همگان میدانند که نمایشگاه بینالمللی تهران در یکی از مرغوبترین ، گرانترین و بهترین نقطه پایتخت واقع شده و ارزش تجاری آن فوق تصور است. یک چنین ارزشی است که بارها دولت را به فکر فروش این مجموعه به غیر انداخته و این وسوسه در تمام دولتها وجود داشته است. با این حال یگانه عاملی که باعث انصراف همیشگی از این وسوسه شده است، موقعیت منحصر به فرد نمایشگاه و زیرساختهای نسبتا مناسب آن برای برگزاری نمایشگاههای آبرومند و در حد استانداردهای بینالمللی است. بویژه آن که تهران هنوز که هنوز است فاقد مکان جایگزین برای نمایشگاه فعلی است و پروژه شهر آفتاب در جاده قم که از سوی شهرداری تهران برای احداث محل دائمی نمایشگاههای جدید در نظر گرفته شده به دلایل متعدد روی کاغذ باقی مانده و بعید است در آینده نیز عملیاتی شود. بنابراین تهران و کشور میماند و همین مکان فعلی نمایشگاه که تابلو و آبروی کشور برای خودنمایی در پذیرایی از مهمانان تجاری بینالمللی است. به همین علت است که دولت و وزارت بازرگانی فعلا مجبورند با امکانات فعلی نمایشگاه ولنجک بسازند و با اعمال مدیریت قوی نمایشگاههای متعدد را در آن برگزار کنند. حال در چنین شرایطی واگذاری مالکیت و به تبع آن مدیریت یک چنین مجموعه یگانه و منحصر به فردی به مجموعهای که نه شرح وظایف و نه توانایی تخصصیاش به نمایشگاهداری ارتباط پیدا میکند، نشانگر بدسلیقگی و شتابزدگی تصمیمگیرندگان است. آن سوال مهم که گفتیم در حاشیههای متنوع ماجراهای نمایشگاه ناپرسیده مانده این است که آیا صندوق تامین اجتماعی نیروهای مسلح اصولا توانایی و تخصص اداره مجموعه نمایشگاههای بینالمللی تهران (بخوانید کشور) را دارد؟ آیا ارزش و اهمیت ملکی که به آن واگذار شده را میشناسد؟ آیا به اهمیت این مکان برای تجارت کشور واقف است؟ برنامههای آن برای اداره این مکان حساس چیست؟ آیا صرفا از دریچه ارزش تجاری زمین نمایشگاه به آن نگاه میکند یا برنامهای برای رونقزایی به نمایشگاه، بازسازی امکانات آن، ارتقای استانداردهای برگزاری نمایشگاه و غیره خواهد داشت؟...
معماران ویرایش جدید اصل 44 بارها اعلام کردهاند که هدف از واگذاری بنگاههای دولتی به غیر صرفا این نیست که مالک جدید اقدام به تجزیه آن نموده و اثر آن بنگاه در اقتصاد کشور را یکسره خنثی و پول حاصل از فروش زمین، دستگاهها یا سایر اموال بنگاه را نقد کند. این قصه درباره شرکت نمایشگاههای بینالمللی نیز وجود دارد و احتمالا باید با نگرانی از مالکان جدید پرسید که آیا قصد حفظ این مجموعه را دارند یا میخواهند آن را تغییر کاربری داده و مثلا بفروشند یا تاسیسات جدیدی در آن احداث نمایند؟ احتمال دارد این صندوق بخواهد به نوعی از این محل درآمدزایی کند و در بدترین حالت این درآمدزایی، از طریق فروش زمین نمایشگاه یا تغییر کاربری آن و در بهترین حالت با افزایش تعرفه و تغییر روش برگزاری نمایشگاه صورت خواهد گرفت. با این حال، چون اقتصاد و تجارت ایران اکنون وضع جالبی ندارد، شاید درآمدزایی مکفی برای مالک جدید از طریق برگزاری نمایشگاه مقدور نباشد و همین مساله است که نگرانی از تغییر کاربری و ماهیت نمایشگاه را افزایش میدهد. با این تفاصیل به نظر میرسد دولت باید در مصوبه خود در این باره تجدیدنظر کند یا اصلاحی صورت دهد. به نظر میرسد، تجدیدنظر به معنی بازگردانیدن مالکیت مجموعه نمایشگاهها به وزارت بازرگانی، راهحل کاملا مطلوب اما مشکلی باشد که احتمالا هم دولت دهم و مالک جدید به آن تمکین نخواهند کرد اما راه اصلاح این مصوبه با یک پیشنهاد باز است و آن این که صندوق تامین اجتماعی نیروهای مسلح حق تغییر کاربری نمایشگاه را برای همیشه از دست بدهد و صرفا بهرهبردار جدید مجموعه قرار گیرد و چرخ برگزاری نمایشگاهها به روال همیشه در این مجموعه یگانه بچرخد. این اصلاح به احتمال قوی به نفع هر چهار طرف درگیر ماجراست: وزارت بازرگانی به هدف واگذاری یا خصوصیسازی مجموعه نمایشگاهها (حتی در ظاهر) دست یافته، دولت بدهی هنگفت خود را پرداخت کرده، صندوق تامین اجتماعی نیروهای مسلح به طلب اش رسیده و سرانجام نمایشگاه بینالمللی تهران از نگرانی درباره ادامه حیات خود فارغ شده است.
سیدعلی دوستی موسوی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم