در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یک خصوصیت کلی که در همه جای بازی The Conduit دیده میشود، ایناست که سازندهها واقعا سعی کردهاند بیشترین استفاده را از امکانات محدود خودشان بکنند. شک نکنید که موتور پایه کوانتمهرچقدر هم قوی باشد، در برابر بازیهای اکشن اول شخص روز دنیا در دیگر پلتفرمها کم میآورد. بنابراین برای اینکه بشود از The Conduit یک اثر ماندگار ساخت، سازندهها بهخوبی میدانستهاند که باید به همه بخشهای بازی تا حد امکان بپردازند.
اول از داستان شروع میکنیم. قهرمان بازی مایکل فورد نام دارد که توسط شخصی به نام جان آدامز که رهبر یک گروه مشکوک به نام تراست است،دعوت به کار میشود. هدف او باز پس گیری یک دستگاه پیشساخته تراست از دست تروریستی به نام پرومتیوس است.
در ادامه کار داستان بهطور کامل برمیگردد. هنوز نیمی از داستان نگذشته که میبینید مشغول همکاری با پرومتیوس هستید و آدامز تبدیل به شخصیت منفی داستان میشود. در این بین باید با سربازهای تحت فرمان آدامز و آدمفضاییهایی که به واشنگتن حمله کردهاند مبارزه کنید. داستان در ادامه باز هم میچرخد و چند سورپریز دیگر هم برایتان دارد.
شخصیتپردازی در The Conduit بهنحو احسن انجام شده و از حد و اندازههای یک اکشن اول شخص معمولی بالاتر است. بهخصوص که از گویندههای حرفهای برای صداگذاری این شخصیتها استفاده شده است. گویندههایی که به جای پرومتیوس و آدامز در بازی صحبت میکنند، به خوبی به دیالوگها و درگیریهای لفظی جان بخشیدهاند. با اینکه از میان پردههای سینمایی متعدد و دموهای CG خفن خبری نیست، اما باز هم نویسندهها موفق شدهاند یک داستان جذاب را در یک اکشن اول شخص پیاده کنند که جای تقدیر دارد. داستان بازی پایان درست و حسابی ندارد و باید منتظر باشیم در شماره بعد از سرنوشت شخصیتها آگاه شویم.
روند بازی کاملا استاندارد است. یک اکشن اول شخص پر زد و خورد با ضربا~هنگ بالا در انتظار علاقمندان به این سبک است تا در 9مرحله بخش تکنفره و سناریوهای بخش چندنفره ساعتها آنها را سرگرم کند. مراحل بسیار متنوع هستند و تغییر لوکیشنها بهخوبی تکراری بودن مبارزه و روند بازی را تعدیل میکند. هر چند وقت یکبار هم باید با Invaderها روبرو شوید که در حکم »غولا~خر«های بازی بهشمار میآیند.
بازیهای خوش ساخت هر ژانر، معمولا در کنار تکرار کردن کلیشههای موفق، یک قابلیت منحصر به فرد را هم در بازی وارد میکنند. در The Conduit این قابلیت منحصر به فرد در قالب وسیلهای به نام ASE یا All Seeing Eye ارائه میشود. یک کره عجیب که در طول مراحل سکوها، درها یا دیگر عناصر مخفی لازم برای پیشرفت در بازی را نشان میدهد. در بخش چند نفره این ASE سوژه یک حالت جالب مانند Bombing Run های معروف آنریل 2004 میشود.
یکی دیگر از نکات قابل توجه The Conduit، نحوه کنترل فوقالعاده حساس و کارآمد آن است. ویموت و دکمه B زیر آن برای نشانهگیری و شلیک استاندارد هستند. نارنجکها توسط تکان دادن نانچاک پرت میشوند و با جلو آوردن ویموت، فورد با قنداق سلاحاش از نزدیک به دشمنها ضربه میزند.
اما در بخش گزینهها میتوانید همه چیز را از جمله دقت حرکت نشانگر در جهات مختلف، نوع دوربین، Dead Zone ویموت، سرعت چرخش و دویدن کاراکتر، حساسیت ویموت و نانچات نسبت به تکان خوردن و دیگر گزینههای مربوط به کنترل هرچه راحتتر و روانتر بازی را تغییر دهید. در واقع پس از چند بار تغییر و تحول در این گزینهها، متوجه میشوید برای اولین بار در زندگی اول شخصیتان با یک سیستم کنترلی کاملا دلخواه و مطلوب سرکار دارید که همه چیزاش مطابق سلیقه شماست.
از نظر گرافیکی The Conduit پیشرفت چشمگیری نسبت به دیگر بازیهای Wii دارد اما باز هم قابل مقایسه با عناوین معروف این ژانر در دیگر پلتفرمها نیست. اما هر چه باشد The Conduit نمونه خوبی از یک بازی خوشساخت است که در آن سازندههایش نهایت تلاش خود را در همه بخشها کردهاند تا کیفیت بازی را بالا ببرند. انجام این بازی را به همه کسانی که Wii دارند توصیه میکنیم.
سیدطه رسولی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: