شمس العماره نام یک عمارت قدیمی است که به دستور ناصرالدین شاه ساخته شده است؛ بنایی زیبا که در زمان خود در تهران و ایران بینظیر بوده؛ به گونهای که هوش از سر همه میبرده و هر تهرانیای دوست داشته که روزی این عمارت را از نزدیک ببیند.
سازندگان سریال شمسالعماره هم شاید این نام را برای سریال خود انتخاب کردهاند تا مردم را کنجکاو کنند تا آنها پای تماشای شمسالعماره بنشینند تا ببینند که در این عمارت چه میگذرد.
آنچنان که در تاریخ آمده، عمارت شمسالعماره که در خیابان ناصرخسرو ساخته شده، رازهای مگوی بسیاری دارد که برخی آنها را زاییده تخیل کسانی میدانند که همیشه در ابهت و زیبایی این عمارت مانده بودند بنابراین وقتی نام یک سریال میشود شمسالعماره، این موضوع در ذهن مخاطب شکل میگیرد که این سریال باید پر از رازهای سربسته باشد که شخصیتهای سریال را با خود درگیر میکند؛ اما آنچه که در سریال شمسالعماره دیده میشود، نه رازی است و نه در آن اتفاقات عجیب و غریبی رخ میدهد.
داستان این سریال مانند همه سریالهای آپارتمانی است، داستان چند آدم بیکار است که دور هم جمع شدهاند و برای شوهر دادن دختری به نام لیلا نقشه میکشند. لیلا فقط یک ویژگی خاص دارد و آن هم این است که قرار است بعد از مرگ عمه خانم، عمارت به او برسد...
تا اینجای سریال بارها و بارها لیلا گفته است که دوست ندارد شوهر کند، چون ازدواج، آزادی را از او میگیرد. بنابراین شخصیت لیلا به عنوان شخصیت اصلی داستان چیزی ندارد که بیننده را با خود درگیر کند. میماند عمارتی که قرار است او صاحب آن شود، عمارت باید ویژگی خاصی داشته باشد؛ چون تهیهکننده که ساخت سریال را برعهده داشته، کلی هزینه کردهاند و عمارتی بزرگ و اعیانی را به عنوان لوکیشن اصلی سریال اجاره کردهاند و روزانه مبلغ هنگفتی به عنوان اجاره به صاحب عمارت میدهند؛ اما واقعیت این است که از ظرفیت این عمارت گرانقیمت در سریال شمسالعماره اصلا استفاده نمیشود.
کارگردان حتی زحمت این را نمیکشد که زیباییهای داخل این عمارت یا احیانا معماری ویژه آن را به نمایش بگذارد و از این معماری برای بهتر شدن میزانسنهای خود استفاده کند. اصلا چه فرقی میکرد اگر سریال شمسالعماره در یک دکور معمولی تصویربرداری میشد و فقط برای نماهای لایی که گاهی در وسط سکانسهای سریال دیده میشود از یک پلان ثابت که از نمای بیرونی عمارت گرفته شده است، استفاده میشد.
البته بحث لوکیشنهای گرانقیمت که برای سریالهای تلویزیونی استفاده میشود این روزها بحث مهمی است که خیلیها ترجیح میدهند از کنار آن بسادگی بگذرند. به همین دلیل است که در سریالهایی مانند «مسافران» نیز شاهد استفاده از لوکیشنی گران هستیم . همه این سریالها میتوانستند در دکورهایی که برای آنها ساخته میشود، تصویربرداری شوند؛ چون اساس و کار تولید تلویزیونی استودیو و دکور است.
سریالهای تلویزیونی در سراسر دنیا در شهرکهای تلویزیونی و دکور ساخته میشوند و تلویزیون هیچگاه برای سریالهای تولیدی خود، هزینه سرسامآور لوکیشن را تقبل نمیکند؛ اما در ایران بندرت پیش میآید که یک تهیهکننده، زحمت دکور زدن را به خود بدهد یا کارگردانان اصلا نمیتوانند کار در دکور را قبول کنند؛ چون آنها عادت کردهاند که در فضاهای واقعی کار کنند؛ در صورتی که مدیران و تهیهکنندگان تلویزیون که درس این کار را خواندهاند، بخوبی میدانند که بهتر است سریالها و فیلمهای خود را در دکورهای طراحی شده بسازند و کارگردانان را وادار کنند تا خلاقیت بیشتری برای واقعی جلوه دادن محیط به خرج دهند.
همان گونه که مهدی فخیمزاده، سریال جدید خود که «بازپرس» نام دارد و سوژهای پلیسی و اکشن دارد را در یک دکور میسازد. این دکور یک طبقه از آپارتمان است که قرار است با طراحی صحنه مناسب تداعیکننده آپارتمانهای یک مجتمع باشد.
فخیمزاده با میزانسنهای مناسب تلاش میکند این دکور را چنان واقعی جلوه دهد که بیننده در زمان پخش متوجه نشود که همه قسمتهای این سریال 26 قسمتی در یک دکور تصویربرداری شده است.
سریال بازپرس میتواند سرآغاز تولید سریالسازی در دکور باشد. استفاده از شهرکهای تلویزیونی و دکور باعث میشود هزینه ساخت یک سریال آپارتمانی بشدت کاهش یابد، بخصوص زمانی که لوکیشن سوژه اصلی نیست و بیشتر سکانسهای سریال در نماهایی گرفته میشود که صحنه و فضای لوکیشن کمکی به قصه و شخصیتپردازی نمیکند.
طاهره آشیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم