کار حرفهایتان را با «آتش در زمستان» شروع کردید یا پیشتر از آن؟
زمانی که در آتش در زمستان به کارگردانی حسن هدایت به ایفای نقش پرداختم هنوز کار حرفهایام را شروع نکرده بودم. معمولا این طور است که وقتی گروههای فیلمبرداری به شهرستان میآیند تعدادی از بازیگران همان شهرستان را به پروژه میآورند. در آن زمان هم که آتش در زمستان ساخته میشد ما جزو نیروهای فعال تئاتر شهرستان رشت بودیم که در این کار با حسن هدایت همکاری کردیم.
پس میتوان همکاری با حسن هدایت را آغاز کار حرفهایتان به حساب آورد!
شروع فعالیت حرفهای من باز هم به زمانی جلوتر از این برمیگردد. در فاصله بین ایفای نقش در آتش در زمستان تا بازی در نقش حاج احمد کسمایی در سریال کوچک جنگلی همچنان به فعالیتهای تئاتری میپرداختم ولی ورود من به دنیای حرفهای بازیگری سینما و تلویزیون با کوچک جنگلی به کارگردانی بهروز افخمی آغاز شد. بعد از این سریال در 2 فیلم عروس و روز شیطان با همین کارگردان همکاری کردم و از آنجا به بعد بود که پیشنهادهای مختلف از جمله بازی در نقش ابوموسی اشعری در سریال امام علی (ع) و سریالهای تنهاترین سردار و یوسف پیامبر (ع) به من داده شد.
صدای شما یکی از ویژگیهای خاصتان است. چقدر در بهتر ایفا کردن نقشهایتان از آن بهره میگیرید؟
اگر صدای یک بازیگر مناسب تیپ و حرکات او باشد، خیلی به بازیگر برای ایفای بهتر نقش کمک میکند. من فکر میکنم صدای من به لحاظ همخوانی با تیپ و حرکاتم خیلی به من کمک میکند و خوشحالم به خاطر داشتن صدایی که همواره در طول کار به یاری من میآید.
به این واسطه هیچ وقت دوست نداشتید کار دوبله را تجربه کنید؟
البته دوبله را تجربه کردهام. در بعضی از سریالها مانند تنهاترین سردار یا خیلی سریالهای دیگر که صدا سرصحنه ضبط نمیشد، من به جای شخصیت خودم در فیلم یا سریال صحبت کردهام البته به طور خاص هم پیشنهاد برای دوبله داشتهام که نپذیرفتم زیرا به این کار علاقهای ندارم.
برای هر بازیگری چه حرفهای و چه آماتور ممکن است این اتفاق رخ دهد که نقشهایی را علیرغم میل باطنیاش ایفا کند و به عبارتی در آن نقش فقط حضور داشته باشد. این اتفاق برای شما هم رخ داده است؟
گاهی اوقات بازیگران نقشهایی را میپذیرند که به لحاظ شخصیتی و فیزیکی خیلی با خودشان فاصله دارد هر چند بعضی مشکلات و مسائل، بازیگر را مجبور میکند تا دست به چنین انتخابهایی بزند اما به طور کلی معتقدم یک بازیگر برای انتخاب نقشهایی که به او پیشنهاد میشود، باید نهایت دقت و وسواس را به خرج دهد و به این نکته توجه کند این نقشی را که قبول میکند با او سنخیت دارد یا خیر تا بتواند از عهده نقش برآید. به شخصه برای انتخاب نقشهایم به نزدیکی نقش به خودم بسیار توجه میکنم چون هر چه این نزدیکی بیشتر باشد درصد موفقیت در ایفای آن بالاتر میرود و در کنار یک انتخاب خوب، مطالعه پیرامون آن نقش و دقت در به کارگیری فنون بازیگری برای اجرای بهتر نیز کمک بسیار زیادی به بازیگر میکند.
یعنی برای پذیرش تمام نقشهایتان به این مساله توجه میکنید و تا به حال در انتخاب نقشهایتان اشتباه نکردهاید؟
بله. البته افرادی مثل من که تیپ خاصی داریم، معمولا در معرض پیشنهادهایی قرار میگیریم که بررسی تناسب نقش با بازیگر در آن اتفاق افتاده. واضحتر بگویم وقتی کارگردان یا بازیگردان به هنرپیشههایی مثل من پیشنهاد نقشی را میدهد به دلیل تیپ خاصی که داریم تا قبل از پیشنهاد نقش این مساله را در نظر گرفته که نقش تا چه اندازه با من سنخیت دارد و بعد از تطابق تیپ من با آن نقش، آن را به من پیشنهاد میدهد با این حال گاهی وقتها هم پیش میآید که همه چیز از لحاظ ظاهری بسیار تطابق دارد، اما وقتی نقش را به من پیشنهاد میدهند، بعد از مطالعه آن میفهمم با خصوصیات شخصیتی این نقش بیگانه هستم، ولی درکل تا به حال از تمام نقشهایی که ایفا کردهام چه در سریالهای تاریخی و چه در سریالهای خانوادگی، همه را دوست داشتهام و از آنها راضیام.
حالت عکس این ماجرا هم وجود دارد! یعنی گاهی وقتها نقش کاملا در حد و اندازه بازیگر است و ایفای آن بسیار ماندگار میشود. تا به حال از این دست نقشها ایفا کردهاید؟
من با نقش زندگی میکنم. وقتی حتی خلاصه داستانی به من گفته میشود که در آن نقشی را ایفا کنم، از همان ابتدا نقش را جستجو میکنم ولی همان طور که گفتید، بعضی از نقشها بیشتر از بقیه ماندگار میشوند و آدم نسبت به آنها یک حس متفاوت دارد. یکی از این نقشها که شروع کار من نیز با این نقش بود همان حاج احمد کسمایی در سریال کوچک جنگلی است. این نقش نه به گفته من که از واکنشهایی که بعد از آن از مردم و همکاران دیدم یکی از ماندگارترین نقشهایی بود که ایفا کردم. طوری که هنوز برخی از دوستان، من را به اسم کسمایی صدا میزنند.
این اتفاق راجع به نقش ابوموسی اشعری هم افتاد. هنوز خیلی از مردم شما را به این اسم میشناسند!
بله. آن هم یکی دیگر از نقشهای ماندگاری بود که ایفا کردم. این نقش از پیچیدگیهای زیادی برخوردار بود که برجذابیت آن میافزود و خوشحالم که به نحوی از پس اجرای آن برآمدم که هنوز در خاطرها هست.
نقش آنخماهو در یوسف پیامبر(ع) هم نقش متفاوتی بود، این طور نیست؟
این نقش با تمام کارهایی که سابق بر آن انجام دادم متفاوت بود و به شخصه خیلی به این نقش علاقه داشتم و برای درک صحیح و شناخت این شخصیت خیلی تلاش کردم و خدا را شکر طبق اذعان اطرافیان چه مخاطبان و چه دوستان و همکاران این نقش فقط برای من بود و خوب هم از آب درآمد. یادم میآید در مراسمی که با مهندس ضرغامی داشتیم کتایون ریاحی جملهای گفت که در ذهن من تا همیشه باقی میماند. او در آن جلسه گفت: «شما بزرگترین آنخماهوی جهان هستید»!
چگونه برای ایفای یک نقش و حضورتان در یک سریال یا فیلم سینمایی به خودتان تضمین موفقیت میدهید و این تضمین چقدر در انتخاب نقشهایتان موثر است؟
فرض کنید به من پیشنهاد بازی در سریال امامعلی(ع) داده شده است. خب من نگاه میکنم و میبینم که نویسنده آقای میرباقری است. داوود میرباقری کارگردان است و مدیر فیلمبرداری هم مازیار پرتو. این گروه به همراه بازیگرانی که حضور دارند یک اکیپ شاخص هستند و این مسلما خبر از موفقیت کار میدهد. دقیقا برعکس این ماجرا هم وجود دارد. در حال حاضر خیلی پیشنهاد بازی در تله فیلم به من داده میشود ولی وقتی جوانب کار را میسنجی میبینی این پیشنهاد فاقد معیارهای لازم برای رسیدن به موفقیت است. خب به طور قطع انتخاب چنین نقشهایی نمیتواند در روند پیشروی شما به سوی موفقیت تاثیرگذار باشد.
اگر اشتباه نکنم اولین همکاری شما با سیروس مقدم فیلم «گرگهای گرسنه» بوده، درست است؟
بله ولی سابقه آشنایی من با سیروس مقدم به سریال کوچک جنگلی برمیگردد. در سریال ریحانه با هم همکاری داشتیم و در سریالهای بعدی هم با وجود پیشنهاد همکاری، به دلیل درگیری من در پروژههای دیگر، نتوانستم حضور داشته باشم و در حال حاضر هم با سریال رستگاران در خدمت سیروس مقدم هستم.
طی این سالها، همکاری با سیروس مقدم چطور بوده است؟
آشنایی قدیمی ما خیلی جاها به ما کمک میکند. تسلط کاری و اخلاق خیلی خوب سیروس مقدم چیزی است که در طول این سالها همیشه وجود داشته است. وقتی با مقدم کار میکنی خسته نمیشود چون هم فضای کاری را خیلی خوب نگه میدارد و هم اینکه میداند از بازیگر چه میخواهد. برخورد خوب و لبخند همیشگیاش آدم را دلگرم میکند و باعث میشود با علاقه و عشق بیشتر به کار بپردازی و در ضمن خستگی را هم حس نکنی.
از کارهای سیروس مقدم چنین استنباط میشود که او به طولانی کردن قصه علاقهمند است، با این نظر موافق هستید؟
نظرها مختلف است، ولی من این را حس نمیکنم. اگر به همین سریال رستگاران توجه کنید میبینید که چیز اضافهای ندارد. کاملا به داستان پرداخته و از مطرح کردن حواشی خودداری کرده است. مثلا برخی از داستانها را میبینیم که آنقدر کش داده میشوند و آنقدر صحنهها و حرکات اضافی دارند که حوصله مخاطب را سر میبرد. هرچندگاهی وقتها این کش دادنها لازم است، ولی در این سریال اصلا چنین چیزی دیده نمیشود و خیلی جمع و جور و خوب به داستان پرداخته شده است.
درباره نقش صمصامی برایمان بگویید.
آقای نعمتالله خیلی خوب داستان را نوشتهاند و در کل داستان سریال جذابیتهای خاص خودش را دارد. شخصیتی که بازی میکنم برای من خیلی جالب است و مثبتترین شخصیت این کار است و به تمام معنی یک دوست است و با وجود این که میبیند شایسته به او دروغ میگوید و کلک میزند، ولی کینهای نیست و به دلیل علاقهای که به شایسته دارد خیلی به او وفادار است و به او کمک میکند.
ولی به نظر میرسد خیلی با شایسته درگیر است!
درگیریهایی که این شخصت با شایسته دارد به دلیل روراست نبودن شایسته با اوست و با مسائلی راجع به شایسته برمیخورد که اصلا نمیتواند باور کند و به نوعی خیلی یکه میخورد ولی در هر حال این شخصیت، درگیر ماجراهای شایسته است و قصد دارد به او کمک کند.
تجربه حضور در سریالی که هر شب از تلویزیون پخش میشود را چگونه ارزیابی میکنید؟
تجربه این کار را نداشتم و اولین کار هر شبیام بود. خیلی فشرده است. ساعات کار آدم را مجبور میکند که زمان بیشتری را صرف کنی. از این که با مقدم کار میکنم خیلی خوشحال بودم، ولی دوری از خانواده، اذیتم کرد.
فشردگی و شتاب کار اذیتتان نمیکند؟
یکی از خوبیهای این سریال با وجود حجم زیاد کاری، این است که خسته نمیشوی. برای مثال گاهی وقتها پیش میآید تو در کاری حضور داری که انرژی زیادی هم صرف کار نمیکنی و زمان زیادی را از تو نمیبرد ولی بسیار خسته میشوی و برعکس گاهی وقتها هم با وجود روزی 17 16 ساعت کار احساس خستگی نداری، چرا که احساس میکنی مفید بودهای و وقتت را به بطالت نگذراندهای. در این سریال درست است که روزانه زمان زیادی را صرف کار میکنیم، اما همین مفیدبودن است که باعث میشود حتی حجم بالای کار و شتاب آن را احساس نکنم.
با توجه به نقشهای شما میتوان فهمید که گستره انتخاب نقشهایتان بسیار وسیع است و نقشهایی که میپذیرید خیلی از هم فاصله دارند. دلیل این همه تنوع چیست؟
خیلی از بازیگران هستند که وقتی در نقشی موفق میشوند، کارهای بعدیشان نیز متاثر از آن نقش موفق میشود و با به کارگیری حرکات و نوع بیان آن نقش، سعی در تکرار دوباره آن موفقیت دارند در حالی که یک بازیگر باید این توانایی را داشته باشد که بدون تکرار یک نقش به موفقیتهای پیدرپی برسد و هر بار چیز جدیدی را برای عرضه به مخاطب داشته باشد. وقتی یک مخاطب بتواند بازیگر را در نقشهای متفاوت از کاهن اعظم با شخصیتی منفی و تیپی خاص گرفته تا صمصامی بسیار مثبت ببیند، برای خود بازیگر خوب است و این امکان را به او میدهد تا با ایفای شخصیتهای متفاوت توانایی خود را به مخاطب اثبات کند.
نقشتان در سریال کلاه پهلوی! کمی راجع به آن توضیح میدهید؟
در کلاه پهلوی، کنار محمدرضا شریفینیا نقش شیخ ذبیحالله را بازی میکنم که یکی از مذهبیون افراطی با عقاید تند و خشک است و نسبت به همهچیز معترض است. زمانی که کلاه پهلوی مد میشود و اجبار میشود، صدایش درمیآید و در نهایت او را مجبور میکنند علاوه براین که ریشهایش را بتراشد از کراوات هم استفاده کند. دختر و پسری دارد که خلاف عقیده پدر اهل هنر و موسیقی هستند و در کل شخصیت جالبی است که باید ببینید.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم