بشارت منجی

مسیح به روایت اسلام

«بشارت منجی» نام مجموعه‌ای تاریخی و مذهبی به کارگردانی نادر طالب‌زاده است که روزهای یکشنبه ساعت 22 از شبکه اول سیما پخش می‌شود. این مجموعه تلویزیونی زندگی حضرت مسیح را از دریچه اسلام به نمایش می‌گذارد و به گفته طالب‌زاده «بشارت منجی» تنها مجموعه تلویزیونی است که تاکنون مسیح را از این زاویه تعریف کرده است.
کد خبر: ۲۷۳۴۶۰

نادر طالب‌زاده کارگردان مجموعه تاریخی و مذهبی بشارت منجی درباره وجه تمایز این سریال با مجموع سریال‌ها و فیلم‌هایی که تاکنون درباره حضرت مسیح ساخته شده است، گفت: روایت انجیل با روایت قرآن درخصوص کم و کیف زندگی مسیح بسیار نزدیک است و کلیت داستان در هر دو روایت شباهت‌های بسیاری به یکدیگر دارند و این شباهت‌ها را به وضوح هم در عهد عتیق و هم در قرآن می‌توان دید، اما در این بین بـزرگ‌تـرین شبهه درباره مسیح در این است که مسیحیان می‌گویند او فرزند خداوند است.

کل درام سریال بشارت منجی هم از همین جا شکل می‌گیرد و اصولا دلیل بازگو کردن داستان مسیح از زاویه نگاه اسلام در این مجموعه تلویزیونی بیان همین شباهت‌ها و تفاوت‌ها و در نهایت شبهه‌ای که ذکر آن رفت بود؛ ضمن این‌که روایت نگاه اسلام به زندگی مـسیح در این مجموعه تلویزیونی برای مخاطب غیرایرانی و غربی هم جذابیت دارد که اهمیت موضوع را دوچندان می‌کند. بر همین اساس سعی کردم در طول نگارش فیلمنامه به تمام سوالات احتمالی از نقطه نگاه یک غیرمسلمان پاسخ دهم یا به عبارت بهتر تفاوت نگاه انجیل و قرآن درباره زندگی مسیح در بشارت منجی نشان داده شده است.

ساخت مجموعه‌های تاریخی و مذهبی آن هم در تلویزیون به دلیل وسعت کار و گستردگی مخاطب حرکت بزرگی است که وقت و انرژی بسیاری از سوی عوامل تولید گرفته می‌شود و نکته جالب این‌که ساخت «بـشارت منجی» به 14 سال پیش برمی‌گردد و طالب‌زاده ضمن تایید این مطلب درخصوص کم و کیف تولید این مجموعه تلویزیونی گفت: بشارت منجی برای اولین بار حدود 14 سال پیش در حوزه هنری کلید خورد و چند سکانسی هم فیلمبرداری شد. منتها زمان و موقعیت ساخت این مجموعه بنابه دلایلی در آن دوران میسر نشد و عملا کار متوقف شد تا این‌که در سال 78 پیشنهاد ساخت این مجموعه همراه با سیناپس کار را به شبکه اول سیما ارائه کردم و شبکه هم با مطالعه و دیدن بخش‌هایی از راش‌های گرفته شده در آن زمان به این نتیجه رسید که این سریال کار خوبی خواهد شد و پس از آن با بستن یک قرارداد مراحل پیش تولید و نگارش فیلمنامه آغاز شد که خود تحقیق و نگارش فیلمنامه 2 سال به طول انجامید تا این‌که در مرداد 80 اولین نماهای سریال فیلمبرداری شد و در نهایت فیلمبرداری کل پروژه 4 سال طول کشید.

ساخت سریال از 6 قسمت به 13 و بعد به 15 و در نهایت به 20 قسمت رسید. در واقع جذابیت کار باعث شد تا مدیران تصمیم به افزایش مدت زمان پخش این مجموعه بگیرند؛ بعد از فیلمبرداری کل کار یک نسخه بین‌المللی از سریال گرفتیم که در 7 جشنواره در خارج از کشور شرکت کرد و توانست در یک جشنواره وابسته به واتیکان جایزه بهترین فیلم ادیان از نگاه اسلام را بگیرد.

تبدیل یک فیلمنامه 6 قسمتی به یک سریال 20 قسمتی در ژانر تاریخی و مذهبی با وجود تمام مشکلاتی که در ساخت چنین مجموعه‌هایی نیاز به تحقیق بیشتر و نگارش دوباره فیلمنامه دارد. تحقیقی که به نوعی خوراک آنتن محسوب می‌شود و حالا این سوال پیش می‌آید که با توجه به حساسیت‌های کار آیا خوراک لازم برای ادامه این پروژه آن‌گونه که شایسته است، برای 20 قسمت فراهم شده است؛ طالب‌زاده در پاسخ به این نکته گفت: در ابتدا این فیلمنامه را برای 6 قسمت نوشتم و بعد از این‌که مسوولان در تلویزیون راش‌های اولیه کار را دیدند خواستند بر طول مدت کار اضافه کنم و خوب طبیعتا من در دوران تحقیق مواد خام اولیه بسیاری به دست آورده بودم و در نتیجه از قبل مطلب لازم را آماده داشتم و مشکلی در این خصوص وجود نداشت و پس از آن هم درخواست افزایش 7 تا 10 قسمت دیگر را داشتند که مصوب شد. بنابراین مطلب کم نداشتیم. ولی به عقیده من مشکل اصلی از جایی شروع شد که مدیریت سازمان به طور کل عوض شد و خود این تغییر نوعی وقفه در کار ایجاد؛ چراکه تا مدیران جدید بخواهند قسمت‌های تصویب شده برای کار را بازنگری کنند با وقفه و معطلی در شروع کار مواجه شدیم. در واقع هماهنگی‌های لازم تا اندازه‌ای طول کشید و خوب این وقفه تا اندازه‌ای هم طبیعی بود؛ چراکه یک گروه دیگر سفارش داده بود و یک گروه دیگر باید آن را به پایان می‌رساند. در نتیجه خود این هماهنگی کمی طول کشید به اضافه این‌که خود من 5 سال مسوول تامین برنامه‌های خارجی سازمان بودم و تقریبا نیمی از وقتم برای کارهای اجرایی سازمان می‌گذشت.

یکی از مشکلات عمده در ساخت مجموعه‌های تلویزیونی بودجه‌هایی است که برای ساخت پروژه تعریف می‌شود که اغلب تهیه‌کننده‌ها هم با تخصیص چنین بودجه‌هایی که با کمترین برآوردها تعیین می‌شود، مشکل دارند و حالا این کمی بودجه در ساخت کارهایی در ژانر تاریخی بیشتر دیده می‌شود. نادر طالب‌زاده که در این پروژه علاوه بر کارگردانی به عنوان تهیه‌کننده نیز حـضـور داشـتـه، ضـمـن گلایه از تخصیص چنین بودجه‌هایی، به تجربه خود در تهیه و تولید این سریال و همچنین برآوردهای مالی در نظر گرفته شده برای ساخت «بشارت منجی» اشاره کرد و گفت: عنوان تهیه‌کننده در این کار برای من خیلی مشکل بود چون هم باید کار اجرایی می‌کردم و هم بحث مالی را پیش می‌بردم. به همین دلیل هم همیشه حداقل‌ها را درخواست می‌کردم. در واقع بودجه لازم برای ساخت سریالی با این حجم کاری باید 6 برابر بودجه فعلی می‌بود. خوب زمانی که این بودجه کم باشد طبیعی است که کار هم خیلی طول می‌کشد و با وقفه‌های عجیب و غریب مواجه می‌شود.

گذشته از مسائل مالی، کم و کیف پرداخت به خود «مسیح» از دیدگاه قرآن و به نمایش گذاشتن آن توسط طالب‌زاده بحث مفصلی است که در این مطلب نمی‌گنجد، اما سوالی که در این میان پیش می‌آید در رابطه با ظاهر مسیح است. به این معنا که این داستان از دل آیات و روایات قرآنی بیرون می‌آید و انتظار می‌رود مسیحی که در اورشلیم عرب‌نشین متولد شده، برخلاف نگاه غرب که مسیح را به شیوه اروپایی‌ها با موهایی بور و چشمانی رنگی تصویر کرده و به نوعی مسیح را از آن خود کرده در این پروژه کاراکتری نه سیاه‌پوست بلکه سبزه گندمین از مسیح به نمایش گذاشته می‌شد؛ این کارگردان در پاسخ به این نکته به روایات موجود در انجیل و اسلام اشاره کرد و گفت: هم روایت اسلام و هم در روایت انجیل آمده که مسیح آدمی سرخ‌رو بوده و بازیگر هم همین‌طور است. بور نیست بلکه موهایی بین رنگ قرمز و طلایی با چشمانی قهوه‌ای رنگ دارد در حالی که همه فکر می‌کنند چشمان او آبی است.

مخالفت با انتخاب طالب‌زاده

وقتی بحث از چهره یک بازیگر می‌شود، خواه ناخواه پای طراحی گریم هم به میان کشیده می‌شود و مرتضی ضرابی که در ابتدا به عنوان طراح گریم به این پروژه دعوت شد، گفت که با انتخاب چهره‌ای سرخ‌رو که مایل به بور است، مخالف است و در دفاع از کار خود در این مجموعه گفت: قبل از پاسخ به این سوال لازم می‌دانم توضیحاتی را بدهم:در ابتدا با عنوان طراح گریم وارد این کار شدم و بعد بازی در مجموعه به من پیشنهاد شد و پذیرفتم، اما درباره طراحی گریم باید بگویم که من بیش از 35 سال است که در این شغل به عنوان کارمند و گریمور رسمی صداوسیما مشغول به کار هستم و با حکم ارشد هم بازنشسته شدم و پیش از این گریم کارهای تاریخی هم انجام داده‌ام و زمانی که قرار شد گریم این مجموعه را انجام دهم، متون و آثار تجسمی به‌جا مانده را با دقت بررسی و سعی کردم دنبال خلق چهره‌هایی بروم که با متون و این اثر تطابق داشته باشد. در مورد گریم مسیح از ابتدا چنین نظری را نداشتم و همیشه هم از ابتدای پروژه روی این گریم و انتخاب این چهره با طالب‌زاده بحث داشتم و با این انتخاب مخالف بودم و این اختلاف تا پایان پروژه هم ادامه داشت؛ چراکه من به عنوان یک طراح گریم که عمرم را در این راه خرج کردم، مسیح را این‌گونه نمی‌دیدم چراکه به دلیل شرقی بودن و زندگی در بخشی عرب‌نشین مسیح را عرب می‌دیدم البته نه با چهره‌ای سیاه. او را کاراکتری سبزه با موهایی مشکی می‌دیدم چون اعتقاد دارم که چون اروپایی‌ها به مسیح ایمان آورده‌اند سعی کردند مسیح عرب را مثل خودشان در چهره‌نگاری‌ها، حکاکی‌ها و در نقاشی‌ها ترسیم کنند. در واقع خودشان را در چهره او می‌دیدند. به همین دلیل است که مسیح را آدمی با چشمان آبی و موهای روشن ترسیم کرده‌اند. در واقع مسیح شرقی را از آن خود کردند. بنابراین من به عنوان گریمور این کار در مورد تمام کاراکترهای «بشارت منجی» مدعی‌ام و از کارم دفاع می‌کنم، اما انتخاب چهره و گریم مسیح اصلا ربطی به من ندارد و انتخاب خود نادر طالب‌زاده است. در واقع گریم کاراکتر مسیح تحمیل شده از طرف ایشان بود و ربطی به من نداشت.

وقتی صحبت این طراح گریم که با حرارت از کار خود دفاع می‌کرد، به اینجا رسید از کم و کیف طراحی گریم در کارهای تاریخی پرسیدم و ضرابی در پاسخ چنین گفت: انجام کار تاریخی وقت و انرژی بسیاری می‌برد و در مورد طراحی گریم باید بگویم که طراحی اولیه خیلی مهم است، اما وقتی حجم کار بالا می‌رود انرژی و زمان بسیاری از سوی هر یک از عوامل صرف می‌شود و البته لذت‌های خودش را نیز دارد به عنوان مثال زمانی که یک خاخام در کنیسه خلق می‌شود و برای ایفای نقش و بردن مخاطب به آن دوران جلوی دوربین می‌رود، بسیار لذتبخش است و جواب زحمت‌ها داده می‌شود و به نوعی خستگی کار درمی‌رود؛ اما متاسفانه در این کار این اتفاق نیفتاد چون اصل و ریشه کار خود مسیح بود و به نظر من انتخاب اشتباه این کاراکتر بقیه را نیز تحت‌الشعاع قرار داد و آن‌گونه که باید، حق مطلب ادا نشده است.

از طراحی گریم که بگذریم، مرتضی ضرابی به عنوان بازیگر نقش یهودا یکی از حواریون مسیح در این مجموعه بازی می‌کند، کسی که خائن به مسیح می‌شود و به نوعی درام داستان را پیش می‌برد. بنابراین از این طراح گریم خواستم درباره چگونگی پیشنهاد و پذیرفتن این نقش بگوید: برای بازی در این مجموعه دو نقش به من پیشنهاد شد: یکی نقش کاهن بود و دیگری یکی از سرداران روم، ولی من با خواندن فیلمنامه داوطلب بازی در نقش یهودا شدم؛ چراکه به نظرم کاراکتر یهودا خیلی جذاب بود و مطمئن بودم که نقش را خوب بازی می‌کنم چون معتقدم بازی در این نوع نقش‌ها قدرت خاصی در اجرا می‌خواهد و من این توانایی را در خودم می‌دیدم.

سلیمان نیا: من از کودکی به دلیل شکل و شمایل مسیح و جذابیتی که خود این شخصیت داشت، همواره او را دوست داشتم و همیشه با من همراه بوده و به این شخصیت فکر می‌کردم اما نطفه اولیه این عشق به 8 سالگی من برمی‌گردد. در آن زمان با دیدن تابلویی از مسیح که کار داوینچی بود، عاشق مسیح شدم

در ادامه از ضرابی خواستم درخصوص چگونگی بازی در نقش یهودا و جذابیت‌هایی که به آن اشاره کرد، بگوید: در کاراکتر یهودا یک نکته روشن و البته کلیشه‌ای در دنیای مسیحیت وجود دارد، این است که یهودا یکی از عناصر زندگی مسیح است. کسی که حالا چه فریب خورده و چه فریبندگی در خودش بوده، باعث و بانی خیانت بزرگی بوده و این خیانت و اعمال این آدم و نوع قرار گرفتن او در میان حواریون مسیح پیش برنده یک درام است. در واقع بدون یهودا مسیح درامی ندارد یعنی قرار گرفتن مسیح و یهودا کنار هم ترکیبی از دو قطب مثبت و منفی را به وجود می‌آورد. البته یاران دیگر مسیح هم هستند اما حرف اصلی و به عبارت بهتر عواقب سرپیچی از فرمان خدا و غفلت از فرستاده او با کاراکتر یهودا آشکار می‌شود و در سایه این غفلت است که حقانیت مسیح بر همه روشن می‌شود.

وی در ادامه به روایت‌های مختلفی که از مسیح موجود است اشاره کرد و گفت: روایات مختلف درباره یهودا در انجیل‌های مختلف وجود دارد که من همه آنها را خواندم ولی برمی‌گردم به روایت قرآن. در کتاب آسمانی ما مسلمان‌ها کاراکتر یهودا به گونه‌ای تعریف شده که مکر او عاقبت به خودش برمی‌گردد. در واقع از نگاه اسلام مسیح و پیغمبر خدا دچار مکر زمینی توسط یهودا نمی‌شود؛ چراکه مسیح آنقدر برای خدا عزیز است که عاقبت عروج می‌کند و این بلا به نوعی پاپیچ خود یهودا می‌شود و در دامی که خود برای دیگری گسترده می‌افتد.

ضرابی برای توضیح بیشتر درخصوص چگونگی درک این کاراکتر و ایفای نقش آن گفت: یهودایی که نشان داده می‌شود آدمی حسابگر، حراف، مالدوست و دنیا‌طلب است و اگر به مسیح ایمان می‌آورد براساس روحیه حسابگری اوست، در واقع زمانی که معجزات و قدرت مسیح را می‌بیند بر اساس حسابگری خود می‌گوید که مسیح در آینده صاحب زمین می‌شود و ترجیح می‌دهد خودش را به مسیح آویزان کند. در واقع از اول هم ایمانی به مسیح نیاورده و براساس روح حسابگری خود به سوی این آدم گرایش پیدا کرده است و نکته جالب این‌که حتی حواریون نیز به مسیح اعتراض می‌کنند که چرا یهودا را پذیرفتی که مسیح در پاسخ می‌گوید هر‌کس حق دارد به من پناه بیاورد و از من رحمت بخواهد و من هم دست رد به سینه‌اش نمی‌زنم و دست او را می‌گیرم؛ ضمن این‌که من به اعمال او واقفم. خداوند به من اجازه نداده که بنده‌اش را برانم. بر همین اساس روایتی که ما از مسیح و یهودا در قرآن داریم، با انجیل بسیار متفاوت است.

شاید یک نکته جذاب در کاراکتر یهودا، گریم او با طراحی مرتضی ضرابی است، کسی که در این نقش بازی می‌کند و این تصور ایجاد می‌شود که شاید در طراحی این چهره پررنگ‌تر عمل کرده است. او در پاسخ به این نکته گفت: دو نوع بازیگر داریم؛ یکی بازیگری که در خدمت خواست خودش است که متاسفانه این روزها امثال آن بسیار دیده می‌شود و دیگری بازیگر در خدمت نقش است و آنچه من تاکنون آموختم توجه به این نکته است که بازیگر در خدمت نقش است نه چیز دیگر.

و اما مسیح...

پیدا کردن کاراکتر مسیح و چگونگی رسیدن احمد سلیمان‌نیا به نادر طالب‌زاده برای بازی در این نقش خود حکایتی شنیدنی است. در واقع عشق سلیمان‌نیا به حضرت مسیح که البته چهره و رنگ موی او در شکل‌گیری این عشق نقش بسزایی داشته، از سویی و همچنین حساسیت طالب‌زاده به کاراکتر مسیح و البته تاکید او بر نابازیگر بودن این کاراکتر از سوی دیگر باعث به وجود آمدن این پیوند شده است، اما شنیدن انگیزه‌های سلیمان‌نیا برای چرایی بازی در نقش مسیح خود داستانی خواندنی است که بازیگر نقش مسیح چنین روایت می‌کند: من از کودکی به دلیل شکل و شمایل مسیح و جذابیتی که خود این شخصیت داشت، همواره او را دوست داشتم و همیشه با من همراه بوده و به این شخصیت فکر می‌کردم اما نطفه اولیه این عشق به 8 سالگی من برمی‌گردد. در آن زمان با دیدن تابلویی از مسیح که کار داوینچی بود، عاشق مسیح شدم و چون رنگ موها و رنگ پوستم شبیه نقاشی‌هایی است که از مسیح دیدم و البته این مطلب بعدها پس از ورودم به جامعه و در مواجهه با آدم‌ها و چگونگی برخورد آنها با من بیش از پیش به این باور افزود؛ اما آنچه اهمیت داشت توجه به این مطلب است. من با یک پیش ذهنی و نگاهی که از گذشته داشتم، وارد این پروژه شدم؛ چراکه احساس می‌کردم باید به نوعی از چهره‌ای که خداوند برای شناساندن بیشتر حقانیتش بر انسان در اختیار من گذاشته، استفاده درستی بکنم و برای رسیدن به این منظور از کار و زندگی روزمره دست کشیدم و راهی سینما شدم.

سلیمان‌نیا در پاسخ به این سوال که آیا از قبل ذهنیتی برای بازی در نقش مسیح داشته است، گفت: همان‌طور که گفتم من از کودکی تا این زمانی که در 33 سالگی به طالب‌زاده پیوستم از مسیح غافل نبودم و حالا بـرای توضیح بیشتر به گذشته‌ای نه چندان دور برمی‌گردم. من قبلا در سازمان انرژی اتمی مشغول به کار بودم و همان‌طور که گفتم، به خاطر ظاهرم همه می‌گفتند شبیه نقاشی‌های مسیح هستم تا این‌که برای تاسیس پالایشگاهی همراه با تیمی به ترکمنستان رفتم. در آنجا با مسیحیان برخورد می‌کردم و آنها هم صادقانه به من می‌گفتند که شبیه مسیح هستم حتی بسیاری از آنها هنگام مواجهه با من صلیب می‌کشیدند. همین مساله و پیش ذهنیتی که از گذشته داشتم، باعث شد که پس از بازگشت به ایران بی‌درنگ استعفای خودم را از شغلی که داشتم، بنویسم و بدون این‌که بدانم قرار است فیلم یا سریالی درباره مسیح ساخته شود از کار کناره گرفتم و فقط به بازی در نقش مسیح فکر کردم و در این راه مطالعات بسیاری کردم و تصاویر فراوانی هم دیدم.

وی در ادامه متذکر شد: تازه از کار بیکار شده بودم و تنها انگیزه‌ام بعد از این استعفا بازی در سینما بود؛ چراکه احساس می‌کردم خداوند با خلق چهره‌ای که شباهت بسیاری به مسیح دارد، از طریق من خواسته تا گوشه‌ای از زندگی مسیح را به نمایش بگذارم و بر اساس این اعتقاد و این باور بود که 2 سال تمام هر روز صبح تا شب مقابل تئاتر شهر می‌نشستم با این امید و انگیزه که شاید کارگردان یا تهیه‌کننده‌ای با دیدن این ظاهر، حاضر به ساخت فیلمی درباره مسیح شود و این تنها خواسته و هدف من بود و خدا هم در این مسیر و برای رسیدن به این حال به من کمک کرد و خلاصه این‌که بعد از پافشاری برای رسیدن به خواسته‌ام، اعتقاد پیدا کردم که این اتفاق خواهد افتاد تا این‌که یک روز با آقای طالب‌زاده آشنا شدم و او هم در آن دوران دنبال بازیگری برای نقش مسیح می‌گشت.

پس از این‌که صحبت‌های سلیمان‌نیا به اینجا رسید، از او خواستم به عنوان یک مخاطب نه به عنوان بازیگر نتیجه کار را ارزیابی کند: واقعا نمی‌توانم خودم را جای مخاطب عادی بگذارم چون من 10 سال از عمر و زندگی خودم را صرف این کار کردم و همواره با دیده تعصب به آن نگاه می‌کنم و آدم متعصب هم نمی‌تواند قاضی خوبی باشد. پس بهتر است پاسخ به این سوال را به مخاطب واقعی واگذار کنیم؛ اما از همین جا از فرصت استفاده می‌کنم و از بودجه‌ای که در اختیار این پروژه گذاشته شده بود، گله می‌کنم چراکه پروژه‌ای که از نظر رده‌بندی ویژه الف است، معادل پروژه‌های دیگر در همین سطح باید به آن بها داده شود، ولی متاسفانه این اتفاق نیفتاد و با کمترین بودجه و البته درایت و هوشمندی آقای طالب‌زاده در صرفه‌جویی‌هایی که داشتند، کار بسته شد.

این بازیگر که به عنوان طراح صحنه نیز با گروه همکاری می‌کرد، در پایان در توضیح صحبت‌های خود به کمبودهایی که در بودجه وجود داشت، اشاره کرد و گفت: برای انجام کارهای بزرگ بودجه‌های قابل قبولی لازم است، اما بزرگ‌ترین مشکل در ساخت «بشارت منجی» کمبود بودجه بود و این در حالی است که برای ساخت مجموعه‌ای در این سطح نیاز به بودجه مناسب با این پروژه بود، اما چنین نشد و ما در واقع با دست خالی کار را پیش بردیم، اما طبق نظر آقای طالب‌زاده از امکانات موجود بهترین استفاده را کردیم و نکته جالب در همین رابطه این‌که این تهیه‌کننده در دعوت عوامل به این پروژه نیز صرفه‌جویی کرد و به برخی از عوامل دو کار را محول می‌کرد. مثلا آقای ضرابی هم طراح گریم بود و هم بازیگر نقش یهودا و من نیز هم بازیگر نقش اول بودم و هم طراح صحنه. در واقع این تهیه‌کننده در استفاده از نیروی انسانی هم صرفه‌جویی کرد.

بحث بودجه، بحث بسیار داغی است که معمولا در هر پروژه‌ای مطرح است و کمتر تهیه‌کننده‌ای است که از بودجه‌های اختصاص یافته سازمان صداوسیما راضی باشد، اما نکته جالب این است که با وجود همه اعتراض‌هایی که به کمی بودجه می‌کنند، در نهایت همه راضی به کار می‌شوند اما در این بین مدیریت مالی بودجه‌هایی که در اختیار پروژه قرار می‌گیرد، امری مهم است و به نوعی حیات گروه‌های تولید فیلم و سریال تلویزیونی در مشت مدیران تولید است بخصوص این‌که اگر پروژه یک کار تاریخی و مذهبی باشد، این حساسیت را دوچندان می‌کند.

سعید کاظمی مدیر تولید این پروژه یکی از همان کسانی است که زندگی مالی «بشارت منجی» در گرو مدیریت او بوده است. وی در خصوص چگونگی مدیریت مالی این سریال در مراحل مختلف تولید می‌گوید: معمولا تهیه‌کننده‌های کارهای تلویزیونی از بودجه‌هایی که در اختیارشان قرار می‌گیرد، راضی نیستند که البته حق هم دارند چون ساخت مجموعه‌هایی چون «بشارت منجی» و البته کارهای تاریخی بسیار سنگین است که با هوشمندی در صرفه‌جویی و استفاده بهینه از امکانات می‌توان به نتیجه مطلوب رسید که خوب بحث استفاده بهینه از امکانات از آغاز شعار این پروژه بود و بدرستی به آن عمل شد.

استفاده بهینه از امکانات نکته‌ای بود که هم طالب‌زاده و هم سلیمان‌نیا در صحبت‌های خود مطرح کردند و کاظمی هم به آن اشاره کرد. به همین دلیل از او خواستم درباره جزئیات استفاده بهینه از امکانات بـگـویـد: سـریال «بشارت منجی» نسبت به سایر سریال‌های هم سطح خود با کمترین هزینه برآورد شد، ولی هنرمندی و درایت تهیه‌کننده کار باعث شد از امکانات استفاده درست بکند. به عنوان مثال در بحث لوکیشن از دکورهای موجود در شهرک غزالی با بازسازی‌هایی که صورت گرفت و همچنین از فضای پارک چیتگر که قسمتی از آن بسیار شبیه به اورشلیم است، بهترین استفاده شد. از همین رو معتقدم آقای طالب‌زاده به عنوان تهیه‌کننده تصمیم‌های درستی در امر تولید کار گرفتند. من هم به عنوان مدیر تولید مجری نظر ایشان بودم.

شیوه پرداخت دستمزد به عوامل یکی از مسائلی است که مستقیما به مدیریت تولید برمی‌گردد و البته ناگفته نماند که همواره با نارضایتی عوامل همراه بوده است. به همین دلیل در پایان از سعید کاظمی در خصوص کم و کیف پرداخت دستمزدها با توجه به کمی بودجه می‌پرسم. او می‌گوید: ببینید برای انجام یک پروژه معیار مالی مشخصی در نظر گرفته می‌شود و براساس آن معیار تمام هزینه‌ها برنامه‌ریزی و پرداخت می‌شود و در این بین همه دوستانی که با این پروژه همکاری داشتند، زحمات بسیاری کشیدند و از نظر مالی شاید نتوان گفت که رقم بالایی پرداخت شده چون ارزش هنر با عدد و رقم قابل مقایسه نیست. اما از همان اول پرداخت‌های ما به گونه‌ای بود که به کسی بدهکار نباشیم و این در حالی است که اغلب پروژه‌ها در پایان کار دچار مشکلات مالی عدیده هستند و در نتیجه به عوامل بدهکار می‌شوند، اما این پروژه، تنها پروژه‌ای بود که ما هیچ بدهی‌ای به هیچ کس نداشتیم و سعی کردیم تا جایی که امکان دارد به کسی بدهکار نباشیم.

پریسا ساسانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها