طنز در فارسی به معنای فسوس کردن ، بر کسی خندیدن و سخن به رموز گفتن آمده است ؛ اما در اصطلاح ادب فارسی ، طنز به آثاری اطلاق می شود که معنایی فراتر با مفهوم ظاهری کلام خود دارند.
کد خبر: ۲۷۳۲۵
هر چند برای طنز ، تعاریف مختلفی ارائه شده ؛ ولی جملگی بر پاره ای از اختصاصات عمومی طنز چون خنده دار بودن ، داشتن لایه پنهانی ، عبرت آموزی و تاثر مخاطب تاکید کرده اند. برخی - از جمله دکتر علی اصغر حلبی - بر این باورند که برای واژه ایرانی طنز نمی توان هیچ معادل انگلیسی یافت ؛ ولی پژوهشگران ایرانی غالبا از واژه Satire و بندرت از واژه Irony سود جسته اند که البته در مجموع و با توجه به معانی این دو واژه در فرهنگ انگلیسی ، می توان گفت که Satire همخوانی بیشتری با مفهوم واژه طنز دارد. به عنوان مثال ، آنچه در فرهنگ اصطلاحات ادبی گادن در مقابل واژه Satire آمده ، نشانگر آن است که ساتیر همان طنز فارسی است . این فرهنگ از طنز و طنزپرداز چنین تعریفی ارائه می دهد: طنزپرداز، نوعی نگهبان و قیم خود گماشته میزانده کمالهای مطلوب و ارزشهای زیباشناسی و اخلاقی است . او بر خود واجب می داند که نابخردی هاو فسق و فجورهای جامعه را سرزنش کند و به استهزائ بگیرد. طنزپرداز، انحراف از معیارهای تمدن را به تمسخر گرفته و تحقیر می کند. این فرهنگ ، طنز را نوعی مخالفت و نوع متعالی و پالایش یافته خشم قلمداد می کند. براساس این تعریف ، طنز به طور غریزی برای مخالفت به وجود آمده و این مخالفت در عبور از دالان طنز، شکل هنر به خود گرفته است . عده ای ،طنزپرداز را به پسری تشبیه کرده اند - گادن معتقد است که بندرت می توان زن طنزپردازی را پیدا کرد - که تفنگ آب پاشش را پر از اسید سولفوریک کرده و مخالفانش را با پاشیدن اسید سولفوریک تنبیه می کند. برخی نیز طنزپرداز را درمانگر روح معرفی می کنند؛ در مسائلی که وظیفه اش نابودی ریشه های امراض بزرگ روحی مانند ریاکاری ، غرور و حرص است . غربیها معمولا برای تعریف طنز پرداز به جوونال (Juvenal) استناد می کنند. کسی که نسبت به مردم زمان خودش دقیق و نکته سنج بود و بر این اساس طنزپرداز را فردی دقیق و نکته سنج می دانند. کسی که نگاهش با دقت روی امراض روحی مردم در گردش است . آرتور پلارد ، نیز در تعریفی که از واژه Satire ارائه کرده است ، مفاهیمی معادل طنز را مد نظر دارد. او در کتاب خود با عنوان طنز، از قول جانسون در کتاب فرهنگ واژگان ، طنز را شعری در نکوهش شرارت یا بلاهت تعریف می کند همچنین ارفول یان جک می نویسد: طنز، زاده غریزه اعتراض است ، اعتراضی که به هنر تبدیل شده است . پلارد هم معتقد است که عملکرد کل ادبیات و از جمله طنز در 2کلمه آموزش و سرگرمی خلاصه می شود. به همین دلیل است که طنزنویس را با واعظ مقایسه می کند؛ زیرا هر دو در صددند تا دیگران را نسبت به امری تشویق و متقاعد کنند؛ اما موقعیت یک طنزنویس را در قبال مخاطبانش سخت تر و ظریف تر از وضعیت واعظان می داند؛ زیرا واعظان عملا می کوشند که تقوا را به شنوندگانشان بقبولانند و آنان را به راه راست هدایت کنند؛ اما به زعم آرتور پلارد، طنزنویس باید خوانندگانش را درباره رفتارها و انسان هایی که او بد می داند، با خود هم عقیده سازد. از دیدگاه او جهان طنز روی یک بیضی ، به دور کانون ، یعنی افشای بلاهت و تنبیه رذالت در نوسان است . مقولات شوخی و جدی ، مبتذل و آموزنده را در بر می گیرد، دامنه اش از نهایت شقاوت و خشونت تا غایت شکوه و ظرافت است . در اروپا، قرن هفدهم و هجدهم را عصر طلایی طنز به حساب می آورند و قرن بیستم را دوران افول پرداختن به این نوع ادبی می دانند. در هر حال ، طنز با مفهومی که در طول قرون متمادی داشته است ، همواره از مفاهیم مشابهی چون هجو ، هزل ، فکاهی ، لطیفه ، تهکم ، کمدی و لودگی متمایز شده است . هر چند می توان لطیفه ای را پیدا کرد که در آن طنز باشد و هجوی که هزل را در خود نهفته داشته باشد ؛ اما باوجود اشتراکات آنها و کارکرد مشترکشان (یعنی ایجاد خنده) هر مفهوم ، خصوصیت و تعریف خاص خود را دارد و نمی توان آنها را با طنز یکی دانست . هجو در مقابل مدح به کار می رود. به معنی عیب کردن و منظور از آن شمردن عیوب کسی و ریشخند طرف مقابل است . هجو فقط در مورد فرد به کار می رود و در اصطلاح ادیبان ، عبارت است از نوعی شعر غنایی که بر پایه نقد گزنده و دردانگیز است و گاهی به سرحد دشنام گویی یا ریشخند مسخره آمیز و دردآور نیز می انجامد. هزل نقطه مقابل جد است که به معنای مزاح کردن آمده است . هزل را سخن پوچ و بیهوده و نکوهش و سرزنش دیگران به شعر هم آورده اند؛ اما هزل تنها به شعر نیست .آنچه هزل را از مفاهیم مشابه متمایز می سازد ، ذکر واژه های شرم آور است واژه هایی که در ادب کهن فارسی بکرات به کار رفته است . کمدی هم نقطه مقابل تراژدی است و آن بیان مسائل روزمره با هدف سرگرمی و در جریان حرکات شادی بخش است . تهکم نیز به معنی طعنه و استهزا است و در اصطلاح علم بیان ، ستایش فردی با لحنی است که معلوم شود مقصود از ستایش ، تحقیر اوست و بالاخره ، لطیفه ، نکته نغز و سخن نیکو و پسندیده ای است که باعث شادی و انبساط خاطر شود. لطیفه را نکته نیز می گویند. طنز اما از همه این هنرها برای آگاهی بخشیدن با بینش خاص خود سود می جوید.