طریق ایجاد دانشگاهها و مراکز آموزش عالی در تمام استانهای کشور و از طریق ایجاد دانشگاه آزاد اسلامی موجبات افزایش قابل ملاحظه عرضه فارغالتحصیلان دانشگاهها شده و ناهماهنگی میان فرصتهای شغلی موجود در بخشهای مختلف اقتصاد و به عبارتی کمبود تقاضا، بروز پدیده بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی را فراهم کرده است.
پس از انقلاب فرهنگی سال و گشایش مجدد دانشگاهها در سال ، پزشکی به همراه رشتههای وابسته و پیرامونی خود، نخستین انتخاب اکثریت قابل توجه جوانان ایرانی برای ادامه تحصیل شد و دانشگاهها نیز برای پاسخگویی به این تشنگی و نیز تامین نیاز کشور به رشتههای پزشکی و حذف پزشکان خارجی فیلیپینی و هندی و... که یادگار سالهای پیش از انقلاب بود.
سالانه فقط 1000 دانشجوی پزشکی میپذیرفتند و در نهایت 700 تا 800 پزشک به فارغالتحصیلی میرسیدند. طرح اولیه برای افزایش ظرفیت پزشکی به این صورت ارائه شد که وزارت علوم تعداد دانشجویان پزشکی را 2 برابر کند ولی وزارت علوم، بیمارستانهای لازم را برای آموزش در اختیار نداشت و قرار شد وزارت بهداری یکسری بیمارستان در اختیار وزارت علوم بگذارد، اما در این زمینه به توافق نرسیدند. در نتیجه عکس آن طرح عملی شد.
دانشگاههای علوم پزشکی به وزارت بهداری واگذار شدند تا بتوانند مطابق نیازشان تعداد دانشجوی بیشتری بگیرند. طرح مذکور با رای بالا در مجلس تصویب شد و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی شکل گرفت. در همان سال اول 5 هزار دانشجوی پزشکی پذیرفته شدند. از سال 1365 دانشگاهها با حداکثر ظرفیت به پذیرش دانشجوی پزشکی پرداختند. به فاصله 2 تا 3 سال از نخستین کنکور پس از انقلاب، دانشگاه آزاد نیز با تمامی هزینههای سنگین تحصیل در رشتههای پزشکی به گردونه پذیرش دانشجو در این رشتهها پیوست. این افزایش ظرفیت چند فایده داشت. در عرض حدود یک ونیم دهه، ورودیها و فارغالتحصیلان رشتههای گوناگون پزشکی تا آنجا پیش رفت که نیاز داخلی تا حد ممکن برطرف و کشور از پزشک خارجی بینیاز شد، اما عطش ادامه تحصیل جوانان ایرانی در رشتههای پزشکی فروننشست.از اینجا به بعد بود که داستان شکل دیگری به خود گرفت.
از سال 1376 زمزمه مشکل فارغالتحصیلان بیکار در گروه پزشکی به گوش رسید. افزایش عرضه نیروی پزشکی و پیراپزشکی از سویی و سیاست کوچکسازی بدنه دولت از سوی دیگر (که خود را در محدود کردن استخدام دولتی نشان میدهد) موجبات بیکاری قشر گستردهای از فارغالتحصیلان پزشک و پیراپزشک را فراهم آورده است.
عرضه بیش از تقاضا
عدم سیاستگذاری مناسب در پذیرش دانشجو، تاسیس دانشکدههای جدید بدون نیازسنجی، عدم استخدام مناسب پزشکان، عدم بازنشستگی در سن معمول، عرضه بیش از تقاضا با کاهش دادن سیستم مراقبت بهداشتی و حمایت مالی نامناسب برای رفتن پزشکان به نواحی روستایی، همه از دلایلی بود که به بیکاری پزشکان جوان دامن زد. از ابتدای برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی همواره سعی کرده که تعادلی میان عرضه و تقاضای نیروی انسانی در گروه پزشکی ایجاد کند، ولی از آنجا که بخش قابل توجهی از نیروهای جویای کار در گروه پزشکی از دانشگاههای غیر از دانشگاههایی علوم پزشکی تابعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی فارغالتحصیل شدهاند، لذا رسیدن به تعادل در این ارتباط تدابیر جدیدی را میطلبد.
در واقع از تعداد پزشکان و پیراپزشکان بیکار، اطلاع دقیق و قابل اعتمادی در دست نیست. بر پایه اطلاعات به دست آمده از اجرای طرح بزرگ شناسایی جویندگان کار گروه پزشکی که در سال 1381 معاونت اشتغال وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با همکاری شرکت پست جمهوری اسلامی به عمل آورد، تعداد 28747 نفر فارغالتحصیل گروه پزشکی بیکار در سطح کشور در رشتههای مختلف گروه پزشکی وجود دارد که بیش از نیمی از آنها را 6 رشته پرستاری، پزشک عمومی، علوم آزمایشگاهی، رادیولوژی و هوشبری به خود اختصاص میدهند.
سازمان نظام پزشکی در سال 1381 تعداد پزشکان بیکار را حدود 12000 نفر اعلام کرده است که البته به طور دقیق محاسبه نشده است. با توجه به این که نزدیک به 3500 نفر در سال فارغالتحصیل پزشکی داریم و تفاوت چندانی در وضعیت به کارگیری و ظرفیتها حاصل نشده است، رقم بیکاری در حال حاضر به مراتب بالاتر از این ارقام است. در مطالعه دیگری، شیوع بیکاری کامل در میان پزشکان ایران در سال 1380 برابر 4/9 درصد تخمینزده شده است. بر این اساس، شیوع بیکاری پزشکی یعنی عدم اشتغال به حرفه پزشکی بالاتر بوده و به 7/13 درصد میرسد. علاوه بر بیکاری و کمکاری کیفی، میزان کمکاری کمی نیز در بین پزشکان بالاست و مجموع این 3 نوع مشکل اشتغال به 5/25 درصد میرسد. نیمی از پزشکان بیکار، حداقل برای مدت یک سال در جستجوی کار بودهاند که مهمترین دلایلی را که برای عدم موفقیت خود در یافتن شغل پزشکی اعلام کردهاند، درآمد ناکافی مشاغل پزشکی و محدودیت در به کارگیری پزشکان در بخش دولتی بود.
در مطالعه دیگری که انجام شده است تعداد پزشک عمومی فعال مورد نیاز کشور را در سال 1392 رقمی معادل 25500 نفر برآورد کرده است که پیشبینی 44011 نفر پزشک عمومی در آن تاریخ وجود خواهد داشت که رقمی معادل 18511 نفر پزشک مازاد قابل محاسبه است.
در واقع فاصله بسیار زیاد بین فارغالتحصیلان سالانه و نیروهای مورد نیاز برای اعزام به مناطق محروم و نیازمند از یکسو و محدودیت بسیار شدید جذب نیروها در بخش عمومی و نبود ظرفیتهای تولید خدمت و در نتیجه عدم تناسب تقاضای خدمات بخصوص در سطح پزشک عمومی «در غیاب نظام درمانی کنترل شده از سوی دیگر، توازن بین عرضه و تقاضا را در نظام موجود پزشکی و رفتار حاکم بر حوزه سلامت از میان برده که نتیجه اجتنابناپذیر آن، محدودیت بیشتر فرصت اشتغال و درآمد مورد انتظار برای فارغالتحصیلان رشتههای پزشکی و پیراپزشکی و در نهایت روند رو به گسترش میزان و دامنه بیکاری این گروه است.
این وضعیت سبب خروج بسیاری از پزشکان از حرفه پزشکی و روآوردن آنها به مشاغلی شده که نیاز چندانی به آموزش طولانی و پرهزینه نداشته است که این در واقع نوعی کمکاری (نه بیکاری) محسوب میشود. بعلاوه بسیاری از پزشکانی که برای تحصیل آنها هزینه نسبتا زیادی پرداخت شده است به دلیل عدم امنیت شغلی از کشور خارج میشوند.
برای خانوادهای که فرزند خود را با هزاران آرزو روانه دانشگاه کرده و برای ورود و ماندن او در دانشگاه به هر دری زده است، بسیار زجرآور است که پس از فارغالتحصیلی آن هم در رشته پزشکی و گذراندن تعهدات قانونی شاهد بیکاری او باشد. برای خود فرد هم قابل هضم نیست که پس از این سالها باید به دنبال لقمهای نان سرگردان باشد. افسوس که فرصتهای شغلی پیش از او به تصاحب دیگران درآمده است. حتی میبیند متخصصان این رشته به مشاغل دیگری رو میآورند که اغلب در شأن آنها نیست. استمرار این بیکاری خانوادهها را به کدامین سو خواهد برد؟
روزی مثل هر روز
پزشکان ضامن سلامت جامعه، امنیت روحی بیماران و فرشتگان نجاتی هستند که درد جسم را با روح بلندشان در سایه لطف الهی التیام میبخشند. شاید تا سالها قبل میشد در روز پزشک با این چند جمله دل پزشکان را بدست آورد. اما دیگر این جملات کلیشهای نه دردی از پزشکان بر طرف میکند نه مرهمی برای بیماران است. مدتهاست تصویر ذهنی جامعه از پزشکان در حال تغییر است و البته رفتار پزشکان نیز تا حد زیادی عوض شده است. روز پزشک فرصت مغتنمی است تا سیاستگذاران و مدیران عرصه بهداشت و درمان کشور با همفکری، همراهی و مساعدت همه مجامع و نیروهای دلسوز جامعه پزشکی سیاستها و راهکارهای ترویج و اشاعه ارزشهای معنوی و اخلاق پزشکی و ارتقای جایگاه و منزلت شاغلان حرف پزشکی را مورد توجه قرار دهند و با برنامهریزی و بهرهمندی از توانمندیهای ملی در عرصه تقنینی و اجرایی مسوولیت ملی خویش را برای حل و فصل مشکلات جامعه پزشکی کشور بویژه پزشکان جوان ادا کنند.
علی اخوان بهبهانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: