در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با شکلگیری اولین جوامع بشری، اولین سازهای دستساخت انسان، همتنهایی حزن انگیزش را پر کرد، هم به شادی و سورش جلوهای متفاوت داد و هم به وقت ستیز و مبارزه، احساساتش را تهییج کرد. از همان آغازین لحظه شکلگیری حیات انسانی بر زمین، مبارزه به عنصری تفکیکناپذیر از زندگیاش تبدیل شد. مقابله با نیروهای مخرب طبیعی، غلبه بر محیط سخت، درگیری با حیوانات وحشی برای تهیه غذا و تنازع بقا و ... همه و همه انسان را به سوی استفاده از موسیقی مناسب برای تقویت حس مقاومت و مبارزه سوق داد.
با افزون شدن تعداد انسانها و گسترش جوامع اولیه، مبارزه برای آدمی تنها به مقابله با طبیعت محدود نماند و به درگیری میان انسانها تسری پیدا کرد. گروههای انسانی که جمعیت انبوه مییافتند و بر قلمرو خود میافزودند با جوامع همسایه خود اصطکاک پیدا میکردند که در بسیاری از موارد به جنگ و نبرد منتهی میشد. با شکلگیری اولین سپاهها از سوی تمدنهای اولیه، نوازندگانی که بر طبلهای بزرگ میکوفتند و در سازهای بلند بادی میدمیدند و با این کار ارتش خودی را تهییج و دشمن را مرعوب میساختند، نخستین گروههای موسیقی نظامی را به وجود آوردند.
نوازندگانی که سرباز شدند
ایرانیان که در فلات بزرگ سکونتگاه خود، اولین تمدنهای بشری را پی افکندند، از نخستین استفادهکنندگان موسیقی رزمی به شمار میآیند. به استناد روایت مورخانی چون هرودوت و نقش برجستهها و کندهکاریهای به یادگار مانده از ایران کهن، میتوان نشانههایی از کاربرد موسیقی نظامی در این کشور باستانی را به دست آورد. در طول تاریخ این سرزمین، موسیقی رزمی در کنار دیگر انواع موسیقی رشد یافته و برخلاف دیگر شاخههای این هنر، هیچگاه مغضوب واقع نشده و مورد تحریم قرار نگرفته است.
پس از پذیرش اسلام از سوی ایرانیان، حکومتهایی که یکی پس از دیگری بر این سرزمین فرمان راندند و همه به دلیل موقعیت خاص و ویژه این فلات مورد هجوم مداوم همسایگان قرار داشتند نیز واحدهای متشکل از نوازندگان را به بخشی ضروری از سپاه خود تبدیل کردند.
هوشنگ جاوید، پژوهشگر عرصه موسیقی در همین ارتباط میگوید: طبلخانه و نقارهخانه در ارکان سازمانی سپاه و قشون ایران در طول تاریخ جایگاه مهمی داشته است. طبلهای بزرگ و کوچک، کرنا، سورنای بلند، شیپورهای ساده و بوق از جمله سازهای مورد استفاده در این واحدها بودهاند. وی میافزاید: در بعضی از دورههای تاریخی ما حتی به گروهی از سربازان برخورد میکنیم که از آنان به عنوان نعار (نعرهزن) یاد میشود که با صدای بلند و سهمگین خود شعارهایی را سرمیدادند که هدف از آن مرعوب کردن دشمن بود.
این محقق ادامه میدهد: درباره استفاده ایرانیان از موسیقی نظامی مطالب مختلفی در مکتوبات قدیمی وجود دارد که از آن میان باید به کتاب «آداب الحرب و الشجاعه» اشاره کرد که در این زمینه مطالب مهمی ارائه کرده است. جاوید وقتی میخواهد به وضعیت واحدهای موسیقی نظامی در شرایط امروز بپردازد، با تاسف میگوید: باید این واقعیت را بپذیریم که برای سالها از تقویت ارکسترهای نظامی غفلت شده است و این واحدها از کمبود ادوات و سازهای مورد نیاز و همچنین اعضای ثابت به عنوان نوازنده رنج میبرند.
این موسیقیدان اشاره میکند: بسیاری از کادرهای این گروههای موسیقی نظامی، آموزش دیده و باتجربه هستند و میافزاید: نباید نوازندگان و هنرمندان شاغل در دستههای موزیک نظامی را دستکم بگیریم. تنها کاری که لازم است انجام دهیم، تقویت نیروی انسانی ثابت، بودجه و امکانات این گروههاست که به طور حتم تاثیر مثبت خودش را مثل گذشته بر دیگر جریانهای موسیقی کشور خواهد گذاشت.
موسیقی حماسی
در کنار موسیقی نظامی، بیشتر وقتها از نوع دیگری از موسیقی هم یاد میشود که با پسوند حماسی میآید؛ اما موسیقی حماسی چیست و چه کارکردهایی دارد؟ سعید ذهنی در پاسخ به این پرسش میگوید: موسیقی حماسی، اثری برآمده از رخدادها و شخصیتهای اسطورهای و پهلوانی هر کشور است که هم میتواند ریشه در افسانهها داشته باشد و هم در واقعیتهای تاریخی.
این آهنگساز توضیح میدهد: مهمترین ویژگی موسیقی حماسی، برانگیختن روحیه ملی و زنده کردن حس افتخار در شنوندگان است؛ احساسی که به وحدت و انسجام ملی میانجامد.
هوشنگ جاوید هم با تاکید بر اهمیت سوگ حماسهها در تاریخ موسیقی کشور میگوید: اگر به هر گوشه این سرزمین سر بزنید، با یک سوگ حماسه برخورد خواهید کرد؛ نوعی از موسیقی که در رثای یک قهرمان ملی و میهنی سروده شده و از نیاکان به ما رسیده است.
این پژوهشگر ادامه میدهد: در آذربایجان با ترانههایی برای ستارخان و باقرخان برخورد میکنیم. در میان بختیاریها، نواها و آواهای حماسی بسیاری در طول تاریخ به حیات خود ادامه دادهاند. در دیگر نقاط کشور چون خراسان، بلوچستان، کردستان، لرستان و سواحل جنوبی و شمالی کشور هم چنین سوگ حماسههایی از قدیم به یادگار مانده است تا به ما یادآوری کند چه قهرمانانی داشتهایم.
جاوید میگوید: در سالهای اخیر در این زمینه کمکاری کردهایم و از سوی خود چیزی برای آیندگان به یادگار نگذاشتهایم و میافزاید: موسیقی حماسی ما متاسفانه در برابر حماسهآفرینان معاصر همچون همت، خرازی، باکری، کاوه و... سکوت کرده و کاری درخور ارائه نکرده است. در حالی که این شخصیتها، سرمایهای ملی هستند و باید در قالب موسیقی هم روایت و به نسلهای آینده معرفی شوند.
در همین ارتباط، محمد گلریز هم که نام او با موسیقی مقاومت این مرز و بوم گره خورده و چندی پیش سرودی با عنوان مرد حماسه را در رثای شهید باکری خوانده است، میگوید: باید بپذیریم در تجلیل از مقام شهیدان و افتخارآفرینان دفاع مقدس کمکاری شده است. در حالی که موسیقی ما میتواند شجاعت، ایثار و قهرمانی این بزرگان را برای مردم و بویژه نسل جوان روایت کند، از این ظرفیت به درستی بهره نبردهایم.
موسیقی و 8 سال دفاع مقدس
سیدمحمد میرزمانی، دبیر نخستین جشنواره ملی موسیقی مقاومت با اشاره به این که موسیقی در طول تاریخ پرشکوه ایران همیشه همراه و همدل مردم بوده است، درباره نقش این هنر در 8 سال دفاع مقدس توضیح میدهد: یکی از اهداف برگزاری این جشنوارهها، پاسداشت و ارج نهادن به کار هنرمندانی است که در جنگ تحمیلی آثار ارزشمندی در حوزه موسیقی مقاومت آفریدند و در کنار رزمندگان با دشمن به مبارزه پرداختند.
این آهنگساز ادامه میدهد: در طول سالهای دفاع مقدس، آثار زیادی در پشت جبههها تولید شد که در تهییج رزمندگان موثر بود و حتی تعدادی از هنرمندان در مناطق جنگی حضور پیدا میکردند و آنجا با اجرای برنامههای جالب، روحیه رزمندگان را افزایش میدادند.
یکی از هنرمندانی که در جریان جنگ تحمیلی بارها رهسپار جبهههای جنگ شده و آنجا به اجرای برنامه پرداخته، محمد گلریز است که در این باره میگوید: علاوه بر آثار ما که از صداوسیما پخش میشد، حضورمان در جبهههای جنگ نیز روحیه مقاومت رزمندگان را تقویت میکرد.
محمد گلریز با اشاره به این که اولین بار در سال 1364 به جبهههای جنگ اعزام شده است، میافزاید: ابتدا هیچ ارکستری همراه من نبود و برای همین از میان رزمندگان افرادی را در یک گروه کر متشکل کردم تا با من در اجرای سرودها همراهی کنند. این برنامهها را ما در سراسر جبهه اجرا میکردیم که حاصل آن ارتباط نزدیک ما و رزمندگان بود. وی ادامه میدهد: در ادامه، با گروه نوازندگان و ارکستر و همراهی تعداد بیشتری خواننده به جبهههای مختلف جنگ میرفتیم که همه آنان داوطلبانه پای در این راه مینهادند و هیچ اجباری در کار نبود.
گلریز با یادآوری خاطرات حضورش در جبهه میگوید: همه هنرمندان ارکستر سمفونیک از این برنامهها استقبال میکردند و در تمامی خط نبرد با دشمن بعثی به اجرای سرود و آهنگهای انقلابی و رزمی میپرداختیم. صحنه اجرای ما آن روزها، کفی تریلی بود و از این که پشت وانت از مناطق پرخطر عبور کرده و خودمان را به مقرها و مراکز تجمع رزمندگان برسانیم، به خود میبالیدیم.
اما به راستی چرا در طول جنگ، هم موسیقی و هم موسیقیدانان اینقدر به فضای جبهه و روحیه رزمندگان نزدیک بود. سعید ذهنی در این باره توضیح میدهد: نزدیکترین عنصر فرهنگی به بدنه جنگ، همان موسیقی است، چراکه به بهترین وجه میتواند با رزمندگان و افراد درگیر در جنگ همراهی و همدردی کند.
این آهنگساز ادامه میدهد: موسیقی مقاومت اگرچه در دوران جنگ میتواند نقش بسیار پررنگی ایفا کند، اما کارکرد آن تنها به همان زمان محدود نمیشود. به طور حتم، آنچه در دوران 8 سال دفاع مقدس روی داد، حماسهای است که گوشه گوشه آن میتواند بهانه و دستمایه آفرینش اثری موسیقایی شود.
مهدی یاورمنش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: