گفتگو با آدام سندلر، بازیگر «مردم با نمک»

دیگر وقتش رسیده بود که تغییر کنم

آدام سندلر یکی از مطرح‌ترین بازیگران کمدی سینمای معاصر است. رابین ویلیامز مدت‌هاست دیگر نقش کمدی موفقی نداشته و جیم کری سال‌هاست که دیگر مثل گذشته موفق نیست. شاید بن استیلر تنها بازیگر کمدی سینما باشد که توانسته مثل سندلر دوام بیاورد و فیلم‌هایش در نمایش عمومی با استقبال خوبی روبه‌رو شوند.
کد خبر: ۲۷۴۶۹۱

سندلر به خلاف استیلر، طی سال‌های اخیر به سمت بازی در کمدی‌های سیاه روی آورده و در این کار موفق هم بوده است. او که با فیلم «خواننده عروسی» در سال 1998 و پس از یک دهه حضور در سینما و تلویزیون به صورت یک بازیگر مطرح و درجه یک درآمد، تا حالا در فیلم‌هایی مثل بابای گنده، حیوان، آقای دیدز به شهر می‌رود، مهار خشم، 50 قرار اولیه، طولانی‌ترین یارد، کلیک، چاک ولری و قصه‌های وقت خواب، بازی کرده است.

تازه‌ترین کار سینمایی او مردم با نمک که هفته قبل روی پرده سینماها رفت با یک افتتاحیه خوب شروع کرد. تحلیلگران اقتصادی سینما برای این کمدی سیاه اجتماعی، پیش‌بینی یک موفقیت 100 میلیون دلاری می‌کنند. فیلم را جاد آپاتو کارگردانی کرده که در کارنامه‌اش دو کمدی موفق «چهل ساله مجرد» و «Knocked up» را دارد، اما سومین ساخته سینمایی او فضایی سیاه‌تر از 2 کار قبلی‌اش دارد. قصه فیلم درباره کمدینی موفق به نام جورج سیمونز است که یک روز متوجه می‌شود بزودی خواهد مرد و فرصت زیادی برای ادامه زندگی ندارد.

این مساله تاثیر عمیقی روی او گذاشته و کل زندگی‌اش را دگرگون می‌کند. حال و هوای فیلم یادآور کمدی درام‌های درخشان وودی آلن در 2 دهه 70 و 80 میلادی است. سندلر با این فیلم، جنبه‌های تازه‌ای از هنر کمدی و بازیگری خود را به نمایش می‌گذارد. بازی او سخت مورد توجه منتقدان سینمایی قرار گرفته است.

وقتی فیلمنامه را خواندید، آن را چگونه دیدید؟

خب من که 2 فیلم قبلی آپاتو را دیده بودم، تصور دیگری از فیلمنامه داشتم و فکر می‌کردم با یک قصه کمدی مفرح روبه‌رو هستم، اما پس از مطالعه فیلمنامه به این نتیجه رسیدم که این سیاه‌ترین و تاریک‌ترین فیلمنامه‌ای است که او تا به حال نوشته است.

این موضوع را به خود او هم گفتید؟

بله. ولی این مساله مانع شد که دعوت وی را برای بازی در فیلم رد کنم.

ولی مردم با نمک شباهت زیادی به فیلم‌های کمدی دیگر شما ندارد.

قرار هم نبود که شباهتی داشته باشد. این فیلم یک کار مستقل است که فیلمنامه‌اش را به شکلی منطقی تعریف می‌کند. تماشاگران فیلم نباید انتظار داشته باشند که در آن مرا به شکلی که در فیلم‌های قبلی‌ام دیده بودند، ببینند.

خب، خیلی از آنها با این امید و هدف به تماشای فیلم نشستند که کاراکتر کمدی همیشگی شما را در آن ببینند.

فکر نمی‌کنم این طور باشد. مدتی قبل از اکران عمومی فیلم و در تبلیغات مربوط به آن، به این نکته اشاره شده بود که فضای این کمدی متفاوت از کمدی‌های قبلی من است. کسانی که به تماشای فیلم می‌نشینند، با این پیش‌آگاهی با قصه فیلم و کاراکتر من روبه‌رو می‌شوند.

برای شما که یک کمدین هستید، بازی در نقش کمدین چه حس و حالی داشت؟

برایم خیلی جالب بود که چنین نقشی را بازی می‌کردم. به تصویر کشیدن زندگی یک کمدین روی پرده سینما توسط یک کمدین، فرصت خیلی خوبی برای او فراهم می‌کند تا جنبه‌های مختلف یک کاراکتر کمدین را مورد بحث و بررسی قرار دهد؛ البته نوع زندگی و شخصیت این کمدین خیلی خاص و منحصر به فرد بود و همین موضوع بازی در نقش او را کمی مشکل می‌کرد.

آیا با مضمون فیلم همراه شدید و نسبت به کاراکتر اصلی آن حس همذات‌پنداری داشتید؟

با مضمون کلی فیلم احساس همراهی داشتم، ولی این‌طور نبود که همه چیزش را شبیه زندگی یا وضعیت خودم بدانم. اگر خدای نکرده مریض بشوم و حالتی شبیه کاراکتر سیمونز پیدا کنم، رفتاری شبیه او نخواهم داشت و آن کارهایی را که او در قصه فیلم انجام می‌دهد، انجام نخواهد داد، ولی برای ایفای این نقش با او همذات‌پنداری کردم و دلایلش را برای راهی که در پیش می‌گیرد، درک کردم. سیمونز براساس شرایطی که برایش به وجود می‌آید، راهی را در پیش می‌گیرد که احساس می‌کند درست و منطقی است. برای آدمی در این وضعیت و موقعیت که بشدت مشهور و محبوب است کنار آمدن با شرایط تازه خیلی سخت است. سیمونز سال‌هاست که کار می‌کند و به دلیل غرور بی‌جایی که دارد در این مدت دوست صمیمی و نزدیکی برای خودش نداشته است. در چنین اوضاع و احوالی، او خودش را در یک موقعیت سخت و پیچیده می‌بیند. او ناگهان با این واقعیت روبه‌رو می‌شود که هیچ‌کسی را در کنار خود ندارد تا با وی صحبت کند. این شرایط دردناکی است و بازی در چنین نقشی برایم خیلی سخت بود.

پس این کاراکتر خیلی از خود شما دور بود؟

بله. برای همین باید برای او شناسنامه‌ای خلق می‌کردم تا بتوانم هویت او را به صورت درست جلوی دوربین خلق کنم. من در زندگی واقعی‌ام دوستان زیادی دارم و آدم‌های متعددی در محیط پیرامونم هستند که می‌توانم با آنها صحبت و درددل کنم. پس هیچ‌وقت چنین وضعیتی برایم پیش نخواهد آمد و نمی‌توانم معنی تنهایی و انزوای سیمونز را بفهمم، ولی آدم‌هایی را می‌شناسم که مثل او هستند. با نگاه به وضعیت خاص آنها دیده‌ام که موجودات تنهایی هستند، ولی همواره راهی پیدا می‌کنند تا کارهای بامزه انجام دهند و زندگی بانمکی داشته باشند.

2 دهه است که مشغول بازی در فیلم‌های سینمایی هستید، ولی مردم بانمک، کار تازه‌ای در کارنامه هنری شماست.

شاید چنین نقش و فیلمی را نداشته باشم، ولی همیشه می‌خواستم در نوع متفاوتی از کمدی بازی کنم. دوستی و آشنایی من با جاد آپاتو قدیمی است و سال‌هاست با شیوه کار یکدیگر آشنا هستیم. طی این سال‌ها می‌خواستیم با هم کار کنیم، ولی فرصت آن فراهم نمی‌شد. وقتی آپاتو فیلمنامه را آماده کرد، با من تماس گرفت و گفت زمان همکاری مشترک ما فرارسیده است.

بازی در نقش سیمونز چالش زیادی به همراه داشت؟

بله، در تمام مدت تولید فیلم من با چالش‌های متعددی روبه‌رو بودم. کاراکتر سیمونز خیلی از من دور بود و در همین حال، باید او را به صورتی قابل باور و طبیعی به تصویر می‌کشیدم. خیلی از کسانی که فیلم را دیدند به من گفتند در آن خیلی قابل باور بوده‌ام و آنها احساس کرده‌اند من زندگی خودم را به نمایش گذاشته‌ام. این برای من حکم یک تعریف خوب و دلپذیر را دارد و نشان می‌دهد که توانسته‌ام نقشم را بخوبی ایفا کنم.

در همان حال با این فیلم و نقش، دوستداران و طرفداران جوان‌تر خود را شوکه‌ کرده‌اید. آنها انتظار چنین نقشی را از شما نداشتند.

شاید برایتان جالب باشد بگویم ما سر صحنه فیلمبرداری هم گاهی اوقات با مشکلاتی روبه‌رو می‌شدیم. این مشکلات هم در همین رابطه بود که من داشتم نقش‌ کمدی‌ام را بازی می‌کردم که خیلی شبیه نقش‌های قبلی‌ام نبود. مدام باید به اطرافیانم یادآوری می‌کردم که این نقش من متفاوت از نقش‌های دیگرم است. در همین ارتباط کار روی بعضی صحنه‌ها واقعا سخت و طاقت‌فرسا بود. این نقش و بازی در آن، به نوعی یک کار مخاطره‌آمیز محسوب می‌شد. خیلی‌ها عقیده داشتند انتخاب من برای ایفای این نقش یک ریسک بوده است. ما داشتیم یک حرکت جدید را تجربه می‌کردیم. من هیچ وحشتی از این نداشتم که چنین نقشی را بازی کنم (در عین حال که کاملا هیجان‌زده بودم.)‌ آپاتو هم اصرار داشت من این نقش را به عهده بگیرم. او عقیده داشت این مساله به جذابیت فیلم می‌افزاید و تماشاگران را شوکه خواهد کرد.

همکاری با جاد آپاتو را چگونه تفسیر می‌کنید؟

کار با او برایم حکم نوعی پیشرفت و حرکت به جلو را دارد. او یک ویژگی خاص در کارش دارد و آن هم این است که از دوستی‌اش با آدم استفاده می‌کند تا بتواند یک بازی بهتر و منطقی‌تر بگیرد. در طول کار، وی که شناخت خوبی از من داشت از یکسری عناصر طبیعی و معمولی بهره گرفت تا بازی مورد نظر خودش را از من بگیرد. در طول کار، من لایه‌هایی از شخصیت و بازی‌ام را به نمایش گذاشتم که تا قبل از این از آنها هیچ استفاده‌ای نکرده بودم. به نظر من، این قدرت و توانایی اوست که می‌تواند چنین کاری را انجام دهد. او چیزهای خیلی زیادی درباره من می‌داند و این کمک زیادی به کار مشترک ما می‌کرد. او از چیزهایی باخبر است که فقط ما دو تا می‌دانیم. پس می‌توانستیم با بهره‌گیری از آنها، به چیزهای متفاوتی برسیم و او بازی مرا وارد مکان‌ها و محیط‌های مختلفی بکند که متفاوت از بازی‌های قبلی‌ام بوده است.

به این ترتیب احساس نمی‌کردید او دارد تقلب می‌کند یا این‌که شما دارید به بیننده کلک می‌زنید؟

فکر نمی‌کردم او دارد تقلب می‌کند، زیرا کارگردان فیلم بود و می‌دانستم مراقب نوع بازی من است و نسبت به درست یا غلط بودن بازی‌ام، حساسیت دارد و نگران آن است. او در مقام کارگردان، مراقب من بود. نگران آن نبودم که او رازهای درونی مرا آشکار کند یا برای بهتر شدن بازی از آنها کمک بگیرد. من سر صحنه دقیقا آن کاری را انجام می‌دادم که او می‌‌خواست و به این مساله فکر نمی‌کردم که او دارد تقلب می‌کند یا به من کلک می‌زند. اگر از من می‌خواست چیزی از زندگی واقعی‌ام را به درون قصه فیلم بیاورم، این کار را انجام می‌دادم. نگران هم نبودم، زیرا آدمی که نقش او را بازی می‌کردم در ارتباط با خود من، یک زندگی کاملا متفاوت داشت. به تماشاچی هم کلکی زده نشده است، زیرا او قرار نبود آدام سندلر را روی پرده سینما ببیند؛ روی پرده من سیمونز بودم.

مهم‌ترین چالشی که در فیلم با آن روبه‌رو بودید چه بود؟

بازی در یک نقش کمدی جدید و در همان حال، بازگشت به ریشه‌های اصیل کمدی قدیمی خودم. احساس می‌کردم از تلفیق این دو باید یک وضعیت کمدی جوان‌تر و تازه‌‌تر خلق کنم. کشف این نکته، بخش مهمی از کار من بود. شاید در این مقطع از زندگی و سمتی که دارم، انجام چنین کاری ضروری و لازم بود. بگذارید یک واقعیت را به شما بگویم. اجرای یک نقش کمدی پرجنب و جوش در سن 42 سالگی خیلی سخت‌تر از دوران 20‌‌سالگی است. در این اوضاع و احوال فشار بیشتری روی شما وجود دارد. وقتی در دوران 20 سالگی خود بودم، هدف مشخصی داشتم و می‌خواستم یک ستاره سینما شوم. دیوانه‌وار این هدف را دنبال می‌کردم. نمی‌دانم شبیه چه بودم، ولی می‌خواستم روی صحنه بروم و همه تلاشم این بود که کارم را درست انجام دهم. وقتی صحنه‌ای را خراب می‌کردم، خودم را با این جمله گول می‌زدم که «آنها نمی‌توانند بفهمند من چقدر عالی بازی کرده‌ام»! ولی حالا از خودم می‌پرسم من در اینجا چه می‌کنم؟ در آن دوران، معنی و فاصله بازی خوب و بد را نمی‌فهمیدم، ولی حالا این طوری فکر نمی‌کنم.

فکر می‌کنید دوستداران شما از سبک جدیدتان راضی باشند؟

سر صحنه «مردم بانمک» هر وقت که فیلمبرداری صحنه‌ای تمام می‌شد، از آپاتو می‌پرسیدم بازی‌ام چگونه بود؟ برایم خیلی اهمیت داشت که نقش خودم را درست بازی کنم. وقتی این جور عمل می‌کنم و نگران نوع بازی‌ام هستم، در حقیقت دارم به دوستدارانم احترام می‌گذارم و در عمل می‌خواهم بگویم برایم خیلی مهم است بدانم آنها چقدر نسبت به بازی من واکنش نشان می‌دهند. البته من تا مدت‌ها در یک نوع خاص کمدی بازی کردم و تماشاگران طی این سال‌ها به این نوع کمدی عادت کردند، اما وقت آن رسیده بود که تغییری در این راه ایجاد کنم و احساس می‌کردم تماشاگران سینما و دوستدارانم هم آن را نپسندند و با آن همراه شوند. زمان بازی در «مردم بانمک» از خودم می‌پرسیدم چرا دارم این فیلم را بازی می‌کنم؟ فکر می‌کنم دوستدارانم هم همین سوال را از خودشان می‌پرسند. پاسخ خودم به این سوال این بود که می‌خواهم هم تغییری در وضعیت کاری خودم به وجود بیاورم و هم با تغییری که در ژانر کمدی دارد اتفاق می‌افتد، همراه هستم. تصورم این است که دوستدارانم هم موافق این تغییر باشند.

آیا در آینده نزدیک دوباره شما را در یک کمدی سیاه خواهیم دید؟

بازی در مردم بانمک انرژی زیادی از من گرفت و به همین دلیل، فعلا هیچ عجله‌ای برای بازی در یک فیلم مشابه ندارم. وقتی فیلمبرداری تمام شد، تازه متوجه شدم چقدر به سبک کار آپاتو علاقه دارم، ولی حس می‌کنم به یک دوران استراحت نیاز دارم. بعضی وقت‌ها نمی‌توانم بفهمم که بعضی بازیگران چگونه می‌توانند بسرعت از بازی در این فیلم به سراغ بازی در یک فیلم دیگر بروند. متعجب هستم که آنها نقش‌های خود را بازی می‌کنند و در همان حال، زندگی عادی خودشان را طی می‌کنند. من خیلی خوشحالم که پس از بازی در این فیلم به خانه رفتم و اکنون در کنار همسر و فرزندانم هستم. امیدوارم جاد آپاتو به این زودی به سراغم نیاید و مرا برای بازی در یک فیلم جدید دعوت نکند، چون می‌ترسم مجبور شوم دعوت او را رد کنم. دلم نمی‌خواهد او نقش فیلم خود را به بازیگر دیگری بدهد، البته اگر قصد داشته باشد مرا برای فیلمش انتخاب کند!

کار جدیدتان چیست؟

در انیمیشن «محافظ باغ‌وحش» به کارگردانی کوین جیمز به جای کاراکتر اصلی قصه که یک میمون است، صحبت می‌کنم. یک کمدی به سبک کمدی‌های قدیمی‌ام به نام «رشدکرده‌ها» دارم که امیدوارم فیلم خوبی از کار درآید.

مترجم: کیکاووس زیاری / منبع: دارک هرایزن

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها