در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برنامههایی که گاه شنونده را درگیر میکند و به عنوان شنونده ثابت حفظ میکند و گاه در حد یک شنونده گذرا نگاه میدارد، سطح تولید یک برنامه نموداری است از توقع مخاطب (نیاز جامعه) و صلاحدید مدیران مربوط که در راس آنها نیاز جامعه به چشم میخورد. باید و نبایدهای یک جامعه اصلها و فرعهای یک اتفاق برنامهساز را هدایت میکند تا آنچه را که قرار است با نام برنامه به مخاطب ارائه کند بشناسد. شاید کمتر مخاطبی بداند که هر برنامه نویسندهای دارد و باز هم شاید کسی نداند که تهیهکنندهای که گوینده از آن در انتهای برنامه یاد میکند حکم امضای چک را ندارد و مثلا انتخاب بجای موسیقی به عهده اوست. مخاطب نـه سـردبـیـر مـیشناسد نه نویسنده میخواهد نه تهیهکننده، برای او مهم گوینده است که حرف میزند. گوینده حکم ویترین را دارد و کالا را به بهترین شکل میتواند عرضه کند تا خریدار خوبی پیدا شود. برنامه با این هدف ساخته میشود که یاد بدهد سرگرمکننده باشد، جذب کند و با توجه به ساعت پخشش ذهن مخاطب را درگیر کند. درگیر کردن در ساعتهای مختلف معنای متفاوت برای اهالی رادیو دارد.
هدف از برنامه صبح اطلاعرسانی خبرها، ایجاد انگیزه و امید و شروع صبح شاد است.
برنامههای ظهر، کارشناسمحور، جنجالی و علمی هستند که نزدیکی ظهر ریشههای مذهبی هم پیدا میکند تا ذهن شنونده را برای اذان ظهر آماده کند.
برنامههای عصر که از آن به عنوان پیشانی شبکه یاد میکنند قرار است مفرح، چالشی و همینطور طنزگونه باشد تا با بررسی اتفاقهای یک مجموعه یا جامعه شنونده را آگاه کند. این آگاهی به معنای دانای کلی بودن نیست که اهالی رادیو هم خود شنونده هستند و فقط از آن چه قرار است در برنامه اتفاق بیفتد خبر دارند و نه از آنچه که در جامعه پیش میآید و همین همگام بودن حس جاری برنامه را شکل میدهد.
برنامههای شبانگاهی... فرصت خوب فکر کردن را به مخاطب عرضه میدارد، محیطی آرام، بیدغدغه که مخاطب میتواند آن را در حین انجام دادن هر کاری تجربه کند. وقتی قرار است شب وقت آرامش باشد برنامه شبانگاهی چرا این وقت را بیوقت کند.
و اما دوباره باز این تعاریف با عوض شدن فصل هم متفاوت میشود؛ بهار فصل دوبارگی است و نو شدن. موضوعات و محورهای برنامهسازان باید در همین راستا باشد. تابستان فصل گرما و یادگیری است وقتی قرار است کسی وقتش را با موج رادیو بگذراند آن هم در گرما، باید برایش خنکی خیالی تصویر کرد.
پاییز فصل احساس است و حرکت... فصل شروع، اما نه فصل نو شدن. این تفاوت در برنامهها لحاظ میشود... زمستان فصل سرما و تمام شدن است اما دلیل ندارد حس کهنگی داشته باشد... این تعاریف است که باعث خلاقیت میشود. چون آدمها فکر دارند و فکرشان تعریف دارد و تعریفشان از هم متفاوت است... رادیو تفاوت را یدک میکشد و با دیگر رسانهها فرق دارد. گاهی برخی با این دید رادیو را ارزیابی میکنند که شنوندهها اجباری این رسانه را انتخاب میکنند خصوصا وقتی نمیتوانند با رسانه دیگری سرگرم شوند. باز هم اگر این اتفاق افتاده باشد رادیو با دیگر رسانهها فرق دارد چون شنونده دارد و مخاطبش حتی اجباری خود را از اهالی برنامه میداند که زنگ میزند که به موضوع فکر میکند که میداند، چه بگوید، چه نگوید، کجا بگوید و برای کدام شبکه؟
پس حتی اگر اجباری هم باشد ــ یعنی امتیاز ــ رادیو تفاوت را یدک میکشد. چون حس کنجکاوی را در همه ایجاد میکند که چه کسی چگونه با او سخن میگوید. محدودیت مرغوبیت میآورد. این را از رادیو وام گرفتهاند.
از برنامه گفتیم از درگیر شدن و توفیر معنا و از تفاوتها حرف شد، اما از گوینده نگفتیم. از او با نام ویترین یاد شد. کم است... او ویترین هست و نیست. او سوداگر است... حنجره را میشناسد ــ یعنی باید بشناسد ــ مخاطب را هم میشناسد، خوراک آماده است.
نویسندهها نوشتهاند، سردبیر برنامه را چیدمان داده و تهیهکننده چاشنی را انتخاب کرده و حالا باید گوینده آن را تعارف کند. باید به آن لعاب ببخشد. باید به تارهای صوتیاش اعتماد کند. او تنها یک سوداگر هم نیست. او به درستی نامش گوینده است. گوینده در تعریف به کسی گفته نمیشود که فقط حرف میزند. به کسی گفته میشود که حرف را میفهماند؟
و آخر یک اعتراف ساده دوستداشتنی برای اهالی رادیو وجود دارد و آن این است که شنونده حرفهای از برنامهساز مبتدی پیشتر است. چون شنونده حرفهای دیگر حکم یکی از واژههای دایرهالمعارف رادیو را دارد و چقدر اهالی رادیو این واژه را دوست دارند و چقدر برای رضایت او تلاش میکنند و چقدر برای تلاش شبانهروز او آسودگی میآفرینند و این شنونده خود نمیداند چقدر مهم است و کاش بداند که احترامش میگذارند به حکم آن که میفهمد.
مارال دوستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: