در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اول زمینی بود بعد آسمانی شد
پروسه تولید مجموعههای روتین ماراتن نفسگیری است که گروه سازنده را به تلاش مضاعف و فراتر از عرف معمول وا میدارد، محسن چگینی، تهیهکننده سریال مسافران رویه راهاندازی فکری و عملیاتی مجموعه را این گونه شرح میدهد: «بهمن 1387 طرحی که پیشنهاد خودم بود به شبکه ارائه شد، قبل از عید طرح به تصویب رسید. نگارش از اسفندماه 87 به غلتک افتاد. در بدو امر قرار بود کاری را سامان دهیم که برعکس این سریال کاملا زمینی بود، ولی با اضافه شدن پیمان قاسمخانی به گروه ما، طرح سریال را عوض کردیم و در هر صورت شکل و شمایل کار تغییر پیدا کرد. لوکیشنی که در بدو امر انتخاب شده بود بر اساس طرح قبلی بود. پیشتولید سریال 2 ماهی طول کشید، تصویربرداری هم از 12 اردیبهشت آغاز شد. طراحی کار برای 50 قسمت است. اکنون هم 10 قسمت از پخش جلو هستیم.»
تـهـیـهکـننده مسافران در ارتباط با تفاوتها و شباهتهای این سریال با کار قبلی خود (سریال چارخونه) میگوید: چارخونه یک کار کاملا رئال و اجتماعی بود. در هر صورت به سبک کارهایی بود که همیشه انجام شده، حالا یک خانوادهای که در 4 آپارتمان زندگی میکنند، همسایهای دارند و به زندگی معمولی خود ادامه میدهند؛ شکلی که همیشه بوده و مردم به آن عادت دارند! خیلی هم سریع این شمایل کار بین مردم جا میافتد.
یکی از دلایلی که ما خواستیم کار متفاوتی در سریال مسافران انجام دهیم این بود که آن نوع کارها زیاد انجام شده بود، تلاش کردیم فضای جدید ایجاد کنیم و یک ذهنیت تازه در کمدی ارائه دهیم. حالا مسائل زمینیها را از زاویه دید این آدمها که از فضا آمدهاند رصد میکنیم؛ این آدمها اصلا با این تشکیلات زمینیها، زندگی و راه و رسمشان آشنا نیستند. هر چه داستان پیش میرود ما وارد این اتفاقات بیشتر میشویم، آهسته آهسته این آدمها مراودهشان با زمینیها زیاد میشود و کاملا درگیر مسائل زمینیها میشوند. شکل کار در ادامه کاملا متفاوتتر از قسمتهای نخست سریال میشود ولی اصل قصه و آن تمی که ما میخواهیم به آن برسیم همین است، یعنی فضاییهایی که وارد مشکلات زمینیها میشوند.
چگینی در ارتباط با تمرکز صرف بر لوکیشن خانه در روند کار میگوید: «لوکیشنهای ما تنوع دارد. در قسمتهای آغازین آن بخشی که در اداره میگذشت به واقع ما در جغرافیای یک اداره واقعی کار کردیم. تلاش میکنیم که لوکیشنهای ما واقعی باشد، مثلا باز اگر قصه در یک اداره اتفاق بیفتد واقعا در یک اداره مستقر شویم، نمیخواهیم فضای سریال خیلی حالت دکوری به خود بگیرد. البته این موضوع به زمان باقیمانده برای ادامه کار هم بستگی دارد.»
تهیهکننده سریال مسافران در ارتباط با تقویت بستر فانتزی اثر و باز گذاشتن دست نویسندهها برای شوخی و بهرهوری از ویژوآل افکتها در ادامه سریال اعتقاد دارد: «بخش ویژوآل افکت، اسلحههای فانتزی و این برنامهها برای شروع کار و شوخی با این جنس کارهای فضایی انجام شد، ولی ترفندهای ویژوآل افکتی فقط برای جا انداختن این آدمها بود که از فضا آمدند؛ یعنی هر چه که جلوتر میرویم بستر قصه رئالتر شده و از این شوخیها کاسته میشود. در واقع این فضاییها هستند که با عادات زمینیها کنار میآیند و به نوعی شبیه زمینیها میشوند.»
چگینی در ارتباط با تفاوت جنس کمدی رامبد جوان که به فانتزی نزدیکتر است نسبت به جنس کمدی چارخونه میگوید: «در هر صورت کارهای قبلی جوان نزدیک به فانتزی بوده ولی در حد مسافران نبوده است! به نظرم اولین بار است که در این سبک و سیاق کار میکند، به هر حال قصه ما از فانتزی شروع شده و به یک قصه کاملا رئال تبدیل میشود مانند موزیک اول سریال میماند که با تم جنگ ستارگان به غلتک میافتد، ولی بعد کاملا ایرانی میشود. البته این موضوع برای تماشاگر سخت است، خیلیها متوجه این قضیه نشدهاند. همه این قضایا عمدی است! یعنی آدمهای فضایی ما کاملا ایرانی میشوند و وارد موقعیتهایی میشوند که برای همگان ملموس است. ولی خب در هر صورت ارتباطش در ابتدا با تماشاچی عادی و عام یک مقدار سخت است.»
تهیهکننده این مجموعه کمدی، بازتابهایی که تاکنون به گروهش رسیده را این گونه شرح میدهد: «بازتابها متفاوت است؛ هم خیلی مثبت داشتیم و هم بازخورد خیلی منفی گرفتیم. بازتابهای متوسط هم داشتیم. از ابتدا هم گروه سازنده سریال منتظر این گونه واکنشها بود!
سریال مسافران کاری است که شکلش فانتزی است و در مسیر داستان قرار است این شمایل از کار به فضای رئال نزدیکتر شود، برای همین هر چقدر که قصه ما به این بخش نزدیکتر شود ارتباطش با مخاطب صددرصد افزونتر شده و تکلیف کار هم روشنتر خواهد شد! ولی این که آدم جدید به داستان اضافه شود این امر در سریال مسافران قطعی است و حوالی قسمت 24 یک کاراکتر جدید به داستان افزوده خواهد شد. این موضوع هم از قبل پیشبینی شده بود؛ اینکه هنرپیشه این نقش تازه چه کسی باشد، هنوز به نتیجهای نرسیدیم.
برخی زمانها میزان بازخوردها در تغییر روند رخدادها و گاه حذف و اضافه کردن تیپها تاثیرگذار است، تهیهکننده مسافران اعتقاد دارد: تجربهای که خودم طی این چند سال از کارهایی مثل پاورچین، نقطهچین و شبهای برره کسب کردهام به ما رویه همسویی با نبض مخاطب را نشان داده است. ما وقتی پاورچین را شروع کردیم، بازتابهایی که از مردم به ما رسید سبب شد که از قسمت 30 به بعد تغییراتی را در سریال لحاظ کنیم که همین تغییرات سبب شد که پاورچین به یک کار درجه یک تبدیل شود.
در نقطهچین مدل کار را عوض کردیم؛ قهرمانهای ما کارآگاه بودند ولی از قسمت 15 به بعد مسیر داستان و شکل اجرا عوض شد، با اضافه شدن «بامشاد» سریال سر و شکل تازهای به خود گرفت و 135 قسمت جلو رفت. حتی شبهای برره وقتی شروع شد، یادم هست تا قسمت 10 ما بازتابهای خیلی خوبی نداشتیم! آهسته آهسته وقتی شکل کار و نحوه اجرا برای مردم جا افتاد، سریال به یک اثر ماندگار تبدیل شد.
قضیه خیلی جدی است
موسیقی برنامههای روتین بخصوص طنز شبانه به مولفههای ویژهای نیاز دارد، سعید ذهنی، آهنگساز مجموعه مسافران میگوید: خودم یک وسواس خاصی نسبت به این طنزهایی که باب شده داشتم، اگر دقت کرده باشید شاید اولین موردی است که وارد بحث ساخت موسیقی این کارها شدم. برنامههای طنز مجموعههایی هستند که با توجه به این عصبیتها و مشکلاتی که وجود دارد به ایجاد لحظات شادی کمک میکنند! به هر حال وجهی هم که برای من خیلی اهمیت داشت این بود که ارزش کمدیها و در واقع برنامههای طنز در حد کمدی رفتارها و گفتارهای خیلی سطحی پایین آمده بود؛ اما موضوعی که خیلی برای من جذبه داشت، گرایش سازندگان مسافران در نزدیک شدن به کمدی موقعیت بود.
موسیقی مجموعه طنز ساختن، کار بسیار سخت و دشواری است. تعریف ما از این گونه کار به نوع نگرش ما از طنز یا مجموعه تلویزیونی طنز بازمیگردد؛ طنز الزاما به معنی کمدی نیست اگر هم باشد به معنی کمدی بوف یا کمدی محض یا کمدی چیپ نیست! طنز اتفاقا از منظری به قضایا نگاه میکند که در آن همانطور که لحظات شیرین خلق میشود در بطن و بستر آن روابط جامعهشناسانه آدمها مورد نقد قرار میگیرد. بنابراین موسیقی هم در این زمینه الزاما رفتن سمت کمدی یا لوندی نیست.
رامبد جوان را از سالهای قبل میشناسم، ذهنیت پیمان قاسمخانی را خیلی دوست دارم. صحبتهایی با دوستان انجام دادیم، در نهایت به این نتیجه رسیدیم با توجه به قصه که در آن تعدادی آدم به یک ترتیبی فانتزی از فضا آمدهاند، حالا که میخواهیم وارد حیطه طنز شویم، در موسیقی هم از این که فقط به مولفههای شاد نظر داشته باشیم پرهیز کنیم!
با نظری که دوستان داشتند، روی چند فیلم معروف در ژانر علمی ــ تخیلی مکث کردیم تا تمی را انتخاب کنیم و طنز را با اشاره به قضیه فضایی بودن آن تم پیش ببریم. ما تم موسیقی فیلم «جنگ ستارگان» را انتخاب کردیم.
به هرحال این سیاق ساخت موسیقی کار دشواری است و به راحتی نمیشود یک تم فرنگی را آورد و به سمت ایرانی برد بدون این که در واقع ماهیت و اصالت خود تم لطمه بخورد. خدا را شکر میکنم حس موسیقی این سریال در زمینه موسیقی عنوانبندی اتفاق خوبی برای موسیقی طنز است و این ترکیب موفقیتآمیز انجام شد.
آهنگساز مسافران در ارتباط با تاثیر موقعیتها در تقویت تم اصلی موسیقی اثر میگوید: «در روند کار، دقیقا مبنای آهنگسازی اثر را بر مبنای تبعیت از کمدی موقعیت گذاشتیم، اگر دقت کنید ما نیامدیم روی لحظات، اکسون بگذاریم یا مثلا اگر یک نفر حرکتی میکند یا حرف خاصی میزند، بیاییم به فرض مثل انیمیشن شارژش کنیم یا افههای فانتزی بگذاریم. البته میدانید در این مجموعهها فشار و سرعت کار بسیار بالاست؛ اتفاقا 3 روز مانده به پخش سریال از بنده برای ساخت موسیقی دعوت شد. الان که سریال پیش رفته موسیقی هم به سمت جدی شدن حرکت کرده است، یعنی موسیقی خیلی سعی نکرده که شوخی کند و مضحک و کمدی باشد بلکه موسیقی سعی کرده با ایجاد موقعیت جدی بستری به وجود آورد تا آن کمدی مورد نظر کارگردان از دل این کار در بیاید، بنابراین موسیقی قرار نیست در این کار بخنداند»!
موسیقی عنوانبندی اول سریال با تم معروف جنگ ستارگان شروع میشود بعد با یک تغییر، رنگ و لعاب بومی ــ سنتی پیدا میکند، سعید ذهنی روند فوق را این گونه شفاف میسازد: «موسیقی جنگ ستارگان در تنالیته دوماژور ساخته شده بود و نزدیکترین دستگاه ایرانی با توجه به تنالیته و تم اصلی، ماهور بود. سعی کردیم از انتهای تکرار دوم موتیف اصلی جنگ ستارگان با یک پاساژ، موسیقی را وارد ماهور کنیم و در واقع داستان را ادامه دهیم و جلو برویم.»
آهنگساز مسافران در ارتباط با شخصیتپردازی توسط موسیقی برای آدمهای فضایی میگوید: «خیلی سعی کردیم با قراردادگذاری، این موضوع را رعایت کنیم، بافتسازیای که در مورد آدم فضاییها به کار بردیم، بافتی است که در آن معمولا از یکسری صدای اتمسفر و آمبیانسهای الکترونیک کمک گرفتهایم.»
ذهنی در ارتباط با لحاظ کردن موسیقی افکتیو در چنین موقعیتهایی اعتقاد دارد: جاهایی ممکن است که موسیقی ما افکتیو شود ولی در کلیت اثر، ما موسیقی افکتیو نداریم! موسیقی افکتیو به این سیاق قابل تعریف است که از ابزار یا اینسترومنت موسیقیایی، برای منظور غیرموسیقیایی استفاده کنیم. مثلا تمبکی بیاید دق دق بزند، یعنی ما داریم در میزنیم... بنابراین شما با مـوسـیـقـی افـکـتیو در محدوده فانتزیهای غلیظ، بخصوص در حیطه انیمیشن مواجه میشوید.
آهنگساز مسافران چند و چون موسیقی عنوانبندی پایانی سریال را این گونه شرح میدهد: «وقتی دوباره تم جنگ ستارگان را در آخر میشنویم، سعی کردیم وارسیون ماهور را در دفعه دوم متغیر کنیم، یعنی مانند موسیقی عنوانبندی اول نباشد؛ همان تم را برای اولین بار میبینم که کمانچه به صورت آوازی اجرا میکند. در واقع ما تم اصلی جنگ ستارگان را در قالب ترکیب الگوی ریتمیک، دفرمه کردیم و به موسیقی ایرانی بردیم! در بخش انتهای موسیقی عنوانبندی، تار در پایه قرار میگیرد و اگر دقت کنید کمانچه دقیقا آن تم را به صورت آوازی اجرا میکند.»
سعید ذهنی نخستین تجربه خود را در ساخت موسیقی مجموعه روتین این گونه میسنجد: «سریال هر شب پخش میشود. فقط جمعهها به نوعی تعطیلی داریم که در حقیقت این تعطیلی برای ما معنی ندارد به جهت این که ما تلاش میکنیم از پخش جلو بیفتیم. اکنون که با هم حرف میزنیم من 4 صبح امروز موسیقی قسمت 9 را تحویل دادم، امشب مردم قسمت 8 را میبینند. به هر صورت فعلا 2 قسمت جلو افتادم. خیلی دلم میخواست به حیطه طنز وارد شوم ولی به شرط این که با کمدیای که اعتقاد دارم همسو باشد. سریال مسافران این شرایط را فراهم کرد و خوشحالم که با رامبد جوان، محسن چگینی و بازیگرانی که از دوستان قدیمی من هستند در این سریال همراه شدم.»
پسرخالهها و حوض نقاشی...
جغرافیای اصلی سریال مسافران را خانهای شیک و اشرافی شکل میدهد که بیشتر رخدادهای داستان در این جغرافیا فتیلهاش بالا کشیده میشود، امین صدرایی، طراح صحنه سریال در ارتباط با سروسامان دادن این لوکیشن میگوید: «با آقای جوان در ارتباط با لوکیشن اصلی به این توافق رسیده بودیم که این لوکیشن خانهای باشد که یک مقدار فرم اعیانی داشته و دوبلکس باشد و دوربینها هم بتوانند بخوبی در آن فضا مانور بدهند. در بدو امر هم چند خانه پیدا کردیم. داخل خانههای لوکس، گچبری خیلی کار شده است، بعد به لوکیشن کنونی رسیدیم. اولین بار که وارد اینجا شدیم، هیچی ندیدم! چون در و دیوار و سقف و همه جای این خانه سیاه بود، در این مکان شرکتی فعالیت داشت که عکاسی تبلیغاتی انجام میدادند. ما با یک فضای سیاه مطلق مواجه شدیم، پنجرهها را که گشودیم، تازه پی بردیم شکل و شمایل خانه چگونه است!
از روزی که قرارداد بستند، ما در اینجا مستقر شدیم. تقریبا 10 روزی به این مکان رنگ سفید زدیم که ببینیم خانه چه شکل و شمایلی پیدا میکند. چند و چون قصهها را از پسرخالههایم ــ مهراب و پیمان قاسمخانی ــ مطلع شدم. با این اطلاعاتی که به دست آوردم، رنگ و لعاب جغرافیا و نوع مبلمان اتاقها را با هم چک کردیم. یکسری آکسسوارها را از تعدادی شرکت به صورت امانی گرفتیم، رنگها را انتخاب کردیم و مشغول کار شدیم. از سیاهی درها بهره بردیم، بعد روی دیوارها تغییراتی اعمال کردیم، یکسری نقش برجسته هم در برخی از مکانها به کار بردیم؛ چون رشته اصلی خودم مـجـسـمـهسـازی اسـت و بـیـشـتـر مجسمه شهری میسازم.»
طراح صحنه مسافران، چند و چون سروسامان دادن خانه آدم فضاییها را این گونه شفاف میسازد: «خانه آدم فضاییها را در 2 مرحله کار میکنیم. یعنی طبق داستان پیش میرویم. نخست یک فضای باز سرد و بیروح را نشان دادیم که از رنگهای آبی روشن و طوسی بهره بردیم. اکنون که اینها وارد زمین شدند و دارند به رفتار زمینیها نزدیک میشوند ما هم شروع کردیم به لحاظ کردن یکسری تغییرات در خانه آدم فضاییها، حالا که چند قسمتی از سریال گذشته هیچ دکوراسیونی را در منزل آدم فضاییها نمیبینیم، اتاقها به نوعی خالی است. بر اساس نیاز قصه اندک اندک که اینها زمینیتر میشوند اشیا و آکسسوار به خانه اینها اضافه میشود.»
زندان بخش لاینفک جغرافیای رخدادهای این سریال است، صدرایی در ارتباط با نحوه آمادهسازی این لوکیشن میگوید: «در داستانهایی که مینویسند ما زندان زیاد داریم، مجبوریم که از فضاهای داخلی بهره ببریم و مدام تغییر مکان ندهیم. در این جغرافیا موتورخانهای داریم، یک قسمتی از آن موتورخانه را برداشتیم و رنگی به آن زدیم. خود این موتورخانه جای سیاه و تاریک و درب و داغانی است. به هر حال تمام این فضاسازیها به داستان مرتبط است. سعی میکنیم تمام موارد را با نویسندگان چک کنیم که به چه صورت پیش برویم.»
بخشی از رخدادهای جانبی داستان در محیط کلهپزی رقم میخورد، طراح صحنه سریال نحوه آمادهسازی این محیط را این گونه شرح میدهد: «داخل داستان، فرخ شخصیت شلخته و کثیف معرفی شده، از سوی دیگر فرید هم آمده به شیک کردن کلهپزی پرداخته است. اینها همیشه سر این موضوع اختلاف دارند. فرید میخواهد فرم کافیشاپ را با کلهپزی قاطی کند. دیوارهای این مکان به همین شکل بود. خیلی نمیتوانستیم در ساختمان و کاشیهای آنجا دست ببریم. اگر میخواستیم کلهپاچهای را یکجای کاشی شده، عین کلهپزیهای دیگر کار کنیم، باید همه جا را سرامیک میکردیم. کلهپزی هم در حین پیشرفت داستان طبق اختلافاتی که بین فرید و فرخ در آینده رقم میخورد شامل تغییراتی میشود.»
صـدرایـی در ارتـباط با لباس آدمهای محوری بخصوص آدمهای فضاییها میگوید: «چون ما یک مقدار در مورد لباسها مشکلات داریم، خیلی نمیتوانیم در این مورد مانور دهیم؛ سعی میکنیم لباسها بیشتر مشکل نداشته باشند تا این که بخواهیم مدام رنگی رنگی کنیم! خودم کارهایی که خیلی رنگ دارند و تنوع رنگ در آنهاست را نمیپسندم. برای آدم فضاهاییها هم سعی کردیم از رنگهای تقریبا خاکی بهره ببریم. آهسته آهسته که طبق داستان جلو میروند و بیشتر زمینی میشوند ما هم تغییراتی را در رنگ لباسهای آنان لحاظ میکنیم.»
طراح صحنه مسافران تجربه مشارکت خود را در این سریال روتین این گونه میسنجد: «این نخستین کاری است که به صورت مستمر سر صحنه هستم. تجربه صحنهای خود را از سریال شبهای برره شروع کردم. در واقع چهار پنج کار دکوری برای این گروهای طنز انجام دادم. دکورها را میساختم و بعد هم از خدمت دوستان مرخص میشدم. این اولین سریالی است که سر صحنه آن ماندهام و یک تجربه اساسی برای بنده است. کار اصلی بنده مجسمهسازی است. تک و تنها تا میانههای شب آرام مینشستم با کسی هم ارتباطی نداشتم، فقط مجسمههایم را میساختم، ولی در این سریال با یک عده زیادی مدام در ارتباطم و در نهایت تجربه جالبی برای بنده است.»
همیشه دیرمان میشود
شمایل فنی و دیداری سریالهای روتین اغلب تابع شرایط و زمانبندی تولید است، رضا نمازی، مدیر تصویربرداری و نورپردازی مسافران در ارتباط با تعداد دوربینها و نحوه پوشش صحنههای سریال میگوید: «بنای اولی که ما داشتیم بر استفاده از 2 دوربین استوار بود، منتها به این شکل که ما یک دوربین اصلی داشته باشیم و با دوربین دوم اصولا صحنههایی که مچ کات دارد نه به آن سیاق 2 دوربین مرسوم به قول معروف کار کنیم. تا قسمت 4 را تقریبا به این شیوه ضبط کردیم، بعد به مرور که جلو آمدیم و به زمان پخش نزدیک شدیم کمبود وقت بناچار ما را کشاند به آن سیستم تقریبا سنتی 2 دوربین! در واقع یک دوربین اصلی است و گاهی هم با دوربین دیگر مساوی کار میکند. به هر روی شوت دوربین بنابر زمان تولید سروسامان میگیرد.»
مدیر تصویربرداری مسافران در ارتباط با مولفههایی که در چینش دوربینها هنگام ضبط مدنظر دارد در ادامه توضیح میدهد: «مولفه اصلی به زمان موجود در آن روز بستگی دارد که کار میکنیم؛ روزهایی که فرصت داریم و زمان تولید به ما اجازه مانور بدهد مولفه چینش دوربین بر اساس تکنیک سامان میگیرد، روزهایی که زمان اندک است و تولید پرشتاب پیش میرود ما از آن بخش تکنیک میگذاریم! فقط بنا بر ضبط 2 دوربین آنچه که سنتی و مرسوم است کار را پیش میبریم.»
مـعـمـولا طـنـزهـای شبانه را با قاب آکادمیک تصویربرداران کار میکنند، مسافران با قاب عریض ضبط شده است، نمازی در ارتباط این سیاق قاببندی میگوید: «ابتدا قرار بود با اینتری دی و آپتری سیکس، افکتهای زیادی داشته باشیم تا در بخش دکـوپاژ و تکنیک بیشتر به ما کمک کند، چون نمیخواستیم قابهای ما حالت تئاتری و تلویزیونی مرسوم به خود بگیرند به این دلیل ما با همین قاب جلو رفتیم و به ناچار در آن هم ماندگار شدیم.
به هر روی اصولا آنچه که مرسوم است برنامههای نود شبی را با همان قطع آکادمیک یعنی 3 به 4 میگیرند ولی ما هم اگر میخواستیم آن سیاق کار کنیم باید آن طور رفتار میکردیم منتها از اول بنا بر چیز دیگری بود ولی در شرایط ضبط یک اتفاقات و مسائلی پیش میآید که همیشه دیرمان میشود، به همین خاطر طبق معمول از هدف اولیه دور میشویم.»
یکی از ترفندهای خوبی که رضا نمازی در این طنز شبانه به کار برده استفاده از دوربین روی دست برای ضبط برخی از صحنههاست که در چنین کارهایی تازگی دارد. وی چند و چون بهرهوری از این ترفند را این گونه شرح میدهد: «آقای جوان این نظر را داشتند که دوربین روی دست کار کنیم و خودم هم خیلی به این سیاق کار علاقه دارم. در تجربه قبلی هم که با ایشان داشتیم از این شیوه بهره بردیم. وقتی دوربین روی سهپایه نیست، یک جور زندگی در آن جاری است، در این روش تماشاگر خیلی خودش را به صحنه نزدیک حس میکند. دوربین به نوعی در برابر قابهای خیلی چیدمان شده، زنده میشود.»
نمازی در ارتباط با میزانسنها و نحوه هماهنگی با بازیگران که مدام تغییر موقعیت میدهند و گاه بداهه را چاشنی اثر میکنند در ادامه میگوید: «من با 2 جبر مواجه هستم! حالا نه برای گروه خودم شاید برای گروه صحنه و صدا نیز این جبر وجود دارد. ما در زیرزمینی کار میکنیم که سقفش خیلی کوتاه است، امکان نصب نور نداریم. پلانهایی در این سریال میبینید که 360 درجه دوربین میچرخد یا سقف را کامل در تصویر نشان میدهیم. این مکانهای کوچک با ارتفاع کم، کار را برای مانور گروه تصویر خیلی سخت میکند. بازیگران هم مدام حرکت دارند و میزانسن آنها دائم تغییر میکند. این قضیه ما را در محدودیت قرار میدهد. ولی با تمام این قضایا تا حد زیادی از پس این مشکلات برآمدیم.
یکی از نکات شاخص این سریال مسافران این است که ما سقف را میبینیم، شوت آف هم نداریم و نور هم درست است؛ مگر بجز برخی از پلانها که به قول معروف همه چیز به هم گره بخورد و خیلی ما را محدود کند.»
مدیر تصویربرداری مسافران پروسه شتابناک تولید و سرعت بالای ضبط کار را این گونه میسنجد: «نخستین بار است که سریال روتین شبانه کار میکنم، تجربه قدیم من به سریال خانه سبز برمیگردد که ما هفتهای یک شب کار داشتیم، البته این فشار کاری وجود داشت اما برای هفتهای یک مرتبه! ولی سریال هر شبی استرس زیادی دارد. در کل مسائل فنی فدای شتاب تولید میشود. اصولا قصههای 90 شبی یعنی روایت داستانی که برای مردم هر شب به سادگی تصویر شود با صدابرداری ساده و گریم آسان! یعنی همه موارد باید به سهولت انجام گیرد تا مردم بنشینند کاراکترهای آن قصه را نظارهگر باشند؛ انشاءالله که ارتباط برقرار میکنند. اصولا بخش تکنیکی در این گونه کارها جایی ندارد.»
علی احسانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: