با حمیدرضا خرمگاه، رئیس مرکز مراقبت‌های پس از خروج از زندان

انگ زندان و سنگ روزگار

داستان تامل برانگیزی است داستان آدم‌هایی که به راه خلاف افتاده‌اند و چند‌صباحی را در زندان گذرانده‌اند و حالا به خاطر کرده‌های خودشان انگی بر پیشانی دارند. تفاوتی نمی‌کند که یک زندانی آزاد شده از زندان بزرگسالی باشد که از روی عقل کاری را انجام داده یا نوجوانی که به خاطر شیطنت دستگیر شده و پشت دیوارهای کانون افتاده چون هر دو اینها اگر چه به چشم مردم مجرمانی خطرناکند اما آنها بیشتر قربانیانی هستند که به دام شرایط نامطلوب زندگی شان افتاده‌اند. حمیدرضا خرمگاه، رئیس مرکز مراقبت‌های پس از خروج استان تهران نزدیک به 2 ساعت به پرسش‌های ما پاسخ گفت تا در لابه‌لای گفته‌هایش این حرف‌ها را تایید کند. او می‌گوید کسی که به هر علت به زندان می‌افتد وقتی از حبس خارج می‌شود آبرویش را بیشتر از هر چیز دیگری از دست داده است در حالی که قبح زندان نیز برایش شکسته است و بستر وجودش برای تکرار جرم مهیاست. او اینها را نمی‌گوید تا از مرتکبان جرایم دفاع کند اما جان کلام او این است که اگر زیر پرو بال چنین آدم‌هایی گرفته نشود احتمال لغزش دوباره شان بالا می‌رود. خرمگاه البته هر چند که کمی‌محتاطانه اظهار نظر می‌کند اما نوک پیکان گفته‌هایش را متوجه نهادهای حمایتی می‌کند، که به باور او حجم حمایت‌های آنان از زندانیان آزاد شده آن‌قدر اندک و دیرهنگام است که در بیشتر وقت‌ها این کمک‌ها وقتی به دست فرد می‌رسد که دیگر کار از کار گذشته است.
کد خبر: ۲۷۳۲۸۴

وظیفه دقیق مرکز مراقبت‌های پس از خروج چیست؟

مطابق آیین‌نامه اجرایی مراکز مراقبت که به تصویب ریاست قوه قضاییه رسیده است هدف ما ارائه خدمات مادی و معنوی به زندانیان آزاد شده به منظور پیشگیری از بازگشت دوباره به زندان است که البته نقد فعالیت‌های ما جای خود دارد.

پس به این ترتیب شما هم وظیفه مراقبت از زندانیان آزاد شده بزرگسال و هم بچه‌های آزاد شده از کانون را بر عهده دارید؟

بله ما فارغ از سن و جنس مددجویانی را که تمایل دارند از این خدمات استفاده کنند را پذیرش می‌کنیم. در واقع خدماتی که در این مرکز ارائه می‌شود داوطلبانه است و اجبار در کار نیست به این ترتیب که در داخل زندان‌ها درمورد مرکز مراقبت پس از خروج اطلاع‌رسانی شده و کسانی که تمایل داشته باشند می‌توانند از خدمات استفاده کنند. خدمات ما بیشتر در زمینه مشاوره و مددکاری است برای همین عمده کارکنان این مرکز را مددکاران به علاوه پزشک و پرستار تشکیل داده‌اند.

تعداد زندانیان آزاد شده در طول سال در استان تهران چه قدر است؟

در هر سال متناسب با کاهش ورودی‌ها به زندان ، خروجی‌های زندان هم متناسب با آن کمتر شده است به طوری که سال گذشته خروجی‌های زندان در استان تهران حدودا 66 تا 67 هزار نفر بوده است.

از این تعداد چند نفر متقاضی دریافت خدمات مرکز هستند؟

تقریبا هزار نفر به ما مراجعه کرده‌اند. البته تمام این 66‌-7 هزار نفر نمی‌توانند واجد شرایط باشند و حتی بعضی‌هایشان تنها چند شب در زندان خوابیده‌اند. ما داخل زندان‌ها به شکل‌های مختلف اطلاع رسانی کرده‌ایم و فیلم‌هایی تهیه کرده‌ایم که مدت 2 سال است از طریق سیستم‌های مدار بسته صوتی و تصویری در حال پخش شدن در زندان است. از ابتدای امسال هم در باره این مرکز اطلاعیه‌هایی پخش کرده‌ایم که اگر زندانیان تمایل داشتند می‌توانند به مددکاری داخل زندان مراجعه کنند و در نهایت به مرکز معرفی شوند. در این میان ما اصلا اجبار را نمی‌پذیریم و خدمات مشاوره‌ای مرکز اجباری نیست. فکر می‌کنم با کارهایی که انجام شده بخصوص جلساتی که ما به‌تازگی با مددکارهای زندان داشتیم و بازدید‌هایی که مددکاران ما از زندان داشتند احتمالا امسال پذیرش ما بیشتر از سال گذشته خواهد بود.

شما فکر نمی‌کنید میان تعداد زندانیان آزاد شده و تعداد مددکاران مرکز مراقبت‌های پس از خروج تناسبی وجود ندارد؟

چارچوب مرکز ما مشخص است وقتی ما می‌گوییم مرکز حد و حدودش مشخص است پس ما باید متناسب با چارتمان نیرو داشته باشیم. در حال حاضر با توجه به توجهی که مدیر کل سازمان زندان‌ها داشته است تقریبا دو برابر نیرویی که در چارت تشکیلاتی مرکز در نظر گرفته شده نیرو داریم و از این نظر ما در حد و حدود یک مرکز هستیم. اگر به غالب فعالیت‌های مرکز نگاه کنید می‌بینید اینجا بحث ارائه خدمات مطرح نیست بلکه وظیفه ما شناسایی مشکل و ارجاع به مراکز حمایتی مثل بهزیستی و کمیته ‌امداد و برخی سازمان‌های غیردولتی است. ما بیشتر در جهت فرهنگ‌سازی کار می‌کنیم به طوری که مشکلات زندانیان آزاد شده را شناسایی می‌کنیم و از طریق ارتباطی که با مراکز حمایتی برقرار می‌کنیم موضوع اورژانسی بودن مشکلات آنها را منعکس می‌کنیم و پیگیر می‌شویم که خدمات سریع‌تر به این افراد ارائه شود. البته در کل مددکاری ما به این ترتیب است یعنی شناسایی مشکل و ارجاع و پیگیری جز مراحل کار است ضمن این‌که یکسری خدمات هم خاص این مرکز است مثل وام اشتغال که کار مددجویان را ما خودمان انجام می‌دهیم و وام را به آنها پرداخت می‌کنیم.

رئیس سابق مرکز مراقبت‌های پس از خروج معتقد است که این مرکز هیچ بودجه‌ای ندارد آیا این مساله را تایید می‌کنید؟

اینجا متاسفانه بودجه‌ای را که بتوانیم به صورت مستقیم و بلاعوض به مددجویان بدهیم به مدت 2 سال است که نداریم و کمک‌ها محدود به قرار دادها و تفاهم نامه‌هایی است که با کمیته‌امداد داریم و مبالغی که نهادهای حمایتی پرداخت می‌کنند حتی مدیر کل کمیته‌امداد استان تهران هم اعلام کرده به تمام مددجویانی که از طرف ما معرفی می‌شوند اورژانسی‌تر از مددجویان خودشان رسیدگی شود ولی ما متاسفانه 2 سال است که خودمان این خدمات را نداریم البته وام اشتغال که پرداختش از سال 80 شروع شده است کماکان پا برجاست و در پرداخت آن مشکلی نداریم.

مبلغ وام‌ها معمولا چه قدر است؟

برای امسال مبلغ وام‌ها 10 میلیون تومان است که نیمی ‌از آن سهم سازمان و نیمی ‌از آن سهم بانک عامل یعنی موسسه مهر است و تقریبا یکماه است که معرفی‌های ما شروع شده است. اقساط وام‌ها نیز متناسب با توافق نامه‌های موجود است و معمولا وام‌ها به صورت 4 یا 5 ساله اعطا می‌شوند. البته یک دوره تنفس یکساله هم وجود دارد که نصف این مبلغ بدون بهره و به صورت قرض‌الحسنه است و نیمی ‌از آن بهره 11 درصدی دارد که یک کارمزد یک درصدی هم به آن می‌خورد یعنی در مجموع بهره وام‌های اعطایی 6 درصد است.

آقای خرمگاه! من خودم با شنیدن نام مرکز مراقبت‌های پس از خروج این تصور را دارم که شما باید پا به پای زندانی‌ای که آزاد می‌شود حرکت کنید و هر کجا نیاز به کمک دارد وارد عمل شوید ولی به نظر می‌رسد که شما کمی ‌کمتر از این تصور فعالیت می‌کنید.

این تصوری که شما دارید به خاطر نام مرکز است. مراقبت به معنی نگهداری نیست ما بحثمان بحث مددکاری و مشاوره است یعنی اگر قرار باشد ما متناسب با تعداد آزادی مان که مثلا در سال گذشته 67 هزار نفر بود این تعداد را زیر پوشش بگیریم یک سیستم عریض و طویل نیاز است در حالی که چنین چیزی برای ما دیده نشده است. در حال حاضر فعالیت ما بیشتر بر پایه مشاوره است و حد و حدود مرکز هم مشخص است ضمن این‌که مطابق با اصول مددکاری اصلا این مساله پذیرفته نیست که شما بخواهید کاری را به اجبار انجام دهید چرا که هر جا اجبار باشد جواب نمی‌دهد.

مشاوره اصل کار مددکاری است ولی مددکار وقتی ابزار در اختیار نداشته باشد ثمری ندارد. پس تا موقعی که این ابزار‌ها بویژه ابزار‌های مالی پررنگ‌تر نشود هر چقدر هم که ما بهترین نیروها را اینجا جمع کنیم، سودی ندارد

ما باید کاری کنیم که افراد تمایل بیشتری برای مراجعه به مرکز پیدا کنند ضمن آن‌که باید سطح خدماتمان را هم وسیع‌تر کنیم تا مراکز حمایتی که در سطح اجتماع هستند به این افراد خدمات بهتری بدهند. فردی که مدتی زندانی بوده هر چند کوتاه مسلما با مددجوی کمیته‌امداد متفاوت است به خاطر این‌که در مدت زندانی بودن خیلی از مواردی را که حتی داشته به علت غیبتش متاسفانه از دست داده است یعنی خیلی از اینها ممکن است خانواده‌ای داشته باشند که بدهی دارد در حالی که خودشان اگر وسیله و ابزار کار داشته‌اند مستهلک شده و دیگر سرمایه کار هم نداشته باشند ضمن آن‌که برچسبی به اسم سوپیشینه و زندان را هم همراه خود دارند. این‌ها عواملی است که باعث می‌شود تعدادی از این افراد دوباره به زندان برگردند.

البته ما دنبال پیگیری رفع سو پیشینه برای زندانیانی که بحث اصلاح و تربیت را طی کردند هستیم چون خیلی از این افراد اگر مطمئن شوند سو پیشینه آنها تاثیری در زندگی شان ندارد و پس از گذراندن دوران محکومیت دیگر این معضل را نخواهند داشت شاید بسیاری از مشکلات از جمله برگشت دوباره به زندان کاهش پیدا کند. این بحثی است که از زمانی که من در این سمت قرار گرفته‌ام پیگیری کرده‌ام و دست به مکاتبه زده‌ام و الان هم سازمان زندان‌ها با جدیت در حال پیگیری کردن آن است البته بحث دیگری هم وجود دارد و آن این‌که حدوحدود فعالیت‌های ما مشخص است و بیشتر از این نمی‌توانیم کاری بکنیم. البته شاید در حد مشاوره این پتانسیل را داشته باشیم که تعداد بیشتری یعنی حداکثر 2 برابر را پوشش دهیم اما بیشتر از این نمی‌توانیم. ما باید کاری بکنیم که تمایل افراد برای مراجعه به مرکز بیشتر بشود.

شما فکر نمی‌کنید که آیین‌نامه مرکز مراقبت‌ها نیاز به اصلاح دارد تا شما دستتان بازتر شود و فعالیت‌ها پررنگ‌تر شود؟

بحث تغییر آیین‌نامه در دستور کار اقدامات است. سال گذشته از طریق سازمان مکاتبه‌ای شد و ما پیشنهاداتمان را ارائه دادیم چون به هر حال باید در آیین‌نامه بازنگری شود. مرکزی که 10 سال پیش شروع به کار کرده و مرکز نوپایی بوده ‌اما پس از یک دهه تجربیاتی به‌‌دست آورده نیاز به بازنگری‌هایی هم در آیین‌نامه و هم در چارت تشکیلاتی دارد با این‌که به لحاظ قانونی برای افزایش حجم و بدنه دولت و مراکز و ادارات دولتی موانعی وجود دارد ولی با این حال باید بازنگری‌هایی انجام شود.

ما البته قصد نداریم که حجم و بدنه این مراکز را وسیع تر کنیم بلکه پیشنهاداتی داریم که می‌گوید دولت باید تصدیگری‌اش را کم کند و از مراکز حمایتی مختلفی که مجوز دارند مثل کلینیک‌های مددکاری استفاده کند و هزینه‌ها را بپردازد و سطح دسترسی به خدمات را برای مددجویان وسیع‌تر کند که اگر این‌طور شود بهتر است یا این‌که مثلا با تاسیس ngo ‌هایی که ما دو سه سال پیش استارت آن را زدیم و مجوز گرفتیم کار را پیش ببرد.

البته این انجمن با این‌که مجوز گرفت و برای آن زحمت کشیده شد هنوز به خاطر مسائل و مشکلات مالی آن‌طور که شایسته است راه‌اندازی نشده است. این انجمن قابلیت دارد که به عنوان انجمن داوطلبان خدمات اجتماعی ویژه مددجویان مرکز مراقبت‌های پس از خروج گسترش بیشتری پیدا کند. باید روی این مسائل بیشتر سرمایه‌گذاری کرد چون تاکنون این‌طور نبوده که ما فقط به خود این مرکز و حد و حدود آن بسنده کنیم بلکه سه چهار سالی می‌شود که ما پیگیر راه‌اندازی این انجمن هستیم و مجوز آن را هم از وزارت کشور گرفته‌ایم و آن را ثبت هم کرده‌ایم که‌ امیدواریم بتوانیم کاری از پیش ببریم.

آقای خرمگاه! من احساس می‌کنم که با وجود مشکلاتی که مرکز دارد شما با آنها خو گرفته‌اید و مقابل آنها انعطاف نشان می‌دهید چون من با پیگیری‌هایی که انجام داده‌ام متوجه شده‌ام که مرکز مراقبت‌ها به خاطر موانع و مشکلات موجود تاثیر گذاری لازم را ندارد.

حرفی که شما می‌زنید درست است. ما باید سطح پذیرشمان را بالا ببریم. همان‌طور که گفتم راهکار اساسی آن این است که ما تصدیگری را واگذار کنیم اما این منوط به آن است که مددجو خودش هم تمایل داشته باشد. ما الان دو سه سال است که اطلاع رسانی مان را داخل زندان زیاد کرده‌ایم و اگر این احساس را داشتیم که جمع بیشتری مددجو به ما مراجعه می‌کند می‌توانستیم کار بیشتری انجام دهیم ولی این تغییر را آنطور که باید و شاید مشاهده نکرده‌ایم.

اگر مثلا حجم پذیرش مددجویان ما دو سه برابر می‌شد می‌توانستیم راهکاری در نظر بگیریم ولی متأسفانه این‌طور نبوده است. البته تا زمانی که زندانی در زندان است نخستین دغدغه‌اش این است که آزاد شود پس ما هر چه قدر بگوییم مراقبت پس از خروج او دغدغه‌اش این است که کی آزاد می‌شود. ما اطلاع‌رسانی را انجام دادیم البته نمی‌گوییم صددرصد ولی شما مطمئن باشید که بالای 50 درصد حداقل توان خود را گذاشته‌ایم.

من سال گذشته طرحی دادم و حتی در غرب تهران با یک کلینیک قرارداد بستیم و تعداد زیادی از مددجویان را هم معرفی کردیم و آنها نیز به حدود 150 نفر از مددجویان خدمات ارائه دادند که از نظر ما تایید شده است. پس ما این قابلیت را داریم که اگر مددجویی بیاید و تقاضایی فراتر از توان ما داشته باشد او را به کلینیک‌های مختلف ارجاع بدهیم.

به نظر شما چرا از بیش از 60 هزار نفری که در طول سال از زندان‌ها آزاد می‌شوند فقط هزار نفر به مرکز شما اعتماد می‌کنند و از شما کمک می‌خواهند؟

این مساله دلائل متفاوتی دارد. ما نمی‌توانیم به مددجویان دروغ بگوییم و بیشتر مسائلی که ما در زندان‌ها منعکس می‌کنیم خدماتی است که ارائه می‌دهیم. اگر تنوع خدمات ما بیشتر از این بشود و بحث مالی پررنگ‌تر شود مطمئنا می‌توانیم جاذبه بیشتری برای مددجویان داشته باشیم. به تشخیص من بیش از 90 درصد افرادی که وارد زندان می‌شوند عمده مشکلشان مالی است. این عامل، عامل بسیار مهمی‌ است و شما نمی‌توانید آن را نادیده بگیرید چون هر چه قدر که من بگویم خدمات پزشکی و مشاوره‌ای ارائه می‌دهم و به فلان مرکز ارجاع می‌دهم اما نگویم که چه خدمات مالی ارائه می‌دهم بی‌فایده است اگر خدمات وام اشتغال را نتوانم تسهیل کنم ثمری ندارد.

امسال قراردادی بسته شده و موسسه می‌گوید که افراد باید سه ضامن داشته باشند هر چندکه در صدد هستیم این تعداد را کمتر کنیم. پس برای زندانی آزاد شده بحث مالی و شرایط تسهیل شده دسترسی به این تسهیلات مهم است و اصلاح این روند به برخی قرارداد‌ها بر می‌گردد یعنی به طور مثال وقتی سازمان زندان‌ها می‌خواهد قرار دادی ببندد باید شرایط این افراد را در نظر بگیرد. یک زندانی که از زندان آزاد می‌شود اعتبارش را تقریبا از دست داده پس چه کسی قبول می‌کند که بیاید و ضمانت این فرد را بپذیرد آنهم کارمند رسمی ‌آن هم سه تا. اگر بودجه اداره کل افزایش پیدا کند و شرایطی به وجود بیاید که ما بتوانیم خدمات مالی‌مان را پر رنگ‌تر کنیم مطمئنا شرایط جذبمان بهتر خواهد شد.

خب پس با این وجود به طور خلاصه بگویید با شرایط فعلی شما دقیقا چه خدماتی به مددجویان ارائه می‌دهید؟

بیشتر خدمات ما خدمات مشاوره‌ای و مددکاری است که مشاوره‌های ما مسائل خانوادگی، مشکلات مالی و حتی ارتباط گرفتن، کانون وکلا اگر هنوز مددجویان پرونده‌ای داشته باشند را شامل می‌شود. همچنین در بحث نوجوانان به مسائل روانی و مشکلات خانوادگی آنها پرداخته می‌شود و اگر تیم مددکاری تشخیص بدهند که نوجوانان به خاطر مشکلاتشان نمی‌توانند به خدمت سربازی بروند ما نظر کارشناسی می‌دهیم و مسائل‌شان را پیگیری می‌کنیم. همچنین پرداخت هزینه‌های آموزشی، بیمه خدمات درمانی برای مددجویانی که بیماری‌های به خصوصی دارند و مکاتبه و ارجاع به مراکز حمایتی و پیگیری جز کارهایی است که ما انجام می‌دهیم.

همچنین در بخش مشاوره فردی که به ما مراجعه می‌کند مصاحبه‌ای با مددکار انجام می‌دهد و شرح مشکلاتش از زبان خودش شنیده می‌شود و با مصاحبه‌ای که انجام می‌شود و سوابقی که بررسی می‌شود در کمتر از یک هفته بازدید از منزل و مشاوره با خانواده در کنار بررسی مواردی که منجر به ارتکاب جرم شده انجام می‌پذیرد ضمن آن‌که از خانواده‌ها نیز راهکار حمایتی گرفته می‌شود و متناسب با آن کارهایی اعم از کاریابی، مکاتبه و ارجاع صورت می‌گیرد. در حال حاضر ما قراردادهایی با کمیته‌ امداد داریم و کمک‌های بلاعوض در حد 150 هزار تومان به مواردی که ما معرفی می‌کنیم داده می‌شود، همچنین ودیعه اسکان تا سقف یک میلیون تومان و جهیزیه در حد تهیه 3 یا 4 قلم کالا داده می‌شود.

بیایید روی بچه‌های کانون اصلاح و تربیت تمرکز کنیم. طبق آماری که اعلام شده است بیش از 70 درصد از این بچه‌ها یا خانواده ندارند و یا اگر دارند خانواده‌هایی آشفته و نابسامان است به این قبیل نوجوانان چه خدماتی ارائه می‌دهید؟

مطابق با قانون کشوری وظیفه نگهداری از کودکان زیر 18 سال به عهده سازمان بهزیستی است. مطابق با آیین‌نامه سازمان، بخش مددکاری زندان‌ها وظیفه دارد تا مددجویانی که چنین شرایطی دارند و خانواده توان پذیرش یا صلاحدید نگهداری از آنها را ندارد زیر پوشش بگیرد یعنی این مددجویان و چه مددجویان کانون اصلاح و تربیت هنگام خروج باید تحویل بهزیستی شوند. حالا مددجویی هست که از زندان آزاد می‌شود ولی تمایل به رفتن ندارد پس در چنین شرایطی اگر به ما مراجعه کند ما به او مشاوره می‌دهیم و وضعیت او را پیگیری می‌کنیم. در موارد بسیاری بوده که مددکار همراه مددجو به بهزیستی رفته چون ما مطابق قانون نمی‌توانیم این افراد را نگه داریم اما اگر شرایطی پیش بیاید که مددجو نخواهد یا ما تشخیص دهیم که این قابلیت را دارد از بهزیستی کمک می‌گیریم. یک معضلی که این مددجویان دارند بحث وام است. متاسفانه ما نمی‌توانیم این وام را پرداخت کنیم چون بچه‌هایی که خدمت سربازی را طی نکرده‌اند نمی‌توانند از وام استفاده کنند. ولی به هر حال خدمات ما بیشتر در زمینه کاریابی و کلاس‌های آموزشی است ضمن آن‌که پیش از همه مراحل مشخص می‌شود که متولی این بچه‌ها چه کسی است هر چند که معمولا بهزیستی باید اینها را بپذیرد.

اما گویا معمولا بهزیستی در موارد اندکی این بچه‌ها را زیر پوشش قرار می‌دهد.

2 سال پیش بود که من در گفتگو با یک خبرگزاری اعلام کردم بهزیستی مددجویانی را که ما معرفی می‌کنیم نمی‌پذیرد اما آنها با ما تماس گرفتند که هر فردی را که شما می‌فرستید ما می‌پذیریم. ما جلساتی را با معاونت اجتماعی آن زمان سازمان بهزیستی تشکیل دادیم و آنها گفتند که چون بچه‌های شما زندان را دیده‌اند و برچسب خورده‌اند ما تمایلی برای نگهداری از آنها نداریم چون ممکن است رفتار آنها بر روی سایر بچه‌ها تاثیر بگذارد البته این بحث از جهاتی منطقی است. آنها گفتند که چون ما درحال کم کردن تصدیگری خود هستیم و بیش از نیمی ‌از مراکز نگهداری بهزیستی خصوصی شده تمایل داریم که کار بچه‌های کانون اصلاح و تربیت را به یک انجمن واگذار کنیم و چه بهتر که اگر شما یک ngo سراغ دارید ما مجوزش را صادر کنیم.

ما دنبال پیگیری رفع سو پیشینه برای زندانیانی که بحث اصلاح و تربیت را طی کردند هستیم چون خیلی از این افراد اگر مطمئن شوند سو پیشینه آنها تاثیری در زندگی شان ندارد بسیاری از مشکلا‌تشان حل می‌شود

ما هم گفتیم که انجمنی که مجوزش را گرفته‌ایم هست و بچه‌هایی که عضو انجمن هستند با کار آشنا هستند و می‌توانیم کار را پیش ببریم. این ngo معرفی شد و قرار شد تا بهزیستی فضای مناسب آن را در اختیار ما بگذارد. البته آنها ساختمانی به ما دادند که همان ساختمان سبز شوش بود. اقداماتی انجام شد مجوزها گرفته شد و ما منتظر تشکیل جلساتی بودیم که هزینه ابتدایی کار تامین شود و ما کارمان را شروع کنیم ولی متاسفانه این هزینه داده نشد تا این‌که این ساختمان بدون اطلاع توسط شهرداری خراب شد. البته هنوز مدیر عامل انجمن پیگیر کارها هست چون ما هنوز تمایل داریم که این کار را انجام دهیم ولی این کار در حیطه وظایف بهزیستی است و هزینه‌ها را هم باید این سازمان تامین کند. آنها این پیشنهاد را دادند مجوز هم دادند فضایی هم دادند ولی متاسفانه فضایی نبود که متعلق به خودشان باشد.

این طور که به نظر می‌رسد نهادهای حمایتی آنطور که توقع می‌رود نقش پررنگی در ارائه خدمات اجتماعی ندارند حالا خواهش می‌کنم شما به دور از مصلحت اندیشی بفرمایید که همکاری نهادهای حمایتی با مرکز مراقبت‌های پس از خروج را چطور ارزیابی می‌کنید؟

کمیته ‌امداد در چند سال گذشته ارتباط خوبی با ما داشته البته در چند ماه گذشته آنها هم به مشکلاتی خورده‌اند. قبلا توافقنامه‌ای داشتیم که در آن مشخص شده بود که ما می‌توانیم افرادی را مستقیم به دفتر مددکاری کمیته‌ امداد ارجاع دهیم و رابطی درآنجا بود و کارها سریع انجام می‌شد ولی در سال جدید مدیر کل کمیته نامه‌ای برای تمام شعب ارسال کرده که دیگر نیازی به توافقنامه نیست و این‌طور تعریف شده که به زندانی آزاد شده از مرکز مراقبت‌ها این خدمات را ارئه دهید. البته این مساله نیازمند این است که ما در طول زمان ببینیم که در سال جدید خدمات چگونه خواهد بود اما در سال گذشته ارتباط ما با کمیته ‌امداد خوب بوده است.

از سوی دیگر در یک سال گذشته پس از جلسات و مشکلاتی که با بهزیستی داشتیم معرفی‌های ما به این سازمان هر چند که مورد نظر ما نیست و سریع انجام نمی‌شود اما به نتیجه رسیده است. ما موردی داشتیم که خانمی ‌از زندان آزاد شده بود و بچه‌هایش به بهزیستی داده شده بودند اما بعد از شش بار مکاتبه و چند ماه پیگیری مستمر مددکار ما بعد از پنج شش ماه جواب گرفتیم یعنی خدمات آنجور که باید و شاید نیست.

من فکر می‌کنم که علت این موارد را باید از مسوولان بهزیستی بپرسید اما شاید این تعلل‌ها به خاطر دفاتر متعددی باشد که بهزیستی دارد شاید هم مددجویی را که ما معرفی می‌کنیم از نظر بهزیستی به آنها مربوط نباشد اما به هر حال در یک سال گذشته نتیجه بهتر بوده ولی خدماتی که ارائه می‌دهند آن‌طور که باید وشاید نبوده است و شاید خدمات زمانی باشد که برخی از مددجویان از دست رفته باشند.

بله دقیقا همین‌طور است چون مددجو الان نیاز به کمک دارد و ممکن است چند ماه دیگر کمک‌ها به درد او نخورد.

بله البته شاید یک چیز دیگری هم در میان باشد یعنی خدمات آنها شفاف نباشد مثلا بهزیستی دفاتر متعددی دارد و وظیفه فلان دفترش یکسری از خدمات است در حالی که اطلاع‌رسانی درستی انجام نشده است. مردم دقیقا باید بدانند که این معاونت این کارها را انجام می‌دهد و... اطلاع‌رسانی باید شفاف و درست انجام شود چون تا من حق خودم را نشناسم نمی‌توانم کاری بکنم. به نظر من بهزیستی باید این کار را بیشتر انجام بدهد البته یکسری کارهای تلویزیونی انجام شده ولی کلی بوده است.

بیایید دوباره به وضعیت نوجوانان کانون برگردیم. به اعتقاد من اگر خدمات مشاوره‌ای شما برای این نوجوانان اثر داشت آنها هرگز دوباره مرتکب بزه نمی‌شدند و دوباره بیش از 11 درصدشان به کانون بر نمی‌گشتند. نظرتان در این باره چیست؟

البته باید دید که چند درصد از این نوجوانان به ما مراجعه کرده‌اند. شما می‌گویید 11 درصد آنها دوباره به کانون برمی‌گردند ولی واقعیت این است که تعداد زیادی از این نوجوانان دوباره مرتکب بزه می‌شوند ولی دستگیر نمی‌شوند و به کانون نمی‌آیند و شاید هم سن آنها بالای 18 سال می‌رود و به زندان بزرگسال‌ها برده می‌شود. پس شاید این درصدی که شما می‌گویید بیشتر از این رقم باشد که نیاز به کار کارشناسی دارد.

به نظر من هم همین‌طور هست یعنی ما هر چه قدر بیاییم و بگوییم مشاوره اصل کار مددکاری است ولی مددکار ابزار در اختیار نداشته باشد ثمری ندارد. پس تا موقعی که این ابزار‌ها بویژه ابزار‌های مالی پررنگ‌تر نشود هر چقدر هم که ما بهترین نیروها را اینجا جمع کنیم اما نشود که از ابزار‌های حمایتی که در سطح اجتماع هستند استفاده شود نتیجه همانی است که ما می‌بینیم. اگر قرار است بهزیستی کاری انجام دهد باید شفاف مشخص کند اگر مجوزی داده است باید امکاناتش هم داده شود این وظیفه بهزیستی است. درست است که گفته شده تصدیگری دولت باید کم شود اما باید جلوتر از آن مقدماتش فراهم شود پس باید هزینه بشود نه این‌که هزینه نمی‌شود اما شاید الان به وقتش انجام نمی‌شود و شاید به ‌اندازه لازم نمی‌شود پس آن نتیجه‌ای را که باید بگیریم نمی‌گیریم.

فکر نمی‌کنید اگر مرکز مراقبت‌های پس از خروج از زیر مجموعه سازمان زندان‌ها خارج شود اوضاع بهتر می‌شود؟

این هم یک نظر است و باید روی آن کار کرد. اگر دقت کنید نام زندان در تابلوی مرکز ما نیست چون به هر حال این افراد سابقه دارند و بخشی از عمر آنها در زندان گذشته است وشاید به لحاظ فکری برایشان خوشایند نباشد که به مجموعه‌ای که زیر نظر سازمان زندان‌هاست مراجعه کنند اما ما باید تلاش کنیم که هرچه بیشتر این خدمات را به سمت کلینیک‌های مددکاری ببریم و ما بر آنها نظارت کنیم.

کاری که ما با کلینیک مددکاری انجام دادیم موفق بود اما باید حجم خدماتمان را وسعت بدهیم حالا دیگر من دوباره وارد بحث‌های اقتصادی نمی‌شوم چون الان این بحث‌ها از موضوعات روز است. به تازگی از سوی یکی از معاونت‌های وزارت رفاه مطرح شد که 20 درصد مردم ما زیرخط فقر مطلق هستند این در حالی است که ما در آموزه‌های دینی مان داریم که وقتی فقر از یک در بیاید ایمان می‌رود، شکم گرسنه است دیگر. پس ما باز به این بحث می‌رسیم که بسیاری از جرایم پایه اقتصادی دارند و با زندان مساله حل نمی‌شود بلکه تشدید هم می‌شود. فردی که با مشکلات اقتصادی به زندان رفته و با مشکلات بیشتر برگشته باید نیاز اقتصادی اش را به نحوی حل کرد و راهی برایش پیدا کرد. بحث وام اشتغال و امثال اینها درست اما من می‌گویم که الان زن و بچه من گرسنه‌اند یک چیزی بده تا من شکم آنها را سیر کنم. این نیاز اصلی است و برای این موارد باید چاره ای اندیشید.

بینید یک بحث دیگر هم وجود دارد و آن این‌که فردی که به زندان می‌آید چه بزرگسال و چه نوجوان به خاطر مشکلات محیط پیرامونش مرتکب جرم یا بزه شده است اما وقتی آزاد می‌شود دوباره مجبور است که به همان محیط برگردد در حالی که در طول دوره زندانی بودنش کسی به فکر اصلاح این محیط نبوده است و فرد فقط برای مدتی دریک محیط دربسته محبوس بوده است.

اگر آن برنامه ما یعنی راه‌اندازی انجمن اجرا می‌شد و کار مددکاری به صورت کیس ورکینگ به شکلی درست قابلیت اجرا پیدا می‌کرد مطمئنا نتیجه بهتری به دست می‌آمد. اگر این کار انجام شود بخصوص برای بچه‌های کانون این فضا مثل حائلی می‌شود میان جامعه و زندان. نوجوانانی که به این مرکز می‌آیند برایشان پرونده درست می‌شود و با اطلاعاتی که از کانون گرفته می‌شود و متناسب با برنامه‌ای که مددکار تهیه می‌کند امکان ارتباط با خانواده آنها مهیا می‌شود و صلاحیت خانواده‌ها بررسی می‌شود. نمی‌گویم صددرصد اما با تحقق چنین شرایطی اوضاع بهتر می‌شود. در واقع کار کارشناسی این است که بیرون از زندان فضایی شبیه خانواده وجود داشته باشد تا محیط زندگی، پاتوق بچه‌ها و محیط خانواده نوجوانان را بررسی کند. اینها مواردی است که متناسب با وضعیت هر مددجو می‌توان برنامه‌ریزی کرد منتها اینها در حال حاضر در حد حرف است ولی ما نیاز به فضایی داریم که بچه‌ها پس از آزادی از کانون مستقیم به این مکان‌ها بروند تا دوباره به همان محیط ناسالم قبلی برنگردند. باید توجه داشت که اگر چنین اتفاقی نیفتد دوباره نوجوان به همان محیط برمی‌گردد و هر چه که کانون انجام داده متلاشی می‌شود و از بین می‌رود.

مریم خباز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها