در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گفته محمود سالارکیا، معاون دادستان تهران مطابق قانون مصوب سال 1324 هرگونه اقدام به رمالی، جن گیری و فالگیری جرم محسوب میشود و مطابق بند 18 ماده 3 آییننامه همین قانون، فرد یا افرادی که از طریق رمالی و پیشگویی در منزل یا مغازه اقدام به فریب مردم کنند و این کار را به عنوان کسب و پیشه خود قرار دهند مرتکب جرم شده و قانون برای این افراد مجازات حبس و جزای نقدی را پیشبینی کرده است. اگر این افراد با فالگیری و رمالی مرتکب کلاهبرداری شوند علاوهبر مجازات ذکر شده، به عنوان کلاهبردارینیز تحت تعقیب قضایی قرار میگیرند. سالارکیا گفته است که تاکنون تعدادی از افراد فالگیر و رمال که با عنوان پیشگویی مبادرت به کلاهبرداری از مردم میکردند شناسایی و دستگیر شدهاند و قوه قضاییه نیز با این گونه افراد به شدت برخورد میکند.
آیا شنیدن این اخبار شوکه تان کرده یا پیشتر هم آن را شنیده بودید؟ آیا فکر میکنید همه فالگیرها مثل هم نیستند و فالگیر شما که حقیقت را برای شما میگوید از آن کلاهبردارها نیست؟ یا اینکه شما پیشتر به چنین کلاهبرداریهایی برخورده اید و خاطرات تلخی از آن دارید؟ اگر چنین است شما و مینا هم درد هستید. او 3 سال پیش سراغ شخصی رفت که ادعا میکرد بیماران را شفا میدهد. این شخص ابتدا مینا را ترسانده و بعد باور او را جلب کرده بود. مینا تجربهاش را چنین بازگو میکند: به او گفتم چشم هایم ضعیف است. انگشت هایش را یکهو به سمت چشم هایم آورد و صدای عجیبی از خود درآورد. ترسیدم و به عقب پرت شدم. سپس مرا روی زمین خواباند و دستهایش را روی چشمهایم فشار داد و شروع کرد به صداهای عجیب در آوردن. وقتی چشمهایم را باز کردم در اثر فشار دست او اجسام را با رنگ دیگری میدیدم. در این لحظه فریاد زدم شفا گرفتم! او ناگهان فریاد زد لباسهای او را بکنید! و تمام زنانی که در اطراف ما بودند لباسهای من را در یک حمله ناگهانیتکه تکه کردند و به عنوان تبرک برای شفا نگه داشتند.
مینا سه سال پیش مبلغ 20 هزار تومان به زنی که ادعای شفادهی میکرده داده بود. او پس از مراجعه به خانه متوجه شده بود چشمش جز دردناک شدن تغییر دیگری نکرده و فریب بزرگی خورده است. اما موفق نشده بود پول خود را پس بگیرد.
مینا درباره علت مراجعهاش به این فرد میگوید: چیزهای خیلی خوبی درباره او شنیده بودم و وقتی دیدمش احساس کردم چهرهای روحانی دارد. فکر نمیکردم آدم کلاهبرداری باشد و بر این گمان بودم که قدرتهای ماورایی دارد.
بیشتر افرادی که به فالگیرها و افرادی از این دست مراجعه میکنند به قدرت ماورایی آنها اعتقاد دارند. اما این مراجعهها و این اعتقادات دلایل زیادی دارد. این دلایل را از رابعه موحد، روانشناس جویا شدیم. او دلیل اصلی مراجعه افراد به فالگیر و رمال را پیدا کردن انگیزه جدید برای ادامه حیات میداند: زندگی یک مبارزه بدون وقفه است و تنها چیزی که ما را در این مبارزه یاری میکند حس امید و انگیزه است. وقتی که انگیزه و امید ما به دلایل مختلف مثلا زیادی مشکلات و خستگی از بین میرود ناخودآگاه به سراغ کسب مجدد انگیزه میرویم. راهی که هر کس برای کسب دوباره انگیزه طی میکند بسته به شخصیت و شرایط او متفاوت است.
موحد ادامه میدهد: ممکن است فردی برایپرکردن خلا نا امیدی و بی انگیزگی سراغ مواد مخدر، قرص اعصاب یا ورزش برود. عدهای هم ممکن است به سراغ انواع فالها و جلسات احضار روح و غیره بروند.
به گفته موحد تمایل به شرکت در چنین جلساتی بیشتر بین جوانها و زنها رواج دارد. دلیل این امر هم زیاد بودن مشکلات این دو قشر است. او این موضوع را با مثالی توضیح میدهد: تصور کنید خانمی از شوهر خود جدا شده و در زندگی هیچ حامیای ندارد. از طرفی مشکلات مالی و از طرف دیگر مسائل روانی به او فشار آورده و او را ناامید و بیانگیزه کرده است. این فرد به کسی مراجعه میکند تا برایش فال قهوه بگیرد. فالگیر به او میگوید یک خواستگار خوب توی فنجانش دیده یا ثروتی هنگفت در انتظارش است. شنیدن این جملهها به فرد امید و انگیزه ادامه زندگی میدهد. هر چند این امید کاذب باشد.
این روانشناس، شرایط خانوادگی را فاکتور مهم دوم و تاثیرگذار بر مراجعان رمالها و فالگیرها میداند: قطعا شرایط خانوادگی نیز در ایجاد تمایل برای شرکت در چنین جلساتی بیتاثیر نیست. افرادی که خانواده ناآرام و از هم پاشیده دارند به خاطر داشتن مشکلات بیشتر، بیشتر طالب فال و پیشگویی هستند.
موحد معتقد است افرادی به سراغ فالگیرها و رمالها میروند که سرخورده و عاجز از حل مشکلات خود هستند و این مساله بیشتر در جوامع سرخورده و عقب مانده دیده میشود: وقتی این افراد به روانشناس مراجعه میکنند، روانشناس به آنها خواهد گفت آنها مسوول نجات خود هستند و بایدها و نبایدها را به آنها گوشزد میکند. اما فالگیر به آنها وعدههای شیرین میدهد و آنها را متوجه مسوولیت خود نمیکند. طبعا افرادی که عاجز از حل مشکلات خود هستند فالگیر را به مشاور و روان شناس ترجیح میدهند و این مساله باعث میشود خانههای فالگیرها از مراکز مشاوره شلوغتر باشد.
به گفته این روانشناس افراد بعد از مراجعه به فالگیرها و رمالها بسته به شخصیتشان با این وضعیتها مواجه میشوند: یا معتاد میشوند و دیگر این جلسات را ترک نمیکنند، یا پس از عملی نشدن وعدههای فالگیر سرخورده میشوند و دیگر سراغ فال نمیروند. هر دو مورد وضعیت روحی فرد را بدتر میکند.
حال برای جلوگیری از این اعتیاد و سرخوردگی چه باید کرد؟ آیا باید درصدد کشف نیروهای درونی برآمد؟ موحد این جور راه حلها را شعارگونه توصیف میکند و میگوید: این زندگی واقعی ماست که به ما میگوید چه کنیم و زندگی واقعی گاهی آنقدر سخت میشود که ما نمیتوانیم درصدد کشف نیروهای درونی خود برآییم. راه حل اجتماعی این مساله آن است که در جامعه کانونهایی برای رسیدگی به مشکلات افراد وجود داشته باشد. اگر برای شنیدن این مشکلات و حل آنها گوش شنوایی و دست توانایی وجود داشته باشد کمتر کسی به سراغ فالگیر میرود.
راه حل دیگر به نظر موحد تکیه بر ریسمان الهی است: باید این نکته را به خود و دیگران گوشزد کنیم که غیر از خدا کسی از فردای ما خبر ندارد. کسی نمیتواند بگوید تا کی زنده خواهیم ماند و کیفیت زندگی ما چگونه خواهد بود. و مهمتر از همه کسی نمیتواند بگوید صلاح کار ما چیست و فردا چه کاری باید یا نباید کرد. در قرآن آمده که سرنوشت هیچ کس را جز خود او کسی نمیتواند تغییر دهد. اگر انسانها به خودباوری برسند دیگر فال را باور نخواهند کرد.
به نظر میرسد در حال حاضر آخرین پیشنهاد این روان شناس، یعنی تکیه به اعتقادات مذهبی و باور اینکه قدرت و علم مطلق مختص خداست، بهترین راه حل باشد. این باور میتواند همان انگیزه از دست رفته را بارها قویتر از صحبتهای هر فالگیری به ما بازگرداند بی آنکه جیبمان را خالی کند.
حدیث ضابطی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: