در این نوشتار ابتدا به پیامد نگاه فمینیستی به حقوق زنان اشاره خواهد شد و سپس به جایگاه زن در قوانین مدنی ایران خواهیم پرداخت و این که برای استحکام خانواده سوای از اصلاح قوانین و نظارت بر اجرای آن، باید با رجوع به احادیث و روایات به جای مانده از معصومین(ع) اخلاق را به خانوادهها باز گرداند.
در طول تاریخ زنان همواره با کم و کاستیهای زیادی در زمینه حقوق خود مواجه بودهاند. مربوط به ایران هم نمیشود. از کشورهای بسیار مترقی و به اصطلاح توسعه یافته بگیرید تا کشورهایی که جهان سومی به شمار میآیند، تا قبیلههای دورافتاده آفریقایی، همه جا زنان به نوعی از بیتوجهی به حقوق خود رنج بردهاند. نتیجه این بیتوجهی رواج همسر آزاری و خشونت نسبت به زنان در گوشه و کنار جهان و در پی آن، پدید آمدن جنبشهای فمینیستی برای تلاش در جهت کسب حقوق مساوی با مردان و بهبود بخشیدن به وضع زندگی زنان در جنبههای مختلف بوده است.
نه سیاه سیاه، نه سپید سپید
اولین موج جریانات فمینیستی در دهههای 1960 و 1970 جامعه سنتی را مورد انتقاد قرار دادند و معتقد بودند اولین فضایی که در آن، امکان ستمگری برای مردان شکل میگیرد خانواده است. بر این اساس، چاره کار این دانسته شد که نهاد خانواده باید از بین برود و بقای نسل نیز از راه معاشرت آزاد بدون قید ازدواج و تشکیل خانواده صورت گیرد. آنگونه که مریم بهروزی، نماینده مجلس میگوید: این دیدگاه تند در ابتدا طرفداران زیادی را بویژه در میان دانشجویان به خود جذب کرد، اما پس از حدود 20 سال طرفداران این نظریه در حالی وارد میانسالی میشدند که از نعمت تشکیل خانواده و داشتن همسر و فرزندان محروم مانده بودند و به همین دلیل با بحرانهای روحی و روانی مواجه شدند. نتیجه این وضعیت افول نهضتهای فمینیستی تندرو بود.
به گفته بهروزی، پس از آن موج دوم جریان فمینیستی شکل گرفت. در این دوران اغلب فمینیستها تطابق نسلها را پذیرفتند، ولی باز هم به جز در موارد استثنایی مثل بارداری و زایمان، به نقشهای یکسان برای زن و مرد قائل بودند. این گروه وظیفه تربیت فرزند را به پدر محول کردند، تا به این ترتیب، پدر و مادر در بقای نسل و تربیت فرزند نقشی مساوی داشته باشند. این دوره را فمینیسم تساوی میگویند که باز هم تفاوتهای زن و مرد را انکار میکند. در جریان موج دوم تفکر فمینیستی زن برای این که از مرد عقب نماند، به مرد شدن متوسل شده است.
بهروزی میافزاید: به فیلمها و سریالهای پلیسی و جنایی که اتفاقا این روزها زیاد از تلویزیون پخش میشود، توجه کنید. در اغلب آنها یک زن نقش فرماندهی را ایفا میکند، در بسیاری از این فیلمها زنان در امر خشونت از بسیاری از مردان پیشی میگیرند و نحوه لباس پوشیدن، صحبت کردن و حرکات آنان دست کمی از مردان ندارد. همه اینها نتیجه تفکر فمینیستی است که سعی دارد از زن یک مرد بسازد.
نتیجه این نوع تفکر این بود که زنان در نظامهای لیبرال و دموکراسی به حقوقی در زمینه تحصیل، بهداشت، اشتغال و آنچه در نظامهای سنتی از آن محروم بودند دست یافتند، اما از جایگاه زن بودن خارج شدند.
مشاور حقوقی و امور مجلس بنیاد شهید و امور ایثارگران در این زمینه میگوید: اولین و دومین موج فمینیستی مقابلهای بوده است با مردان برای این که خود را اثبات کنند. آنان با پوشیدن لباسهای مردانه و رفتار مردانه خواستند خود را کامل جلوه دهند؛ چون ویژگیهای زنانه را ضد ارزش تلقی میکردند. در این دیدگاه، مرد موجود کاملی تصور شد و کمال زن هم در این بود که مثل مرد باشد، یعنی تساوی را در تشابه میدیدند. نتیجه هم این بود که زنان با جایگاه و قابلیتهای خود بیگانه شدند و در عین حال، نتوانستند به تمام حقوقی هم که میخواستند دست پیدا کنند.
در چنین دیدگاهی، زن چون ارزشمند تلقی نمیشود قابلیتهایش هم به رسمیت شناخته نمیشود. طرفداران نهضت زن گرایی به شیوه غربی از برابری زن و مرد در حوزه انسانیت دفاع میکنند، اما تفاوتها و قابلیتهای ویژه این دو جنس را به رسمیت نمیشناسند و در نتیجه برنامه مناسبی هم برای آن ندارند.
بهروزی جریان تفکر فمینیستی و سنجیدن زن با مرد را بدترین نوع دفاع از حقوق و کرامت انسانی زن و یکی از جنایات پیچیده و آشکار نسبت به زنان میداند و معتقد است: کسانی که در قالب دفاع از حقوق زن معیار داوری را مرد قرار میدهند، به این معنا که مرد اصل است و زن باید با او سنجیده شود، بدترین و ظالمانهترین نوع مردسالاری را اعمال میکنند و برای این که ثابت کنند زن کمتر از مرد نیست، سعی میکنند او را مرد تر از مرد جلوه دهند. در این جوامع همواره مرد صاحب امتیاز است و زن با توجه به میزان خاصی مانند اوست یا مرد، الگوی اول و زن مانند اوست.
نقص عمده تفکرات فمینیستی این است که در آنها تفاوتهای طبیعی و ذاتی زن و مرد مورد توجه قرار نگرفته است. این تفاوتهای طبیعی منشا تفاوتهای رفتاری زن و مرد است و میتواند بسیار سازنده باشد. به عقیده بهروزی، نگرش دینی این است که زن در جایگاه خود و مرد در جایگاه خود هر دو موجودات کاملی هستند که به یکدیگر نیازمندند و نسبت به هم جذب و انجذاب دارند. زن در جایگاه خود ارزشمند تلقی میشود و مرد در جایگاه خود و هر دو دارای قابلیتها و کارآمدیهای بسیار مهمی هستند؛ که جامعه بدون وجود هیچ یک از آنها نمیتواند شرایط موفقیتآمیزی داشته باشد. به عبارت دیگر، تساوی بر اساس عدالت است که میتواند کارساز باشد. چنین دیدگاهی تفاوتهای بین زن و مرد را به رسمیت میشناسد و برای این تفاوتها برنامهریزی کرده و کارآمدیهایی را برای آن پیشبینی کرده است.
طبیعی است در جامعهای که سنتهای غلط بر آن حاکمیت دارد، وقتی زن به آگاهی میرسد و دیدگاهها و سنتها را مورد انتقاد قرار میدهد، شروع یک جریان جدید با شعار هویت انسانی میتواند او را اغوا کند و راضی نگه دارد. بر این اساس، وقتی جنبش فمینیستی در اواخر قرن 19 میلادی به ایران راه یافت، در بین زنان ایرانی که از بسیاری حقوق اولیه محروم بودند، طرفدارانی پیدا کرد. در این دوران با تلاش طرفداران نهضتهای زنگرایی، زنان ایران توانستند از برخی حقوق فردی و اجتماعی در زمینه ازدواج، تحصیل و اشتغال برخوردار شوند، اما در اینجا نیز نگاه برتر به مرد باعث شد بسیاری از تفاوتهای زن و مرد مورد بیتوجهی قرار گرفته و به جای این که مردان را به حقوق زن آشنا کرده و آنها را ملزم به رعایت این حقوق کند، سعی کرد زنان را در رقابت با مردان قرار دهد.
زن در قوانین مدنی ایران
در قانون مدنی ایران اگرچه قوانینی در جهت احقاق حقوق زنان در نظر گرفته شده، اما این قوانین علاوه بر این که کافی نیستند، ضمانت اجرایی هم ندارند یا این که باید بهای سنگینی برای آنان پرداخته شود.
فرض کنید همین امروز به همسرتان بگویید مهریهتان را میخواهید. مگر نه این که مهریه حق قانونی و شرعی زن و عندالمطالبه است؛ فکر میکنید همسرتان چه عکسالعملی از خود نشان خواهد داد؟ احتمالا ابتدا قضیه را شوخی تلقی میکند و فکر میکند سر به سرش میگذارید. اگر کمی مصر شوید، احتمال میدهد به سرتان زده و دیوانه شدهاید و بعد اگر کمی بیشتر پافشاری کنید پرداخت مهریه، هرچند مانند مهریههای امروزی چندان زیاد و غیرمتعارف نباشد را منوط به جدایی و طلاق میکند به این معنی که اگر مهریه میخواهید باید طلاق بگیرید و خانه و زندگی را رها کنید و بروید.
حال مثال دیگری را در نظر بگیرید: اگر شاغلید، به همسرتان بگویید نمیخواهید درآمد خود را صرف امور روزمره خانواده کنید، بلکه تصمیم دارید آن را برای خود پسانداز یا در اموری که خود صلاح میدانید هزینه کنید. در این صورت واکنش او چه خواهد بود. گذشته از آن دسته آقایان با فرهنگ، دینمدار و آشنا به حقوق زن، اغلب مردان جامعه ما در چنین شرایطی اگر به کلی مانع ادامه اشتغال شما نشوند و اگر در ظاهر به روی خود نیاورند و بهانهجویی و پرخاشگری نکنند، در باطن دلگیر خواهند شد.
این دو نمونه از حقوق زنان بود که قانون مدنی ما به آن پرداخته و موادی را به آنها اختصاص داده است. میبینید حتی در این گونه موارد بدون این که با مشکل جدی مواجه شوید، نمیتوانید ادعایی داشته باشید. حال حقوقی را در نظر بگیرید که اگرچه قانون شرع و سیره پیامبر(ص) و ائمه(ع) به آنها اشاره دارند، ولی در قانون به آنها تصریح نشدهاند. برای مثال تصمیم بگیرید از امروز دیگر کار شستشو و نظافت، پخت و پز و سایر اموری را که یک زن در خانه انجام میدهد کنار بگذارید. هر چه باشد براساس قوانین شرعی، زن هیچ وظیفهای در قبال انجام این گونه کارها در منزل به عهده ندارد. بعید است در چنین شرایطی زندگی مشترک شما دوام چندانی داشته باشد.
اساس و پایه قوانین مدنی ما از شرع گرفته شده است. با توجه به این که حدود 14 قرن از اسلام آوردن ایرانیان میگذرد، انتظار داریم قوانین و بایدها و نبایدهای شرع آنقدر بین مردم نهادینه شده باشد که مسلمانان حتی بدون نیاز به وضع قوانین، خود را ملزم به رعایت آنها بدانند. این که چرا تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است و مسلمانان در همه جای جهان آشنایی چندانی با اصول رفتار دینی ندارند و سیره پیامبر(ص) و ائمه معصومین را در روابط خانوادگی و اجتماعی خود به کار نمیگیرند، نیاز به بررسی جداگانه دارد. ازجمله این قوانین، اصولی است که مسلمانان باید در روابط بین فردی و بویژه در روابط بین همسران مورد توجه قرار دهند. در این میان، حقوق زن یکی از مواردی است که بیش از هر چیز دیگر به فراموشی سپرده یا کمرنگ شده است. دلیل این بیتوجهی را از زبان بهروزی بخوانید: «در طول تاریخ چون قانونگذاران، مجریان، تاریخنویسان، مفسران و نویسندگان همیشه مرد بودهاند، هیچ وقت زن را ندیدهاند و نگاه زنانه نبوده است. بنابراین نیاز مردها خیلی خوب شناخته و بیان شده است. قانون نوشتند و اجرا کردند و حقوق مردان را حتی خیلی بیش از آنچه هست، استیفا کردند؛ ولی برای زنان این طور نبوده است.»
بهروزی که تعداد فعلی نمایندگان زن در مجلس را برای خالی نبودن عریضه میداند، در زمینه راه استیفای حقوق زنان به افزایش تعداد نمایندگان زن در مجلس اشاره میکند و میگوید: نمایندگان اگر بخواهند طرحی را به مجلس بدهند، حداقل باید 15 امضا داشته باشد، این در حالی است که در حال حاضر تنها 8 نماینده زن در مجلس حضور دارند. این تعداد متناسب نظام جمهوری اسلامی و متناسب با جامعه و میزان زنان شایستهای که داریم نیست. اگر بشود با مکانیزمهایی تحت عنوان سهمیهبندی، اجرای عدالت و هر چه هست، حداقل 20 تا 25 درصد کرسیهای مجلس را به زنان تحصیلکرده و مطلع اختصاص دهیم، میتوان امیدوار بود زنان به سطح خوبی از حقوق خود دست یابند.
اخلاق به جای قانون
به این جملات که از سخنان معصومین(ع) برگزیده شده توجه کنید: بهترین شما کسانی هستند که برای زنان خود بهتر باشند.
احترام بانوان را پاس ندارد مگر شخص بزرگوار و محترم و به ایشان اهانت ننماید مگر شخص پست و فرومایه.
مردی که همسرش را بیازارد، نماز و هیچ کار خیری از او پذیرفته نیست و نخستین کسی است که وارد آتش میشود.
از امام رضا (ع) میپرسند حق زن بر شوهر چیست؟ میفرماید: مرد باید مسکن و نفقه زن را تامین کند و به رویش اخم نکند.
جملاتی از این دست که در بین احادیث و روایات ما کم نیستند، به قدری برای بسیاری از زنان نامانوس و دست نیافتنیاند که با خواندن یا شنیدن آن لبخند تلخی بر لب میآورند و با ناباوری از کنار آن میگذرند، اما بد نیست بدانید همین سخنان مبنای تاویل و تبیین آیات قرآنی بوده و باید در قانونگذاری ما مورد توجه قرار گیرند. بهروزی با اشاره به دو ماده 1103 و 1104 قانون مدنی که دلالت بر رفتار نیک با زنان و همکاری و مشارکت با آنان دارد و همچنان دست نخورده مانده است، میگوید: «سیره پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) اساس تبیین آیات قرآنی است. توجه به بایدها و نبایدهایی که در رفتار و گفتار معصومین دیده میشود، نشان میدهد که در طول قرنها چقدر از حقوق زنان در خانواده ضایع شده است. بر این اساس اگر معلوم شود زن چقدر در خانواده حق دارد و مرد چه وظایف سنگینی در قبال همسرش به عهده دارد و این وظایف به صورت بایدها و نبایدها در جامعه نهادینه شود، زنان به بسیاری از حقوق خود دست خواهند یافت و جامعه نیز از آن بهره خواهد برد.
اما همان طور که دیدید صرف قانونگذاری نمیتواند هیچ مردی را ملزم به رعایت حقوق زنان نماید. بلکه مهم فرهنگسازی و نهادینه کردن الگوهای رفتاری مثبت است که نیاز به بررسیهای جداگانه و کارشناسی دارد.
در پایان منظور از طرح این مسائل این نیست که زن و شوهر را در مقابل یکدیگر قرار دهیم. اساس زندگی مشترک و تشکیل خانواده روی محبت، گذشت،همکاری و تلاش متقابل و بدون منت زن و شوهر و فرزندان قرار دارد و طبیعی است اگر هر یک از طرفین بخواهند مدام روی حقوق خود پافشاری کرده و آن را به رخ دیگری بکشد، زندگی خانوادگی معنا و مفهوم واقعی خود را از دست خواهد داد و آن آرامشی که زن و مرد قرار است در زیر یک سقف تجربه کنند، به شکنجه دائمی تبدیل خواهد شد.
منظور ما طرح این مساله است که نهتنها در قانون بلکه در تعاملات روزمره اصولا حقوق زنان برخلاف مردان ناشناخته و مهجور مانده است. در حالی که بسیاری از این حقوق اگر مورد توجه قرار گیرند، میتوانند زندگی خانوادگی را هم برای زن و هم برای شوهر شیرینتر سازند. در این صورت برای مثال نیاز نخواهیم داشت خانهداری را که زنان ما از روی عشق و علاقه به همسر و فرزندان خود انجام میدهند، به شغل تبدیل کرده و آن را در چرخه خشک و بیاحساس قوانین قرار دهیم. تبیین و آشناسازی زن و شوهر به حقوق یکدیگر و ایجاد الزام اخلاقی و دینی در رعایت آنها میتواند جایگزین بسیاری از بایدها و نبایدهای خشک قانونی شود.
سعیده کافی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم