جلب اعتماد اما خودش هزار و یک شاخه دارد و هر تبهکاری سعی میکند از یک ترفند و روش استفاده کند. البته این بستگی به نوع کلاهبرداری، طعمه انتخاب شده ، امکانات متهم و ... دارد.
کلاهبرداران خوشحساب
یکی از راههایی که این روزها ظاهرا جواب میدهد و باعث اغفال شهروندان میشود، خوشحسابی است. حرفهای یک تاجر مالباخته که به اداره14پلیسآگاهی شکایت کرده است این شگرد کلاهبرداران را به خوبی آشکار میکند: من تاجر کاغذ هستم. چندی قبل جوانی که حدودا 25 ساله به نظر میرسید به شرکت من آمد و معادل 5 میلیون تومان خرید کرد. پول را هم تمام و کمال به صورت نقدی به من داد. از آن بعد خریدهای نقدی آن پسر ادامه پیدا کرد تا این که اعتمادم نسبت به او جلب شد و وقتی در یک معامله چک داد قبول کردم. چک بدون مشکل پاس شد. من و او مدتی به این شکل با هم معامله میکردیم تا این که یک روز سفارش محموله200میلیون تومانی داد من هم کاغذها را برایش فراهم کردم و بدون هیچ تردیدی از او چک گرفتم ولی این بار ماجرا یک کلاهبرداری بزرگ و کلان بود. در واقع آن پسر از همان اول برای شیادی نقشه کشیده و توانسته بود اعتمادم را جلب کند.
متهمی که این تاجر از او یاد میکند، در شعبه 16 بازپرسی دادسرای ناحیه 12 اعتراف کرده به جز این مورد کلاهبرداریهای دیگری هم انجام داده است. حالا همین شگرد را از زاویهای دیگر مرور کنید؛ این بار از زبان یک متهم به اسم «یحیی د:» یک شرکت صوری راه انداختم و در روزنامه برای جذب مشتری آگهی دادم. افرادی که به عنوان سرمایهگذار نزد من میآمدند معمولا از طبقه متوسط بودند. من برای این که اعتمادشان را جلب کنم تا دو سه ماه سودی را که وعده کرده بودم به موقع پرداخت میکردم و همین باعث میشد اعتبارم بیشتر و مشتریانم زیادتر شود اما همین که مبلغ به دست آمده هنگفت شد، فرار کردم اما در نهایت دستگیر شدم. پس خوشحسابی دلیل معتبر بودن افراد نیست و نباید فقط به خاطر چند مورد وفای به عهد به افراد ناشناس اعتماد کرد.
به قول سرهنگ محمدیان، اعتمادهای سریع و بیمورد مالباختگان از جمله عواملی است که زمینه را برای سوءاستفاده افراد شیاد فراهم میکند.
بعضی کارشناسان معتقد هستند این دسته از کلاهبرداران از یک نوع اختلال شخصیت رنج میبرند. آنها در گام اول پول یا کالایی را به طعمهشان میدهند و با جلب اعتماد، زمینه را برای جرمی بزرگتر آماده میکنند.
دفتر و دستک
شیادان از یک اصل بزرگ پیروی میکنند. فن اصلی آنها بر پایه این موضوع استوار است که « مردم با چشمشان تصمیم میگیرند.» حالا چطور باید بدل این فن را پیدا کرد، موضوعی است که از لابهلای گفتههای یک کلاهبردار سابقهدار که در دادسرای ناحیه 6 تهران سابقه دارد، میتوان فهمید: «من یک دفتر شیک و مجلل برای خودم تهیه کردم. همه چیز لوکس و گرانقیمت بود. منشی و کارمند استخدام کرده و خلاصه طوری کارها را ترتیب داده بودم که طعمهها به محض ورود به دفترم، به قول معروف جوگیر میشدند. آنها باید اول با منشی بعد با کارمندان و در آخر با خودم حرف میزدند. این سلسله مراتب بعلاوه آن مبلمان مجلل اعتماد طرف مقابل را جلب میکرد. در کنار همه اینها چون من شرکتم را ثبت کرده بودم، مدارکی را نشان میدادم که ثابت میکرد چه شرکت معتبر و بزرگی دارم.»
گفتههای این متهم ثابت میکند نباید به ظواهر اعتماد کرد. سرهنگ عبدالله قاسمی، رئیس اداره اجتماعی پلیس آگاهی ناجا توضیح میدهد به خاطر به روز نبودن قانون ثبت شرکتها، بهراحتی میتوان یک شرکت را ثبت کرد. پس این به تنهایی به معنای اعتبار شرکت نیست. از طرف دیگر مردم نباید به ظاهرسازیها اعتماد کنند. بلکه خودشان باید تحقیقات مفصل انجام بدهند و بعد با هر فرد یا شرکتی معامله انجام بدهند.
«امان ف» مردی است که به توصیههای این مقام پلیس توجهی نکرد و 5 میلیون تومانش را از دست داد. او در شکایت خود که در همان دادسرای ناحیه 6 تهران ثبت شده است، نوشت: «دفتر متهم آنقدر شیک و تمیز بود که مطمئن شدم طرف مقابلم آدم معتبری است. برای همین شک نکردم و برای خرید خودروی قسطی پول را به حساب صاحب شرکت واریز و قرارداد را تنظیم کردم، ولی وقتی موعد تحویل خودرو فرا رسید، از ماشین خبری نشد. به دفتر شرکت رفتم و فهمیدم آنجا تعطیل شده است.»
حالا یک لحظه تصور کنید همان کلاهبردار حرفهای اول گزارش وقتی میخواهد به نوچهاش توصیه کند، چه میگوید؟ کاملا قابل پیشبینی است: «باید جذاب به نظر برسی. لباس پوشیدن، حرف زدن، حرکات و رفتارت طوری باشد که آدم ثروتمند و معتبری به نظر برسی. حتی لابهلای حرفهایت از کلمات خارجی استفاده کن. از قانون حرف بزن. از این که عدهای کلاهبردار وارد این کار شدهاند و تو آبرویت را به هیچ چیز نمیفروشی.» اینها داستان و قصه نیست. تکتک عبارتها و جملهها از لابهلای اعترافات متهمان و پروندههای کلاهبرداری بیرون کشیده شده و باید آنها را به خاطر سپرد تا اگر شخصی چنین حرفهایی را به زبان آورد سریع اعتماد نکرد. تحقیق، تحقیق و تحقیق راز اصلی پیشگیری از کلاهبرداری است. برای حفظ مال و پسانداز خودتان این کلمه 5 حرفی را هرگز فراموش نکنید.
آدمهای مهم
طرف جلوی خودم با چند تا وزیر و وکیل و مدیر کل صحبت کرد. تلفنش همینطور پشت سر هم زنگ میخورد، با آدمهای سرشناس در ارتباط بود. چنین کسی که به 2 میلیون تومان ما نظر ندارد، اصلا نمیآید به خاطر این پولها خودش را خراب کند. این گفتار در خیلی از خانوادههایی که به مالباخته تبدیل شدهاند تکرار شده است. درواقع یکی از راههای جلب اعتماد طعمهها همین مکالمههای تلفنی است. بعضی شیادان وقتی در خیابان، تاکسی، فروشگاه یا ادارهها و سازمانهای مختلف سوژهشان را پیدا میکنند با این بهانه که با پارتیبازی و آشنا میتوانند همه مشکلات را حل کنند جلو میروند اما صرف یک ادعا برای جلب اطمینان طعمهشان کافی نیست برای همین با یک همدست هماهنگ میکنند تا مرتب باهم ارتباط تلفنی داشته باشند، سپس اینطور وانمود میکنند که در حال گفتگو با مقامات هستند. بازپرس برزگر رئیس شعبه10 بازپرسی دادسرای ناحیه 4 تهران شهروندان را از اعتماد به چنین افرادی بر حذر میدارد و میگوید هر کاری باید روال قانونیاش را طی کند و افرادی که ادعایی غیراز این دارند قابل اعتماد نیستند و باید از آنها دوری کرد. این مقام قضایی ادامه میدهد: «وقتی فردی پذیرفت مشکلش را از طریق غیرقانونی حل کند آن وقت امکان پیگیری مطالباتش را ندارد و همین موضوع به شیادان فرصت میدهد نقشه خودشان را به اجرا درآورند.»
جلب اعتماد شهروندان راههای مختلفی دارد. تا به حال فقط به چند نمونه از آنها اشاره شد. اما سرهنگ کبکی رئیس پلیس آگاهی استان لرستان با اشاره به پرونده مردی که با راهاندازی یک شرکت صوری تحت عنوان فروش قسطی خودرو مردم را فریب میداد، درباره نحوه کار این متهم میگوید: «او اعتماد طعمههایش را به این شکل جلب میکرد که پس از گرفتن پول اولیه به بهانههای مختلف با مشتریانش تماس میگرفت و به آنها اطمینان میداد مراحل اداری کار در حال انجام است و هیچ مشکلی وجود ندارد. چنین کاری باعث میشد مالباختگان شک نکنند و نقشه متهم تا زمان فراری شدن او پیش برود البته این کلاهبردار بالاخره با رو شدن دستش و شکایت فریبخوردگان دستگیر شد.»
سرهنگ قاسمی هم یک روش دیگر جلب اعتماد را اینطوری توضیح میدهد: «در نمونههایی شاهد بودیم کلاهبرداران به بهانه دریافت کمک برای نیازمندان در خانههای مردم میرفتند و از نیت خیرخواهانه آنها سوءاستفاده میکردند. این متهمان برای جلب اعتماد شهروندان بستههایی را به عنوان هدیه به نیکوکاران میدادند و به این ترتیب نقشههای خود را پیش میبردند.»
اعتماد کنیم یا نه؟
همه این پروندهها و نمونهها نشان میدهد اعتمادهای بیجا چه عواقبی به همراه دارد اما مساله این است که اگر قرار باشد این توصیهها را عمل کنیم پس نباید دیگر به هیچکس اعتماد کرد، معاملهای انجام داد، خانهای خرید یا... . احمد ابراهیمی حقوقدان طور دیگری به موضوع نگاه میکند: «همانطور که اعتماد بیمورد زیانبار است شک و سوءظن بیدلیل و کاذب هم پسندیده نیست. شهروندان باید در رفتارهای خود اعتدال را رعایت کنند. اگر قصد دارند معاملهای انجام بدهند به مراکز معتبر و شرکتهای شناخته شده و دارای مجوز بروند و خرید ملک یا خانه را از راههای منطقی انجام بدهند البته بخشی از مشکل به ناآگاهی مردم از قوانین برمیگردد و کلاهبرداران از همین موضوع استفاده میکنند. اگر شهروندان باور کنند استفاده از وکیل و مشاور حقوقی میتواند منافع آنان را تضمین کند بسیاری از این مشکلات پیش نخواهد آمد.»
ابراهیمی ادامه میدهد: «برای پیشگیری از چنین جرایمی چند راهکار وجود دارد، در وهله اول همان بالا بردن آگاهی شهروندان از طریق رسانههاست. مردم باید بدانند به هر ادعایی دل نبندند و باید مطلع باشند چه حرفهایی قانونی و موجه است و چه گفتههایی باطل و واهی است. در کنار این امر باید توان پلیس را در کشف جرم بالا برد. خوشبختانه نیروی انتظامی در برخورد با مجرمان به لحاظ شناسایی و دستگیری آنها قدرت زیادی دارد اما با توجه به این که شگردها و ترفندها مرتب در حال تغییر است پلیس نیز باید همواره به روز و مجهزتر شود. نکته سوم برخورد قضایی با مجرمان است. ما شاهد هستیم بسیاری از متهمان سوابق متعدد کیفری دارند که این امر نشاندهنده بازدارنده نبودن برخی مجازاتها است.»
این حقوقدان در پایان تصریح میکند پیشگیری از جرم ایدهآلی است که جز با همکاری تکتک مردم و همه سازمانها و دستگاهها نمیتوان به آن دست یافت.
علیرضا رحیمی نژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم