چگونه هفشده روز طنز ننویسیم؟

رضا رفیع: طنز ننوشتن برای بعضی از ابنای آدمیزادی که ژن طنز را روی یکی از کروموزم‌های معلوم الحال خود دارند آن هم در زمان و مکانی که طنز ننوشتن تقریباً غیرممکن است بلاتشبیه مثل آن است که سیستم پخش دالبی استریوی خدادادی قناری را از او بگیرند، به نفع دیگران ضبط کنند. یا در یک مثال چرب‌تر دیگر، چربی را از روغن بگیرند، خشکش کنند. اینها کارهای خیلی سخت و صعبی است که گاو نر می‌خواهد و مرد کهن.
کد خبر: ۲۷۳۶۳۱

شیوه‌های طنز ننوشتن: خیلی‌ها دنبال کلاس‌های فشرده آموزش طنزنویسی، تمام سوراخ سمبه‌های موجود را می‌گردند تا بلکه یک آدم نسبتاً پخته نسوخته‌ای را پیدا کنند؛ چم و خم کار را از او یاد بگیرند. در حالی که خود یک طنزپرداز بالفطره معمولاً در تلاش است که گاهی برای تنوع هم که شده، طنز ننویسد و استراحت مطلق کند. برای کمک به استراحت اهل طنز و دوری جستن ایشان از عمل طنزنویسی، چند راهکار مختصر و مفید تقدیم می‌شود. این راهکارها عموماً مجرّب است.

1- موبایل خود را خاموش کنید: این کار از نان شب هم برای طنز ننوشتن واجب‌تر است. تلفن همراه، بخصوص سیستم ارسال و دریافت پیامک آن، مولّد وموجب هفتاد مرض است که اولیش مرض طنزنویسی است. محال است که بعضی پیامک‌ها را بخوانید و هوس طنز نوشتن نکنید. «تو را می‌بینم و هر دم زیادت می‌کند میلم» یا ایمیلم؛ یعنی همین دیگر!

2- از آبادی دور شوید: هر جا که آب معدنی باشد، آبادی هم هست، آدم هم هست. از این رو تا می‌توانید از آبادی فاصله بگیرید و اگر بنزین دارید به جایی بروید که نه آب لوله‌کشی داشته باشد، نه برق و گاز پر ناز. در غیر این صورت، حتی با رفتن موقت برق و آب و گاز هم ژن طنز شما به طور طبیعی فعال می‌شود و ول کن معامله نیست. شاید در همین راستا بوده که فریدون مشیری گفته: «بشر به جنگل پناه خواهد برد/به کوه خواهد زد/به غار خواهد رفت......» البته ایشان این توصیه را زمانی کرده که موبایل در جنگل آنتن نمی‌داده. (دارند از اتاق فرمان به من اشاره می‌کنند که ظاهراً آن موقع اصلاً موبایلی در کار نبوده که موضوع آنتن دادنش مطرح باشد.)

3- روزنامه نخوانید: بسیاری از خبرهای موجود در صفحات روزنامه‌ها به گونه‌ای است که به خودی خود شما را با طنز آشنا می‌کند و نیازی به ستون خاص طنز نیست. بعید است که شما مختصری با مقوله طنز آشنا باشید؛ آن وقت پس از مطالعه روزنامجات موجود، یک هفشده کیلو طنز خالص ننویسید. به همین خاطر، اگر قصد استراحت مطلق دارید، قید روزنامه را بزنید. حتی اگر که رکن چهارم دموکراسی باشد. خب باشد، به ما چه؟....استراحت ما مهم‌تر از همه چیز است. «خبرش خراب‌تر کرد جراحت جدایی/ چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی»؛ یعنی همین دیگر. حافظ که الکی حرف نمی‌زند.

4- فکر زیادی نکنید: فکر کردن چیز خیلی خوبی است؛ اما اگر بیشتر مایه گذاشتید و زیادی فکر کردید و حتی به سرتان زد که آن روی سکه هرچیز را هم ببینید؛ ناخودآگاه بعد از مدتی رگه‌هایی از طنز در وجود نازنین شما  که نیازمند طبیب مباد  پیدا می‌شود که اگر استخراجش نکنید، در یک جایی قلمبه می‌شود. یک آدم اهل فکری داشت در جایی می‌گفت که: «بس که در جان فکار و چشم بیدارم تویی/ هر که پیدا می‌شود از دور، پندارم تویی.» یکی از حاضران پرسید: «خب شاید یک خری چیزی پیدا شود از دور.»...!طرف فکری کرد و به طنز گفت:« خب باز پندارم تویی....»!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها