چرا سوار یک خودروی بینام و نشان شدی؟ یکی از زنان قربانی سوال را این طور جواب میدهد: «خیلی منتظر شدم، از تاکسی خبری نبود. مسافرکشهای شخصی در خیابانها زیاد هستند و معمولا کسی به آنها شک نمیکند. من هم عجله داشتم...» این توجیه را بسیاری دیگر از قربانیان تکرار میکنند اما حادثه تا چه زمانی باید تکرار شود؟ علیرضا اربابیفر، بازپرس شعبه دوم دادسرای ناحیه 11 تهران چنین میگوید:« در بسیاری مواقع این خود بزهدیدگان هستند که در وقوع جرم مقصرند. آنها با سهلانگاری، بیاحتیاطی و رفتارهای نسنجیده و پر خطر خود را در معرض جرم قرار میدهند و شرایط وقوع بزه را تسهیل میکنند.» مصداق بارز این جملات حرفهای همان زنی است که از سوی راننده مسافرکشنما مورد تعرض قرار گرفت. گفتههای یک مرد مالباخته را که در دادسرای ناحیه 11 تشکیل پرونده داده است بخوانید: «عجله داشتم برای همین به هر خودرویی که از کنارم رد میشد مسیرم را میگفتم؛ تاکسی یا غیرتاکسی فرقی نمیکرد. بالاخره یک پیکان نگه داشت. زنی در صندلی عقب نشسته بود، من هم جلو نشستم. راننده سر صحبت را با من باز کرد. حواسم کاملا پرت شده بود. وقتی پیاده شدم قبل از آن که کرایه را بدهم راننده به سرعت از من دور شد. شک کردم و وقتی کیفم را دیدم فهمیدم تمام پولها و تراول چکهایم سرقت شده است. آن موقع بود که یاد حرکات مشکوک آن زن در صندلی عقب افتادم و مطمئن شدم او و راننده همدست بودند.» حالا همین پرونده را از زبان مرد مسافرکشنما مرور کنید: «من و همسرم هر دو به مواد مخدر اعتیاد داشتیم و برای این که بتوانیم خرج مواد را دربیاوریم به عنوان مسافرکش در خیابانها تردد میکردیم و افرادی که حدس میزدیم پول زیادی همراه دارند را شناسایی میکردیم. اگر به تنهایی منتظر تاکسی بودند آنها را سوار و در طول مسیر حواسشان را پرت میکردم و همسرم از آنها سرقت میکرد.»
این زوج هم از همان غفلت شهروندان برای رسیدن به اهدافشان بهره بردند. سرهنگ عباسعلی محمدیان، رئیس پلیس آگاهی تهران میگوید: متاسفانه با وجود هشدارهای مکرر نیروی انتظامی هنوز هم بسیاری از شهروندان از خودروهای شخصی و بدون مجوز برای سفرهای درونشهری خود استفاده میکنند، این در حالی است که مجرمان در پوشش مسافربر در کمین نشستهاند. آنها اغلب در حاشیه شهر و در ساعات پایانی روز دست به کار میشوند.
چنین جرایمی دیگر به یک بزه روزمره تبدیل شده و دادسراها و مراجع انتظامی پر است از چنین پروندههایی، اما واقعا چرا برخی شهروندان همچنان به هشدارها بیاعتنا هستند؟ آیا این موضوع دلیلی روانشناختی دارد؟
نادر میرزایی، روانشناس چند عامل را برمیشمارد: اول از همه اطلاعرسانی باید به شکل مطلوب انجام شود. بعضی وقتها نحوه آگاهیدهی به شکلی است که مخاطب آن را نمیپذیرد. به عنوان مثال انیمیشنهایی که نیروی انتظامی درباره حوادث رانندگی ساخته به نظر من بسیار تاثیرگذار بوده است. ضمن این که متاسفانه میزان مطالعه در جامعه ما بسیار کم است. مردم کمتر روزنامه میخوانند و از وقایع مطلع میشوند. اگر فردی در روزنامه بخواند یک بیاحتیاطی کوچک چطور او را در معرض تعرض یا سرقت قرار داده قطعا بعد از آن بیشتر دقت میکند. یک باور هم در بین مردم وجود دارد. آنها فکر میکنند حادثه همیشه برای دیگران رخ میدهد و آنها خودشان از هر تهدیدی به دور هستند. به زبان سادهتر تا بلایی سرمان نیاید خطر را باور نمیکنیم.
بخش عمدهای از این جرایم به خاطر سهلانگاری مردم است. با این وجود نیروی انتظامی سعی میکند تا حد امکان از وقوع چنین حوادثی پیشگیری کند. سرهنگ محمدیان میگوید: پلیس آگاهی به صورت محسوس و نامحسوس خودروها را کنترل میکند اما خود مردم باید برای جابهجایی از تاکسی یا سایر وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند تا ضریب امنیتشان بالاتر برود.
بیشتر قربانیان مسافرکشنماها دختران و زنان جوان هستند. آنها معمولا در نقاط خلوت شهر و در تاریکی شب به دام چنین مجرمانی گرفتار میشوند. جثه کوچک و قدرت بدنی پایین عواملی است که آنان را آسیبپذیرتر میکند. به همین خاطر سرهنگ عبدالله قاسمی، رئیس اداره اجتماعی پلیس آگاهی ناجا برای بانوان هشدار ویژهای دارد و از آنها میخواهد تا حد امکان از خودروهای عمومی استفاده کنند، در سفرهایشان یک نفر همراه داشته باشند و در ساعات پایانی روز به هیچوجه سوار خودروهای ناشناس نشوند. زنان جوان باید به خاطر داشته باشند این که به غیر از راننده افراد دیگری نیز سوار اتومبیل مسافرکش هستند، دلیل قانعکنندهای برای اثبات مسافربر بودن راننده نیست و این احتمال وجود دارد که دیگران نیز همدست راننده باشند، حتی اگر آنها زن باشند.
در برخی موارد سهلانگاری شهروندان از زمینهسازی برای وقوع یک جرم بسیار فراتر میرود. عدهای بعد از آن که طعمه میشوند، ترجیح میدهند سکوت کنند و موضوع را به پلیس گزارش ندهند. کمارزش بودن مال مسروقه یکی از دلایل این نوع رفتارهاست، اما در بسیاری موارد زنان از ترس آبروی خود ترجیح میدهند ساکت بمانند و به قانون متوسل نشوند، حال آنکه به گفته سرهنگ قاسمی چنین سکوتی فقط باعث میشود مجرمان به راه خود ادامه دهند و جرایمشان را تکرار کنند. او به بانوان اطمینان میدهد در پلیس آگاهی میتوانند شکایت خود را با افسران زن در میان بگذارند و نام و مشخصات آنها محرمانه باقی خواهد ماند.
سرهنگ محمدیان درباره واکنش درست بعد از وقوع جرم میگوید: «بزهدیدگان باید مشخصات راننده و خودرو را به خاطر بسپارند و موضوع را به سرعت به پلیس گزارش بدهند.» سرعت عمل و اقدام بهموقع برای اعلام گزارش یکی از مهمترین نکاتی است که به پلیس برای شناسایی و دستگیری هر چه سریعتر مجرمان کمک میکند. گاه یک موضوع به ظاهر کماهمیت میتواند سرنخ بزرگی برای کارآگاهان محسوب شود. پس اگر جرمی به وقوع پیوست همه آنچه را که میدانید بازگو کنید.
البته این کار فقط وظیفه بزهدیده و قربانی نیست، بلکه شاهدان نیز میتوانند با بیان مشاهدات خود در متوقف شدن تبهکاران نقش مهمی ایفا کنند. میرزایی میگوید: «نهادینه کردن این فرهنگ که کمک به همنوع کمک به خود فرد است، نیاز به انجام کارهای تبلیغاتی دارد. بعضی مردم با این که شاهد صحنههایی هستند، ترجیح میدهند وقتشان را به اصطلاح خودشان تلف نکنند یا به قول معروف دنبال دردسر نروند، حال آن که ممکن است طعمه بعدی خود آنها باشند. اعضای یک جامعه همه به هم پیوسته هستند و باید برای از بین بردن بیتفاوتیهای عمومی فکر چارهای کرد.»
توصیههای پلیس در هنگام مواجه شدن با مسافرکشنماها در همین چند مورد خلاصه نمیشود. رئیس اداره اجتماعی پلیس آگاهی ناجا سفارش مهم دیگری هم دارد: «از درگیری با این افراد بپرهیزید، چون آنها آماده تهاجم هستند و ممکن است رفتارهای خشونتآمیز از خود نشان بدهند. ضرر مالی از زیان جانی بهتر است، بنابراین دستگیری مجرمان و برخورد با آنها را به پلیس واگذار کنید.»
توسل به خشونت، خطری نیست که فقط در صورت مقابله و مقاومت به دام افتادگان را تهدید کند، بلکه برخی تبهکاران همان بدو امر برای ترساندن طعمه خود به چنین روشی دست میزنند. سرهنگ احمد میری رئیس نیروی انتظامی مشهد ماجرای یکی از پروندهها را اینطور شرح میدهد: «اعضای یک باند که هیکلهای درشتی داشتند و در رشتههای رزمی ورزش میکردند تحت عنوان مسافرکش، مردان تنها را سوار میکردند و وقتی به مکانی خلوت میرسیدند با چاقو و قمه آنها را مجروح و پول نقد، موبایل، طلا و جواهراتشان را به سرقت میبردند. این متهمان حتی با دزدیدن کارت عابربانک طعمههای خود را وادار میکردند رمز حسابشان را در اختیار آنان قرار بدهند. این افراد بعد از 8 شکایت در جریان تحقیقات تخصصی پلیس دستگیر شدند و به جرایمشان اعتراف کردند.»
این حوادث هر لحظه، هر کجا و برای هر فردی ممکن است رخ بدهد. پس علاج قبل از وقوع عاقلانهترین کار است. این یک توصیه ساده را جدی بگیرید: سوار خودروهای ناشناس و بینام و نشان نشوید. البته باز همان توجیه همیشگی پابرجا میماند: کمبود وسایل نقلیه عمومی. سالهای سال است که هرازگاهی خبری روی خروجی یک خبرگزاری یا صفحه اجتماعی یک روزنامه به نقل از مسوولان دیده میشود که محتوایی تکراری دارد: برخورد با مسافرکشهای شخصی تشدید میشود. مسافربرهای فاقد مجوز اجازه فعالیت ندارند و... اظهارات مهندس جعفرپور مدیر هماهنگی و طرحهای راهبردی ستاد حمل و نقل و مدیریت مصرف سوخت را در این باره بخوانید: «روند ساماندهی مسافربرهای شخصی به هیچوجه متوقف نشده است. در دو سال گذشته 200 هزار مسافربر در طرح فراخوان شرکت کردند و صلاحیت 110 هزار مسافربر تایید شد. در حال حاضر حدود 60 هزار نفر از آنان ساماندهی شدهاند و 50 هزار مسافربر باقیمانده نیز تا نیمه مرداد تعیین تکلیف میشوند.»
اگرچه اقدامات زیادی برای ساماندهی مسافربرها و آرمدار کردن آنها انجام شده است، اما به نظر میرسد تا حل شدن این مشکل راه زیادی باقی مانده است. ولی به هر حال افزایش ناوگان حمل و نقل عمومی و بالا بردن کیفیت خدمات مهمترین تاثیر را در کاهش میزان استفاده از خودروهای فاقد مجوز خواهد داشت. تا زمانی که این معضل رفع نشود، هر چقدر هم که شهروندان هوشیار باشند و دقت کنند گاه ناچار هستند سوار اتومبیلهای شخصی شوند و همین یعنی احتمال تکرار جرم و وقوع حادثهای ناگوار.
علیرضا رحیمی نژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم