تلگرافخانه!

کد خبر: ۲۷۴۰۰۸

ستاره دنباله‌دار- حسین عابدی از امره- شیوا (اگه تو تعطیلات تابستونی بشینی کتابهایی رو بخونی که درباره عناصر داستان و هنر داستان‌نویسی نوشته شده و توی بازار کتاب موجوده، تفاوتها و تشابهات قصه و حکایت و داستان و رمان و اینا رو متوجه می‌شی. من اگـه جـواب بدم، دو سه شماره جای چاپ نامه‌های بروبچ رو می‌گیره-)! بدون نام (یادمان یاد کودکی‌ات قانون شماره 4 رو نادیده گرفته بود-)! فرشته ح. 17 ساله (همون مصلحتی، حکمتی، چیزی که می‌گی! ولی خودمونیم... خوب اهل تحلیل شدی‌هاااااا... خووووب، خوووووب، خوب-)! شادی، دختری سیاهپوش (بفرما تو، دم در بَده... پاسخگوی بروبچ به همه کسانی که قلم مستعدی دارن یا دنبال گوشی برای شنیدن درد دلشون هستن، خوشامد می‌گه-) گل مینا از گلستان- ستاره دنباله‌دار- پسته خندان از تهران (ناراحتی؟ اونم از این چیزا؟ نه بابا-)! فروغ صبح- تنها در آسمان- جوجه تیغی (می‌گه تصمیمش به حرف دیگران ربطی نداشته دختر جون. می‌گه اصلا بهش می‌یاد واسه یه همچو چیزایی بزنه کنار؟-)!! حسین عابدی از امره- علیرضا ماهری (هر وقت می‌یام صفحه رو بدم به صفحه‌بند، چشمم می‌خوره به این مطلبت که درباره شعره و از شماره‌های قبل آماده و مهیا به دلیل کمبود جا کنار صفحه جاخوش کرده، کلی عذاب وجدان می‌گیرم! حالا حساب کن یه ایمیل دیگه هم ازت به دستم برسه!! نه دیگه... این‌دفعه باس برم بالای برج میلاد! ولی چون به بزرگواری تو شک ندارم، مطمئنم هی دستم رو می‌کشی و می‌گی: نههههه، این کارو نکن جو... !!ای بابا، چرا دستم رو نمی‌کشی پس؟ دارم می‌رم بالای برج‌هاااا... الو-)! رحیم طاهری از حسن‌آباد فشافویه (می‌بینم کهههه پشت نامه‌ها رو دوباره سفید کردی! هه‌هه‌هه...! پسر جون، اون که تو حالا بهش رسیدی... بین خودمون بمونه‌هااااا، قول دادی‌هاااا... رو قولت حساب باز کردم‌هاااا... باز نیای بگی: وااای، خاک عااااالم، به ننه‌م و همسایه‌ها و همه ملت گفتم، ننه‌م هم گفت این یارو که اسمشو گذاشته پاسخگو، رفیق نابابه، نری رفیقش بشی بچچچه‌م-)! جعفر دردمندی از سلماس- حسن جعفری باکلانی از اراک (از اظهار لطفت ممنون وری وری ماچ مور-) ناقوس عشق (رقی جان، یا اسم مستعار، یا اسم واقعی؛ یکیشو انتخاب کن. بعدشم، اون یکی متنت رو یه دستی می‌شد کشید تا راست و ریس شه، این یکی...؟! اول تکلیفت رو با «موضوع» و «درونـمـایـه» مـشخص کن، بعد هم برو سراغ قوت بخشیدن به تکنیکهای بیان و یادگیری بیشتر اصول و عناصر داستان‌نویسی-) راحله (متن ادبی فقط ردیف کردن چند تا مفهوم و کلمه مثل اقاقیا و قاصدک و اینا پشت سر هم نیست؛ باید این همنشینی کلمات استعاری یه معنایی رو هم به ذهن متبادر کنه و حتماً با نتیجه‌ای که می‌خوای از حرفهات بگیری هماهنگ باشه-) مینا، شیشه‌ای شکسته از برهوت دوستی- مهدیار دلکش از قم (هووووممم... می‌بینم که دوباره وارد صحنه شدی! جدولت کار جالبی بود. تو فکرشم چطوری باس چاپش کرد که زیاد جا نگیره-) و... بازم یه عالم ایمیل و بازم یه عالم نامه و بازم یه عالم روسیاهی که موند واسه من! تا دفعه بعد صبرله!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها