در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای آشنایی با چگونگی شکلگیری برنامه نقره با منصور ضابطیان طراح، نویسنده و یکی از کارگردانان برنامه نقره به گفتگو نشستیم. هرچند پس از گفتگو متوجه شدیم که قسمت پایانی این برنامه جمعه روی آنتن میرود، اما گفتگو از این بابت میتواند جالب باشد که به احتمال زیاد پس از این، تولید و پخش برنامههایی مانند نقره در رسانه زیاد خواهد شد، چون طبق یک سنت دیرینه در تلویزیون ما،توفیق یک برنامه باعث میشود تولید برنامههای مشابه رونق پیدا کند.
این روزها خاطره بازی رواج پیدا کرده است تا یکی به یکی میرسد، بهترین راه را در این میبیند که سری به گذشته بزند و دوستداشتنیهای گذشته را با هم مرور کنند. به نظرتان دلیل رواج خاطره بازی چیست؟
خاطره بازی چیزی امروزی نیست. تصور میکنم قدمتی کمی کمتر از سن بشریت داشته باشد. همان موقع که آدمی مفهوم دیروز را فهمید، اما شاید وقتهایی که آدمها با شرایط دشوار زندگی روبهرو میشوند خاطره بازیهایشان پررنگتر شده است. حالا اگر تصور میکنید این اتفاق افتاده جوابش را باید از آدمهایی بگیرید که شرایط زندگی در دنیای مدرن را دشوارتر کردهاند.
آیا در زمان حال اتفاق جالبی نمیافتد که بتوان درباره آن صحبت کرد و لذت برد؟ چرا گذشته برای ما ایرانیها همواره بهتر از اکنون است؟ آیا اکنون ما همچنان میگذرد که برای آیندگان تبدیل به خاطره خوش شود که تمایل داشته باشند آن را مرور کنند و از این مرور لذت ببرند؟
مگر میشود در حال اتفاقی نیفتد؟ ما در آکواریوم رخدادهاییم. گاهی به عمق میرویم گاهی به سطح میآییم. در ترجمان رسانهای ماجرا هم همین اتفاق افتاده است. مجموعه برنامههایی که از امروز آدمها میگویند به مراتب بیشتر از برنامههایی است که از گذشته حرف میزنند. این کاملا طبیعی است. شما غیر از این فکر میکنید؟
خاطره بازی رسانهای را چگونه تعریف میکنید؟
پرسش دشواری است که نمیتوانم آن را شرح دهم، اما تصور میکنم شکلی از این تعریف را میتوانید در نقره جستجو کنید؛ ولی به هر حال این هم تنها یک نوع از شیوه تعریف رسانهای آن میتواند باشد.
آیا برنامه نقره را با محور مرور خاطرات گذشته طراحی کردهاید؟
بله. در تیتراژ برنامه شعری خوانده میشود که در آن به گذشتههای دور و نهچندان دور اشاره شده که اتفاقا این دومی برای ما مهمتر بود، چراکه همین گذشتههای نهچندان دور به واسطه سرعت زندگیهای امروز گویی فاصله زیادی از ما گرفته است.
اگر چنین است در لابهلای خاطرات گذشته دنبال چه چیزی بودید و هستید؟
دنبال خودمان، خود از دست رفتهمان... دنبال ریشههایی که روزی در خاک بود و حالا هوازی شده. برای همین است که معلق ماندهایم و تا این حد آسیبپذیر شدهایم.
آیا شما هم معتقدید گذشته بهتر از اکنون است یا بر این باورید که اکنون ما برای آیندگان تبدیل به خاطرهای خوب میشود؟
مطلقگرایی آدم را به سوی صدور احکام قطعی سوق میدهد و من از این کار پرهیز دارم. از همین رو نمیتوانم پاسخ صریحی به این پرسش بدهم. این را فراموش نکنیم که ذهن آدمها معمولا تلخیها را زودتر از شیرینیها فراموش میکند. پس عجیب نیست اگر همیشه تصور کند دیروز بهتر از امروز بوده. زندگی با شیرینیهای دیروز و تلخیهای امروز عادت نادلپذیر مردم ماست. ما در نقره از گذشته گفتیم، اما تنها این را نگفتیم که همه آنچه داشتهایم خوب بوده و همه آنچه داریم بد است. این بیانصافی مطلق است که پیشرفت جهان و سهولت زندگی امروز را نادیده بگیریم.
برنامه نقره ظهر جمعه پخش میشود. آیا این زمان برای پخش برنامهای مانند نقره زمان خوبی است؟
هم بله و هم خیر. برای خیلیها این ساعت خوبی است. جایی بین خواب نسبتا طولانی صبح جمعه و ناهار دیر هنگام این روز؛ اما شاید اگر نقره ساعتی از شب را به خود اختصاص میداد میتوانست بیننده بیشتری داشته باشد.
نقره برنامهای مهمان محور است. در انتخاب مهمانان برنامه چه شاخصههایی را در نظر میگیرید تا این برنامه مخاطبان بیشتری را با خود همراه کند؟
نقره برنامه مهمان محوری نیست. بر این اساس میگویم که برخلاف برنامههای مهمان محور میزان زمان گفتگو با مهمان به مراتب کمتر از زمان پخش بخشهای دیگر است. از سوی دیگر چند تا از بهترین قسمتهای نقره از قضا قسمتهایی بود که مهمان نداشت. با این حال در انتخاب مهمانها هم بیش از هر چیز به خاطره انگیز بودن حضور آنها فکر میکنیم.
برای برنامه نقره چه طیف مخاطبی را تعریف کردهاید؟ (سن، تحصیلات، زن، مرد و...) البته چنین به نظر میآید که مخاطبان برنامه شما باید بیشتر نسل اول و دوم انقلاب باشند تا با یادآوری مطالب عنوان شده در برنامه بتوانند با آن همراه شوند؟ جایگاه نسل سوم و چهارم در برنامه شما کجاست؟
اگر از بعد خاطره بازی به برنامه نگاه کنیم مخاطب اصلی ما کسانی هستند که دوران کودکی، نوجوانی و جوانیشان در سالهای اواخر دهه 50 تا اواسط دهه 70 گذشته است. با این حال طیف وسیعی از بیننده ما در این تقسیمبندی نمیگنجند، اما با این حال برنامه را دوست دارند. این نشان میدهد اگر شما متریال خوبی در دست داشته باشید، اصول برنامهسازی را بدانید و جسارتا خرده هوشی و سر سوزن ذوقی هم باشد میشود هر نوعی از مخاطب را پای تلویزیون نشاند.
چرا نام نقره را برای برنامه خود انتخاب کردید؟
نقره در طول زمان و بر اثر مجاورت با اکسیژن هوا سیاه میشود، اما اگر این سیاهی را از روی نقره بزدایید از ابتدا نیز درخشانتر میشود. درست مثل خاطرههای قدیمی که در بازخوانی دلپذیرتر به نظر میرسند. شاید توجه به شعر تیتراژ برنامه بتواند کمک بیشتری کند:
از روزگار دور و نهچندان دور/ سوار زورق سرشار آینه/ بر رودی از گذشته/ به امروز میرسیم/ و به فردا/ که در دستان مردم این دشت خاطرههاست/ خاطرههای خوشاهنگ دلپذیر/ مثل نقره درخشان/ مثل نقره بینظیر.
انتخاب مجری در برنامههایی مانند نقره بسیار مهم است، چون مجری در این برنامهها ستون و گرداننده اصلی است. در انتخاب مجری چه نکاتی را در نظر داشتید؟
برای انتخاب چند مساله را در نظر داشتیم اولا این که چهرهای جدید باشد که با برنامه نقره دیده شود و بعدها اگر کسی سراغ او را گرفت نشانی و نشانهاش برنامه نقره باشد. از طرفی باید خودش هم دست به قلم میبود. اگرچه برنامه را من مینویسم، اما برایم مهم است که مجری خود نیز دایره واژگان وسیعی داشته باشد بویژه در یک برنامه زنده که مهمان هم دارد. یک عامل تعیینکننده دیگر این بود که مساله خاطره بازی مساله شخصی او هم باشد و البته چند عامل دیگر که در درجه دوم اهمیت بود.
در برنامههای خاطره محوری مانند نقره بیننده انتظار دارد مجری با سن بالا و به اصطلاح پختهتری گرداننده برنامه باشد تا بتواند با مهمان برنامه و مرور خاطرات او بیشتر همراه شود و بیننده احساس نکند که مجری از مهمان برنامه یا برنامهای که به عنوان اثری شاخص و متعلق به گذشته مرور میشود، عقبتر است یا هیچ تعلقی به آن گذشته ندارد.
درست است. این هم برای ما عامل موثری بود، اما شما مجموعه این عوامل را به خطوط قرمز تلویزیون در بهکارگیری مجریانش اضافه کنید و ما را هم از نتیجه آگاه کنید.
آیتمهای نقره را بر چه اساسی طراحی میکنید؟ انتخاب برنامههای شاخص گذشته مثلا مسابقههای تلویزیونی چگونه انتخاب میشوند؟ البته مهمانان برنامه هم سهم بسزایی در نقره دارند. آنها چگونه انتخاب میشوند؟
بخشهای مختلف نقره هریک براساس نوع مهمان، مناسبتهای هفته یا حال و هوای اجتماعی تغییر میکند. گاهی پیش آمده روز پنجشنبه همه چیز را به هم ریخته و تصمیم جدیدی گرفتهایم، البته این کار بسیار دشوار است، اما تصور میکنم اگر قرار باشد فضای ژورنالیسم را به تلویزیون بیاوریم باید این دشواریها را پذیرفت.
طراحی صحنه نقره هم حرف و حدیثهایی به همراه داشته. چرا در یک برنامه خاطره محور که گذشته برایش مهم است از طراحی کاملا مدرن استفاده کردهاید و کمتر نشانهای از سنتهای گذشته در این طراحی میبینیم؟
دقیقا به همین دلیل که شما این پرسش را مطرح میکنید ما طراحی صحنه را کاملا مدرن کردهایم. در واقع یک نوع آشناییزدایی و عبور از کلیشههای قابل انتظار. درست است که ما آدمهای خاطره بازی هستیم، ولی آدمهای خاطره باز مدرنی هستیم.
چه شد به فکر طراحی برنامهای مانند نقره افتادید؟
ما جای خالی نوستالژی نسل خودمان را حس میکردیم. نوستالژی که با نوستالژی پدرانمان متفاوت بود. نقره ادای دین به این نوستالژی بود در جهت درک بهتر شرایط زندگی برای تصحیح خطاها و لذت بردن بیشتر از امکانات روزگار مدرنتر امروز.
نقره تا چه زمانی روی آنتن خواهد بود؟
بدون آن که از ابتدا برنامهریزی زمانی دقیقی صورت گرفته باشد، پخش بیست و ششمین و آخرین برنامه نقره همزمان شده با روز میلاد حضرت ولی عصر(عج.) شاید این حسنختام، عیدی ما باشد که 7 ماه در دلهای مردم بودیم و در کنار همه تجربههای مختلفی که داشتند توانستیم ساعتی آنها را از مشکلاتشان فارغ کنیم.
روز 16 مرداد ویژه برنامه نقره به افتخار عید بزرگ ایرانیان و به مناسبت آخرین برنامه به جای یک ساعت، 2 ساعت خواهد بود و گروه سازنده امیدوار است نقره خود بتواند بخشی از خاطرههای فردای مردم ایران باشد.
طاهره آشیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: