چه مدتی است که در زندان به سر میبری؟
بیشتر از 4 سال است. من را به جرم قتل شوهرخواهرم دستگیر کردند و زندانی شدم. در این مدت هم بارها تاکید کردهام که بیگناه هستم، اما کسی حرفم را باور نمیکند.
با شوهرخواهرت اختلاف داشتی؟
نه، ما با هم هیچ اختلافی نداشتیم و خیلی هم رابطه صمیمیای داشتیم.
چرا تو را متهم به قتل کردهاند؟
خانواده شوهرخواهرم میگویند چون او با خواهر من اختلاف داشته است من او را به قتل رساندم در حالی که این موضوع واقعیت ندارد.
یعنی تنها مدرکی که علیه تو وجود دارد شکایت اولیای دم است؟
پلیس میگوید که مدارکی علیه من دارد، اما من هم مدارکی دارم که نشان میدهد زمان قتل در محل نبودم. ماموران طناب قرمزی در مغازه من پیدا کردند. از آنجایی که طنابی که دور جسد هم پیچیده شده بود قرمزرنگ بود، از آن به عنوان مدرک استفاده کردهاند. در حالی که حتی جنس طنابها را مقایسه هم نکردند.
مدعی هستی به خاطر اختلافی که خواهرت با شوهرش داشته است متهم به قتل شدی. اگر این طور است چرا اولیای دم خواهر تو را متهم نکردند؟
خواهرم شب حادثه در خانه ما بود و شواهدی هست که در خانهاش نبوده و از موضوع خبر نداشته است.
جسد در اطراف محل کار تو پیدا شده است. دراینباره چه میگویی؟
روز حادثه شوهرخواهرم برای این که پولش را از من بگیرد به مغازه ما آمد. من هم پول را به او دادم و رفت. بعد از آن دیگر خبری از او نداشتم تا این که خانوادهاش با من تماس گرفتند و گفتند که او گم شده است. من تا روزی که جسد پیدا نشده بود نمیدانستم که او در نزدیکی محل کار من انداخته شده است.
من فکر میکنم او را کشتهاند تا بتوانند پولهایش را سرقت کنند.
تو چه نقشی در درگیریهای خواهرت با شوهرش داشتی که این طور متهم میشوی؟
چون خواهرم هر بار که قهر میکرد به خانه ما میآمد، خانواده شوهرش فکر میکنند که من در زندگی آنها دخالت میکردم در حالی که این طور نیست. من در آن زمان فقط سعی میکردم صلح میان این زن و شوهر برقرار کنم. بعد هم که ازدواج کردم رفت و آمد من به خانه خواهرم کمتر شده بود، بیشتر او بود که هر بار قهر میکرد به خانه ما میآمد.
میدانی علت این درگیریها چه بود؟
آنها بر سر موضوعات مختلف با هم درگیر میشدند. شوهرخواهرم مرد بداخلاقی بود و خواهرم هم او را تحمل نمیکرد. مقصر هر دوی آنها بودند نه این که یکیشان تقصیر داشته باشد. به هر حال هر چه بود من همیشه سعی داشتم هر دو را آرام کنم.
چرا خواهرت از چند روز قبل از حادثه به خانه تو آمده بود؟
به مهمانی آمده بود. از وقتی که من ازدواج کرده بودم خواهرم به خانه ما میآمد و چند روزی میماند. خانه من تنها جایی بود که شوهرش با آمدن او مخالفت نمیکرد. چند روز قبل از حادثه من برای انجام کاری به خانه آنها رفته بودم. شب که میخواستم برگردم شوهرخواهرم اجازه داد که خواهرم با من بیاید. همه چیز خیلی خوب بود و شوهرش هم مخالفتی نداشت.
از روز حادثه بگو؟
شوهرخواهرم برای گرفتن طلبش آمده بود. من 300 هزار تومان به او بدهکار بودم. پول را دادم و او هم رفت، حرفی هم نزد. دیگر بعد از آن من شوهرخواهرم را ندیدم.
پلیس گفته مبلی در مغازه تو پیدا کرده که خیس بوده و این تصور را به وجود آورده است که این مبل خونی بوده است و تو آن را شستهای؟
نه، این طور نیست. من به ماموران هم توضیح دادم که چرا آن مبل خیس بود. از چند روز قبل من آن را شسته بودم و هنوز خشک نشده بود. من چون داشتم دکور مغازهام را عوض میکردم مجبور شدم که آن مبل را بشویم و طناب قرمز را بخرم، اما اینها دلیلی نیست برای اینکه من مرتکب قتل شده باشم.
گفتی ازدواج هم کردهای، همسرت بعد از زندانی شدن تو چه میکند؟
من 6 ماه پیش از این ماجرا ازدواج کرده بودم. همسرم زن بسیار خوبی است و ما زندگی خوبی داشتیم. او هنوز هم منتظر من است و هر بار که به دیدنم میآید از من میخواهد که صبور باشم و تحمل کنم.
به هر حال بعد از 4 سال بار دیگر حکم قصاص تو مورد تایید قرار گرفته است و احتمال این که تو قصاص شوی وجود دارد. برای این که بخشیده شوی کاری کردهای؟
خواهرم هر روز به مقابل خانه پدر و مادر شوهرش میرود و از آنها تقاضا میکند که من را ببخشند، اما آنها همچنان بر سر حرف خود هستند. در حالی که من هنوز هم مدعی هستم کاری نکردهام و قتل شوهرخواهرم کار من نبوده است. با این حال آنها میگویند که من مرتکب قتل شدهام. امیدوارم آنها از شکایت خود صرفنظر کنند و من را ببخشند.
حرف آخر؟
من قبول دارم که هنگام دعواهای خواهرم و شوهرش دخالت میکردم و گاهی هم طرف خواهرم را میگرفتم، اما او را نکشتم و از اولیای دم هم میخواهم که از شکایت خود صرفنظر کنند. من نباید آن شب خواهرم را به خانه خودم میآوردم و نباید کاری میکردم که شوهر او تنها بماند، اما قتل کار من نبود.
همسرم سالهاست که در خانه تنهاست. او به امید خوشبختی با من ازدواج کرده بود و من تمام عمرم را مدیون او هستم. اتهامی که به من وارد شده یک زن بیگناه را هم گرفتار کرده است. از اولیای دم میخواهم که اگر به من رحم نمیکنند فکر همسرم و جوانی او را بکنند و از شکایت خود صرفنظر کنند و من اگر بدی به آنها یا پسرشان کردم را ببخشند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم