خانه خلوت در قاب کوچک

گذر از مرز پرمخاطره درام و طنز

بهمن 1370 و در آستانه جشنواره دهم فیلم فجر، در بین فیلم‌های مطرحی مانند زندگی و دیگر هیچ (عباس کیارستمی)، هور در آتش (عزیزالله حمیدنژاد)، نرگس (رخشان بنی‌اعتماد)، مسافران (بهرام بیضایی)، ناصرالدین‌شاه اکتور سینما (محسن مخملباف)، نیاز (علیرضا داوودنژاد)، بدوک (مجید مجیدی)، دلشدگان (مرحوم علی حاتمی)، وصل نیکان (ابراهیم حاتمی‌کیا) و... فیلمی هم از مهدی صباغزاده در فهرست عناوین آثار شرکت‌کننده جشنواره حضور داشت؛ خانه خلوت.
کد خبر: ۲۷۳۴۶۲

با توجه به پیشینه این فیلمساز، کمتر کسی روی این فیلم حساب باز می‌کرد. البته این به معنای کم‌توانی صباغزاده نبود. او جدا از سابقه خوش‌وجهه‌اش در سینمای تجربی و آزاد قبل از انقلاب، چند فیلم سیاسی  اکشن مانند پرونده و سناتور هم در اوایل انقلاب ساخته بود که ارتباط خوبی با مخاطبان برقرار ساخته بود و حتی این دومی در زمان خودش، عنوان پرفروش‌ترین فیلم سال را هم به دست آورد. پس از آن، صباغزاده در مضامین خانوادگی هم قدرت خود را آزمود که از آن بین می‌توان به فیلم گمشده اشاره کردکه باز فیلم موفقی در گیشه بود، اما اینها واجد قابلیتی تام و تمام که بتواند نظر صاحب‌‌نظران سینمایی و منتقدها را هم در حجم فراوان به خود جلب کند، نبودند و برای همین نام صباغزاده برای بسیاری یادآور فیلمسازی بود که بیشتر قدرت جذب مخاطب عام را داشت تا توان ارائه اثری ارزشمند و پرقدرت به لحاظ زیبایی‌شناسی‌های سینمایی، اما تقدیر بر این بود که مقطع جشنواره دهم این ذهنیت را ابطال کند و فیلم «خانه خلوت» وجه دیگری از استعداد صباغزاده را عیان سازد.

با نمایش اولین نوبت پخش فیلم در سینماهای جشنواره، تعریف و تمجید منتقدها هم رشد پیدا کرد و یکی از اولین یادداشت‌های معتبر در این زمینه، متعلق به مسعود مهرابی، مدیرمسوول ماهنامه فیلم بود که در مروری بر فیلم نوشت: «چراغ روز سوم (جشنواره) را خانه خلوت صباغزاده روشن کرد. اعتراف می‌کنم که هیچ‌گاه تصور نمی‌کردم صباغزاده به این حد از توانایی در ساخت و ایجاز در قصه‌گویی برسد... اینک او فیلمی ساخته است که هر دو وجه سینمای سالم تجاری و هنری را دربرگرفته است.»

فیلم تنها نظر مساعد منتقدان را برنینگیخت، بلکه داوران جشنواره را هم به تحسین واداشت. خانه خلوت به طور کلی در 7 رشته و عنوان نامزد دریافت جایزه شد که از آن بین در این رشته‌ها موفقیت کسب کرد: سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه (اصغر عبداللهی و حسن قلی‌زاده)، تقدیر از بازی عزت‌الله انتظامی و تقدیر از بازی زنده‌یاد جهانگیر فروهر.

صباغزاده در یادداشتی که قبل از اکران فیلم در جشنواره نوشته بود، البته به این پیش‌بینی رسیده بود که فیلمش به موفقیت نائل خواهد شد: «از ساختن خانه خلوت بسیار راضی‌ام، چون امکانات و گروه خوبی در اختیار داشتم و کوشش کردم از آنها بخوبی بهره بگیرم. از طرفی موضوع تازه فیلمنامه و روانی شخصیت‌ها با ذهن من هماهنگ بود.» اما مگر فیلم واجد چه مضمون جدیدی بود که خود فیلمساز هم از آن رضایت خاطر داشت و به عنوان یکی از اساسی‌ترین عوامل موفقیت فیلم یادش می‌کند؟ داستان فیلم مربوط به یک روزنامه‌نگار است. امیر جلال‌الدین پاورقی‌نویس سالخورده‌ای است که حاضر نیست دست از شیوه نوشتن خود بردارد و به گونه‌ای مقالاتش را تنظیم کند که باب طبع روز باشد. با این که کمتر کسی از بین خوانندگان و مدیران نشریه، طرز تفکر و نگرش قدیمی او را می‌پسندند، اما در هر حال او مقاومت می‌کند.

از طرف دیگر همسر و نیز یکی از شاگردانش هم او را به شیوه‌ای جدید نوشتن تشویق می‌کنند که باز همچنان گوش جلال‌الدین بدهکار شنیدن حرف‌های آنان نیست. این در حالی است که ذخیره پس‌انداز او دارد تمام می‌شود و افرادی مانند سمسارها و همچنین همسایه‌ای بساز و بفروش در انتظار فرصتی برای تصاحب اموال داخل منزل او هستند. به موازات این جریان‌ها حتی فرزندان پیرمرد هم که در خارج از کشور سکونت دارند، با تلفن‌های پی‌درپی از او پول طلب می‌کنند. با این حال مقاومت نویسنده سر جای خود باقی است.

در این بین در همسایگی نزدیک خانه آنها، زن جوانی به نام نرگس که از بستگانشان هم هست، زندگی می‌کند که شوهرش در جنگ مفقودالاثر شده است. نرگس حضور عاطفی را برای پیرمرد رقم می‌زند؛ چراکه از بین این همه آدم، فقط اوست که به دغدغه‌هایش اهمیت می‌دهد. این اهمیت باعث می‌شود که جلال‌الدین شوری تازه برای کار پیدا کند، اما یک روز به خاطر لجبازی روی این که تمام کارهایش را باید خودش انجام دهد، شیر آب مشکل پیدا می‌کند و آب داخل زیرزمین سرریز می‌شود و موجبات خیس و خراب شدن کل دست‌نوشته‌های پیرمرد را فراهم می‌کند. شاگرد جلال‌الدین و نرگس به کمک او می‌آیند و حالا جلال‌الدین مصمم می‌شود که به نحو جدیدی کار را دوباره آغاز کند. این تصمیم جدید مقارن با بازگشت ناگهانی شوهر نرگس از جبهه است که با چوب‌های زیر بغلش از راه می‌رسد و خوشحالی جمع را دوچندان می‌سازد.

خانه خلوت اوائل دهه 70 ساخته شد. آغاز این دهه، گشایشگر فصل نوینی در مناسبات اجتماعی مردم ایران بود، چراکه جنگ دیگر چندسالی بود که خاتمه یافته و سیاست‌های جدیدی بر جامعه سایه انداخته بود. انگار این تکانه‌های اجتماعی به نوعی در فیلم جدید صباغزاده هم تبلور داشت. معمولا فیلم‌هایی در برخورد با مخاطبان عام و خاص، موفقیت کسب می‌کنند که گوشه‌هایی از روح زمانه‌شان را ترسیم کرده باشند و خانه خلوت چنین ویژگی‌ای را داشت. خانه خلوت اصلا درباره تغییر است؛ تغییری که در زمانه‌ای نوین بشدت لازم می‌نمایاند، اما هنوز تعصب‌ها و مقاومت‌هایی در برابر آن جریان دارد. شخصیت جلال‌الدین جلوه‌ای از این اصرار بر تغییرنیافتگی است. مردی تنها که در برابر جمعی مخالف ایستاده است و دست از ایده‌اش نمی‌کشد. این ایده فرد در برابر جمع از جمله بنیادی‌ترین مایه‌های داستانی در بسیاری از آثار سینمایی بوده است. مرد فیلم، گمان می‌برد تغییرات روزافزون جدید چنان هجومی دارند که ممکن است علائق شخصی او را هم با خود در این سیلاب ویرانگر ببرند، اما آنچه باعث هدر رفتن اندوخته‌های او می‌شود، نه این موج تغییرات، بلکه خود تعصب او است که به شکل نمادین در لجبازی‌اش سر شیر آب تبلور پیدا کرده است، اما آنچه این ایده روشنگرانه را تقویت می‌کند، توجه درست فیلمساز و فیلمنامه‌نویسانش به ترسیم بی‌آلایش موقعیت‌ها و شخصیت‌ها بوده است.

آدم‌های این فیلم وجهی بسیار صمیمی و آشنا را در ارتباط با یکدیگر و صدالبته در ارتباط با تماشاگر به خود می‌گیرند. بخشی از این قابلیت البته به بازی دلنشین هنرپیشگان فیلم مخصوصا عزت‌الله‌ انتظامی، نیکو خردمند، فاطمه گودرزی و مرحوم جهانگیر فروهر معطوف است، اما بخشی دیگر نیز به ترسیم درست و بجای معماری کاراکترها در فیلمنامه و نیز اجرا و پرداخت هوشمندانه صباغزاده مربوط می‌شود.

البته در کنار این موضوع باید به میزانسن‌های قابل تامل فیلم هم اشاره کرد که ارتباطی ظریف با جغرافیای خانه دارد و به نوعی مایه مفهومی کار را در سر و شکل ظاهری و فیزیکی اثر تزریق کرده است، اما یکی از پرجلوه‌ترین ایده‌های این فیلم، وجه شغلی شخصیت اصلی آن است که یک روزنامه‌نگار است. کلیشه حرفه روزنامه‌نگاری در سینمای ما و بسیاری دیگر از فیلم‌های دیگران، شکل و قالبی نه‌چندان واقعی پیدا کرده است و معمولا تصور مخاطب را به این سمت و سو می‌برند که انگار روزنامه‌نگاران هیچ کاری جز افشای مسائل پشت پرده مسوولان اجتماع را ندارند، اما در خانه خلوت این تصور کلیشه‌ای مخدوش شده است و با وجه صمیمانه و خودمانی‌تری از زندگی یک روزنامه‌نگار برخورد می‌کنیم. خود صباغزاده در این باره گفته است: «اگر شخصیت اصلی، شغل دیگری داشت، فرد دیگری می‌شد. نویسنده بودن او و اساسا شخصیتش به عنوان آدمی که نوستالژی گذشته را دارد و در فضای گذشته‌اش زندگی می‌کند از مسائل اصلی فیلم است.»

خانه خلوت 1372 به عنوان یکی از 10 فیلم برگزیده منتقدان و نویسندگان سینمایی مطبوعات کشور انتخاب شد و در مراسمی نیز مورد تقدیر و کسب جایزه قرار گرفت. در این مراسم، 10 منتقد درباره 10فیلم برگزیده خود صحبت کردند و منتقدی که راجع به خانه خلوت از احساسات و نظراتش سخن گفت، حمیدرضا صدر بود.

او در یادداشتی زیبا درباره این فیلم چنین گفت: «خانه خلوت در گذر از مرز پرمخاطره درام و طنز و در عین دارا بودن مایه‌های قوی هر دو، زمینه بی‌آن که خود را به هریک از آنها واگذار کند، به توازنی درخور توجه دست یافته است. فیلم در مسیری قدم گذاشته که می‌خواسته و نه حواشی متداول و معمول گذشته‌ها، که به اجبار، ما را از تماشای اصل خود عموما محروم کرده‌اند.»

صباغزاده اگرچه بعد از خانه خلوت، نتوانست اثری هموزن با آن خلق کند، ولی به هر حال نامش را با همین یک اثر در فهرست به‌یادماندنی‌های سینمای ایران درج کرد.

‌ مهرزاد دانش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها