گزارشی از مرمت غیرکارشناسانه یکی از شاهکارهای معماری جهان

پل خواجو، پله‌پله تا وصله ناجور

در فهرستی جهانی که اسامی ارزنده‌ترین و درخشان‌ترین شاهکارهای معماری و حجاری جهان را به فهرست درآورده، پل خواجو در کنار آثاری چون دیوار بزرگ چین، مجسمه فرعون، ابوالهول، مجسمه آزادی، برج ایفل و ... می‌درخشد. پل خواجو یک پل نیست! یک معماست... معمایی که آدمیان قرن بیست و یکمی از حل آن ناتوانند. خواجو، معمایی است همچون سایر معماهای شگفت‌انگیز اصفهان. همچون حمام شیخ بهایی که آب مورد استفاده در آن تنها با یک شمع گرم می‌شد! و کنجکاوان نادان برای حل معمایش خرابش کردند! اما هیچ‌گاه به راز آن پی نبردند...
کد خبر: ۲۷۲۲۲۶

خواجو معمایی است پنهان، پنهان همچون منارجنبان که از لرزاندن یک مناره، کل بنا و مناره دیگر نیز به لرزه می‌افتاد و باز کم‌خردان برای رازگشایی، یکی از مناره‌هایش را خراب کردند. بعد که خردشان را بسی محدودتر از کشف رازش یافتند، باز آجرها را سر جا گذاشتند، اما مناره دیگر نمی‌جنبید! و حالا منارجنبان لوچ شده است!! یکی از مناره‌هایش نمی‌جنبد، چون ساحت مقدسش به بی‌خردی آلوده شد.

چرا خواجو شگفت‌انگیز است؟!

حالا دست معماران و مهندسان عمران خیلی باز است. قبل از ساخت بنا به مدد انواع نرم‌افزارهای سه‌بعدی ساز و شبیه‌ساز بنایی را که قرار است احداث شود ترسیم می‌کنند و حتی بارگذاری آن را نیز می‌آزمایند، اما با قاطعیت می‌گویم که لشکری از آنها با همه نرم‌افزارهایشان هیچ‌گاه نخواهند توانست پل خواجوی دیگری بیافرینند. در خواجو حساب سنگریزه‌های زیر پل هم شده است! نظمی عجیب در جزء جزء اجزای آن می‌درخشد، از نما گرفته تا استاتیک سازه‌... خواجو کلکسیونی از عجایب است... .

به خاطر شمع خواجویش

خواجو شگفت‌انگیز است به خاطر «شمع‌هایش!» در طبقه پایین پل در منتها‌الیه عرشه پل بایستید و با زاویه 39 درجه نسبت به افق به ترکیب طاق‌ها، نشیمنگاه‌ها و دیواره‌ها بنگرید. بناگاه از ترکیب این فضای سه‌بعدی و از محل برخورد دیواره‌های پیشین و پسین شمعی سر بر می‌آورد! شمعی کامل با اشک‌هایش! در واقع عابران و سیاحان اگر در زاویه مذکور به دهانه‌های پل بنگرند شمع‌های منحصر به فردی تشخیص داده می‌شود که به گفته برخی استادان «شمع» بیانگر فلسفه خاصی در این پل است که در این مقال نمی‌گنجد، اما آنچه عجیب می‌نماید، چگونگی محاسبه زوایای سه‌بعدی در ذهن خار‌ق‌العاده معمار صفوی است که بی‌هیچ رایانه و نرم‌افزاری چگونه چنین شاهکاری آفریده؟!

به خاطر عقاب بال گشوده‌اش

حالا از آسمان به پل بنگرید، سوار بر هواپیما، بالگرد یا چیزی چون این. بنای پل از بالا همچون عقابی است که با تمام شکوه بال گشوده و برپهنه آبی زاینده‌رود پرواز می‌کند. کنگره‌های طبقات مختلف پل بسان پرهای عقاب می‌ماند و برآمدگی‌های شاه‌نشین طبقه دوم پل همچون سر عقاب است. براستی معمار عهد صفوی چگونه حساب نگاه از آسمان را هم نگه داشته؟! و عجیب‌تر آن‌که چنین پرسپکتیوی را چگونه در سر پرورانده؟!

به خاطر پایداری سازه‌اش

به گفته دکتر شاه‌کرمی از استادان برجسته دانشگاه امیرکبیر تهران، «پل خواجو شاهکار مهندسی دنیاست»! حساب همه بارها، همه سربارها، همه ضربه‌ها و فشارها شده است. زیر پل و در بستر رودخانه از گوی‌های سفالین استفاده شده که با ساروج پر شده‌اند و علاوه بر آب‌بند کردن پی، بر پایداری سازه افزوده‌اند.

به خاطر سد بودنش

در زمان شاهان صفوی از پل خواجو به عنوان «سد» هم استفاده می شده، این‌گونه که وقت جشن‌ها و پایکوبی مردم خوشبخت اصفهان، با تخته‌هایی چوبی آبراهه‌های زیر پل و حتی دهانه‌های طبقه اول پل بسته می‌شده و آب بالا و بالاتر می‌آمده، تا آنجا که زاینده‌رود به دریاچه‌ای تبدیل می‌شده که سطحش چونان آینه‌ای نورچرا‌غ‌های آویخته و آتشبازی‌ها را باز می‌تابانده است و وزن عظیم آب بالادست پل را سازه، بی‌هیچ کمر خم کردنی تاب می‌آورده ... .

به خاطر شاهکارهای معماری‌اش

در هر دو طبقه پل، موزه‌ای از انواع هنرهای صفوی، به رایگان در پیش دیدگان رهگذران، جلوه دارد که گنجینه‌ای از ناب‌ترین هنرهای شناخته شده در جهان است! آمیزه‌ای از رنگ و نقش. انواع کاشی‌ها، مقرنس‌ها، کنده‌کاری‌ها،‌ طاق‌ها، طاقچه‌ها و ... .

به خاطر آنچه در اینجا نمی‌گنجد

... و پل خواجو شگفت‌انگیز است به خاطر هزاران شگفتی دیگر که در این مقاله‌ جای نمی‌گیرد و شگفت‌انگیز است به خاطر هزاران شگفتی دیگرش که هنوز کشف نشده است.

پل خواجو را که ساخت؟

پل خواجو یا پل شاهی به امر شاه‌عباس دوم در سال 1060 ه . ق روی ویرانه‌های پلی از دوره تیموری به‌صورت امروزی آن ساخته شده و سازنده آن ناشناس است. اگرچه گاهی و در برخی کتب از اسم بعضی اشخاص به عنوان معمار و سازنده پل نام برده می‌شود، اما درباره سازنده آن اجماعی وجود ندارد.

به نظر می‌رسد حتی قبل از اسلام نیز در اینجا پلی وجود داشته؛ چرا که شاهراه اصفهان  ‌شیراز از فراز این پل می‌گذشته است.

مولف تاریخ اصفهان و ری نوشته: «ریشه و اساسش (اساس پل خواجو)‌ قبل از عجم بوده و زمان ترکمان‌های آق‌قویونلو تعمیر شده و به عهد صفویه مرتبه بالا را طرح انداخته و بیگلربیگی صدر اصفهانی روی مرتبه فوقانی بالاخانه ساخته بود به نام خود که در سال 1310 کسان ظل‌السلطان [حاکم جبار اصفهان] خراب کردند.»!

اگرچه در این متن نویسنده معتقد است که صفویه طبقه بالایی پل را ساخته‌اند، اما در بسیاری از متون نوشته شده که در زمان صفوی باقیمانده پل قدیمی را کاملا خراب کرده و پل فعلی را بنا نهاده‌اند.

یک راز عجیب!

اگر به سنگ‌های طبقه پایینی پل نگاه کنید، علامت‌های عجیبی را روی برخی از آنها می‌بینید که به دست حجارانی کنده‌کاری شده است. درباره این علائم حرف و حدیث بسیار است. عده‌ای آن را علائمی می‌دانند که هر کدامش مخصوص یک سنگتراش عهد صفوی بود و به این وسیله در پایان کار مشخص می‌شده که هر کس چند سنگ تراشیده و چقدر مزد می‌گیرد؟ اما معدود افرادی از کارشناسان معتقدند این علامت‌ها علائم حروف الفبای یونانی است! به اعتقاد ایشان در منطقه جی اصفهان ویرانه‌هایی از کاخ‌های دوران ساسانی باقی‌مانده بوده که سنگتراشان آن (برخی از آنها)‌ یونانی بوده‌اند و در عهد صفوی در ساخت پل خواجو از سنگ‌های آن بناهای قدیمی استفاده شده است. به هر حال سنگ‌های عجیب علامت‌دار خواجو همچنان یک معماست...

ایران، سال 1388، اصفهان

تمام آنچه درباره خواجو گفته شد، برای آن بود که مخاطبان پی به اندکی از ویژگی‌های منحصر به فرد این شاهکار معماری و مهندسی ببرند، اگرچه قلم از بیان همه گفتنی‌ها قاصر است، اما اینک حدود یک ماه است که سازمان میراث فرهنگی استان اصفهان اقدام به مرمت این اثرتاریخی کرده‌اند و همین مرمت سبب جنجال‌های فراوان رسانه‌ای در داخل و خارج کشور شده است.

بیشتر کارشناسان باتجربه، روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها، مرمت پل‌خواجو را غیر اصولی دانستند. مردم نگران به پل می‌نگریستند و با تعجب می‌گفتند: «اینها چه می‌کنند؟» تب ماجرا بالا گرفت. پل خواجو به یک بمب رسانه‌ای تبدیل شد.

احمد امین‌پور رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان در موضعی عجیب در کنفرانس مطبوعاتی خود گفت: پیمانکاران و افرادی که از این سازمان اخراج شده‌‌اند، به طور دائم در حال جوسازی در مورد اقدامات این سازمان هستند. او خبرنگاران را تهدید به شکایت کرد و گفت: اگر انتقادی غیرمنطقی صورت گیرد شکایت می‌کنیم.

به زعم او این خط و نشان کشیدن می‌توانست از حجم انتقادات بکاهد، اما در کمال تعجب خبرنگاران و فعالان مطبوعات اصفهان بیانیه‌ای صادر کردند که به امضای حدود 50 نفر رسید و چنین تعداد امضایی در تاریخ بیانیه‌های استان اصفهان بی‌سابقه بود. آنها امین‌پور و سازمانش را به باد انتقاد گرفتند و یک قدم جلوتر آمدند...

آنها در پل خواجو چه کردند؟!

مجدالدین رحیمی، کارشناس میراث فرهنگی به خبرگزاری مهر می‌گوید: با توجه به روند به اصطلاح مرمتی که در پل خواجوی اصفهان صورت گرفته این اثر ارزش تاریخی خود را از دست داده است.

او با اشاره به این که بخش‌های زیادی از پل به دلیل رعایت نشدن قانون و بی‌بندوباری مسوولان از بین رفته، تاکید می‌کند: مرمت پل خواجوی اصفهان نیز به دلیل مرمت غیر اصولی و متولیان زیاد دچار این مشکل شده به طوری که به جای سازمان میراث فرهنگی از سوی سازمان نوسازی شهرداری بهسازی شده است!

پیش از این حسن کامران نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی عنوان کرده بود که در اصفهان تاکنون هیچ‌گاه سازمان میراث فرهنگی شانس نداشته و از وجود مدیریت توانا و شایسته محروم بوده است و طی این سال‌ها از مدیریت میراث فرهنگی در اصفهان ضمن این که اقدام جدی و خاصی شاهد نبوده‌ایم، شاهد تخریب آثار مهمی چون پل خواجو نیز هستیم.

مرمت اثری همچون پل‌خواجو نیاز به تحقیقات وسیع و دامنه‌‌دار دارد و برداشتن غیراصولی حتی یک سنگ می‌تواند در کل سازه، اثرگذار باشد

به جمله آخر کامران دقت کنید: «شاهد تخریب آثار مهمی چون پل‌خواجو نیز هستیم.» این جمله نشان می‌‌دهد که او از تخریب پاره‌ای دیگر از بناهای نصف جهان نیز متاسف است. شاید سوای مرمت‌های غیراصولی در این شهر، او از پروژه نابود‌کننده میراث اصفهان یعنی «مترو!» نیز شکایت دارد.

متروی اصفهان، میراث ارزشمند جهان را که در نصف جهان جای داده شده هدف گرفته است. اما مافیایی پشت آن است که نه به قانون پاسخگوست و نه به خبرنگاران! رئیس متروی اصفهان همه درها را به روی رسانه‌ها بسته و با حمایت‌های مسوولان استان بخصوص شهردار و رئیس شورای شهر با فراغ خاطر تونل مترو را از زیر آثار تاریخی می‌گذراند. حتی به کارشناسان میراث فرهنگی هم اجازه نزدیک شدن به تونل‌های مترو داده نمی‌شود!

آن زیر دستگاه‌های تی.بی‌.ام، آخرین میراث برجای مانده اصفهان را هم نابود می‌کنند.

حسین حسینی‌پناه عضو انجمن موزه‌داران خصوصی اصفهان به فارس گفته: «وضعیت فعلی پل‌خواجو از متروی اصفهان سرچشمه می‌گیرد. زیرا در حالی که مسوولان قول دادند، مترو از زیر چهارباغ و از نزدیکی سی و سه‌پل عبور نخواهد کرد، اما به وعده خود پایبند نماندند و در این زمینه هم هیچ اهمیتی به نظر مردم داده نمی‌شود.» او ادامه می‌دهد: «مرمت پل خواجو به این شیوه نادیده گرفتن و محو تاریخ این شهر است»!

چه کسی می‌گوید مرمت پل خواجو غیراصولی است؟

هر روز و در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های مختلف از انواع طیف‌های فکری و سلیقه‌ای، مرمت پل خواجو زیر سوال می‌رود، اما همچنان امین‌پور و معاونانش می‌گویند مرغ یک پا دارد. آنها به جای یک معذرت‌خواهی رسمی، منتقدان را تهدید به شکایت کرده‌اند!

دکتر شاه‌کرمی استاد دانشگاه امیرکبیر تهران و کسی که سال‌های سال از عمر خود را روی معماری خواجو گذارده به خبرگزاری مهر می‌گوید: «حتی یک سنگ هم نباید از پل خواجو برداشته می‌شد»! او که در زمینه‌سازه و مهندسی ید طولایی دارد، خواجو را سازه‌ای یکپارچه می‌بیند که همه اجزای آن بسان پازلی به هم مرتبطند. او با علم خود دریافته که مرمت اثری همچون پل‌خواجو نیاز به تحقیقات وسیع و دامنه‌‌دار دارد و برداشتن غیراصولی حتی یک سنگ می‌تواند در کل سازه اثرگذار باشد؛ چیزی که مسوولان میراث اصفهان هنوز به طور کامل درک نکرده‌اند.

به دکتر قانعی از معماران برجسته ایران‌زمین و برنده جوایز فراوان معماری تلفن می‌زنم. او هم شاکی است می‌گوید: «عکس‌های عملیات مرمت را دیدم و افسوس خوردم! از شکسته شدن سنگ‌های صفوی از عملیات ماشین‌های سنگین و ... ما که روی بحث‌های مرمت حساسیم فقط افسوس می‌خوریم! ما متفق‌النظریم که این مرمت اصولی نیست.»

او از اشخاصی که در این مرمت سهیم‌اند شکایت دارد و از تعجیل سازمان در این مرمت متعجب است.

به راستی چرا در حریم این پل از ماشین‌های سنگین استفاده شد؟! جالب‌تر آن که در عملیات حفاری پایین‌دست پل اتفاق جالبی افتاد!

ماجرای سنگ‌قبرها!

در جریان خاکبرداری از پایین‌دست پل و وقتی که لودرها زمین را می‌کندند، تعداد زیادی سنگ قبر بسیار نفیس و قدیمی سر بر آورد، همراه تعداد زیادی تخته سنگ‌های حجاری شده با همان علائم عجیب و غریب حجاران!

این که این سنگ‌ها اینجا چه می‌کنند هنوز معماست، اما به گفته شاهدان در عملیات حفاری بسیاری از این سنگ‌قبرهای نفیس با خطوط و تزیینات منحصربه‌فرد می‌شکند و مسوولان موزه سنگ تخت فولاد اصفهان تنها سه، چهار تا از سنگ قبرهای کمتر آسیب دیده را به موزه انتقال می‌دهند و از سرنوشت دیگر سنگ قبرهای آسیب‌دیده اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند.

همین کافی است تا بدانید چرا دلسوزان پای بر زمین می‌کوبیدند که ماشین‌های سنگین را خاموش کنید، پل خواجو غول‌های آهنین را برنمی‌تابد... .

پلکان‌ها

اگرچه در مرمت رسم بر این است که گام به گام جلو بروند و مثلا در مرمت یک ردیف پله، اول پله اولی مرمت ‌شود، بعد دومی و... اما در مرمت پل خواجو همه پله‌های پلکان‌ها مورد مرمت از جا خارج شد و این هم صدای مردم و کارشناسان را درآورد. سپس با این استدلال که پاره‌ای از سنگ‌های پلکان‌ها یا متعلق به زمان صفوی نیستند و محصول نوسازی‌های سال‌های گذشته‌اند یا اگر هم متعلق به زمان صفوی هستند، عمر مفیدشان به سر آمده، خرد و دور ریخته شدند و به جای آنها از سنگ‌هایی استفاده شد که هیچ همخوانی با پل نداشت و این بار مسوولان میراث این گونه دسته گل جدید را توجیه کردند که لازم است قطعه‌های مرمتی با سایر اجزای پل تفاوت داشته باشد تا ناظران متوجه اصل نبودن آن شوند! با این حساب و با یک حساب سرانگشتی، تا چند سال دیگر پل خواجو سازه‌ای بسیار زشت و وصله وصله‌ای خواهد بود، اما ماجرا کمی مشکوک به نظر می‌رسد. در حفاظت و مرمت آثار تاریخی اصلی به نام «حفظ اصالت و سندیت طرح و ماده تشکیل‌دهنده اثر» وجود دارد. طبق این اصل، تا حدامکان نه‌تنها باید شکل و ساختار اصلی اثر حفظ شود و تغییری در آن به وجود نیاید، بلکه ماده ساختمانی و سازنده آن نیز باید حفظ شود و این به آن دلیل است که ماده و مصالح سازنده اثر نیز دارای ارزش تاریخی و منتقل‌کننده اطلاعات و دانش ویژه دوران خود است.

از دکتر یقینی، یکی دیگر از کارشناسان زبده نصف جهان در این باره می‌پرسم. او معتقد است با برخی سنگ‌های پله‌ها را می‌شد با وصالی و لقمه‌گذاری ترمیم کرد و لازم نبود خرد شده و دور ریخته شوند. او به نکته بسیار ظریفی اشاره می‌کند که سنگ‌های استفاده شده در ساختن پل خواجو 2 دسته بوده که حاصل تلاش 2‌‌دسته انسان متفاوت، یعنی سنگتراش و معمار بوده است. پس برخی علامتدار است و برخی بی‌علامت. لذا وقتی ما در پله‌ها، سنگی را بدون علامت می‌بینیم، چطور به خودمان اجازه می‌دهیم بگوییم این متعلق به زمان صفوی نیست و آن را نابود کنیم؟!

استدلال دکتر یقینی را به گونه دیگری هم می‌شود مطرح کرد که با استدلال دیگران درباره قدمت ساسانی سنگ‌های علامت‌دار جور دربیاید. این گونه که ممکن است سنگ‌های صفوی بی‌علامت بوده‌اند و میان آنها از سنگ‌های علامت‌دار زمان ساسانی هم استفاده شده. در هر صورت اگر استدلال سومی همچون استدلال مسوولان میراث فرهنگی اصفهان مبنی بر این که این سنگ‌ها هر چه بود عمر مفیدش به سر آمده بود و باید خرد می‌شد را بپذیریم پس با این استدلال، بناهای سنگی روم باستان و تخت‌جمشید لازم می‌نمود که هزار باره نو شده باشد!

دکتر یقینی می‌گوید: این سنگ‌های جدید همخوانی با پل ندارد؛ این اشتباه است! حتی روی سنگ‌ها تیشه ماشینی گذاشته‌اند. در صورتی که ما انواعی از تیشه‌هایی را داریم که هر کدام مشخصه یک دوره و یک تفکر است. این که سنگ‌های صفوی، لبه‌هایش پخ خاصی دارد. از نظر معماری، زیبایی و شکوه خاصی را تداعی می‌کند... او به طریقه ساختن ملات‌های جدید در عملیات مرمت و حتی کتابچه‌ای که سازمان درباره مرمت پل خواجو چاپ کرده هم انتقاد دارد و همچون دیگر کارشناسان افسوس می‌خورد... .

کنعانی، کارشناس مرمت به نکته جالبی اشاره می‌کند: «تا زمانی که افراد مشغول در عملیات مرمت، مصالح، زمان‌بندی عملیات و روش‌های مورد استفاده شفافیت نداشته باشد، با چنین دردسرهایی روبه‌روییم. چرا آن گونه که در سراسر دنیا مرسوم است، پیش از شروع مرمت، موارد مذکور را با رسانه‌ها و کارشناسان در میان نگذاشتیم؟! چرا سود و زیان را در نظر نگرفتیم و با امکانات، بودجه و افرادی که در اختیار داریم، زمانی نامناسب برای مرمت را برگزیدیم؟! یا بهتر بود پل به حال خود رها می‌شد شاید کمتر آسیب می‌دید! پل خواجو نیاز به بودجه‌ای ملی داشت....»

سخن آخر

از شمع بپرسید حدیث دل خواجو
جز شمع جگرسوز که شد همدم خواجو

احسان مرادی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها