سینما و تلویزیون در هفته‌ای که گذشت

هوشمندی مخاطب را جدی بگیرید

تلویزیون بهترین رسانه برای تبلیغات است به همین دلیل همه تولیدکنندگان تمایل دارند محصولاتشان از این رسانه پرمخاطب پخش شود. بنابراین بندرت پیش می‌آید یک تهیه‌کننده تلویزیون که اثری را برای این رسانه تولید می‌کند برای تبلیغ کارش از رسانه‌های دیگر استفاده کند. او برنامه خود را به آنتن تلویزیون می‌سپارد و اجازه می‌دهد تا مردم خودشان دیدن برنامه او را انتخاب کنند یا نکنند. تلویزیون هم چون مولد برنامه‌هاست خودش به میزانی که صلاح بداند میان برنامه‌های تبلیغی پخش می‌کند. با این مقدمه دیدن بیلبورد تبلیغاتی از یک برنامه تلویزیونی به نام «پلاک 8» که بر روی دیوارهای شهر خودنمایی می‌کند کمی ‌تا قسمتی تعجب برانگیز می‌شود.
کد خبر: ۲۷۳۴۴۸

 برنامه پلاک 8 یک برنامه مستند است که با موضوع دفاع مقدس در شبکه 2 سیما تولید شده است. تجربه ثابت کرده است که ایـن‌گونه برنامه‌ها مخاطبان خاص خود را دارند، مخاطبانی که اگر موفقیت برنامه را با چشم ببینند حتما از ادامه آن استقبال می‌کنند و به دیگران هم تماشای آن را توصیه می‌کنند، اصلا این توصیه به دیگران که اصطلاحا آن را تبلیغ زبانی می‌گویند در کشور ما خیلی خوب جواب می‌دهد. اگر گروهی حتی محدود از یک کالا چه فرهنگی، چه مصرفی خوششان بیاید آن را به دوستان خود توصیه می‌کنند و چنین می‌شود که خیلی زود جوی به وجود می‌آید و همه برای دریافت آن کالا ترغیب می‌شوند. مثلا همین برنامه پلاک 8 فقط کافی است که چند تا منتقد را راضی کند و آنها را در ساعت پخش خود پای تلویزیون بنشاند. مسلما این منتقدان نظر مثبت خود را از این برنامه در جراید منعکس می‌کنند و بزودی موجی به وجود می‌آید و مردم راغب می‌شوند که پلاک 8 را تماشا کنند تا ببینند حرف حساب این برنامه چیست. اما اگر ساختار و موضوع این برنامه ضعیف باشد هر چقدر هم که بیلبورد روی دیوار نصب شود مردم به تماشای آن نخواهند نشست. با همه اینها نصب بیلبورد تبلیغاتی برای یک برنامه تلویزیونی که ساختاری مستند و ترکیبی دارد ایده جدیدی است و نشان می‌دهد که تهیه‌کننده آن دوست دارد مردم به تماشای برنامه او بنشینند، اما معلوم نیست به چه دلیل این تهیه‌کننده ترجیح داده به جای تبلیغ در تلویزیون روی دیوار برنامه خود را تبلیغ کند؟

ضد تبلیغ یا تبلیغ

هفته گذشته میلاد حضرت مهدی(عج) بود و حسابی هم خوش گذشت. سر هر کوچه و خیابان کلی شیرینی و شربت می‌دادند و مردم سعی می‌کردند دل یکدیگر را شاد کنند. خیابان‌ها و کوچه‌ها از چند روز قبل از روز میلاد آذین بسته شده بود و نشان می‌داد که مردم با حساب و کتاب به استقبال این روز می‌روند و برنامه‌ریزی دارند. رسانه ملی هم حتما برای شرکت دراین جشن برنامه‌ریزی داشت چون تعداد زیادی فیلم را از قبل آماده کرده بود تا در این روز نمایش دهد، البته چند سالی است که سیما برای پخش فیلم‌های سینمایی در روزهای تعطیل و جشن برنامه‌ریزی خوبی دارد. برنامه‌ریزی که اگر به بخش‌های دیگر سیما هم سرایت می‌کرد با دیدن برنامه‌های جشن در شبکه‌های مختلف این ظن به وجود نمی‌آمد که تلویزیون برای برنامه‌های جنگ و جشن خود اصلا برنامه‌ریزی نداشت. با نگاهی به این جنگ‌های جشن‌نما شما هم حتما بر این گفته صحه می‌گذارید. این برنامه‌ها جشن را فقط در این مـی‌دانستند که چند بازیگر را که این روزها در سریال‌های شبانه بازی دارند به برنامه بیاورند و تمام تلاش خود را به کار گیرند تا مجری برنامه با گفته‌های بی‌مزه خود و سوال و پرسش‌های بی‌ربط از آنها جماعت را بخندانند. در صورتی که هر آماتوری می‌داند که خنداندن مردم خیلی ساده است اگر روش خنداندن و شاد کردن را بلد باشی و مجری برنامه بداند که نباید برای خنداندن مخاطب خودش مدام بی‌مورد بخندد و همکارش را مسخره کند. در شب میلاد کافی بود تا کنترل تلویزیون را به دست بگیری و برای چند دقیقه چند کانال را رصد کنی آن وقت متوجه می‌شدی که خواننده‌ای مانند اصفهانی مهمان دو شبکه است. او ابتدا به شبکه تهران می‌رود و آنجا یک دل سیر آواز می‌خواند و بعد با ماشین و با سرعت خود را به برنامه شبکه 3 می‌رساند تا به مناسبت پخش سریال رستگاران و آواز تیتراژ پایانی این سریال آنجا هم بـخـوانـد و حـال ایـن‌که وقتی می‌خواهد از روی سن برود و نوع صحبت کردنش نشان می‌دهد که عجله هم دارد و شاید باید خود را به یک برنامه دیگر هم برساند مجری او رها نمی‌کند و می‌گوید تهیه‌کننده گفته آقای اصفهانی خوش صحبت است بنابراین باید امشب برای ما صحبت کند. بنده خدا اصفهانی که فقط کارش آواز خواندن است نه صحبت کردن یک جورایی مجری را راضی می‌کند که از خواسته خود در گذرد و بگذارد او برود، اما مجری که انگار نمی‌تواند از اصفهانی دل بکند به او می‌گوید من شنیده‌ام شما خوب دعا می‌کنید پس حالا که صحبت نمی‌کنید دعا کنید و اصفهانی هم که عجله برای رفتن در نگاه و کلامش موج می‌زند برای جوانان دعا می‌کند و از دست مجری در می‌رود!

مخاطب تلویزیون هوشمند و زیرک است. حالا دیگر همه این را می‌دانند، اما معلوم نیست به چه دلیل برخی از برنامه‌سازان تلویزیون نمی‌خواهند این اصل را بپذیرند

مخاطب تلویزیون هوشمند و زیرک است. حالا دیگر همه این را می‌دانند، اما معلوم نیست به چه دلیل برخی از برنامه‌سازان تلویزیون نمی‌خواهند این اصل را بپذیرند. چون اگر می‌پذیرفتند یک عمل زیبا را آنقدر دستمالی نمی‌کردند که به ضد خودش تبدیلش کنند. نقش«خجسته» در سریال رستگاران یک نقش مثبت است که روناک یونسی آن را خوب بازی می‌کند. همه می‌دانند که یونسی فقط یک بازیگر است که نقشی را به عهده گرفته است و الزاما نباید حتما خودش و افکارش شبیه خجسته باشد. یونسی چند و قت پیش در یکی از برنامه‌های زنده شبکه 3 سیما آمد و از خودش و نقشش گفت و بیان کرد که خجسته بنا به مـقـتـضـیـات نـقـش و خـــــواســـــت کـــــارگــــردان و تـهـیـه‌کـنـنده باید پـوشـش چادر می‌داشت. البته یونسی در این برنامه چادر به سر نکرده بود، اما حـجـاب قـابـل قـبول و مثبتی داشت. یونسی در شب میلاد امام زمان بار دیگر به برنامه زنده شبکه 3 آمد اما با چادر و خیلی هم با آب و تاب تعریف کرد که چادر پوشش خوبی است و من خودم خواسته‌ام که خجسته چادری باشد! اما آنهایی که یونسی را در آن بـرنـامه و این برنامه دیده باشند متوجه تغییرات اظهارنظرهای او می‌شوند و اینجاست که چادری که این بازیگر به سر گذاشته است تا نقشش را باور پذیرتر کند به ضد خودش تبدیل می‌شود. از قدیم گفته‌اند کم گوی و گزیده گوی چون در. واقعا آیا لزومی‌ دارد که یک بازیگر و یا یک برنامه‌ساز برنامه زنده روی مساله‌ای مانند چادر به سر کردن یک بازیگر به این میزان مانور بدهند. چادر حجابی است که ما ایرانیان از قدیم‌الایام در کنارمان داشته‌ایم. در همه خانواده‌های ایرانی زنانی هستند که از حجاب چادر استفاده می‌کنند بنابراین هیچ ایرانی در مذمت این حجاب چیزی نمی‌گوید که کسانی خواسته باشند برای محاسن آن مدیحه سرایی کنند و این سوال را به وجود بیاورند مگر چادر به سر کردن رفتاری عجیب است که این همه راجع به آن صحبت می‌شود. اگر برنامه تلویزیونی می‌خواهد حجاب با چادر را تبلیغ کند باید این تبلیغ چنان نرم باشد که سوال ایجاد نکند، اما در ذهن بیننده تاثیر مثبت خود را بگذارد چنان که چند سال پیش بازیگر سریال در پناه تو با چادر به سر گذاشتن و نقش لعیا را چنان باورپذیر و دوست‌داشتنی کرد که نوع پوشش او تبدیل به پوششی همه‌گیر بین دختران جوان شد.

از رونالدو تا مهرجویی

رونالدو در یک فیلم ایرانی بازی می‌کند. این خبر سینمایی که هفته گذشته منتشر شد برای فوتبال دوست‌ها جذابیت داشت چون به هر حال رونالد فوتبالیستی است که در سراسر دنیا طرفداران زیادی دارد. حضور او در یک فیلم سینمایی که محمدحسین لطیفی آن را کارگردانی خواهد کرد برای سینمای ما هم خبر خوبی است، اما آنهایی که دستی بر آتش دارند و سینما را می‌شناسند می‌دانند که این خبر فی‌النفسه خبر چندان داغی نیست چون معلوم نیست که این فوتبالیست قرار است در چند پلان از این فیلم بازی کند. داستان فیلم چنان که تهیه‌کننده آن گفته درباره یک دختر 13 ساله فلسطینی است که به رونالدو علاقه دارد و دوست دارد روزی او را از نزدیک ببیند، اما قبل از این که به آرزویش برسد بر اثر رفتن روی مین کشته می‌شود. چنان که از قصه برمی‌آید این دختربچه باید از نوع بازی این فوتبالیست خوشش بیاید و مدام بازی‌های او را که از تلویزیون پخش می‌شود دنبال کند، بنابراین پخش بازی‌های رونالدو برای قسمت‌های زیادی از فیلم کفایت می‌کند از طرفی دختربچه هیچ وقت موفق به دیدار رونالدو نمی‌شود پس آنها رودررو هم با هم بازی نمی‌کنند. بنابراین می‌توان این پرسش را مطرح کرد که رونالدو که در این فیلم که بخش‌های زیادی از آن مربوط به مبارزات مردم فلسطین است کجای قصه قرار دارد؟


باور می‌کنید داشتن چند قرص مسکن آن هم از نوع استامینوفن بتواند یک کارگردان مطرح سینما را در صدر اخبار قرار دهد. چند روز پیش خبر آمد که داریوش مهرجویی در فرودگاه دبی به دلیل داشتن مواد مشکوک بازداشت شده است. کلمات مشکوک و بازداشت از آن دست کلماتی است که همه چیز را می‌تواند در ذهن ایجاد کند. بخصوص این که برخی خبرگزاری‌ها انگار منتظر رخ دادن یک اتفاق برای این کارگردان بودند، اما دیری نپایید که خانواده مهرجویی هم ماده مشکوک و هم بازداشت را تکذیب کرد و گفت که مهرجویی حتی یک دقیقه هم بازداشت نبوده و ماده مشکوک هم قرص مسکن بوده است. البته همه اینها از عواقب چهره بودن است. اگر فرد معروفی در آن سر دنیا سرفه کند این سرفه از تمام سایت‌ها و خبرگزاری‌ها سر درمی‌آورد. واقعا هم بد نگفته کسی که گفته در دنیای امروز که ارتباطات حرف اول و آخر را می‌زند زندگی دشوار است چون تو دیگر حتی حریم خصوصی هم نخواهی داشت. البته این گفته وقتی بیشتر درست می‌شود که اخلاق در جامعه کم‌رنگ شده باشد و خبرسازی از اخلاق مهم‌تر شده باشد.

سارا بختیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها