در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارشهای متعددی وجود دارد که براساس آنها صدور گذرنامههای جعلی و چاپ اسکناسهای تقلبی به یکی از منابع مهم درآمد برای زمامداران پیونگیانگ تبدیل شده است. شاید بعضی از این گمانهزنیها بزرگنمایی شده باشد اما شکی وجود ندارد که هر کس سکان هدایت کرهشمالی را در دست داشته باشد به گنجی بزرگ دست یافته است.
هرچند یک سوم مردم کرهشمالی با سوءتغذیه دستوپنجه نرم میکنند لیکن رهبران کرهشمالی اقتصادی 40 میلیارد دلاری را مدیریت میکنند که بر معاملات غیرقانونی و البته منابع طبیعی سرشار این کشور از جمله طلا استوار شده است.
وقتی پای چنین پول هنگفتی در میان باشد مساله جانشینی در سلسله مراتب رهبری به موضوعی مهم و حیاتی تبدیل میشود. تا آنجا که به کرهشمالی مربوط میشود مخفیکاری و فقدان شفافیت موجب شده است در غیاب اطلاعات درست و قابل استناد همه کسانی که به نوعی به سرنوشت این کشور علاقهمند هستند به گمانهزنی روی آورند.
کیم جونگ ایل، رهبر کنونی کرهشمالی وضعیت جسمانی چندان خوبی ندارد. میگویند او در حدود یکسال قبل سکتهای مغزی را پشت سر گذاشته و در حال حاضر با سرطان دست و پنجه نرم میکند. کیم 68 ساله بهندرت در انظار عمومی ظاهر میشود و در تصاویر کمشماری که طی ماههای اخیر از او منتشر شده به وضوح مریضاحوال و ضعیف به نظر میرسد.
مساله وضعیت جسمانی کیم بسان هر آنچه به کرهشمالی مربوط میشود پررمز و راز است و حتی دستگاههای اطلاعاتی عریض و طویل ایالاتمتحده هم اطلاعات خود را بر حدس و گمان استوار ساختهاند. برخی حال کیم را خیلی وخیم توصیف میکنند در حالی که دیگران میگویند او خیلی هم بیمار نیست. به هر حال کیم چه شاداب و چه بیمار مترصد تعیین جانشین از بین سه پسرش برای خود است.
هیچکس به درستی پسران کیم را نمیشناسد و آنان هم چون پدرشان همیشه از انظار عمومی پنهان بودهاند. آنان برخلاف عدی و قصی، پسران صدام حسین بیمارانی روانپریش نیستند. آنان گرایشات عجیب و غریب پدرشان را از جمله علاقه زایدالوصف به فیلمهای غربی به ارث بردهاند. کیم به وضوح به داشتن آرشیوی بزرگ با 20 هزار فیلم به خود میبالد. میگویند وزارت امور خارجه کرهشمالی چند سال قبل در یکی از پیامهای محرمانه خود برای نماینده این کشور در سازمان ملل به او دستور داده بود فورا یک نسخه با کیفیت از فیلم «مرگ ناگهانی» ژان کلود وندام که هنرپیشه محبوب کیم است را تهیه کرده و به پیونگیانگ ارسال کند.
پسران کیم که رسانههای کرهشمالی از او تحت عنوان «رهبر گرانقدر» یاد میکنند هم بر اساس اطلاعات موجود به محصولات آرمانی، بازیکنان NBA ، اریک کلاپتون و پارکهای تفریحی دیسنیلند علاقهمند هستند.
کیم جونگ اون، پسر کوچکتر که تنها 26 سال سن دارد و از سوی پدرش به عنوان نامزد اصلی رهبری کرهشمالی انتخاب شده است بیش از 2 برادر دیگرش برای دستگاههای اطلاعاتی غربی ناشناخته است.
پسران رهبر گرانقدر
هرسه پسر کیم بهشدت علاقهمند دستیابی به مقام رهبری هستند. کیم ایل سونگ، «رهبر معظم کرهشمالی» که بنیانگذار حاکمیت کمونیستی این کشور بود، اعتبار خود را از مبارزه با امپریالیستها به دست آورده بود. او در ابتدا با اشغالگران ژاپنی جنگید و سپس در جنگ کره به مصاف ایالاتمتحده رفت.
پسرش کیم جونگ ایل، رهبر گرانقدر به واسطه دههها کارآموزی در مکتب پدر بهخوبی فراگرفته بود چطور بر دشمنان و رقبای داخلی غلبه کند. او در بدو شروع دوران حاکمیتش یکی از برادران ناتنیاش را به عنوان سفیر کرهشمالی در فنلاند روانه هلسینکی، پایتخت این کشور کرد تا اطمینان یابد او موی دماغش نخواهد شد. او در سال 1998 و 4 سال پس از مرگ پدرش از استراتژی «Songun» به معنای «اول ارتش» پرده برداشت. در قالب این استراتژی امرای ارتش به یمن سخاوتمندی رهبر گرانقدر از اقامتگاههای مجلل و خودروهای گرانقیمت چون BMW و لکسوس برخوردار شدند.
حداقل یکی از پسران رهبر گرانقدر چون خود او مدتی را به تحصیل در یکی از مدارس خصوصی پرهزینه سوئیس گذراند. پاییز سال 1992 میلادی بود که لیموزینی در برابر مدرسه بینالمللی برن (ISB) که تنها چند دقیقه تا سفارت کرهشمالی در پایتخت سوئیس فاصله دارد، توقف کرد. دو پسر از آن پیاده شدند. مقامات سفارت کرهشمالی این دو را به عنوان فرزندان دیپلماتها درISB ثبتنام کرده بودند و هر دو قرار بود در کلاس چهارم درس بخوانند. با این حال این دو پسر برای تحصیل در کلاس دوم کمی بزرگ به نظر میآمدند.
تنها چند ماه بعد و با فرارسیدن کریسمس، لباسهای ساده این دو جای خود را به جینهای گرانقیمت غربی دادند و هر دو در مراسم جشن سال نو شرکت کردند. یکی از این دو پسر کیم جونگچول، پسر دوم رهبر گرانقدر کرهشمالی بود که عاشق بسکتبال و هوادار پروپاقرص تیم شیکاگو بولز است. با این حال او در بسکتبال تبحر خاصی نداشت. محافظ شخصی او با توجه به همین عشق و علاقه، پیشنهاد تشکیل تیم بسکتبال ISB را مطرح کرد که چول در آن بازی میکرد.
آنچنان که همکلاسیهای جونگچول که با نام اسکار پاکچول در ISB درس میخواند، میگویند او پسری خوشخلق و آرام بود. او شعر میگفت و هنوز هم میتوان نمونه شعرهای او را در ورقههای امتحانی درس ادبیات ISB پیدا کرد. همین روحیه ملایم باعث شد رهبر گرانقدر کرهشمالی چونگچول را فاقد استحکام شخصیتی لازم برای هدایت کرهشمالی تلقی کند.
تا همین اواخر گمان میرفت کیم جونگنام، پسر ارشد رهبر گرانقدر بخت اول احراز رهبری کرهشمالی پس از مرگ پدرش باشد. بعد از آن که جونگنام در سال 2001 در فرودگاه ناریتای توکیو، پایتخت ژاپن به اتهام سفر با گذرنامه جعلی جمهوری دومینیکن دستگیر شد خیلیها از بر باد رفتن رویای رهبری او گفتند. او تنها میخواست سری به دیسنیلند توکیو بزند که توسط پلیس گذرنامه ژاپن دستگیر شد.
جونگنام که کمی چاق است و به ظاهر از بیماری قند رنج میبرد در گفتگویی با خبرنگاران در ژاپن تصریح کرده بود به سیاست علاقهمند نیست و عکاسان رسانهای چندینبار او را در حال خرید کلاههای آرمانی و لباسهای برندهای مشهور در ماکائو و هنگکنگ به دام انداختهاند.
فرزند محبوب پدر
کیم جونگاون، کوچکترین پسر رهبر گرانقدر به مراتب بیشتر از برادران بزرگترش برای رسانهها و دستگاههای اطلاعاتی غرب ناشناخته است.
به ظاهر او هم بخشی از تحصیلات خود را در سوئیس پشت سر گذاشته است. مهمترین منبع اطلاعاتی در مورد جونگاون و 2 پسر دیگر کیم جونگایل کسی نیست جز کِنجی فوجیموتو، آشپز شخصی پیشین رهبر گرانقدر کرهشمالی که در سال 2001 میلادی به ژاپن گریخت و اطلاعات زیادی پیرامون حاکمیت کرهشمالی به غربیها داد.
به ادعای فوجیموتو مهمترین دلیل علاقهمندی کیم به کوچکترین فرزندش شباهتهای این دو است. جونگاون به لحاظ شخصیتی سرسختتر از برادران بزرگترش است و روحیهای ماجراجو دارد. پدرش از این روحیه او لذت میبرد. تنها 7 سال داشت که با نظر مثبت پدرش پشت فرمان مینشست و در حالی که پایش به سختی به پدالها میرسید با یک دستگاه خودروی مرسدس بنز در محوطه اقامتگاه ریاستجمهوری رانندگی میکرد.
رهبر گرانقدر که جسارت پسر کوچکترش را دوست داشت از بدو نوجوانی به او اجازه داده بود مشروب الکلی بنوشد و یونیفورم نظامی به تن کند. وقتی تنها 12 سال داشت از خواهر کوچکترش خواسته بود به جای آن که او را برادر خطاب کند «رفیق ژنرال» صدا بزند.
کم نیستند رسانههایی که میگویند نسخهای که فوجیموتو از زندگی رهبر کرهشمالی و خانوادهاش ارائه میدهد خیلی قابل استناد نیست چرا که او در برابر مصاحبه با رسانهها پول طلب میکند و به همین دلیل به طور طبیعی برای آن که حرفهایی که میزند تکراری نباشد هر دفعه اطلاعات هیجانانگیزتری ارائه میدهد.
جونگاون در سن 18 سالگی وارد دانشکده نظامی کرهشمالی شد. برنامه درسی او متفاوت از سایر دانشجویان این دانشگاه بود و دروسی پیرامون وضعیت سیاسی داخلی کرهشمالی، چالشهای خارجی و مباحث عقیدتی را با هدف پاکسازی اثرات تحصیل در غرب در بر میگرفت.
هر چند روایتهای مختلفی در مورد زندگی جونگاون نقل میشود اما همه دستگاههای اطلاعاتی در یک مورد اتفاقنظر دارند: «او 26 ساله در مسیرتکیهزدن بر جای پدرش قرار گرفته است.»
به مقامات حزب حاکم کارگر کرهشمالی دستور داده شده جونگاون را «رفیق نابغه» خطاب کنند و در محافل حزبی جزواتی پیرامون دستاوردهای انقلاب جونگاون توزیع شده است. به ظاهر جونگاون در فلسفه و هنر دستی دارد و میگویند درایت و مدیریت او بود که به راهیابی تیم ملی فوتبال کرهشمالی به بازیهای جامجهانی برای اولین بار پس از سال 1966 منجر شده است.
جونگاون با انتخابش به عنوان عضو کمیته ملی دفاعی (عالیترین نهاد نظامی کرهشمالی) و برعهده گرفتن ریاست سازمان اطلاعاتی این کشور همین حالا هم مهمترین مقام کرهشمالی پس از پدرش است. مادامی که رهبر گرانقدر زنده است، مقامات حزبی و رسانههای کرهشمالی از جونگنام تحت عنوان «رفیق نابغه» یاد میکنند و با مرگ پدرش او عهدهدار رتق و فتق رژیمی بیمار خواهد شد که به اتکای معادن طلا و معامله موشک و فناوری هستهای به سختی به حیاتش ادامه میدهد.
منبع: NBC / مترجم: رضا سادات
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: