در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او این روزها در ایران به سر میبرد و ممکن است در فصل جدید فوتبال مربی یکی از تیمهای داخلی شود تا شاید بتواند تواناییهای خودش را در لباس مربیگری هم به اثبات برساند، همان طور که فصل قبل در لیگ اتریش با آدمیرا واکر مقام ششمی مسابقات را به دست آورد.
بهترین خاطره
حضور در جام جهانی برای هر فوتبالیستی افتخار بسیار بزرگی است. پاشازاده هم بهترین خاطرهاش را بازی تیم ملی مقابل استرالیا در 8 آذر سال 76 میداند که پس از تساوی 2 بر 2 در ملبورن توانستیم به جام جهانی 1998 فرانسه صعود کنیم. البته آن بازی برای تمام ایرانیها یک خاطره شیرین و به یاد ماندنی است که همواره با غرور از آن یاد میکنند.
بدترین خاطره
بدترین خاطره مهدی پاشازاده مربوط به حضور او در لورکوزن آلمان است. او هیچ وقت نتوانست برای این تیم بازی کند. در تمرینات پیش از شروع بوندسلیگا، امرسون هافبک برزیلی لورکوزن او را بشدت مصدوم کرد تا پاشازاده تا مدتها نتواند در میادین حاضر شود. جالب این که چون قرارداد او کاملا حرفهای بود، پاشازاده از بیمه ورزشی خود استفاده کرد و 2 میلیون مارک آلمان در آن زمان دریافت کرد. حضور در لورکوزن فقط پول خوبی برای پاشازاده داشت، اما همین مصدومیت پایهگذار فصل جدیدی در زندگی شخصی او شد.
پرستاری که همسر شد
پاشازاده در طول درمان مصدومیت خود در لورکوزن با ملینا که در حال حاضر همسرش است، آشنا شد. ملینا در بیمارستانی که پاشازاده بستری بود، پرستار این بازیکن بود. همین مدت باب آشنایی او با ملینای رومانیایی شد و در نهایت با هم ازدواج کردند.
هم آره، هم نه
وقتی از پاشازاده میپرسیم که در فوتبال به حق خودش رسیده یا نه؟ جواب میدهد: «هم آره، هم نه. آره از این نظر که افتخارات بسیار زیادی در فوتبال به دست آوردم که خیلی از جوانان و نوجوانان آرزویشان است که در چنین سطحی بازی کنند و به چنین جایگاهی برسند و نه از این نظر که اگر در لورکوزن آن مصدومیت شدید گریبان مرا نمیگرفت، شاید هیچ گاه به تیمی مثل راپیدوین اتریش نمیرفتم و در لیگهای معتبرتر اروپایی بازی میکردم.
بالاترین مدرک مربیگری فوتبال
مهدی پاشازاده تنها کسی است که در ایران مدرک مربیگریA بوندسلیگا را دارد. این مدرک بالاترین مدرک مربیگری در فوتبال است که پاشازاده موفق به کسب آن شده و به واسطه داشتن همین مدرک توانسته در لیگ اتریش مربیگری کند.
جاهطلب هستم
مهدی پاشازاده در کار مربیگریاش اعتقادات خاصی دارد. او در این رابطه میگوید: «هیچ گاه در تیمی که تفکرات مدیرانش برای بقا در لیگ است، کار نمیکنم. همیشه به تیمی خواهم رفت و مربیگری میکنم که مدیرانش قصد صعود به لیگ بالاتر یا قهرمانی داشته باشند. در آدمیراواکر هم برای فصل جدید کار نکردم چون مدیرانش حاضر نبودند هزینه کنند تا تیم قهرمان شود. من آدم جاهطلبی هستم و به همین دلیل نمیخواهم در هر تیمی و با هر شرایطی کار کنم.»
مشکلات با مایلی کهن
وقتی محمد مایلیکهن سرمربی تیم ملی ایران بود، پاشازاده را که یکی از بهترین و آمادهترین مدافعان ایران بود به اردوی تیم ملی دعوت نمیکرد. در آن زمان مطبوعات انتقادات زیادی را در این رابطه مطرح کردند و از مایلیکهن خواستند دلیل عدم دعوت پاشازاده را بگوید حتی اگر این دلیل شخصی و سلیقهای باشد. مایلیکهن در جواب مطبوعات اعلام کرد پاشازاده سرزدن بلد نیست و به همین دلیل او را به اردوی تیم ملی دعوت نمیکند. اما جالب است بدانید که بزرگترین حسن پاشازاده سرزنی او بود به طوری که تمام ضربات اول سر را روی سر مهاجمان حریف میزد.
شایعهای بیاساس
اتفاقی که در اردوی تیم ملی افتاد، برای مدتها سوژه خبرنگاران بود. مهدی پاشازاده و مهدی هاشمینسب همزمان در اردوی تیم ملی حضور داشتند که پاشازاده با زدن یک تکل خشن باعث مصدومیت شدید هاشمینسب شد به طوری که هاشمی نسب مجبور شد اردوی تیم ملی را ترک کرده و مدتی از میادین دور باشد. بعد از این اتفاق هواداران و خبرنگاران پرسپولیسی به این شایعه دامن زدند که پاشازاده به عمد چنین کاری کرده تا جای خودش در ترکیب اصلی تیم ملی تضمین شود اما با شناختی که از پاشازاده داریم او هیچگاه با توسل به چنین کارهایی نخواسته که در فوتبال پیشرفت کند. این شایعه کاملا بیاساس بود و بیشتر به خاطر تعصبات رنگی رواج یافت.
خاطره از دوران بچگی
پاشازاده میگوید: «مادرم روی خواب ظهر خیلی حساس بود و همیشه اصرار داشت که ما سر ظهر بخوابیم. مادرم همیشه مرا سر ظهر در خانه نگه میداشت که بخوابم اما همیشه منتظر میشدم که خودش بخوابد. مادرم عادت داشت که در خانه را قفل میکرد و میخوابید اما چون خانه ما طبقه همکف بود، تا مادرم خوابش میبرد، از پنجره فرار میکردم و دنبال توپ پلاستیکی تو کوچه و خیابان بودیم.»
درسخوان نبودم
وضعیت تحصیلی پاشازاده هم در نوع خودش جالب است. او میگوید: «بچه درسخوان نبودم اما مشکلی هم در درسهایم نداشتم. گاهی اوقات یکی دو تا تجدید میآوردم اما به هر حال دیپلم را گرفتم. از این راهی که رفتم، پشیمان نیستم که چرا درس نخواندم. در کل راضی هستم و خدا را شکر میکنم که موقعیت اجتماعی خوب و زندگی راحتی دارم.»
بهترین دوست فوتبالی
بهترین دوست فوتبالی مهدی پاشازاده که اتفاقا خاطرات جالبی هم با یکدیگر دارند، محمد خرمگاه مدافع سابق استقلال است. پاشازاده خاطره جالبی تعریف میکند و میگوید: «من و محمد خرمگاه خاطرات زیادی با هم داریم. محمد خیلی حواس پرت است. در آلمان که بودم با برادرم تماس گرفتم تا گواهینامهام را بفرستد تا آن را ترجمه کنند و بتوانم در آنجا رانندگی کنم.
استقلال قرار بود به آلمان بیاید و برادرم گواهینامهام را به خرمگاه داده بود تا برایم بیاورد. به برادرم گفتم که چرا گواهینامه را به خرمگاه داده چون او حواس پرت است و آن را گم میکند، اما برادرم گفت چون محمد دوست نزدیک تو است، گواهینامه را به او دادهام. وقتی استقلال به آلمان آمد، سراغ خرمگاه رفتم تا گواهینامهام را بگیرم اما محمد یک ساعت و نیم دنبال آن گشت و گفت که گواهینامه مرا گم کرده است. او گواهینامه مرا در فرودگاه تهران گم کرده بود اما بچههای فرودگاه پیدا کرده بودند و در اولین سفری که به تهران داشتم، آن را به من دادند.»
آمریکا استرس داشت
پاشازاده خاطرهاش از جامجهانی را اینگونه تعریف میکند: «بهترین خاطرهام از جامجهانی بازی با آمریکا بود. بعضی از بازیها استرس زیادی دارد اما خصوصیت ذاتی من این است که هیچ وقت نمیترسم و اسیر جو بازی نمیشوم اما بازی با آمریکا حکایت دیگری داشت. این بازی به لحاظ فنی برایم مهم نبود اما ترس و استرس داشتم چون میگفتم این بازی حیثیتی است و تمام ایرانیها در سراسر دنیا این بازی را نگاه میکنند و اگر ببازیم، باعث سرخوردگی و شرمساری مردم ایران میشویم به همین دلیل شب قبل از بازی استرس بسیار زیادی داشتم. در طول بازی هم تمام تلاش خودم را کردم تا تیم موفق شود و سربلند از زمین بیرون بیاییم. وقتی بازی را بردیم، انگار یک کوه را از روی دوش من برداشته بودند.
بعد از بازی با آمریکا، حتی بیشتر از بازی با استرالیا خوشحال بودم، چون میدانستم که تمام مردم خوشحال هستند.»
هیچ فرقی نکردهام
اولین پولی که پاشازاده در فوتبال گرفت، مبلغ 20 هزار تومان بود که سرآغاز ورود او به دنیای حرفهای فوتبال بود، اما جالب است بدانید همین شخص بیشترین پولی که در فوتبال گرفته برای یک فصل یک میلیارد تومان بود که از حضورش در تیم لورکوزن آلمان بود. این پول در زمان خودش رقم بسیار قابل توجهی بود و سود بسیار خوبی هم از این انتقال به باشگاه استقلال رسید.
مهدی پاشازاده در محله عباسی تهران به دنیا آمده و بزرگ شده و در حال حاضر منزل او در وین پایتخت اتریش است. وقتی از او میپرسیم از محله عباسی تا وین چقدر فرق کرده، جواب میدهد: «هیچ فرقی نکردهام. در یک سری کارهای بخصوص تغییر کردهام اما همان شخصیت سابق را دارم. با هر کسی که مواجه میشوم، مطابق با شخصیت او رفتار میکنم. در کل طوری هستم که خیلی زود خودم را با اطرافیانم وفق میدهم، اما ذات خودم را از یاد نبردهام و فراموش نکردهام که چه کسی بودهام و از کجا به اینجایی که هستم، رسیدهام.»
مهدی نوری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: