در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ما در این بخش قصد داریم شما را با نظرات کارشناسانه به منظور بهترین راه برخورد با چنین واکنشهایی آشنا کنیم.
در این سنین کودکان احساسات ثابتی ندارند. در یک زمان بسیار خوشحال و راضی و در زمان دیگر بسیار عصبانی و شاکی هستند.
ممکن است به دلیل اندک محبتی بسیار خوشحال شوند و از یک ناکامیکوچک بسیار عصبانی و ناراحت.
بنابر این وقتی اوضاع از نظرشان خوب است، خیلی خوب هستند و به شما محبت دارند و حتی در مورد کودکان مهد کودک یا پیش دبستانی ممکن است در حال خوشحالی شما را عامل بدانند و از شما تشکر هم بکنند، اما اگر اوضاع خوب نباشد زندگی و شما و همه را مقصر و بد میدانند.
وقتی احساس بدی دارند همه چیز و حتی شما نیز از نظرشان بد هستید و این طبیعی است. به همین دلیل که در ابراز احساسات خودشان که ممکن است ربطی هم به شما نداشته باشد میگویند «ازت متنفرم.»
پس شما در واکنش به او نگویید «من هم دوستت ندارم» تا شاید به اشتباهش پی ببرد، بلکه بهترین واکنش در برخورد با این عبارت این است که به او بگویید «اما من دوستت دارم»
این کار او را شرمنده میکند و او را از حالت عصبانیت به حالت آرامش نسبی میبرد.
حتی میتوانید به او بگویید «خودت میدانی که منو دوست داری» یا این که «دلیلی ندارد که از دست من عصبانی باشی.»
به یاد داشته باشید کودک شما در حال یادگیری کنترل و مدیریت احساساتش است و برای بیان و ابراز احساساتش نیاز به کمک شما دارد.
ممکن است کمک خواستن او از شما در موقعیتهای سخت روحیاش با عصبانیت همراه باشد و با گفتن اینگونه عبارات نا خوشایند قصد دارد به شما بگوید من عصبانی هستم و نمیدانم چکار کنم. به من کمک کنید.
رفتارهای او ناشی از حالات احساسی و روحیاش است. نه طرز تفکر و نگرش واقعیاش به مسائل و از جمله شما به عنوان والدین.
بهترین راه این است که به جای قضاوت درباره رفتارهایش او را از احساسات واقعیاش آگاه کنید.
برای مثال بگویید «این رفتارت نشان میدهد که خیلی عصبانی هستی یا خستهای یا از اینکه نتوانستی بلوزت را بپوشی ناراحتی.»
در ضمن بد نیست در شرایطی که ناراحت یا عصبانی است بگویید میفهمید که شرایط سختی را میگذراند و عصبانی شده است.
در ضمن به او کمک کنید تا با لحنی مناسب در مورد احساساتش صحبت کند. برای مثال بگویید «وقتی این طور هستی به من بگو عصبانی شدهام. کمکم کن.»
به او کمک کنید تا هنگام گذراندن لحظات سخت مثل عصبانیت و ناراحتی و خستگی بتواند انتخابها و چارههایی که برایش وجود دارد را ببیند و به آنها فکر کند.
مثلا وقتی از اینکه نمیتواند لباس عروسکش را تنش کند و عصبانی شده، به او پیشنهاد بدهید که میتوانی چند دقیقهای عروسکت را کنار بگذاری و بیایی با هم به خواندن کتاب و تماشای عکسهای آن بنشینیم تا راحتتر شوی.
پیشنهاد کردن و نشان دادن انتخابها میتواند هم به آرامش او کمک کند و هم بتدریج مدیریت خشم و عصبانیت را به وی بیاموزد.
البته طبیعی است که کلمات و گفتار نامناسب فرزندتان همواره شما را میآزارد، اما بهتر است ابراز احساسات او را شخصی نگیرید و از آن بگذرید.
البته ممکن است او از طریق الگوبرداری از رفتارهای خودتان شبیهسازی کند که در این صورت باید رفتار و گفتار خودتان را اصلاح کنید.
برای مثال وقتی از دیر کردن اتوبوس یا سوختن غذا و نرسیدن بموقع به مهمانی عصبانی میشوید و میگویید «من از این وضع متنفرم» نمیتوانید انتظار داشته باشید فرزند کوچکتان در لحظات بحرانی این عبارات را به کار نبرد.
پس با کمیدقت و آرامش میتوانید رفتارهای مناسبتر را جایگزین رفتارها و گفتار بد کنید.
مترجم: سحر کمالینفر
منبع: family.org
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: