نسیم نرگس

کد خبر: ۲۷۲۳۸۲

چند سالی گذشت و نرگس بزرگ و بزرگ‌تر می‌شد. او دیگه باید به مدرسه می‌رفت. اولین روزی که پایش را توی مدرسه گذاشت خیلی خوشحال و شاد بود و از این که می‌توانست مثل بزرگ‌ترها کم‌کم خواندن و نوشتن را یاد بگیرد شادی زیادی می‌کرد. چند روزی گذشت اون با خوشحالی در مدرسه مشغول درس خواندن بود، ولی روزی فهمید که خواهر یا برادر نداشتن چقدر بد است. پدر و مادر نرگس از این نکته باخبر نبودن و نرگس هم چیزی به اونها نگفته بود. روزها گذشت یک روز خانم معلم وقتی دید نرگس کوچولو چه نقاشی‌ای کشیده تعجب کرد. آخه نرگس کوچولو خودش را کشیده بود همراه یک دختر، خانم معلم این نکته را از این‌ فهمیده بود که نرگس کنار آن دختر نوشته بود خواهر من نسیم. خانم معلم با خود فکر کرد مگر نرگس خواهری دارد؟! این را از نرگس پرسید. نرگس آهی کشید و گفت: نه؛ مکث کرد و دوباره جواب داد نه خانم معلم، من خواهری ندارم. بعد با ناراحتی سرش را پایین انداخت و رفت و سرجایش نشست. خانم معلم یک چیز را فهمید که چقدر نرگس تنهاست و با خود گفت: باید نرگس را از تنهایی در بیاورم.

خانم معلم نرگس را در کارهای جمعی کلاس و مسابقه‌های ورزشی در حیاط یا بازی کردن با بچه‌های دیگر خیلی شرکت می‌داد، اما نرگس مشکلش یک دوست یا یک خواهر یا یک همیار همیشگی بود و کاری از دست خانم معلم برنمی‌آمد. خانم معلم تصمیم گرفت نرگس را به یک مشاور خوب معرفی کند. اما باید به پدر و مادرش هم اطلاع می‌داد. وقتی تلفنی این مطلب را به آنها گفت، خیلی تعجب کردند و از این حس نرگس کمی ناراحت و دلگیر شدند. خانم معلم به آنها نظر خود را پیشنهاد کرد و آنها پذیرفتند. البته این را به نرگس نگفتند که ما به این دلیل تو را پیش مشاور می‌بریم. به او کلکی زدند و پیش خانم مشاور بردند. خانم مشاور به پدر و مادر نرگس گفت: نرگس را کلاس‌های گوناگون بگذارید تا دوستان بیشتری پیدا کند، اما وقتی از نرگس سوال‌هایی پرسید فهمید که نرگس دوستی ندارد و نمی‌داند که با دیگران چگونه ارتباط برقرار کند. برای همین این کار را غیرمستقیم به نرگس یاد داد. این‌طوری نرگس می‌توانست دوستان زیادی پیدا کند و همین کار در حل مشکل نرگس به او کمک کرد.

روزی نرگس را همراه با دوستانش به یک جنگل بردند. در آنجا نرگس دیگر تنها نبود چون نسیم خنکی می‌وزید و نرگس هم شاد و خندان بود و با نسیم بازی می‌کرد.

کیانا تیموری، 9 ساله

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها