برای طنز ارائه یک تعریف مشخص و مستقیم ممکن نیست ؛ اما با توجه به سابقه طنز در ادبیات فارسی ، طنز به کلام یا نکته ظریف دارای پیام و سخن کنایه آمیز یا انتقادی گفته می شود
کد خبر: ۲۷۴۴۰
که معمولا در قالب کلامی شیرین و لطیفه وار بیان می گردد. در طنز ، همواره قصد اصلاح و بر طرف کردن کاستیها و کژیها وجود دارد و طنزپرداز، به عنوان یک رسالت هنرمندانه ، می کوشد تا به یک وظیفه اجتماعی عمل کند. در طنز، که بسیار فاخرتر از هجو و هزل است ، اهداف عالی تر و فراگیرتری مطرح می شود و مخاطب طنز، برخلاف هجو و هزل ، فرد مشخصی نیست . در طنز، بیشتر به یک گروه یا جریان اجتماعی پرداخته می شود. در حالی که در هجو و هزل ، دایره انتقاد طنزپرداز به یک فرد مشخص یا به یک جریان کم اهمیت تر در شعاع محدودتری توجه می شود. نکته مهم در همه انواع طنزها این است که در همه گونه های طنز، نوع تذکر و هشدار به کسانی که در رفتار و کردارشان نوعی کجروی و نابهنجاری دارند، به روشنی دیده می شود و در نهایت قصد و غرض اصلی طنزپرداز، اصلاح امور جامعه است . به طور طبیعی ، نخستین نمونه های طنز را باید در سنت ادبی ایران زمین ، در عرصه ادبیات فارسی ، در «شعر» جستجو کرد. بویژه که می دانیم شعر از قصه و رمان در این دیار پرسابقه تر است . طنز بعد از ادبیات ، یکی از عرصه های مهم دیگری که جلوه گاه و جولانگه طنز بوده است ، عرصه های هنر نمایش بوده است . در میان انواع نمایش ، تئاتر و نمایش کمدی (نمایش خنده آور و شادی بخش ) سابقه بیشتری دارد. سنت نمایش کمدی از یونان قدیم گرفته تا تئاتر کمدی اروپایی آنچنان ریشه دار و در عین حال تاثیرگذار بوده است که رد پای آن را حتی در کارهای جدی و فاخری چون نمایش مذهبی تعزیه نیز می توان جستجو کرد. شاید در نگاه اول ، کمی تعجب آمیز به نظر برسد؛ اما جالب است که حتی در نمایش تعزیه نیز، ردپای طنز را می توان جستجو نمود. در حالی که روح غالب در تعزیه ، به عنوان یک قالب نمایشی پرمحتوا، درد و رنج مصیبت است . اما باز هم در لایه های زیرین چنین اثری ، گاه می توان نمونه ها و رگه هایی از طنز و مطایبه را نیز شاهد بود. طنز در تلویزیون ، بیشتر به ابعاد سرگرمی و مفرح بودن این قالب هنری توجه دارد. به همین روی ، پیوسته در سطح حرکت کرده است و کمتر، فرصت یافته است تا عمق و معنایی جدی پیدا کند؛ البته در همین حد و اندازه نیز میان کارهای مختلف ، بسته به این که نویسنده یک فیلمنامه با مایه های طنز چه کسی است ، می توان کارهای متفاوتی را شاهد بود. یکی از اصلی ترین دلایل تفاوت های صوری و محتوایی کارهای مختلفی که تاکنون در تلویزیون تولید شده است ، به همین نکته ، یعنی به تفاوت دیدگاه نویسندگان این گونه برنامه ها (فیلمنامه ها) ربط پیدا می کند. نقطه قوت این برنامه ها، جنبه سرگرم کنندگی و مفرح بودن و نشاطانگیزی آنهاست که می تواند در جامعه ، (مخاطبان عام و فراگیر چنین آثاری) نوعی انبساط خاطر و شادمانی ایجاد کند و نقطه ضعف این گونه برنامه ها نیز در تقلیدی بودن ، تکراری بودن و کم محتوا بودن آنهاست . این که بلافاصله ، بعد از موفقیت یک برنامه طنز تلویزیونی - با سبک و سیاق خاصی - دیگران به فکر بازسازی تازه همان قالب می افتند، کار را از دایره خلاقیت و ابتکار عمل هنرمندانه دور می کند و شرایطی پدید می آورد که در آن ، فکر و اندیشه خلاقی جوانه نمی زند و همه چیز بوی تکراری بودن ، کلیشه ای بودن و کهنه بودن می دهد. در نتیجه جذابیت از چنین کارهایی رخت برمی بندد و در فقدان عوامل مهمی چون خلاقیت و جذابیت ، حاصل کار بی روح و کم رمق و کم جاذبه از کار درمی آید. در حالی که عموما از طنز، توقع سرگرمی و مفرح بودن داریم . این قالب پرسابقه ، می تواند قالب مناسبی برای مطرح کردن بسیاری از مسائل جدی و اساسی در جامعه نیز باشد. با شناخت ظرفیت های واقعی چنین قالبی ، می توان از آن بهره های جدی تری برگرفت . بویژه که در بسیاری از کشورها ، امروزه از قالب طنز - به شکل نمایش های صحنه ای یا کاریکاتور ، کارتون ، نمایش عروسکی - برای مقاصد و اهداف آموزشی و ترویجی نیز بخوبی استفاده می کنند. باید تلاش کرد تا جایگاه واقعی طنز را در نمایش ، تلویزیون و سینما بازشناخت و با آگاهی از ظرفیت های بالای چنین قالبی ، در مسیری حرکت کرد که به رشد و بالندگی طنز و در نهایت به اعتلای هنر در جامعه ما منجر شود. تا رسیدن به چنین نقطه مطلوبی ، هنوز راه درازی در پیش داریم .